اخبار آرشیوی
عماد افروغ طی یادداشتی در خصوص انتشار فیلم موهن آمریکایی نوشت: بیداری اسلامی مورد توجه کسانی در غرب قرار گرفته و نتیجه این بیداریها آنها را نگران میکند بنابراین تلاش میکنند تا با این اقدامات نوعی "اسلامهراسی ساختگی" را پدید آورند
به گزارش«نسیم»، عماد افروغ در سایت تابناک نوشت: انتشار فیلم موهن آمریکایی رخدادی بود که بازتابها و واکنشهای بسیاری را به دنبال داشت. اما نکتهای که قطعا میتوان در این باره گفت، این که حیات سرمایهداری و لیبرال دمکراسی و حتی به عبارت بهتر، حیات استکبار جهانی ـ که به گونهای همزاد و همراه با صهیونیسم پیش میرود ـ یک «دیگرسازی» بود که تا دیروز که جهان سرمایهداری به گونهای جهان سوسیالیستی شوروی به شمار میرفت، به نوعی دیگر پیش میرفت؛ حال بماند که این دیگرسازی، دیگرسازی مبنایی نبود، چرا که نظام سرمایهداری و سوسیالیستی هر دو مبنای مشترکی داشتند؛ اما همان گونه که اشاره شد، جهان «دیگر سرمایهداری» پس از فروپاشی شوروی به نام «دیگرسازی اسلامی» تغییر نام داد و بسیاری از سیاسیون از این به عنوان یک سرمایهداری یاد میکنند تا سرانجام با نوعی اسلامهراسی، اهداف خود را دنبال کنند. این دیگرسازی باعث میشود، تصاویر اسلامهراسی به بیرون منتشر شود و در پایان پس از فروپاشی بلوک غرب، دستاویز صهیونیسم قرار گیرد. قرائتی که از سوی غرب و آمریکا شکل میگیرد، قرائتی است که در چهارچوب نوعی اسلام تعریف شده که اسلام ناب نیست.
اسلام ناب و اسلامی که به همه حقوق مردم احترام میگذارد و آزادی را در کنار اخلاق و منویات آن تعریف میکند، در این قرائتها دیده نمیشود، به گونهای که بسیاری از افراد و احزاب بودند که از آغاز احیای اسلام با آن سر سازگاری نداشتهاند. همچنین در این میان نکتهای قابل طرح میشود و آن انقلاب اسلامی است که برخی افراد آن را محصور به ایران میدانند، ولی این گونه نبوده و انقلاب اسلامی رخ داده در ایران ـ که نمونه آن را در کشورهای دیگری مانند مصر، تونس و کشورهای منطقه دیدیم ـ ماهیت ایرانی نداشته و کلیت آن، اسلامی بوده است. اکنون این پرسش طرح میشود که منظور کدام اسلام است؟ البته اسلامی که بتواند حامی آزادیخواهی و عدالتخواهی باشد، در بهار عربی هم دیده میشود، در نتیجه ایرانی و اسلامی بودن را نمیتوان محدودتر کرده و بهار عربی را در برابر بیداری اسلامی گذاریم، چرا که همگی از یک نوع به شمار میروند. اما در این باره در جهان عرب متأسفانه، حکامی بر رأس امور بودند که توجهی به آزادی، اخلاق و رعایت حقوق دیگران نداشتند و در برخی مسائل، برتریهایی را میگذاردند که عدالت را زیرسؤال میبرد. بنابراین، این دوگانگیها نوعی نارضایتی
پدید میآورد. براستی مشخص نیست، چرا باید بین بیداری اسلامی و بهار عربی که ماهیتی یکسان دارد، تفاوت قائل شد؟ بیداری اسلامی و بهار عربی که هماکنون از سوی برخی کشورها رخ میدهد، مورد توجه کسانی در غرب قرار گرفته و واقعیت و نتیجه بیداریها آنها را نگران میکند. بنابراین، تلاش میکنند تا چهره دیگری از اسلام را معرفی کنند تا بتوانند از این آب گلآلود ماهی بگیرند. حرکتهای زنجیرهای که شاهد وقوع آنها در هر برههای از زمان هستیم، به دنبال هم رخ میدهند تا نوعی اسلامهراسی را پدید بیاورند که البته این اسلامهراسی ساختگی است.