اخبار آرشیوی
اندیشکده انگلیسی "شورای محافظهکار خاورمیانه" طی گزارشی نوشت: ایران در بدترین شرایط نیز با توقف فعالیتهای هستهای خود موافقت نخواهد کرد/ ایران قویترین تجهیزات نظامی خاورمیانه را در اختیار دارد/ " آمانو" در تمام تصمیمگیریهای راهبردی مهم خود در کنترل آمریکا است
"اشراف" نوشت: یک اندیشکده انگلیسی با انتشار گزارشی راهبردی تحت عنوان «ایران هستهای: معامله یا مداخله» با تحلیل اهداف برنامه هستهای ایران، ضمن رد شواهد آژانس مبنی بر فعالیت تسلیحاتی این کشور، آمانو، رئیس آژانس بینالمللی انرژی را تحت کنترل آمریکا میداند. به گزارش اشراف، اندیشکده «شورای محافظهکار خاورمیانه» وابسته به محافظه کاران این کشور در مقالهای به قلم «شاشانک جوشی» با موضوع قرار دادن برنامه هستهای ایران، به بررسی هفت پرسش اساسی در این خصوص میپردازد: آیا ایران حقیقتا در پی دستیابی به سلاح هستهای است؟ چه مدت طول میکشد تا ایران به سلاح هستهای دست یابد؟ اگر ایران فعالانه در پی تولید سلاح هستهای باشد، آیا ما میتوانیم از این فعالیتها آگاه شویم؟ ایرانی هستهای تا چه اندازه میتواند برای انگلیس و همپیمانانش خطرناک باشد؟ آیا ایران هستهای میتواند منجر به گسترش تسلیحات هستهای در دنیا شود؟ آیا تحریمها موثر واقع شدهاند؟ آیا اقدام نظامی راهحل مناسبی است؟ ■ حتی یک سانتریفیوژ هم نباید در ایران در حال چرخش باشد ■ در کمتر از یک دهه، برنامه هستهای ایران از یک موضوع آزاردهنده به یک بحران اساسی تغییر شکل
داده است. در سال 2006، در ایران نه سانتریفیوژی در حال چرخش بود و نه فرآیند غنیسازی اورانیوم در دست اجرا. «رابرت جوزف» ، معاون وزیر خارجه آمریکا در امور کنترل تسلیحات، در آن سال اعلام کرده بود که: «حتی یک سانتریفیوژ هم نباید در ایران در حال چرخش باشد. ایران تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی آمریکا و همپیمانان ما است.» ■ ایران نزدیک به 10هزار سانتریفیوژ در حال چرخش دارد ■ امروزه، ایران نزدیک به 10، 000 سانتریفیوژ در حال چرخش دارد، و به علاوه نزدیک به 7 هزار کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا 5/3% و، بسیار تهدیدآمیزتر از آن، نزدیک به 190 کلیوگرم اورانیوم بیشتر غنیشده، تا 20% را تولید کرده است که غنیسازی در این سطح، در حقیقت به منزله پیمودن نه دهم از مسیر تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی است[1]. اگر این ذخیره، با طی کردن یک دهم باقیمانده مسیر، غنیتر شود، ایران اورانیوم کافی برای ساخت تقریبا نیم دوجین بمب هستهای را در اختیار خواهد داشت. ■ تهدید اسرائیل برای حمله به ایران با بزرگنمایی همراه بود ■ در مذاکراتی که در سال 2012 در استانبول، بغداد، و مسکو برگزار شد، نشانههای مثبتی مشاهده شد، اما در نهایت تمام خوشبینیها جای
خود را به ناامیدی داد. تهدید اسرائیل در خصوص حمله به ایران، که به طور قطع با بزرگنمایی همراه بود، در ادامه برخی از کشورها را واداشت تا تحریمهای تنبیهی شدیدتری را علیه ایران وضع کنند؛ سختترین تحریمهایی که تاکنون بر این کشور تحمیل شده بود. فشارهای اقتصادی حاصل از این تحریمها به هیچ عنوان نتوانست پیشرفت هستهای این کشور را کندتر کند. ■ چه مدت طول میکشد تا ایران به سلاح هستهای دست یابد؟ ■ این مقاله به هفت سوال کلیدی میپردازد: 1. آیا ایران حقیقتا در پی دستیابی به سلاح هستهای است؟ 2. چه مدت طول میکشد تا ایران به سلاح هستهای دست یابد؟ 3. اگر ایران فعالانه در پی تولید سلاح هستهای باشد، آیا ما میتوانیم از این فعالیتها آگاه شویم؟ 4. ایرانی هستهای تا چه اندازه میتواند برای انگلیس و همپیمانانش خطرناک باشد؟ 5. آیا ایران هستهای میتواند منجر به گسترش تسلیحات هستهای در دنیا شود؟ 6. آیا تحریمها موثر واقع شدهاند؟ 7. آیا اقدام نظامی راهحل مناسبی است؟ ■ در اسرائیل بر سر عقلانیت اقدام نظامی اختلاف نظرات شدیدی وجود دارد ■ پاسخ این سوالات تحت تاثیر عوامل متغیری، در تحول است. نظام ایران، شکنندهترین سالهای
خود را تجربه میکند وبرای انتخابات ریاست جمهوری و آغاز دوران پس از احمدینژاد، در ژوئن سال آینده آماده شود. به طبع دستیابی به توافقی با ایران، در مدت زمان باقیمانده تا این انتخابات کار بسیار دشواری است، در نتیجه یا روزنه کوچک دیپلماسی که بلافاصله پس از انتخابات آمریکا ایجاد خواهد شد کماکان گشوده میماند، و یا تا پیش از اینکه ایران رئیسجمهور جدید خود را انتخاب کند، با یک برزخ هولناک هشت ماهه مواجه خواهیم بود. در این میان، ایران با فقدان همپیمان کلیدی خود در سوریه، احتمال فروپاشی اقتصادی، و اعتراضات مردمی متعاقب آن مواجه است. از سوی دیگر در غرب، نخبگان سیاسی و نظامی اسرائیل در خصوص عقلانیت اقدام نظامی به شدت اختلاف نظر دارند، و از سویی آمریکا خود نیز ممکن است در مدت زمان کوتاهی به سبب تغییر دولت، دستخوش تحولاتی اساسی شود. ■ ایران بخشهای نگرانکننده برنامه هستهای خود را یک دهه پیش متوقف کرده است ■ علیرغم تمام این اما و اگرها، این متن در انتها به چند نتیجه مهم دست مییابد. شواهدی که از فعالیت ایران در زمینه پژوهشهای مرتبط با تسلیحات هستهای به دست آمده و از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی تایید شده است،
بسیار گستردهتر و مفصلتر از شواهدی است یک دهه گذشته در جریان جنگ عراق [در خصوص فعالیتهای تسلیحاتی صدام] به دست آمد. با این حال، به این نکته مهم نیز باید اشاره کرد که همین شواهد نشان میدهند که ایران غالب بخشهای نگرانکننده برنامه هستهای خود را نزدیک به یک دهه گذشته متوقف کرده است. ایران هنوز مطمئن نیست که آیا حقیقتا میخواهد بمب هستهای داشته باشد یا نه، و به علاوه انگیزههای قدرتمندی را برای توقف فعالیت خود، اندکی پیش از رسیدن به چنین مرحلهای در پیشرو دارد. اما اگر تهران تصمیم بگیرد که برای دستیابی به بمب، چه در برابر دیدگان بازرسان آژانس و چه در خفا، از روی این فاصله کوتاه «گریز کند» ، خود را در معرض خطر بزرگی قرار خواهد داد، زیرا ممکن است این فعالیتها شناسایی شده و حمله نظامی بزرگی به رهبری آمریکا علیه ایران آغاز شود. ■ توان هستهای الزاما به معنای قدرت باجگیری هستهای نیست ■ حضور ایرانی هستهای در خاورمیانه چند تهدید عمده را به همراه دارد، از جمله تقویت روابط تهران با گروههای خشونتطلب در منطقه و دیگر نقاط دنیا؛ و این مساله ممکن است بر میزان تقاضا برای حضور نظامی گستردهتر انگلیس و همپیمانانش
در خلیجفارس بیفزاید. با این حال نباید در مورد چنین تهدیداتی اغراق کرد. برای مثال تسلیحات هستهای نتوانست به انگلیس در بازپسگیری «جزایر فالکلند» از آرژانتین کمک کند. به همین شکل، ایران نیز نخواهد توانست به سادگی از همسایگانش باجگیری هستهای کند. بدون شک وجود ایرانی هستهای در خاورمیانه، نگرانی دشمنان منطقهای این کشور را تشدید خواهد کرد، اما در حال حاضر عربستان سعودی تنها کشوری است که به احتمال زیاد هم از انگیزهها و هم از فرصتهای لازم و کافی برای کسب تسلیحات هستهای برخوردار است. با این وجود، با ارائه ضمانتهای امنیتی بیشتر، حتی میتوان پادشاهی عربستان را نیز از انجام چنین اقداماتی بازداشت. ■ نباید به تحریمها به چشم یک راهحل بلندمدت نگریست ■ تحریمها به شدت در حال آسیب رساندن به اقتصاد ایران هستند، و احتمالا نقش مهمی را در وادار کردن این کشور به بازگشت به پشت میز مذاکره در سال 2012 بازی خواهند کرد. با این حال بسیار ضروری است که میان آثار اقتصادی و آثار سیاسی تحریمها، تمایزی جدی قائل شویم. ایران حتی در بدترین شرایط نیز بعید است که با خواستهای در ابعاد توقف تمام فعالیتهای هستهای خود موافقت کند. برای
رفع این بحران، به راهحل دیپلماتیک خلاقانهتری نیاز است. مثلا میتوان با لغو بخشی از تحریمها از سوی غرب، در پاسخ به تعلیق غنیسازی 20% از سوی ایران شروع کرد. اما دستیابی به چنین توافقی تا پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ژوئن 2013 کار بسیار دشواری است، با این وجود نباید به تحریمها به چشم یک راهحل بلندمدت نگریست. اقدام نظامی علیه ایران نه تنها انگیزههای مهم دستیابی به دموکراسی در این کشور را تضعیف میکند، که به احتمال زیاد ایران را به بازسازی برنامه هستهای خود در قالبی منسجمتر و محرمانهتر که از دید آژانس بینالمللی انرژی اتمی پنهان بماند، ترغیب خواهد کرد. انتخاب میان بمباران ایران و ایرانی با بمب، از اساس اشتباه است. ■ ایران قویترین تجهیزات نظامی خاورمیانه را در اختیار دارد ■ 1. آیا ایران حقیقتا در پی دستیابی به سلاح هستهای است؟ تسلیحات هستهای به سه چیز نیاز دارد: ماده شکافپذیر (اورانیوم غنیشده یا پلوتونیوم) ، یک کلاهک که بتواند با استفاده از این ماده شکافپذیر انفجاری هستهای را تولید کند، و یک سیستم پرتابی که بتواند این کلاهک را به منطقه هدف برساند. در حال حاضر تصور میشود که ایران در هر سه
حوزه یاد شده در حال پیشرفت است. ایران تقریبا هزار موشک بالستیک کوتاه و دوربرد برای خود تهیه کرده است؛ که قویترین تجهیزات نظامی در خاورمیانه محسوب میشوند. همچنین در طول یک دهه گذشته، ایران بخش عمدهای از مسیر تولید ماده شکافپذیر را نیز طی کرده است. ایران غنیسازی اورانیوم را به شکل نامنظمی در تاسیسات غنیسازی «نطنز» شروع کرد و پس از سال 2009، همین اتفاق در سایت «فردو» که در زیر یک کوهستان بنا شده است، رخ داد. هر دوی این تاسیسات به صورت مخفیانه ساخته شدند. ■ محسن فخریزاده، رابرت اوپنهایمر ایران است ■ طراحی کلاهک، فرآیند پیچیدهتری است. طبق اطلاعات سیا، شبکه بینالمللی و مخفیانه «عبدالقادر خان» ، دانشمند پاکستانی، اطلاعات «پیشرفته و کارآمدی» را در خصوص اجزای سلاحهای هستهای در اختیار ایران قرار داده است، که ممکن است این اطلاعات شامل طرح کامل یک کلاهک هستهای نیز بوده باشد. طبق ارزیابی اطلاعاتی آمریکا در سال 2007، ایران یک برنامه تسلیحات هستهای کاملا مخفیانه را دنبال میکند که از سال 2003 آغاز شده است. اطلاعات مربوط به این برنامه در گزارش نوامبر 2011 آژانس به صورت مفصل آمده است. گفته میشود که این
فعالیتها در محلی در اطراف «مرکز تحقیقات فیزیک» در تهران و زیر نظر «محسن فخریزاده» -که «وال استریت ژورنال» او را «رابرت اوپنهایمر» ایران میداند- انجام میشود. ایران به آژانس اجازه گفتوگو با فخریزاده را نداده، و حتی با تخریب سایت مرکز تحقیقات فیزیک، آن را به یک پارک تبدیل کرده است.[2] ■ برنامه هستهای مخفیانه ایران در سال 2003 متوقف شد ■ اما بسیار ضروری است که به این نکته توجه داشته باشیم که علاقه ایران به تسلیحات اتمی احتمالا با گذشت زمان دستخوش تحولاتی شده است. طبق مکالمات شنود شده، این برنامه مخفیانه در سال 2003 و به واسطه فشارهای شدید بینالمللی متوقف شد. با این وجود، همانطور که «جفری لوئیز» ، کارشناس هستهای آمریکایی شرح میدهد، «افراد [دستاندرکار در برنامه تسلیحاتی هستهای ایران] کماکان و هر روز به محل کار خود میروند، و این به منزله وجود ظرفیت نهفته ایران برای بازنشانی برنامه تسلیحاتی هستهای خود است.»[3] ■ آمانو در تمام تصمیمگیریهای راهبردی مهم در کنترل آمریکا بوده است ■ اما آیا پس از افتضاح عراق، ما باز هم باید به تمام این شواهد اعتماد کنیم؟ این اطلاعات از سوی آژانس، که بازوی سازمان ملل متحد
محسوب میشود، معتبر اعلام شده است. با این حال، منتقدان به متن افشا شده پیام دیپلماتیکی اشاره دارند که در آن مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، «یوکیا آمانو» ، اعتراف میکند که «او در تمام تصمیمگیریهای راهبردی مهم، از انتصاب کارکنان ردهبالا گرفته تا رسیدگی به ادعای فعالیت ایران در قالب یک برنامه تسلیحات هستهای، در کنترل آمریکا بوده است.» از آنجا که کرسی آمانو پیش از وی در اختیار شخصی بود که از سوی اسرائیل به مماشات با ایران متهم میشد، حالا به نظر میرسد که او در پی آن است که فشار بیشتری به این کشور وارد آورد. ■ قضاوتهای آژانس، بر گزارش اعضای ذینفع متکی بوده است ■ به علاوه، آژانس در تهیه این شواهد بیش از هر چیز به گزارشهای رسیده از جانب اعضای خود -آنهایی که در نتیجه قضاوتهای آژانس، به لحاظ سیاسی ذینفع محسوب میشوند، مانند اسرائیل و انگلیس- متکی بوده است. «رابرت کلی» ، از بازرسان پیشین آژانس، حساسترین ادعای این سازمان را که به فعالیتهای تسلیحاتی ایران پس از سال 2003 اشاره دارد، به چالش کشیده است. وی اینگونه میگوید که تنها سه مورد از شواهد نشان میدهد که ایران پس از تاریخ ذکر شده نیز به فعالیتهای
تسلیحاتی پرداخته است. منبع دو مورد از این شواهد، تنها در قالب «دو کشور عضو» اعلام شده است، بنابراین «ارزشگذاری منبع اطلاعات دریافت شده امکانناپذیر است.» مدرک سوم نیز میتواند ساختگی باشد.[4] ■ تنها 1 سوم از 30 کشور دارای نیروگاههای هستهای، اورانیوم مورد نیازشان را خود تولید میکنند ■ چطور باید این اطلاعات ضد و نقیض را بررسی و تفسیر کرد؟ در نقدهای علیه ایران همیشه پنج سوال اساسی پرسیده میشود: 1. اگر ایران برنامهای برای ساخت تسلیحات هستهای ندارد، چرا باید یک چنین برنامه مخفیانهای، شامل یک سایت غنیسازی زیرزمینی داشته باشد؟ 2. چرا ایران بر انجام غنیسازیها در کشور خود پافشاری میکند، آنهم در حالی که چنین فعالیتی در کشوری که کمتر از ده راکتور هستهای [نیازمند به سوخت] داشته باشد، به صرفه نیست؟ از آن گذشته، «تنها یک سوم از 30 کشوری که دارای نیروگاههای هستهای عملیاتی هستند، خود اورانیوم مورد نیازشان را تولید میکنند» ، و روسیه نیز متعهد شده است که سوخت راکتور بوشهر ایران را تامین کند.[5] (بله، ایران پیشتر گفته بود که قصد تاسیس نیروگاه هستهای دارد، اما تعداد کمی این گفته را جدی گرفتند). ■ چرا ایران در
برخی موارد با آژانس همکاری نمیکند ■ 3. چرا ایران برای راکتور تحقیقاتی تهران بیش از اندازه، و برای باقی نیروگاههایی که گفته بود میخواهد بسازد، کمتر از حد نیاز اورانیوم غنی میکند؟ 4. چرا ایران در مذاکرات، با تعلل و کارشکنی از پذیرش پیشنهادهایی -مانند طرح تبادل سوخت در سال 2009- که میتوانند موجب اعتمادسازی شده و در عین حال از فعالیتهای تسلیحاتی جلوگیری کنند، و در نتیجه از دستیابی به توافق سر باز میزند؟ 5. اگر ایران حقیقتا اهداف صلحآمیز دارد، چرا در مورد برخی مسائل با آژانس همکاری نمیکند؟ ■ تولید بومی سوخت میتواند صنعت پزشکی هستهای را در ایران تقویت کند ■ مدافعان ایران به این انتقادات خرده میگیرند. آنها اینطور استدلال میکنند که ایران در طول دهه 90 بارها از در اختیار داشتن فناوریهای حتی مشروع هستهای نیز منع شده است، و این به خوبی میتواند رویکرد مخفیانه را در اقدامات هستهای این کشور توضیح دهد. آنها ادعا میکنند که تولید بومی سوخت میتواند صنعت پزشکی هستهای را در ایران تقویت کند، و اینکه برنامههای ایران برای دستیابی به قدرت [صلحآمیز] هستهای ممکن است ناکارآمد باشد اما صادقانه است، و اینکه
نمیتوان به قدرتهای خارجی برای تامین سوخت اتکا کرد (در سال 2004، نماینده ایران در آژانس گفته بود که «حتی اتحادیه اروپا نیز ممکن است در طول سه نسل منحل شود») . ■ ایران پروتکل الحاقی را امضا نکرده است ■ به علاوه آنها به فتوای رهبر ایران اشاره میکنند که در زمینه ممنوعیت تولید، ذخیره، و استفاده از سلاحهای هستهای صادر شده بود (و البته منتقدان در پاسخ، به درستی، چنین فتوایی را قابل ابطال میدانند) . در نهایت اینکه ایران بر این نکته تاکید دارد که با توجه به اینکه «پروتکل الحاقی» را امضا نکرده است، لزومی ندارد به آژانس اجازه بازرسی از سایتهای نظامی خود را بدهد. بسیاری از این ادعاها منطقی و قابل قبولند. با این حال، و با وجود تمام این دفاعیات، ایران هیچ کاری برای تسکین نگرانیهای موجود در خصوص آزاردهندهترین اتهامات مطرح شده از سوی آژانس انجام نداده است، در حالی که چنین کاری حتی در صورتی که غالب این اتهامات مربوط به فعالیتهایی بوده باشند که تهران یک دهه پیش آنها را متوقف کرده است، ضروری است. ■ مصونیت هستهای، یک پیشنهاد درخور ■ باید دوباره تکرار کرد که حتی سرسختترین دشمنان ایران هم تصور نمیکنند که این کشور
تصمیم دارد به هر قیمتی که شده، یک بمب اتمی بسازد. به برخورداری از حق کسب توان تسلیحاتی هستهای، در حالی که عملا هیچ اقدامی در راستای تولید سلاح هستهای انجام نشود، «مصونیت هستهای» گفته میشود. این وضعیت در واقع «حد واسطی» میان دست کشیدن از کسب قدرت هستهای یا یکی از عناصر اساسی چرخه سوخت، مانند اورانیوم، و ساخت سلاح هستهای در عمل است. در این حالت برخلاف پیشنهادهایی که تاکنون مطرح شده و تنها امتیاز ابزارها و فناوری هستهای را برای ایران محفوظ میداند، تهران میتواند اعتبار خود را حفظ کرده و شاید حتی تا حدودی از ظرفیتهای بازدارنده هستهای نیز برخوردار شود -به قول چرچیل که در اشاره به تصمیم انگلیس در سال 1951 [در خصوص ساخت بمب هستهای] گفته بود: «هنر ساخت مهمتر از عمل ساختن است.» هر چند چنین نتیجهای میتواند چندان راضیکننده نباشد، اما کسانی که در پی به ثمر نشاندن ادعاهای قویتری هستند، باید بدانند که بر روی زمین لغزندهای گام برمیدارند.