اخبار آرشیوی

کدخبر: 604180

آیت‌الله قرهی در گفتگو با «نسیم»: نباید کاخ‌نشینی را به این بهانه که می‌خواهیم شکوه و ابهت خود را به سایر دولت‌ها نشان دهیم توجیه کنیم؛ این خوی طاغوتی است نه اسلامی/ اگر شخص دین‌مدار در راس مسئولیت‌ها منصوب نشود با کوچک‌ترین فشار از مبانی عقب می‌نشیند

مهمترین محورهای سخنان آیت‌الله قرهی، موسس حوزه علمیه امام مهدی (عج) در گفتگو با «نسیم»، بدین شرح است: - دولتی اسلامی است که در مرحله نخست، عنوان دین‌مداری و اسلام را بر خود قرار دهد و عمل بر اساس دین و اسلام را در دستورالعمل خود قرار دهد. ممکن است فردی مسلمان باشد و به مبانی دینی اعتقاد داشته باشد اما به این که دین، تنها گزینه‌ای که می‌تواند متکفل اداره همه اجزای زندگی بشر شود و مدیریت کلان جامعه را برعهده بگیرد، اعتقادی نداشته باشد. - کسی که دین‌دار است اما دین را ناتوان از اداره جامعه می‌داند نمی‌تواند برای یک دولت اسلامی مدیر خوبی باشد. - اولین شاخص دولت اسلامی این است که کارگزاران آن به اسلام معتقد باشند و اسلام را فصل الخطاب در همه زمینه‌های مدیریتی جامعه بدانند و دین‌مداری را به عنوان یک ارزش بدانند. - شاخص دیگر دولت اسلامی، اجرای عدالت است؛ یکی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های دولت اسلامی عدالت است که اگر کسی از دین‌مداری دست بکشد عدالت محوری نیز محقق نخواهد شد. رسیدن به عدالت در جامعه اسلامی، در سایه دین‌داری مسئولین محقق می‌شود. - دولت اسلامی باید بر اساس ظرفیت‌های دینی و نیز ظرفیت‌های بین‌المللی که با دین سازگار است، یک سیستم خاص بر اساس اصول و ارزش‌های دینی برای خود تعریف کند و با رعایت مبانی دین و سیستم‌های موجود در دین و بهره گیری از سیستم‌های موجود در دنیا که با دین مطابقت دارد، بهترین سیستم برای مدیریت جامعه اسلامی را با لحاظ شرایط تعریف کند. - دولتی می‌تواند دینی باشد که قوانین او هم دینی باشد و تمام بخش‌های دولت و کشور بر اساس این قوانین دینی اداره شود وگرنه به صرف دینی شدن قوانین کفایت نمی‌کند؛ اید بر اساس همین قوانین دینی کشور اداره شود و بر اساس مشروعیت الهی کار جلو رود. - مثلاً قوانین بانک‌های اسلامی ما باید پیاده شود نه این که اسماً اسلامی باشد ولی در عمل و اجرا همان سیستم قبلی پیاده شود. - دولت اسلامی باید بایسته‌ها و نبایسته‌های اسلامی را بداند و برای تحقق آن‌ها برنامه ریزی کند؛ یکی از آن‌ها این است که برنامه‌ها و کارهای عملی برای اجرا و تقویت فرهنگی دینی داشته باشد و مهم‌تر از همه این که در یک دولت اسلامی نباید شاهد به تمسخر کشیدن مبانی دینی و هر آن چه که طاغوتی‌ها مد نظرشان است باشیم. - دولتی را اسلامی می‌دانیم که کارگزاران آن چه در خلوت و چه در جلوت، همه مبانی دینی را بیان و عمل کنند نه این که در جاهایی خدایی نکرده کوتاه بیایند؛ این‌ها تصور نکنند با کوتاه آمدن از مبانی دینی موفق می‌شوند بلکه بدانند هر جا از مبانی کوتاه آمدند بدانند که صد در صد شکست می‌خورند. - دولت اسلامی باید از کسانی که به عنوان دین‌مداران نظام اسلامی هستند که در رأس آن‌ها ولی فقیه و ولایت مطلقه فقیه است در اداره دولت استفاده و از نظر آن‌ها استقبال کند و در خصوص ولی فقیه باید اطاعت کامل داشته باشد؛ در قانون اساسی نیز آمده است و امام راحل و شهید دکتر بهشتی نیز روی این مسئله بسیار تأکید داشته‌اند که محوریت قوای سه گانه را رهبری ولایت فقیه قرار داده‌اند. - دولت اسلامی باید از وجود علما در اداره کشور استفاده کند و این را به عنوان یک مدال افتخار بداند نه نقص! استفاده از وجود علما را کمکی در رسیدن دولت به اهدافش بداند؛ جا دارد روی این مسئله خیلی کار کرد. - روابط در دولت اسلامی باید بر اساس مبانی اسلامی باشد نه آن چه غربی‌ها بیان می‌کنند مثلا کاخ نشینی را توجیه کنند که می‌خواهیم شکوه و ابهت مان را به سایر دول نشان دهیم؛ این خوی طاغوتی است نه اسلامی و این شائبه را ایجاد می‌کند که مسئولین ما رفاه طلب و طاغوتی منش هستند. بخصوص این که در روایات آمده است که مردم به دین امرایشان هستند؛ اگر ببینند مدیران و کارگزاران دولت رو به تجملات آورده‌اند، طبیعی است که مردم نیز به تجملات شوق پیدا می‌کنند؛ بنابراین باید توجه داشته باشیم که خلق و خوی کارگزاران دولت اسلامی باید اسلامی باشد نه غربی! - مسئولین دولت اسلامی باید دین‌مدار باشند؛ اگر کسانی که به دین‌مداری معتقد نیستند در هر یک از قوه و یا در جایاه مدیران خرد و کلان دولت اسلامی قرار بگیرند، با کوچک‌ترین فشار از ناحیه فمنیست‌‌ها، تکنو کرات‌ها و سکولارها از مبانی عقب نشینی می‌کنند.در حالی که خط قرمزهای دولت اسلامی باید فقط خط قرمزهای اسلامی باشد. - کسانی عدالت‌محور خواهند شد که قائل به این باشند که دین بینه عدالت پذیری دارد؛ مگر می‌شود دولتی اسم اسلام را یدک بکشد ولی خدای ناکرده اسلام ناب را در عمل فراموش کند. - امروز ما دانشمندان، کارشناسان و اساتید معتقد، با تجربه، محقق و دانشمند بسیاری داریم. در دوره سازندگی بیان می‌کردند متخصص نداریم و بچه‌های ما جبهه رفتند و مجبوریم از متخصصین غرب زده استفاده کنیم. امروز امثال احمدی روشن‌ها در زمینه‌های مختلف علمی در این جامعه کم نداریم؛ این‌ها را نباید کنار بگذاریم و از کارشناسان و متخصصین غرب زده در اداره دولت استفاده کنیم که اگر چنین کنیم دولت ما اسلامی نخواهد بود. - دولت اسلامی باید فرهنگ اسلامی را در جامعه تقویت کند و این امر به وسیله کسانی محقق می‌شود که خود معتقد باشند؛ اگر در این خصوص کم توجهی کنیم کم کم جز اسمی از اسلام و نماز جمعه و نماز جماعتی ظاهری در جامعه نخواهد ماند. گسترش فرهنگ تنها با سخنرانی و تبلیغ افراد نیست باید مدیران کشور نیز معتقد و مبلغ دین در بیان و عمل باشند. - ساده زیستی مسئولین و کارگذاران از دیگر شاخصه‌های مهم دولت اسلامی است؛ حضرت امام ره زندگی بسیار ساده‌ای داشتند و امام المسلمین حضرت آیت الله خامنه ای نیز بر ساده زیستی مسئولین بسیار تأکید داشتند و حتی امر فرودند که زندگی ساده وزار و مسئولین را تبلیغ کنند تا مردم با دیدن این که مسئولین نیز مانند آن‌ها زندگی می‌کنند مشکلات را راحت تر بتوانند تحمل کند. - در فرهنگ و اندیشه اسلامی رییس قوم خادم قوم است. طبیعی است که کسی که خود را خادم مردم بداند زندگی ساده‌ای خواهد داشت و تلاش او خارج از دسته بندی‌های سیاسی برای خدمت خواهد بود. - قاعده دولت اسلامی این است که بیشتر تلاش کند و کم‌تر بهره برداری کند و قانون مدار باشد؛ اگر دولت اسلامی مردم را به عمل به قانون دعوت می‌کند، خود باید بیش و پیش از همه عامل به قانون باشد. نمی‌شود مردم را به عمل به قانون دعوت کرد ولی دولت با تبصره‌هایی قانون را دور بزند. - ولایت فقیه در قانون اساسی در رأس همه است و تجربه در دولت اصلاحات و اصول گرا نشان داده است که اگر دولتی بخواهد مخالفت با ولی امر کند، نهایت او سقوط خواهد بود. امیدواریم که آقای روحانی همان طور که فرمودند به ولایت فقیه افتخار می‌کنند و آن را از ارکان نظام می‌دانند، مطیع ولایت فقیه باشند که در این صورت صد در صد موفق خواهند بود. - دولت اسلامی اگر اخلاق مدار بود دیگر حب و بغض‌ها ملاک انتصاب‌ها نیست بلکه شایسته سالاری ملاک خواهد بود؛ دولت آقای روحانی بداند که اگر ملاک شان در انتصاب‌ها حب و بغض‌ها باشد به ضررشان خواهد بود. - این که کسی با عنوان ریاست جامعه اسلامی سیستمی در اداره کشور به وجود بیاورد که اداره کشور در اختیار افراد خاصی قرار بگیرد و اغنیا ثروتمند تر و فقرا فقیرتر شوند خلاف اسلام است.
ارسال نظر: