اخبار آرشیوی
محمدرضا باهنر: "دولت وحدتملی" را منهای فتنه، انحراف و جریانات خاص میپذیرم/ عدهای برای مدیریت مجلس رأی نیاوردند، از هیأت رئیسه انتقامجویی میکنند/ بازی با عنوان "اصلاحطلبی"، بازی با کارت سوخته است
"خانه ملت" نوشت: نایب رئیس مجلس در گفتگوی تفضیلی با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، درباره نحوه به کارگیری ابزارهای نظارتی مجلس، طرح اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری و آرایش سیاسی اصولگرایان و اصلاح طلبان در رقابت سیاسی پیشرو صحبت کرد. مشروح مصاحبه را در ذیل میخوانید. اولین سوال را از مجلس شروع می کنیم، در چند ماه اخیر استیضاح تعدادی از وزرای دولت از جمله جهاد کشاورزی و ورزش و جوانان مطرح شد اما این استیضاحها عملیاتی نشد، دلیل آن چیست؟ اهرمهای قانونی نمایندگان مجلس تذکر، سوال، استیضاح و تحقیق و تفحص است که نمایندگان با یک فرآیند کاملا تعریف شده قانونی میتوانند این طرحها را تقدیم مجلس کنند اما باید توجه کرد که آیا سوال، استیضاح و یا تحقیق و تفحص نتیجهای دارد یا خیر، بنابراین باید یک مقدار دقت بیشتری کرد، زیرا براساس قانون اساسی اگر ۱۰ نفر از نمایندگان طرح استیضاح یک وزیری را امضا کنند این فرآیند عملیاتی میشود، از طرفی هیچ وزیری نیست که در مجلس ۱۰ مخالف نداشته باشد و اگر قرار باشد هر اختلافی میان نماینده و وزیر منجر به استیضاح شود صحیح نیست. بر همین اساس هیات رئیسه مجلس زمانی که فضای عمومی برای یک
استیضاح وجود ندارد، با تلاش و رایزنی سعی میکند متقاضیان استیضاح مطالباتشان را در یک فضایی غیراستیضاح همچون گفتگو و بحثهای دوستانه مطرح کنند؛ معمولا خیلی از استیضاحها به این دلیل منتفی میشود. یک نکته دیگر هم این است که ما در یک مقطع ویژه و خاص تاریخی به سر میبریم، به این معنا که دولت حداکثر تا مرداد سال آینده برای خدمت فرصت دارد و از سویی دیگر سال اول شروع مجلس نهم است و نزدیک به دوسوم نمایندگان در مجلس نهم جدیدالورود هستند و وعده هایی به مردم حوزه انتخابیه خود داده اند که میخواهند مشکلات مردم پیگیری و رفع شود؛ در چنین شرایطی از یک طرف دولت اصرار به تکمیل کارهای نیمه تمام دارد و معتقد است که اگر طرح جدیدی آغاز شود انبوهی از طرحهای نیمه تمام برای دولت آینده باقی میماند و آن دولت نباید در شرایط تحریم به سختی بیفتد. ناگفته نماند که من معتقدم تمام دولتها و مجالس بعد از انقلاب به نوعی با تحریم، تهدید رسانه ای و مسایلی از این دست روبرو بودند و مجریان باید در پارامترهای محاسباتی خود این مولفهها را لحاظ کنند یعنی این که اگر دولت بگوید که چون تحریم هستیم نمیتوان کار کرد مانند این است که بگوید من درکشور
مخالف دارم، بالاخره هر دولتی رقیب و مخالف دارد تاجاییکه حتی هر نمایندهای هم در مجلس رقیب دارد و اگر بگوید چون رقبای من کارشکنی میکنند نمیتوانم کار کنم این بهانه قابل قبولی نیست. به نحوه مواجهه دولت با تحریمها نقد جدی دارم/آثار تحریمها باید از قبل پیشبینی و محاسبه میشد البته من به نحوه مواجهه دولت با تحریمها نقد جدی دارم و فکر میکنم که خیلی از حرفهای دولت قابل دفاع نیست و تحریمها باید را از قبل پیشبینی و محاسبه میکرد. متاسفانه در ایران از مساله استیضاح و موضوعاتی