اخبار آرشیوی

کدخبر: 630728

محسن رضایی در برنامه "شناسنامه": اگر واقعا بعد از جنگ مسائل اقتصادی حل می‌شد وارد انتخابات نمی‌شدم/ اگر مناظره دیگری در روز سه‌شنبه و چهارشنبه قبل از انتخابات برگزار می‌شد، نتیجه چیز دیگری می‌شد/ مهمترین پیام انتخابات ۹۲ این بود که مردم سالاری دینی در ایران زنده است

به گزارش خبرنگار «نسیم»، مهمترین محور سخنان محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در برنامه "شناسنامه" به شرح زیر است: -جمعه انتخابات ریاست جمهوری 92 تا قبل از ظهر در خیلی از استانها نفر اول دوم بودم اما از بعد از ظهر به بعد حس کردم اتفاقاتی دارد می افتد. -نظر سنجی ها من را دوم نشان میداد. -4 میلیون رایی که من آوردم کسانی بودند که بر روی اعتقاداتشان ایستادند. -اگر واقعا مسائل اقتصادی بعد از جنگ حل می شد وارد انتخابات نمی شدم. -امروز هم نگرانی من اقتصاد است. -اگر موفق بشویم این گردنه را عبور کنیم زندگی مردم بهتر خواهد شد و نظام هم از این مرحله عبور می کند. - آخرین مناظره روز جمعه یک هفته تا انتخابات باقی مانده بود و رسانه ابتکار عمل خود را از دست داده بود. -در انتخابات اخیر این فاصله مشکلاتی را بوجود آورد. - اگر مناظره دیگری در روز سه شنبه و چهار شنبه بود نتیجه چیز دیگری می شد. من در تمام برنامه ها وحرفهایم در اتنتخابات همیشه برنامه دادم و راه حل برای اشکالات دادم. -ایران الان جز ده قدرت اول دنیا است ودر منطقه قدرت اول هستیم، اما این دلیلی بر این نمی شود که ما مشکلات مردم را نبینیم. -همیشه از پیشرفتها با قدرت دفاع کرده ام. -در فیلم مستند انتخاباتی ام به 250 شهرستان رفتم و هرچه بود حرف و صدای مردم بود. --گفتمان من سیاه زدایی بود و تاکید بر واقعیات. - من سعی کردم کارهای مثبت را بگویم ولی قبول دارم که باید بیشتر بیان میشد. -دولتمردان و مردم ما ازسال 88 تا 92 رشد بالایی کردند. -من اولین کسی بودم که به دکتر روحانی تبریک گفتم. -مهمترین پیام انتخابات 92 این بود که مردم سالاری دینی در ایران زنده است. -امیدوارم ین دولت مسائل اقتصادی رو حل و فصل کند. -هنوز بحث جدی و پیشنهاد بین من و آقای روحانی نشده اما به دنبال این هستیم که خدمت موثری داشته باشیم. -از سال 50 تا 59 تشکیلات سیاسی منصورون را داشتیم و آرام آرام به سمت امام رفتیم. -اگر اصولگرایی این است ما خود را مقدم تر از همه میدانیم اما دو جبهه اصولگرایی و اصلاح طلبی بعد از جنگ بوجود آمد. -محور ما از زمان امام ولایت بود. -سابقه آشنایی من با رهبری طولانی است لذا این باعث شده که نوعی استقلال در من شکل بگیرد. -ما باید انرژی بالایی را در جامعه آزاد کنیم و باید از طریق یک جنبش و نهضت این کار را انجام دهیم. -وضعیت اندیشه های سیاسی کشور شکل گرفته در دهه اول انقلاب است. -ما نیازمند به یک اصولگرایی جدید هستیم. -من در 18 بهمن 58 پیش بینی کردم که مجاهدین خلق بعدها به انقلاب خیانت خواهند کرد. -از سال 53 تا 57 فقط نیروهایی که با امام بودند در صحنه مبارزه با شاه حضور داشتند. -در اردیبهشت ماه که مطهری شهید شد من رفتم به سپاه و گفتم لازم است که در آنجا اطلاعات را تشکیل دهیم. -شهید باقری را رهبری به من معرفی کرد و مصاحبه ای که با ایشان انجام دادم به او اطمینان کردم و جذب شد. -اولین بار در دهه 50 ،تابستان بود در 17 سالگی توسط ساواک دستگیر شدم و 6 ماه زندان بودم که 5 ماه آن را در انفرادی به سرمی بردم. -مشکلات بسیار عدیده ای در سپاه وجود داشت و برادران رزمنده ما سوالات و ابهاماتی داشتند و فرماندهان را یکی یکی قانع میکردیم. -روبروی جبهه اسم صدام بود ولی آمریکایی ها بودند که با عکسهای خود صدام را حمایت می کردند. -آخرین عکسهای ماهواره ای از آمریکایی ها به دست آمد. -شب حمله ما آنها آماده بودند و فرماندهی در جنگ از مسائل بسیار سختی بود. -من در جنگ صبور بودم ولی موقع عملیات دوستان از دست ما فرار میکردند. -جنگ بحثی تخصصی بود و دیر تفاهم بین تصمیم گیرندگان انجام می گرفت. -ما می گفتیم عملیات قادر باید انجام بگیرد، 5 سال از جنگ گذشته بود اما سیاسیون ما می گفتند که چرا باید این عملیات انجام بگیرد. -این اختلاف نظرات در اقتصاد امروز هم مشاهده می شود. -بزرگترین مشکل ما در جنگ این بود که نمی توانستیم به یک تفاهم خوب برسیم. -اگر پذیرش آتش بس تا قبل از 598 صورت می گرفت یک فاجعه صورت میگرفت. -598 مرزهای بین الملل را تثبیت کرد و از صدور آن به بعد ما را با فاجعه روبرو نمی کرد اما ما را به آرمانهایمان نرساند . -کتابی را با عنوان مدیریت دفاع مقدس در دست تدوین دارم. -این عزادرای و روضه خوانی از جبهه به جامعه آمد اما ما می توانستیم اقتصاد خودمان را هم از انگیزه جنگ درست کنیم. -فرهنگ جهادی را از جبهه ها می توانستیم به جامعه بیاوریم. -جنگ نعمتی برای گسترش سازندگی بود. -خود جنگ بهترین انگیزه بود برای گسترش و جهاد کشاورزی و صنعتی. -ما بعضا 6 ماه به 6 ماه نمی توانستیم به خانه سر بزنیم. -هر روز هم آنها در دلهره به سر می بردند. -8 سال این شرایط وجود داشت و این بخش از جنگ واقعا فراموش شده و از نظر من جهاد خانواده ها بیشتر از رزمنده ها بود. -خانواده من یکی از ده ها هزار خانواده ای بود که این شرایط را تحمل کرد. -حال عزیزانی که شیمیایی شده اند چشمانشان را از دست داده اند پای خود را از دست داده اند.، لذا این مسائل بر احمد ما هم اثر گذاشت.بارها او به مادرش گفته بود که کاش بابا شهید می شد.شخصی به نام توانا از کلاه سبزهای دوران شاه با ا وشروع به کار اقتصادی کرد وسپس از طریق ناسا او را بردند به آمریکا و در آنجا گفتند تنها راه اقامت تو در این جا این است که مصاحبه ای بکنی.بعدها او را زندانی کردند و بعد از آزادی وی، او را به دبی آوردیم و در سال گذشته هم آن حادثه پیش آمد.پلیس امارات با ما همکاری لازم را نمی کند. -درآمدم از دبیر خانه مجمع و تدریس در دانشگاهاست. -هنوز میزان هزینه ها را محاسبه نکرده ام. - وقتی جنگ تمام شد خطر بعدی را در اقتصاد دیدیم و ابتدا قرار گاه سازندگی را بنیان گذاشتیم و در کنار آن اقتصاد خواندم. -منتقدان من در زمان جنگ دو گروه بودند یکی از آنها امثال اکبر گنجی بودند و برخی هم اشکالات فنی داشتند. -در راه انقلاب در کار بعضی ها افراطی گری می بینم. -اکبر گنجی به من می‌گفت تو ضد ولایت فقیه هستی. -توصیه من به بچه های انقلابی این است که افراط و تفریط نکنند. آقا مهدی باکری ، حسن باقری و همت صمیمی ترین دوستانم بودند. -نیروهای انقلاب به مردم توجه کنند. -نیروهای انقلاب به زندگی مردم از نوع همزادی با سیاست توجه کنند.
ارسال نظر: