اخبار آرشیوی
محسن پرویز در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: بحث گرانی کاغذ تلخترین اتفاق حوزه نشر در سال ۹۱ بود/ سال گذشته، سال تلنگر حرکت به سمت نشر آثار مناسب همراه با انقلاب بود/ سیاست وزارت ارشاد در دو سه سال اخیر در مقابل اظهارنظرها، بیتوجهی است
متن ذیل، مشروح یک ساعت و نیم گفت و گوی «نسیم»، با معاون سابق فرهنگی وزیر ارشاد است: * بحث گرانی کاغذ تلخ ترین اتفاق حوزه نشر در سال 91 بود در خصوص اتفاقاتی که در حوزه نشر و کتاب امسال افتاد باید بگویم هم جنبه های مثبتی وجود داشته هم جنبه های منفی. بحث گرانی کاغذ و رکود حوزه نشر و تاثیرگذاری این گرانی در تولید کتاب خیلی شاید نگران کننده باشد و اگر عملا بخواهد ادامه پیدا کند پیشرفت هایی هم که در سال های گذشته داشتیم امها می شود و به نقطه اول یاز می گردیم. اما یک سری اتفاق های مثبت وخوب هم در حوزه نشر افتاده از جمله کتاب های خوبی که هم چنان دارد منتشر می شود و فعالیت خوب دست واندرکان حوزه نشر است. به هر حال ما در این دو سال شاهد بعضی کتاب های خوب بودیم که خیلی امیدوار کننده است، بعضی جشنواره ها برگزار شد که نکات مثبت زیادی داشت. *سال 91 سال تلنگر حرکت به سمت نشر آثار مناسب همرا با انقلاب بود دراین سال یک تلنگری برای حرکت به سمت نشر آثار مناسب همرا با انقلاب زده شد بعضی از موسساتی که مدت ها دچار رکود بودند در این سه چهار سال فعالیتشان خوب شده و تاثیرات منفی گرانی کاغذ که می توانست بجا بگذارد؛ ناشران را از رقم
ننداخته و همچنان دارند کتاب های خوبی را چاپ می کنند که در راس آنها انتشارات سوره مهر به عنوان ناشری که فعالیت خوبی دارد .اثار خوبی چاپ کرده کرده است که هم محتوی خوبی دارد و هم خواندنی است. *ارزشمندی جوایز ادبی باید حفظ شود/یک نفر نباید اعتبار یک جایزه ملی را خدشه دار کند در مورد بحث جوایز باید بگویم که ما یک سری جوایز ملی داریم که سطحشون سطح ملی است و نوعی نشان ملی است که بر سینه برگزیدگان زده می شود مثل جایزه کتاب سال، جازه جلال و جایزه پروین اعتصامی که این ها جوایزملی هستند و فوق العاده ارزش دارند و باید سعی شود ارزشمندی آنها حفظ شود و متولیان و عوامل اجرایی که چند روزی ممکن است مدیریت داشته باشند مجاز نیستند این جایزه ها را با اقدامات نسنجیده خودشان زیر سوال ببرند. این جوایز مربوط به ملت ایران است و نمی شود کسی که چند روز مسئولیت گرفته اعتبار یک جایزه ملی را خدشه دار کند و بگذارد و برود اتفاقی که در جایزه جلال افتاد نوعی بی تدبیری بودکه به گمان من برای اولین بار این اتفاق افتاد. که داوران رسما اعلام کنند رای ما کتاب دیگری بود اما کتاب دیگری انتخاب شد خب این اتفاق خوبی نبود و متاسفانه خاطیئان این کار به
جاب توبیخ پاداش هم گرفتند و به سخنان دلسوزانه ای هم که بود توجه نکردند. امیدوارم نهاد بازرسی که وجود دارد اگر مصلحت هم نمی بینند که بگویند با خاطئیان برخورد کردند در پشت پرده تذکرات را بدهند تا این قضایا تکرار نشود. بحث دیگه بحث جوایز غیر ملی است و در سطوح پایین تر برگزار می شود، این نوع جوایز غیر ملی اگر وابسته به بیگانگان باشند تحت عنوان جوایز خصوصی مطرح می شوند. در واقع دو دسته جایزه در سطوح پایین تر داریم جوایز ایرنی یعنی جوایزی که علاقمندان به ایران برگزار می کنند و یه دسته جوایزی است که از ناحیه افرادی برگزارمی شود و افق نگاهشان وابسته به بیگانه است و آمال و آرزوهایشان نه در جمهوری اسلامی بلکه در جاهای دیگری جستجو می کنند. *جشنواره های با بودجه بیت المال برگزار می شوند و افق نگاه شان ضد نظام و انقلاب است از جمله جوایز ایرانی که در خدمت به جمهوری اسلامی ایران و با این افق دید در جهت منافع مردم برگزار می شود جایزه شهید غنی پور است که بسیار جایزه خوبی است و به رونق ادبیات در کشور کمک می کند. یه دسته دومی هم در کنار اینها است که گاهی اوقات کمک مادی و معنوی ار بیگانگان می گیرند و گاهی اوقات هم ممکن است این
کمک را نگیرند و تلاششان این باشد که از بودجه بیت المال استفاده کنند ولی نگاهشون منطبق بر منافع مردم ایران نیست دنبال این می گردند که زشتی و پلشتی پیدا کنند و بزرگش کنند و الگو بدهند به نویسندگان که بیاید این جوری بنویسید تا از شما حمایت کنیم. در یک دوره زمانی با حمایت های مادی و معنوی نهادهای دولتی جمهوری اسلامی ایران پا گرفتند و بالندگی پیدا کردند و بعضا مورد حمایت بودند. *ضوابط نشر سال 89 تا به حال اجرایی نشده در مورد ضوابط نشر کتاب باید بگویم اولین بار سال 67 شورای عالی انقلاب فرهنگی ضوابطی را تصویب کرد و اجرایی شد، سال 89 مورد بازنگری قرار گرفت و ابلاغ شد در ضوابط بازنگری شده دو هیئت نظارت برای ضوابط نشر کتاب در نظر گرفته شده که اعضا توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب می شوند و کارگروه هایی را تشکیل می دهند تا بر چاپ کتاب نظارت کنند. کتاب هایی که دارای حداقل هایی هستند را مجوز چاپ کتاب می دهند و بقیه رو به اصطلاح مجوز نمی دهند، الان اتفاقی که در حال افتادن است این است که ضوابط سال 89 ملاک نیست؛ مجری وزارت ارشاد است اما همچنان این ضوابط اجرا نمی شود و توضیحی هم در این مورد داده نشده، در آنآیین نامه
ضوابطی که منع نشر دارند مشخص شده است. *در حوزه نشر کتاب مشکل ما اندیشه ای نسیت عمدتا در حوزه نشر کتاب مشکل ما اندیشه ای نسیت بلکه یک سری از آثاری که مشکلات اخلاقی در بیان داشتند یا سعی می شده که جامعه را به سمت پوچی و هیچی سوق بدهند دچار ممیزی شدند و مجوز نشر نگرفتند. قالب آثاری که مجوز نشر نگرفتند، این طور بودند؛ البته ضعف هایی در اجرا و کج اندیشی هایی در ابلاغ ضوابط در تمام سال های گذشته وجود داشته اما من الان مصداق های جزئی مد نظرم نیست. در زمانی که من مدیریت داشتم مصداق هایی می آوردند که من می دیدم اداره کتابمان بد عمل کرده است، منتها الان دارم با نگاه از بالا می بینم، که بین 70 هزار عنوان کتابی که در کشور چاپ می شود چند درصد دچار ممیزی میشوند. با این نگاه می گویم که در صدش خیلی کم بوده است و عمدتا هم معطوف به این مسائلی بود که گفتم و آن هم جای صحبت و دقت نظر دارد *نداشتن خط قرمز به معنای بهم ریختگی همه اوضاع است یادم می آید یک زمانی جلسه ای با هیئت مدیره یکی از تشکل های نشر داشتیم و یکی از این اعضا در این جلسه با شور و هیجان و حرارات می گفت باید هر کس هر مطلبی را که می خواهد بنویسد و مجاز به انتشار
باشد. من نکته ای به این دوست عزیز گفتم که اگر در یک رمان فرنگی می بینید معاشقه زن و مردی را درخیابان توصیف می کند فضای اجتماعی خودشان را توضیح می دهد و ترویج فرهنگ فساد نیست، اما در جمهوری اسلامی اگر کسی این صحنه را نوشت دارد هنجارشکنی می کند و می خواهد جامعه را به سمتی ببرد که در جوامع دیگر به عنوان هنجار استفاده می شود این به معنای سانسور نیست و هر جامعه ای خط قرمز خودش را دارد ممکن است این خط قرمز جلو و عقب شود اما نمی توانیم بگویم که خط قرمز نداریم نداشتن خط قرمز به معنای بهم ریختگی همه اوضاع است. با توجه به این نکته تصورم این است که ضوابط نشر مورد نیاز است؛ بله اینکه ضوابط نشر درست اجرا نشود اینها اشکالات اجرایی است تا جایی که ممکن است باید این اشکلات را برطرف کنیم. *ضوابط نشر باید باشد/باید به موقع جلوی بعضی انحرافات را بگیریم سرجمع تصورم این است که ضوابط نشر باید وجود داشته باشد و درست اجرا شود و به موقع باید جلوی انحرافات و خطاهارو بگیریم الان دو سال از ابلاغ این ضوابط می گذرد اما اجرایی نمی شود اینکه بعد از اینکه یکی از مسئولیت برداشته شد یقه اش را بگیرم چرا اجرایی نشد که کارساز نیست باید همان زمانی
که مسئولیت دارد از او بپرسیم. مجلس در قبال این ماجرا سکوت کرده که دو نکته را به ذهن می رساند یا اطلاع ندارد که این ضوابط وجود دارند که خود یک نقص است یا اطلاع دارد و اهمیت به ماجرا نمی دهد که باز هم این نقص است؛ گاهی اوقات سر بعضی مسائل کوچک بازخواست می کنیم ولی یک جاهایی به راحتی از کنارش عبور می کنیم اینها نکات مثبتی نیست و به حیثیت جمهوری اسلامی لطمه می زند و باید از آن پرهیز کنیم. *مجوز نشر برای یک کتاب 1 ماه است و طول کشیدن بیش از آن تخلف است در خصوص صف طولانی مجوز که گاهی گریبان بعضی کتاب ها را می گیرد باید بگویم، اینها قطعا مشکلات اجرایی است مثلا در این ضوابط ابلاغی فرصت برای مجوز دادن یک ماه است اصلا صراحت دارد و این عین ضابطه است. بیشتر از یک ماه شد تخلف است و نکته مهم اینجاست که چرا ضوابط سال 89 اجرایی نمی شود شورای عالی انقلاب فرهنگی به خاطر اشکالات و خطاها این ضوابط را تصویب کرد. درمورد جمع اوری یک اثر بعد از چاپ موارد جزئی ممکن است قابل اغماض باشد گاهی اوقات خطای انسانی و تغییر شرایط اما اینکه در تجدید مجوز اتفاقی بی افتد یک مثالی دارد، مثلا یک کشوری با ما رفتار خصمانه دارد و کتابی در مخالفت با
ان کشور منتشر می شود الان رفتار ما دوستانه شده انتشار اثری علیه آن کشور ممکن است باعث شود تیرگی مجدد اتفاق بی افتد خب این شرایطی است که ایجاد شده ولی خیلی زیاد نیست از موارد استثناء است مواردی که منع نشر از ناشر می کنیم نیز باید موارد شاز و نادری باشد. *عده ای سعی می کنند جمع آوری کتاب از نمایشگاه کتاب را سیاسی جلوه دهند در مورد جمعآوری کتاب از نمایشگاه کتاب نکات دیگری مطرح است، بعضی موارد هست که در نمایشگاه های کتاب اتفاق می افتد اما یک سری ضابطه و قائده دارد مثلا ضابطه نمایشگاهی به ناشر ابلاغ می شود و می گوید کتاب هایی باید وارد نمایشگاه شود که در سه سال اخیر منتشر شده است. اما ناشرکتابی را می آورد که برای 10 سال پیش است، این تخلف کرده و کتاب ها باید جمع آوری شود، عمده اتفاقی که در فضای نمایشگاه می افتد از این دسته است. یا اینکه کتاب برای یک ناشر دیگه است و یک ناشر دیگر آن را عرضه می کند که این هم خلاف ضوابط نمایشگاه است. اما همیشه عده ای سعی می کنند سبقه سیاسی به این مسئله بدهند، اما خب بعضی وقتها ممکنه است خطای جزئی هم اتفاق بی افتد. من راجع به دوسال اخیر راجع و اتفاقاتی که در نمایشگاه افتاده نمی توانم
قضاوت کنم. چون در جریان جزئیاتش نیستم. من با پیشینه سابقه ای که در ذهن خودم هست قضاوت میکنم. *یکی از بزرگ ترین مشکلات نمایشگاه کتاب نداشتن نهاد ثابت برای برگزاری است مشکلات برگزاری نمایشگاه کتاب هم در گذشته بوده و هم بعد از این خواهد بود. و دلیل اصلیش این است که ما نهاد برگزاری نمایشگاه کتابمان یک نهاد ثابت نیست، از تجربیات گذشته استفاده نمیکنیم . هر روز یک بحث جدیدی را باب می کنیم. به جای اینکه به حوزه نرم افزاری وحوزه محتوا بپردازیم. تمام تلاشمان باید معطوف به آماده سازی فضای نمایشگاه باشد. *پیشینه جا به جایی مکان نمایشگاه کتاب برای دولت آقای احمدی نژاد نیست در مورد انتقال مکان نمایشگاه به مصلی باید بگویم که این یک مسئله اختیاری نبود که ما مثلا بگوییم یک چیزی را انتخاب کردیم و حالا به اصطلاح دلایل انتخاب خودمان را بخواهیم توضیح دهیم. جابه جایی نمایشگاه اجتناب ناپذیر بود، در شانزدهمین نمایشگاه کتاب . یعنی 3 سال قبل از اینکه من به وزارت ارشاد بیایم.در دولت آقای خاتمی. یک کتابی منتشر شد ودر مقدمه این کتاب بیانیه پایانی نمایشگاه هست که برگرارکننده های نمایشگاه آن را نوشتند اگر آن را مطالعه کنید می ببنید که
پیشینه جابه جایی نمایشگاه مربوط به دولت آقای احمدی نژاد نیست. در آن بیانیه به صراحت اشاره شده است که برگزاری نمایشگاه در مکان فعلی امکان پذیر نیست. در نمایشگاه شانزدهم به این نتیجه رسیده بودند که این مکان مکان مناسبی برای برگزاری نمایشگاه نیست، دلیلش کاملا مشخص بود. *نمایشگاه کتاب فرانکفورت با 200هزار بازدیدکننده امکانات بسیار دارد اما ما! محل سابق برگزاری نمایشگاه کتاب یک تعداد سالن های پراکنده داشت که این سالن ها مطابق الگوی مهندسی دهه 60 میلادی در حاشیه تهران طراحی و اجرا شده بوده، نیم قرن از آن زمان گذشته! مهندسی نمایشگاه ها عوض شده. الان نمایشگاه فرانکفورت که بروید یه مجموعه نمایشگاه با سالنهای متصل به هم و با انفکاک نسبی است. یعنی چهار پنج تا سالن محصور میشود در چهار پنج تا سالن خیلی بزرگ، نه سالن پراکنده با دسترسی مناسب. با وجود آنکه آنجا زیز 200 هزار نفر بازدیدکننده دارند نه مثل نمایشگاه ما حدود 4 میلیون نفر بازدید کننده! شهر تهران مصوبه ای دارد که نمایشگاه بین المللی باید تبدیل به یک مکان فرهنگی شود، آن سالنها ویران شود و کاربری دیگری پیدا کند و محل دیگری برای برگزاری نمایشگاه بین المللی شهر تهران
ساخته شود. با توجه به اینکه کاربری قرار بوده عوض شود، مسئولان آن مکان یک سری سالنهای مناسب و در خور شان نمایشگاه بین المللی را نگه داشته بودند و بازسازی کرده بودند. مثل سالن میلاد یا سالن خلیج فارس. *مسئولان شهر تهران و نمایشگاه کتاب سلامت فضای نمایشگاه بین المللی را تائید نمی کردند پنج شش تا سالن را نگه داشته بودند و بازسازی کردند، تا نمایشگاه های تخصصی را آنجا برگزار کنند؛ یک سری سالن های متروک هم بود که در طول سال استفاده ای از آنها نمیشد. چون نمایشگاه بین المللی کتاب یه نمایشگاه گسترده است. مجبور بودن که از این سالنها هم استفاده کنند. سالنهایی که هر لحظه اتصال سیم برق ممکن بود باعث آتش سوزی شود. خیلی ها به این مسئله توجه نمی کردند. مسئولان سلامت این فضا را برای نمایشگاهی به این بزرگی راتایید نمیکردند. از طرفی ترافیک بسیار سنگینی در محدوده اطراف نمایشگاه بوجود می آمد و هم برای افرادی که به نمایشگاه می آمدند مشکل ایجاد می شو و هم برای ساکنان محل. اندیشه جا به جایی نمایشگاه وجود داشت، در نمایشگاه 19 که سال 85 برگزار شد من عضو سیاست گذاری نمایشگاه بودم و سمت رسمی نداشتم در آن شورا هم این بحث مطرح شد که
نمایشگاه جا به جا بشود جا به جایی مقدور نبود و دوپاره شدن نمایشگاه علمی ترین برخوردی بود که می توانست انجام بگیرد که از سالن های مناسب محل نمایشگاه بین المللی استفاده شود و بخشی از نمایشگاه خارجی و دانشگاهی در آنجا برگزار شود و بخش داخلی در شبستان مصلی برگزار شود، که شبستان شرایط خوبی برای برگزاری داشت اما خارج از شبستان این شرایط نبود. *مکانی بهتر از مصلی برای برگزاری نمایشگاه کتاب وجود نداشت در آن سال که فرصت خیلی کم بود و نمایشگاه در همان محل برگزار شد آقای رئیس جمهور درافتتاحیه یک جمله ای را با لبخند خطاب به وزیر ارشاد و وزیر بازرگانی گفتند که اگر سال دیگر نمایشگاه اینجا برگزار شود یا من نیستم یا شما نیستید من که سر جای خودم هستم اما شما؟ بعد از این صحبت ما تقاضا کردیم که مجموعه ای در دولت تشکیل شود تا ظرف یک سال محلی برای نمایشگاه آماده شود و بنا به دلایلی این جلسات تشکیل نشد همه مکان ها را بررسی کردیم و مکانی بهتر از مصلی پیدا نکردیم و واقعا توان فوق العاده بالایی از ما گرفت. در سال های بعد باز با مقاصدی به غیر از خدمت به حوزه نشر موضوع های جدیدی را مطرح کردند، یک بار گفتند که نمایشگاه بین المللی در
فلان منطقه در حال ساخت است، یک بار دیگر وعده کردند که دوساله در یک محلی نمایشگاه را می سازند اما هیچ کدام محقق نشد. من سر دو سال یک تیمی را فرستادم ورفتند عکس گرفتند و دیدند یک بیابان لم یزرع که 5 تا کانتینر در آن گذاشتند این فضا فضای اقدامات خدمت گذارانه به مردم نیست بعد از اینکه منم از وزارت خانه خارج شدم ظاهرا این مسئله ابزاری شد برای تبلیغ و سر زبان افتادن افراد! *اگر نهادهای فرهنگی به درستی وظایفشان را انجام دهند دچار بحران نمی شویم وظیفه تربیت نویسنده جز وظایفی است که نهاد های مختلف برای خودشان تعریف کردند، یا حداقل کمک به تربیت نویسنده کنند که از جمله آن نهادها ممکن است بنیاد ادبیات داستانی هم باشد. حوزه هنری هم جز وظایف ذاتی اش تربیت و آموزش هست، بعضی تشکل های غیر دولتی مثل انجمن قلم سعی کردند فضا را طوری فراهم کنند که اگر استعدادهایی وجود دارد که دست به قلم هستند و آثار خوبی می نویسند اینها هم زمینه چاپ و نشر آثارشان فراهم شود. اینکه تلاش هایی در جهت پرورش استعداد از سوی دیگران هم صورت می گیرد این هم غیر قابل انکار است سر جمع پاسخی که می توانم بدهم این است که نهادهای فرهنگی که از دولت بودجه رسمی می
گیرند اگر به وظایف خودشون درست عمل کنند و اگر بودجه خودشان را درست مصرف کنند پتانسیل عظیم مردی متعهد به انقلاب اسلامی داریم که در همه زمینه می توانند نیاز های کشور را برآورده کنند و ما دچار بحران های مختلف نخواهیم شد. در حوزه فرهنگ متاسفانه ما همیشه ضعیف تر عمل کردیم تصورم این است غفلتی که وجود دارد باعث بروز اتفاقاتی می شود که جبران ناپذیر است این تلاش که جوان ها را به این سمت بکشند که هرزه نگاری بکنند هم در عرصه نوشتن هم رد عرصه سینما خیلی صورت گرفته است. در ایامی که در ارشاد بودم برای مقابله با این ماجراها طرحی را که از انجمن قلم آماده بود با عنوان «یک صد اثر از یک صد نوقلم» را دادیم و به نظرم بالای 70 عنوان کتاب هم از این نویسندگان چاپ شده و بعضی از این اثار برنده جایزه شدند. *سیاست وزارت ارشاد در دو سه سال اخیر در مقابل اظهارنظرها بی توجهی است سیاستی که در وزارت ارشاد در دو سه سال اخیر حاکم است داشتن سعه صدر در مقابل اظهارنظرها و بی توجی به آنها است. اگر کسی بیاید پاسخ دهد به انتقاداتی که مطرح است می گوییم این مسئول صعه صدر ندارد ولی اگر کسی ندید بگیرد خوشحال می شویم که ما حرف مان را زدیم و او نشنیده
گرفت و سعه صدر داشت الحمدالله مسئولین ما سعه صدر دارند هر چی بگویید گوش می کنند و هیچ پاسخی هم نمی دهند. *بحث کاغد باید در دولت مدیریت می شد که این اتفاق نیافتاد بحث کاغذ که مقدمه اش گرانی نابهنگام کاغذ بود را باید دولت مدیریت می کرد که نشد، آمدند کاغذ را به ارز 1200 تومانی آورده بودند به دو برابر قیمت در بازار فروختند هیچ کس هم توجه نکرد بعد باید تدبیر می شد که کاغذ به مرور زمان وارد بشود که با ارز جدید کاغذ در بازار باشد که این اتفاق هم نیافتاد. و منجر به نوسانات کاغد در بازار شد. بالاخره روال مرسوم این طوراست که منتظر می مانیم ببینیم چه می شود اگر اتفاق مثبتی افتاد می گوییم سیاست های ما باعثش شده اگر اتفاق منفی افتاد با سعه صدر از کنارش می گذریم.