از این دست برداشت سنگین میشود، حال آنکه در خیلی از کشورها وقتی دولت مشغول کار است تعدادی از وزرا با حکم رئیسجمهور یا نظر پارلمان عزل میشوند و اتفاق خاصی هم نمیافتد اما در ایران رسانهها موضوع را حساس میکنند و مخالفان و موافقان استیضاح با مصاحبه برای یکدیگر خط و نشان میکشند که جدال جدی آنها از اینجا آغاز می شود و در این شرایط بسیاری از ظرفیتهای کشور برای حل مشکلات به هدر می رود، بنابراین با همه این مسائل به نظر می رسد که ما در این ماههای پایانی دولت هر چقدر که بتوانیم از اهرم استیضاح کمتر استفاده کنیم یا سوالاتی که وجود دارد به
طور غیر رسمی از وزرا جواب آنها اخذ شود برای پیشبرد کارها میتواند موثر باشد. آیا مجلس و هیات رئیسه در موضوع استیضاح وزرا مصلحتاندیشی میکنند؟ افرادی که در هیات رئیسه مجلس هستند، تا حدودی حوزه نفوذ رای دارند اما به هیچ وجه از آییننامه تخلف نمیکنند یعنی اگر ۱۰ نفر از نمایندگان به طور جدی پیگیر استیضاح شوند، آن هنگام هیأت رئیسه طبق قانون فرآیند استیضاح را به جریان میاندازد، بنابراین بسیاری از استیضاحها، اعلام وصول هم میشود اما به نتیجه نهایی نمیرسد، یعنی عدهای قانع میشوند، اما وقتی که فرآیند استیضاح به جریان بیفتد هیات رئیسه دخالتی در موضوع نمیکند. البته اگر امضاهای طرح از حد نصاب بیفتد طبق آییننامه از دستور خارج میشود. عده ای تلاش می کنند تا هزینه های به کارگیری ابزارهای نظارتی را برای مجلس بویژه هیأت رئیسه افزایش دهند که برای رسیدن به این مقصود از هیچ روشی دریغ نمی کنند، خواه شکایت به اصل ۹۰ باشد یا آبستراکسیون و تشکیک در نحوه اعلام وصول طرحها، اما همین طیف افراد در آستانه مرحله دوم نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی و در روزهای پایانی مجلس هشتم که نیاز به زمان برای تعیین تکلیف طرح های مهم بود
اقدام به استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی کردند و در دقایق پایانی با گرفتن قول شرف از رئیس سازمان تأمین اجتماعی- که البته بعدها این قول شرف تکذیب شد- از امضای خود منصرف شدند، به نظر شما هدف این افراد چیست؟ یک نماینده مجلس براساس قانون اساسی اختیارات وسیعی دارد و باید بتواند از این اهرمها برای ادای وظیفه نمایندگی استفاده کند اما قوه مقننه تفاوتش با قوه های مجریه و قضائیه در این است که مدیریت مجلس عملا باید مدیریت بر دلها و عواطف نمایندگان باشد. عدهای برای مدیریت مجلس رأی نیاوردند، از هیأت رئیسه انتقامجویی میکنند در مجلس فراکسیون اقلیت و اکثریت وجود دارد، موقعی میشود که فراکسیون اقلیت نتیجه انتخابات را میپذیرد و در رستای پیشبرد اهداف فعالیتهای مجلس گام برمی دارد اما متاسفانه ممکن است عدهای هم در این فکر باشند که به دلیل اینکه رای نیاورده و نتوانستهاند مدیریت مجلس را بر عهده بگیرند ثابت کنند که مدیریت حاکم بر مجلس ضعیف است که این موضوعات دو رویکرد جداگانه است، به طوری که حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب میفرمودند "نقد مشفقانه غیر از کینهتوزی و تسویه حساب است" بنابراین هر نمایندهای باید به
وجدان خودش مراجعه کند و ببیند که اگر یک نقدی میکند یا اگر از اهرمهای نظارتی استفاده میکند، کینهورزی است یا برای اصلاح امور انجام میدهد. البته من نمیخواهم همه کسانی را که به دنبال استفاده از این نوع اهرمها هستند با یک چوب برانم و معتقدم افرادی که خلوص نیت دارند و علاقهمندند که کارهای مجلس به خوبی پیش رود در جمع منتقدان نیز پیدا میشود، اما ممکن است در بعضی مواقع انتقامجویی و کینهورزی نیز باشد. به نظر شما طرح اینگونه مسایل می تواند به انتخابات ریاست جمهوری مربوط باشد؟ اگر این گونه رفتارها همانند احزاب در جهت خنثیسازی عملکردها باشد، مطلوب است، البته توصیه میکنیم که حتماً چارچوبها حفظ و اخلاق اسلامی، عدالتخواهی، دشمنستیزی، دشمنشناسی و دوست شناسی رعایت شوند. طرح سوال از رئیس جمهور در زمان لازم قابل طرح است آیا طرح سوال از رئیس جمهور دوباره به تابو تبدیل میشود؟ هم اکنون وضعیت کشور عادی نیست و رهبر معظم انقلاب نیز که دستور توقف پیگیری طرح سئوال از رئیس جمهور را به مجلس دادند و مجلس هم بلافاصله با وحدت کامل کلمه و یکپارچه به این ندای رهبری لبیک گفت، به دلیل وضعیت ویژه کشور بود که هم مجلس نهم در ابتدای
دوره قرار دارد و دولت در پایان راه است. همچنین باید به این مسائل تحریمها و سوءاستفاده برخی رسانههای داخلی و خارجی را نیز اضافه کرد. البته رهبر معظم انقلاب فرمودند "مجلس به وظیفه خود عمل کرد" و این به آن معنا است که طرح سوال از رئیس جمهور میتواند در دورههای بعدی و در زمان لازم مطرح شود. اصلا تصور نمیکنیم که یک اصل قانون اساسی تعطیل شود اما در این مورد سوال از رئیس جمهور، مقام معظم رهبری این مصلحت را تشخیص دادند و ما هم کاملا این مصلحت را احساس کرده و تبعیت کردیم. چرا دولت و طیف نمایندگان نزدیک به آن با طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری مخالف هستند؟ اکثر ما مشقهایمان را شب امتحان مینویسیم که شاید این موضوع هم مستثنی از آن نباشد، اما قانون انتخابات ریاست جمهوری اشکالات زیادی دارد، این طرحی که الان تقدیم مجلس شده چند پیام دارد که جنجالها و دعواها بیشتر بر روی یکی دو مورد است؛ حال که کلیات آن در مجلس تصویب شد، موارد اختلافی را می توان اصلاح یا حذف کرد. تعیین حداقل و حداکثر سن برای نامزدهای ریاستجمهوری ضرورت دارد یکی از آن موارد این است که در این قانون حداقل و حداکثر سن گنجانده شد که لحاظ آن حتما
ضرورت دارد، برای نمایندگان مجلس هم حداقل و حداکثر سن تعیین شده که حداقل ۳۰ سال و حداکثر ۷۵ سال است. برای ریاست جمهوری هم به طریق اولا باید به آن رسیدگی شود چون از یک سنی به بالا دیگر از کارآمدی، پویایی و چابکی رئیس دولت کم میشود. یکی دیگر از موارد اختلاف تعیین شرط داشتن مدرک فوق لیسانس برای نامزدهای ریاست جمهوری است که البته هم اکنون افراد مطرح در این عرصه مشکلی ندارد چون اکثریت قریب به اتفاق مدرک دکترا یا حداقل کارشناسی ارشد را دارند. در دورههای گذشته برای ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری افراد زیادی نام نویسی می کردند و این دستمایه ای برای رسانه های بیگانه بود که افرادی ثبت نام می کنند سواد خواندن و نوشتن ندارند یا علت این کار را نداشتن شغل و بیکاری اعلام می کنند و این مساله مقداری برای جایگاه ریاست جمهوری وهن ایجاد میکند، بالاخره رئیس جمهور در براساس قانون اساسی دومین مقام بعد از رهبری است و اختیارات زیادی دارد که این مساله با طنز و توهین و هتک حرمت نباید مواجه شود. نکته بعدی نحوه اجرای قانون انتخابات است که براساس قانون فعلی، فرمانداریها ۲۰ نفر از معتمدین محلی را با مشورت شورای نگهبان و ثبت احوال انتخاب
میکنند، ۱۰ نفر نیز از طرف فرمانداری انتخاب میشوند و این افراد هفت -هشت نفر را از بین خود انتخاب و هیات اجرایی برگزاری انتخابات را تشکیل میدهند که در صورت اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری این اتفاق در کل کشور می افتد، به طوری که از اختیارات وزارت کشور کم نشده و وزیر کشور مجری نهایی انتخابات است، اما آن ستاد اجرایی باید یک ستاد فراقوهای باشد. فلسفه آن هم این است که اگر دولت هم مجری و هم نتیجه انتخابات باشد ممکن است کاستیهایی پیش آید که به مصلحت نیست. از طرفی براساس قانون اساسی رئیس جمهور باید مدیر، مدبر، رجل سیاسی و مذهبی باشد که این شاخصها چارچوب تعریف شده قانونی ندارند و با نظر شورای نگهبان تعیین میشود که این هم در اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری برطرف میشود. البته شاخصهایی که در این طرح آمده قابل نقد است که به عنوان مثال گفته شده کسی که میخواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود باید سابقه اجرایی و مدیریتی در سطح کلان داشته باشد یا اگر این شرایط را ندارد، باید حداقل تعدادی از کسانی که این شرایط را دارند او را تایید کنند و بگویند که فلانی رجل سیاسی است که روی این مساله یک مقدار بحث زیاد بالاگرفت اما
قابل بررسی است. تاکنون فراکسیونها موضع روشنی در این زمینه نگرفتهاند، یعنی فراکسیونها نظرات مختلفی دارند؛ برداشتشان این است که از این طریق تا حدودی کاندیداهای ریاست جمهوری محدود شوند بطوریکه وقتی در کشور ۵ یا ۶ نفر برای ریاست جمهوری تایید صلاحیت میشوند چه دلیلی دارد که فضایی را باز کنیم تا هزار نفر ثبتنام کنند و ۹۹۵ نفر را شورای نگهبان رد کند که این موضوع وجهه خوبی در داخل و خارج کشور ندارد، در حالی که شرایط میتواند طوری باشد که فقط ۱۰ نفر ثبتنام کنند. دولت وحدتملی را منهای فتنه، انحراف و جریانات خاص میپذیرم با توجه به اینکه رایزنی ها برای انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده، نظر شما درباره دیدگاه تشکیل دولت وحدت ملی چیست و آیا طرح این موضوع قابلیت تحقق دارد یا خیر؟ من معتقدم که باید از طراحان آن پرسید که مقصودشان چیست، ممکن است وحدت ملی را شخصی آنقدر وسیع ببیند که بگوید کسانی که در جریان فتنه، انحراف یا جریانات دیگر بودند بیایند و دور هم جمع شوند که این موضوع به اعتقاد من اصلا قابل دفاع نیست و بالاخره کسانی که خیانت عظیمی به کشور کرده و هزینههای سنگینی را به کشور وارد و در کف خیابانها لشکرکشی کردند
نمیشود گفت که حالا بنشینیم و با آنها وحدت کنیم اما در موقعی میگویند که وحدت ملی منهای فتنه، انحراف و جریانات خاص دیگر است یعنی مجموعه افراد درون نظام و ملتزم به قانون اساسی کنار هم بنشینند و یک تیم فرادولت تشکیل دهند که این موضوع را با هر عنوان و اسمی که باشد میپذیرم. نامزدی ناطق نوری در انتخابات ریاستجمهوری منتفی است شما در یک مصاحبه گفتید که نامزدی آقای ناطق نوری را برای انتخابات ریاست جمهوری قابل طرح میدانید، آیا این مسئله هنوز مطرح است؟ من فکر میکردم که ایشان تمایل به نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری دارند اما خبرهایی که دارم آقای ناطق نوری به طور رسمی اعلام کرده اند که من در انتخابات شرکت نمیکنم و این موضوع منتفی است. نمیدانم مشایی برای ریاستجمهوری چه خوابهایی دیده است در هفته گذشته آقای مشایی یک سخنرانی داشت و در مورد گفتمان انقلاب اسلامی اظهارنظر کرد، به طوریکه صحبت هایش به سخنان آقای احمدی نژاد هنگامی که میخواست نامزد ریاست جمهوری شود نزدیک است، آیا این سخنرانی اولین نطق انتخاباتی آقای مشایی بود؟ آیا اصلا ایشان می تواند نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود؟ بالاخره در فضای سیاسی همه چیز ممکن
است اما حالا ایشان چه خواب و خیالهایی دیده من درست نمیدانم، از این رو میتوان این تعبیر را داشت، باید ببینیم که مسیر چطور جلو میرود، البته درباره نامزدی آقای مشایی باید بگویم که ایشان می تواند نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود اما این که صلاحیتهای لازم را از جهت مدیر و مدبر بودن و رجل مذهبی و سیاسی بودن را داشته باشد و یا خیر فعلا به عهده شورای نگهبان است، مگر این که قانون انتخابات ریاست جمهوری اصلاح شود و یک مقدار بتوانیم صریحتر قضاوت کنیم. انتخابات ریاست جمهوری یازدهم سه قطبی است شما در یک مصاحبه گفته بودید که یکی از قطب های تعیین کننده در انتخابات ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد است، در این باره بیشتر توضیح میدهید؟ من گفته بودم که به احتمال زیاد انتخابات ریاست جمهوری این دوره سه قطبی شود، که یک قطب را به طور قاعده آقای احمدینژاد و اعوان و انصارش تشکیل میدهتد که به طور طبیعی دنبال معرفی کاندیدا خواهند بود، اما این که این شخص چه کسی باشد باید یک مقدار صبر کنیم، البته یک قطب هم در انتخابات ریاست جمهوری این دوره اصولگراها هستند که فعالیت شان را آغاز کرده اند، یک قطب سوم غیراصولگراها و آنهایی هستند که در
جرگه اصولگرایی از نظر اسمی تعریف نمیشوند اما تعدادکاندیداهای آنها معلوم نیست چند نفر باشد. در خبرها آمده که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به آقای قالیباف پیشنهاد داده که در صورت پیروزی آقای حدادعادل معاون اولی وی را برعهده بگیرد این موضوع چقدر واقعیت دارد؟ من هم شایعه آن را شنیده ام، اما معتقدم که بالاخره اگر کاندیداهای این دوره ریاست جمهوری یک مقدار برنامه محور باشند و بتوانند دو یا سه نفر از اعضای تیم خود را معرفی کنند شاید مردم بتوانند با روشنبینی و شفافیت بیشتری به کاندیداها فکر کنند. جبهه پیروان خط امام و رهبری به دنبال چه نامزدی و با چه ویژگی هایی برای انتخابات ریاست جمهوری است؟ انتخاباتی شدن فضای کشور برای رسانهها، جامعه و کشور هزینهبر بوده و ضرورتی ندارد که از الآن به دنبال انتخاباتی کردن فضای کشور باشیم اما به این معنا نیست که در جلسات و محافل خصوصی و تشکلها و احزاب در این زمینه بحث نکنیم، تاکنون بعضیها که اسمشان را مطرح کردند با آنها مذاکره کرده ایم اما برای تعیین مصداق فکر میکنم که هنوز دو سه ماهی فرصت است و باید یک مقدار به تاخیر بیندازیم تا ببینیم چه کسانی میآیند تا بتوانیم آنها را با
هم مقایسه کنیم، ممکن است حتی برخی خودشان تمایل نداشته باشند بیایند ولی ما احساس کنیم که ضرورت دارد و باید بیایند که در هر صورت باید مذاکره را شروع کرد اما این که از حالا انتظار داشته باشیم مصداقها تعیین شود، خیلی زود است. نامزد جبهه پیروان خط امام و رهبری با جامعتین هماهنگ خواهد بود آیا نامزدی که جبهه پیروان خط امام و رهبری در آینده معرفی می کند با جامعه روحانیت مبارز هماهنگ خواهد بود؟ تلاش می کنیم نامزد معرفی شده از سوی جبهه پیروان خط امام و رهبری حتما با جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هماهنگیهای لازم را داشته باشد. بازی با عنوان اصلاح طلبی، کارتی سوخته است از جناح اصلاحات صحبت های متفاوتی تاکنون شنیده می شود، البته کاری به ساختارشکنان و فتنه گران نداریم، مقصود اصلاح طلبان درون نظام است، در حال حاضر این قشر از اصطلاح طلبان چه وضعیتی دارند، البته عده ای از آنها به دنبال نامزدی آقای خاتمی هستند؟ اصلاح طلبان موضع خود را درباره فتنه و سران آن کاملا روشن و شفاف اعلام کنند و بعد در چارچوب قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور فعالیت انتخاباتی کنند ولی اگر چشمشان به این طرف و آن طرف باشد، بازی را
آغاز نکنند به نفع خودشان است من فکر میکنم که اگر اصلاحطلبان بخواهند با کارت اصلاح طلبی بازی کنند، یک کارت سوخته است، البته من همه اصلاحطلبان را متهم به فتنه نمیکنم، اما میخواهم بگویم که متاسفانه سران فتنه خیلی از مساله اصلاحطلبان سوءاستفاده کردند، من فکر میکنم که اصلاح طلبان با این کارت سوختهای که به وجود آوردند نمی توانند از آن استفاده کنند، مگر اینکه افرادی باشند که موضع خود را درباره فتنه و سران آن کاملا روشن و شفاف اعلام کنند و بعد حاضر باشند در چارچوب قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور یعنی در زمین نظام جمهوری اسلامی بازی کنند ولی اگر چشمشان به این طرف و آن طرف باشد، بازی را آغاز نکنند به نفع خودشان است. تازمانی که خاتمی از فتنه برائت نجوید نامزدیاش قابل بحث نیست درباره تلاش اصلاح طلبان برای کاندیداتوری آقای خاتمی چه نظری دارید؟ این موضوع را خودشان باید یک بحث و رایزنی کنند اما موضوع برائت از فتنه هم هنوز اتفاق نیفتاده، ما نقد جدی که به آقای خاتمی داریم این است که در زمان فتنه خیلیها از نام ایشان سوءاستفاده کردند و در بعضی موارد مواضعی داشتند که میتوانست حمایت از اعمال و رفتار فتنهگران باشد که
ایشان باید شفاف و روشن اظهارنظر کند، ولی تا زمانی که اظهارنظر شفاف نکرده باشد اصلا نامزدیش در انتخابات قابل بحث نیست. رفتارهای سیاسی اصلاح طلبان بیشتر به قهر از نظام شبیه است آقای خاتمی در آخرین موضع گیری خود گفته که اصلاح طلبان ممکن است که نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم معرفی نکنند، به نظر شما این موضوع به معنی قهر از نظام و یا تحریم انتخابات نیست و اصلا این موضوع را چطور ارزیابی می کنید؟ البته اصلاح طلبان همواره گفته اند که که ما اهل قهر نیستیم، البته بعضی رفتارهایشان به قهر بیشتر شبیه است و باید تلاش کرده و مواضع خودشان را اصلاح کنند، اما هزینههایی در گذشته به نظام تحمیل کردند که باید آنها را نیز جبران کنند./