اخبار آرشیوی

کدخبر: 503684

حسین رویوران در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: اگر در سوریه انتخابات بشود، بشار اسد بیشترین آرا را خواهد داشت/ تحولات مصر انقلاب نبود، رفرم بود/ بیش از ۳۰۰ نفر از اعضای اخوان‌المسلین مصر که در جریان قیام علیه "مبارک" بازداشت شدند، الان زندانی هستند و مرسی نمی‌تواند آنان را آزاد کند

مهمترین محورهای گفتگوی این کارشناس مسائل بین المل با «نسیم» به شرح زیر است: * تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر بیداری اسلامی - مهمترین ابعاد تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر بیداری اسلامی منطقه به باورهای سیاسی مردم منطقه برمی گردد - انقلاب ایران در ابتدا به دنبال تغییر این باور در سطح منطقه بود که اسراییل شکست ناپذیر است - اسراییل که به طور جدی احساس خطر می کرد به طور طبیعی سعی می کرد در یک فرصت بعدی این نوع مقاومت را از بین ببرد که نمونه آن جنگ 33 روزه بود، شکست نظامی اسراییل در جنگ 33 روزه یک نقطه عطف بزرگ استراتژیک در منطقه بود که نشان داد اسراییل شکست پذیر است تکرار این مساله در جنگ 22 روز غزه به طور جدی به بسیاری از مردم منطقه این باور را ایجاد کرد که آن باور قدیمی که اسراییل شکست ناپذیر است، باور صحیحی نیست چون غزه در شرایطی قرار دارد که نسبت به حزب الله خیلی در محاصره است و امکانات محدودتر است. - غزه ای که در سال 1967 ظرف نیم ساعت اشغال شد، در جنگ 22 روزه سقوط نکرد. این یک نکته بسیار مهمی است، شکست گاهی این طور است که شما سرزمین طرف مقابل را می گیرید و گاهی عدم تحقق اهداف طرف مقابل است، این عدم تحقق مساله بسیار مهمی است. - یکی از دلایلی که می گویند ایران الگوی متفاوتی است و بسیار خطرناک این است که ایران الگوی تسلیحاتی اش را از بیرون تهیه نمی کند. * ویژگی‌های بیداری اسلامی - یکی از مهمترین ویژگی‌های بحث بیداری اسلامی این است که چرا اصل دومینو بر آن حاکم است؟ چرا بر تونس و لیبی اثر می گذارد. شما حوادث زیادی در منطقه اتفاق می افتاد کشورها بر هم اثر نمی گذاشتند علت اینکه در ایجا اثر می گذارد اینکه باور مشترک ایجاد شده یک باور جمعی نسبت به نظام های سیاسی که عمدتا وابسته به غرب و اسراییل هستند ایجاد شده و در نهایت این باور جمعی باعث حرکت دسته جمعی در بیداری اسلامی شد. - یکی از مهمترین شاخص های بیداری اسلامی تضادش با اسراییل است، در مصر شاخص زیاد می بینید.حمله به سفارت اسراییل، انفجار خط لوله گاز آنهم 16 بار. در حمله ایلات 8 نظامی اسراییلی که کشته بودند مصری بودند نه فلسطینی. همه اینها نشان دهنده این است که پتانسیل و گرایش طبیعی بیداری، ضداسرائیلی است. * حماس و مسأله سوریه - رهبران حماس، در مسئله سوریه دچار یک پارادوکس شدند از یک طرف سوریه که حامی مقاومت است یک همبستگی با آن دارند چون جنبش مقاومت هستند از یک طرف با اخوانی ها یک همبستگی تشکیلاتی دارند که در جبهه معارضه سوریه قرار گرفته است لذا هم با نظام همبستگی دارند هم با معارضه. - آنها ابتدا به ساکن گفتند ما خودمان را از این حوادث دور می کنیم نه از دولت نه از معارضان حمایت نمی کنیم حدود 6 ماهی این کار را ادامه دادند اما فشار بر حماس در این زمینه منجر به این شد که دو نوع قطب بندی ایجاد شود، یک سری گرایش های تشکیلاتی آنها بر گرایش مقاومتی شان می چربید مثل مشعل، یک سری جنش مقاومتی بر همبستگی تشکیلاتی چربید مثل آقای زهار و تا حدودی اسماعیل هنیه و یک سری در وسط قرار گرفته اند؛ یک بار می بینیم که این طرف صحبت می کند و یک بار می بینیم آن طرف در یک نقطه کاملا میانه،و این بر می گردد به نوع تعریف از همبستگی با محور مقاومت یا با محور اخوان به تشکیلات. - آقای رمضان عبدالله دبیر کل جهاد در کنفرانس با مشعل در قاهره گفت: ما سه نوع سلاح در اختیارمان بود یا ساخت ایران است یا تکنولوژی ایران است و ما اینجا جمعش کردیم و یا با پول ایران خریداری شده است، یک فشنگ با پول غیر از ایران خریداری نشده است دیگر گویا تر از این نمی شود به کمک ایران به فلسطین اعتراف کرد. لذا می بینید که شرط بندی حماس روی اخوانی ها در جلب کمک ها و جایگزینی ایران به نتیجه نرسید. * بحران سوریه -کل دنیا جمع شدند که اسد را سرنگون کنند چون اجماع سازی صورت نگرفت سقوط نکرد، چرا؟ برای اینکه که سلفی ها آمدند و روزهای اول شعار می دادند "الاعلوی التابوت، المسیحی البیروت" یعنی علوی خوبش مرده ای است که در تابوت است مسیحی هم باید گورش را گم کند برود لبنان. - یک تضاد فکری پیدا شده بین اخوان و بین عربستان، لذا عربستان در سوریه از جریان اخوانی حمایت نمی کند بیشتر به سمت ارتش آزاد می رود. این کشور وهابی است ولی در سوریه الان وضعیت متفاوتی دارد لذا الان همراه بیداری اسلامی یک تحولاتی جدی دارد اتفاق بیفتد که غرب نسبتا شناخت بسیار خوبی از این تحولات دارد و این بر نوع برنامه ریزی و توطئه گری علیه بیداری تاثیر می گذارد، بحث شیعه و سنی را به نحوی پهن کرده که شما می بینید شیخ الازهر هم در این دام قرار می گیرید زمانی که آقای احمدی نژاد به آنجا می رود او واکنش نشان می دهد. - می خواهم بگویم که الان واقعا روی این بخش شیعه و سنی آنقدر کار می شود آنجا که همه در این دام می افتند، خبرنگار هم می افتد، شبکه هم می افتد، شیخ الازهر هم متاسفانه داخل آن افتاده است. * وضعیت بیداری در عربستان در عربستان دو چیز را باید از همه جدا کنیم شیعه در عربستان در اقلیت است ما دو کانون تشیع در عربستان داریم یکی در شرق که همین احزاب قطیف است که شیعه اثنی عشری است و یکی شیعه اسماعیلی است در جنوب مرز یمن، استان نجران و جیزان و آنها یک بار قیام کردند ولی الان در این قیام نیستند آنها اسماعیلی هستند. شیعه در عربستان 20 درصد است و چون خرد هستند و بخشی از جامعه هستند تغییرات و انقلاب زمانی اتفاق می افتد که یک اجماع ملی صورت گیرد لذا متغیر تعیین کننده در عربستان شیعه نیست قطعا، سنی است. قوی ترین جریان در عربستان چه کسانی هستند جریان دینی است یکی جریان دینی درباری یعنی همان آل شیخ و وهابی ها و یکی جریان دینی معارض. ملک عبدالله 135 میلیارد دلار برای وام های ازدواج، مسکن، بیکاری و .... تزریق کرد چون احساس می کرد نظام با رضایت مندی اجتماعی می تواند مهار بکند اما این تزریق چه زمانی صورت گرفت دو سال پیش؛ اما موفق نشد تظاهرات اخیرا رو به گسترش است و این نشان می دهد که در عربستان حرکت شروع شده اما رسیدن به نقطه اجماع سازی به نظر من زمان می برد. * شکاف شیعه - سنی و بحران سوریه - در حال حاضر یکی از راهکارهای غرب این است آمده می خواهد تضادها را درونی تعریف کند که این تضادها علیه خودش شکل نگیرد برای همین به سرعت بحث شیعه و سنی مطرح شده است این یکی از راهکارهای مهم غرب برای بر هم زدن جهت گیری های بیداری اسلامی است. - تا زمانی که بحرانی در سوریه است، غرب با مطرح کردن بحث شیعه و سنی و یا فتنه مذهبی دنبال ایجاد تضادهای داخلی است. - در این شرایط شیعی و سنی، حماس یک جنبش سنی است و سوریه که عمده ترین کانون تولید این تضاد است حساسیت های حماس و گهگاهی گرایش های مذهبی سنی بروز و ظهور دارد. - تفاوت های آن در این است که اولا سوریه بحران سه سطحی دارد یک سطح داخلی که تضاد آن بین دولت با مخالفان است بعلاوه القاعده که از بیرون آمده است و در مقابل دولت قرار گرفته است؛ یک سطح منطقه است که تضاد آن بین حامیان این دولت یعنی ایران یک طرف و ترکیه، عربستان و قطر یک طرف دیگر است، یک سطح بین المللی است که در آن آمریکا، انگلیس و فرانسه در یک طرف و چین و روسیه در طرف مقابل قرار دارند. این مدل در لیبی و تونس وجود نداشت در یمن هم نیست برای همین ما در ابتدای به ساکن باید بپذیریم که اینجا یک الگوی متفاوتی شکل گرفته است این یک، دو، ببینید الان در این مدل یک تحولات جدی در سطح بین المللی آن اتفاق افتاده است که بالاترین سطح است اینکه آمریکا می رود به سمت خاور دور. - درسطح منطقه نیز ترکیه، قطر و عربستان بالاترین میزان سرمایه گذاری سیاسی را برای براندازی انجام داده بودند. - در سطح منطقه عمده ترین ارکان انتخاب براندازی در سوریه، ترکیه، عربستان و قطر بودند. - طرفدار راه حل سیاسی ایران بود و الان اتفاقی که افتاده این است که فیصل، وزیر خارجه عربستان آمده گفته تنها راه حل سیاسی است و این تحول است. اجلاس سه جانبه و سران ایران، ترکیه و مصر و تاکید بر راه حل سیاسی نشان می دهد که در سطح منطقه ای بر راه حل سیاسی اجماع دارد صورت می گیرد. - عربستان خودش در این قسمت دچار تعارض شده است. قطر از سلفی ها و اخوانی ها حمایت می کند، عربستان عمدتا از ارتش آزاد سوریه حمایت می کند ولی خوب خیلی از سلفی ها ممکن است از عربستان باشد ولی عمدتا قطر دارد آنها را حمایت می کند چون عربستان الان با اخوان دچار یک مشکل جدی شده است. در سطح داخلی هم الان آمدن معاذ خطیب به راه حل سیاسی نشان می دهد که در سطح داخلی هم این اجماع دارد صورت می گیرد. - یکی از شانس هایی که سوریه آورده، این است که در سطح بین المللی روسیه و در سطح منطقه ای ایران با بالاترین امکانات و دیپلماسی وارد شده اند واقعا کاری که الان روسیه وایران انجام می دهد هیچ کسی برای هیج کسی انجام نداده است این یک واقعیت سیاسی است که این منجر به این شده که الان اجماع سازی روی راه حل سیاسی دارد اتفاق می افتد و مجموع این عوامل بحران سوریه را به سمت راه حل می برد که این راه حل قبلا براندازی نظام بوده ولی الان راه حل سیاسی گفت و گو با نظام است این تفاوت این دو نوع است. - روسیه دنبال ایفای نقش در نظام بین المللی است و الان یک فرصتی پیش آمده، غرب می خواهد دنبال چین و محاصره چین برود به همین دلیل ناچار است به روسیه نقش بدهد و روسیه از این فرصت سیاسی دارد استفاده می کند و نقشی ایفا می کند اما ایران رابطه اش با سوریه یک ربطه خاص است. - سوریه آخرین پایگاهی است که برای روسیه مانده است، معمولا اگر شما می خواهید کشورها را بشناسید شما باید بدانید که وابستگی تسلیحاتی آن کجاست عراقی، لیبی و سوریه سه پایگاه با سیستم تسلیحاتی روسی بوده اند چون روسیه میلیاردها دلار به اینها دلار فروخته است. - مبنای حرکت در سوریه بر اساس واگرایی است و مبنای حرکت در مصر و تونس به همگرایی است چون مبنا در واگرایی است همه اقلیت ها در سوریه که 40 درصد جامعه هستند همه آنها پناهگاهی جز نظام ندیدند از مسیحی تا علوی تا شیعی تا اسماعیلی تا درزی و به همین دلیل در حال حاضر نظام به طور حداقلی همه اقلیت ها را دارد که 40 درصد هستند در حالی که آنها بیش از 60 درصد سنی سوریه تضمینی ندارند. - می خواهم این را بگویم اگر انتخاباب در سوریه بشود نظام بیشترین آرا را دارد و یکی از دلایلی که اینها تضمین می خواهند همین است الان نقطه اختلاف همین است اینکه می گویند بشار اسد کاندیدا نشود چون می دانند این آقا رای می آورد،الان در بحث و گفتگوهایی که تا الان شده مهمترین نقطه اختلاف همین قسمت است. - الان آنچه که وجود دارد این است که در سطح بین المللی طرح غرب در سوریه براندازی بود اما آقای جان کری می گوید راه حل سیاسی. این خیلی نکته مهمی است و در تعریف این سطح بین المللی شاخص است؛ لذا یک نوع اجماع سازی در حل سیاسی بحران در سطح بین المللی در حال اتفاق است. *گذری بر تحولات مصر - در مصر انقلاب اتفاق نیفتاد انقلاب یعنی تغییر ساختارها. رفورم اتفاق افتاده، بعضی از نهادها کاملا همانی هستندکه بودند مثل ارتش، مثل سازمان امنیت، مثل نیروی انتظامی مثل وزارت خارجه. - آقای مرسی در جنبش غیرمتعهد در تهران آمد گفت که ما باید بهترین رابطه را داشته باشیم؛ این خیلی سوال عجیبی است که خودش رئیس جمهور است می گوید رابطه باید برقرار بشود ولی نمی شود و این داستان ادامه دارد. - آقای امانی که حافظ منافع ما است در تهران او را دیدم و او به من گفت: که فکر می کنی چند نفر در وزارت امور خارجه مصر تغییر یافتند؟ گفتم من نمی دانم. گفت: 10 نفر هم نیستند. کلا وزارت امور خارجه 10 نفر تغییر پیدا نکردند خیلی عجیب است. گفت: شما فکر می کنید چند نفر از بچه های اخوان که در قیام بودند و بازداشت شدند الان داخل زندان هستند؟ سیصد و چند نفر. آقای مرسی نمی تواند اینها را از زندان بیرون بیاورد. اینها علیه مبارک قیام کرده بودند به دلیل قیام اینها را گرفتند ولی اینها نمی توانند بیرون بیایند این نشان می دهد این ساختار دگرگون نشده است لذا ساختار ساختار مبارک است و همین مانع برقراری این رابطه است. - الان مرسی به این نتیجه رسیده است که "آقا این رابطه را رها کن" چرا؟ چون این تحت تاثیر چند مساله است. در داخل سلفی ها می گویند این رابطه باید باشد. در منطقه حدود سه میلیون مصری در کشورهای شهرنشین خلیج فارس کار می کنند گفتند اگر رابطه برقرار بشود همه را می فرستیم امارات و مرسی می ترسد که یک مشت بیکار روی دستش بماند. در سطح بین المللی هم آمریکا و هم اسرائیل به مصر در این رابطه فشار می آورند. - این نکته بسیار مهمی است اینکه اخوان الان ضامن کمپ دیوید هستند و به همین دلیل حداقل موجود در صحنه اخوان است به همین دلیل اسرائیل از انتخاب اخوان حمایت می کند و تعامل می کند. - کسینجر در سال 1974 به مصر آمده بود و بعد از آن هم نیکسون آمد آن موقعی بود که سادات از ائتلاف با اردوگاه شرق داشت منتقل می شد به اردوگاه غرب. وی یک جمله بسیار زیبا و معنی دار در قاهره گفت و آن این بود که "هیچ جنگی بدون مصر امکان پذیر نیست و هیچ صلحی بدون سوریه امکان پذیر نیست" اسرائیلی ها این جمله را گرفتند. - مصر چرا در صلح تعیین کننده نیست چون بین قسمت های شهری مصر تا فلسطین 400 تا 500 کیلیومتر صحرای سینا وجود دارد ولی در سوریه اینها بالای کوه هستند در بلندی های جولان و اینها پایین کوه هستند از بلندی های جولان با دوربین ساحل را می توانیم ببینیم فاصله 13 کیلیومتر است. *گذری بر تحولات بحرین - در حال حاضر وضعیت بحرین قفل شده است یعنی نه مردم قادر به سقوط نظام هستند و نه نظام قادر به مهار مردم. - معارضه یک کف دارد یک سقف، الان عمدتا دو جبهه وجود دارد؛ "الوفاق" دنبال حاکمیت مردم است با یک رفرم و "وفاء" دنبال سرنگونی نظام است اینها می گویند مردم حاکم باشند یعنی اینکه پارلمان یک قدرتی داشته باشد و نخست وزیر داشته باشد و وزیر استیضاح کند و یا رای اعتماد دهد و این در مقابل پارلمان و نه در مقابل شاه مسئولیت داشته باشد؛ اگر نظام تابع مردم شد یعنی تابع پارلمان شد آن موقع خیلی شرایط عوض خواهد شد. - لذا الان گفتگوهایی که در بحرین است یک بخش مربوط به الوفاق است و یک بحثی را مطرح کرده که هر بحرینی یک رای است، بحرین 75 درصد شیعه است ولی یک حوزه اش کمتر از هزار نفر است که مال سنی هاست یک حوزه شیعه است که 10 هزار نفر است. - این نشان می دهد که چیدمان مشکل دارد و هر نفر یک رای در حوزه مشکل دارد یعنی تقسیمات مشکل دارد بعد این پارلمان مشورتی هم است ولی ارزش ندارد. پادشاه یک نخست وزیر انتخاب می کند که عمویش است که از سال 71 تا الان نخست وزیر است یعنی حدود چهل سال و نمی تواند به آن دست بزند. - در حال حاضر معادله در بحرین قفل شده است نه مردم قدرت تغییر دارند و نه نظام قدرت مهار دارد این شرایط چگونه باز می شود؟ زمانی که یک طرف دستش را بالا ببرد چه کسی ضعیف تر است؟ دولت نسبت به مردم ضعیف تر است. - اخیرا یک اجلاسی در بحرین بوده است، شورای همکاری دو و نیم میلیارد به این نظام کمک کرده است یعنی نظام هم کمک مالی می خواهد و هم نظامی ولی بحرین یک مقدار مرتبط شده و گره خورده به حوادث عربستان. - قضیه بحرین مرتبط شده با عربستان، هر چقدر دولت بحرین کم می آورد عربستان کمک می کند یعنی این تعادل را حفظ می کند، لذا اگر عربستان دچار مشکل بشود بحرین کارش یکسره می شود چون الان عنصر تعادل در بحرین، عربستان است. - تمام عشایر بحرین یک ارتباط اجتماعی وسیعی با عربستان دارند، عربستان به شدت از تغییر در بحرین وحشت دارد چون انعکاسش در شرق عربستان صد در صد است تضمینی است، به هم دلیل عربستان بحرین را حوزه نفوذ خودش و حوزه امنیت خودش تعریف کرده است و ورودش به بحرین حتی بدون هماهنگی با پادشاه صورت گرفت. * شیعه؛ جهادگر مظلوم جهان اسلام - به نظر من شیعه جهادگر مظلوم جهان اسلام است در عراق کشته می شود واکنش نشان نمی دهد در سوریه خیلی ها کشته شدند سر بریده شدند به خصوص اطراف حمص. در پاکستان هم همین طور است. در افغانستان هم همین طور است. شیعه تا الان یک حرکت انتحاری علیه سنی ها انجام نداده است چون به بحث وحدت معتقد است و قربانی می دهد و با وجود درد زیاد سکوت می کند. به نظرم یکی از بزرگ ترین عرصه های جهاد شیعه همین صبر است. غرب دنبال این است که شیعه واکنش نشان بدهد و جنگ اتفاق بیفتد. واقعا آدم صحنه ها را می بیند گریه اش می گیرد ولی اینکه شیعه تا این حد عقلانیت دارد که تحمل می کند و سکوت می کند برای اینکه دشمن شاد نشود و برنامه ریزی دشمن عملی نشود این خودش به نظر من یکی از بزرگترین افتخارات تشیع در تاریخ است. در حال حاضر از بزرگ ترین افتخارات شیعه صبر است.
ارسال نظر: