اخبار آرشیوی

کدخبر: 703102

میزگرد دبیران تشکل‌های دانشجویی در «نسیم»/ کریمی، دبیر اتحادیه انجمن‌های اسلامی مستقل: ۱۶ آذر، کربلای جنبش دانشجویی و معیار سنجش است/ استکبار آمریکا و فتنه سبز برای جنبش دانشجویی فرقی نمی‌کند/ دولت حاضر نیست حرف آزاده‌ترین منتقدان یعنی دانشجویان را بشنود

مهمترین محورهای سخنان کریمی، دبیر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در میزگرد دبیران تشکل‌های دانشجویی به مناسبت 16 آذر روز دانشجو در خبرگزاری «نسیم» بدین شرح است: - شانزدهم آذر در شرایطی صورت گرفت که اگر بررسی کنیم نه نهضت حضرت امام شکل گرفته بود، نه جریان های سیاسی فعال بودند بلکه در یک سکوت مرگباری هم فرو رفته بودند که این از آن رو بود که تازه کودتای 28 مرداد شکل گرفته بود و کسی هم نمی توانست حرفی بزند، جز چند تا بیانیه و شبنامه ها که آن هم از سمت آیت الله کاشانی شکل گرفته بود. - شانزدهم آذر اگر اتفاق افتاد سبب چند ویژگی بوده است، روح مبارزه طلبی، روح ظلم ستیزی، روح حق‌طلبی، روح بی عدالتی ستیزی، روح تنفر از ظلم، نیرنگ که تعبیر کامل این ویژگی ها همان روح استکبارستیزی بود. - یک از اسباب زنده ماندن 16 آذر وابسته نبودن تشکل های دانشجویی آن زمان و وابسته نبودن سه شهید 16 آذر به جریان‌های سیاسی وقت بوده است. - تشکل‌های دانشجویی و به صورت کلی جنبش دانشجویی به واسطه آرمان‌گرایی‌اش هیچ وقت دچار وابستگی سیاسی به جریان و احزاب سیاسی خاصی نخواهند شد. - در شانزدهم آذر 1332 زمانی‌که تمامی سردمداران و بزرگان سیاست نسبت به ظلم روا شده سکوت می‌کردند این جنبش دانشجویی بود که از حقوق ملت دفاع کرد. - حادثه‌ 16 آذر 1332 ، واقعه کربلای جنبش دانشجویی است و همانند واقعه کربلا یک ملاک و معیاری است که با آن می‌توانیم تشکلها و جنبش دانشجویی را با آن بسنجیم. - هرگاه دیدیم کسانی به نام جنبش دانشجویی حرکاتی انجام می دهند که نه تنها برعلیه استکبار نیست بلکه در راستا و پازل استکباری را دارد تکمیل می کند اینجا شاید جنبش دانشجویی نباشد بلکه منافقی در لوای جنبش دانشجویی قرار دارد. - گاهی هم دیدیم همراهی و هم صدایی با منافع احزاب و گروه‌های سیاسی از بخشی از دانشجویان شنیده می‌شود.به این هم نمی توان جنبش دانشجویی گفت. آن هایی که نان خور برخی ها هستند، مثل سالهای اصلاحات که عده ای حتی حاضر نبودند به وزیر علوم دولت اصلاحات که شاید مهمترین و بیشترین ایرادات دانشگاه به آن وزیر بر می گردد، انتقاد کنند. لذا در این موارد باید هوشیار باشیم و شک کنیم که آیا این جنبش دانشجویی هست و یا خیر؟ و یا اینکه خائنینی می‌خواهند در لباس جنبش دانشجویی، این جنبش را به انحراف بکشند. - شانزدهم آذر مثل واقعه کربلاست، حادثه کربلا در اوج خفقان اتفاق افتاد در زمانی که داشت از اسلام نامی برده نمی شد این اتفاق افتاد و لذا 16 آذر خیلی شباهت های نزدیکی به این واقعه دارد. - اگر اتفاقاتی که در 16 آذر 1332 افتاد از اول انجام نمی‌شد شاید امروز دیگر ما چنین جنبش دانشجویی نداشتیم. - وقتی شانزدهم آذر شد معیار و مبدأ همه اتفاقات شد، همه اتفاقات به طبع 16 آذر می افتد که اگر بنده که به عنوان نماینده دانشجویی هستم بخواهم روزی اعتراضی کنم و بخواهم در مقابل حادثه‌ای واکنشی نشان ندهم نگاه می‌کنم آیا در 16 آذر هم شرایط این چنین بود و سه شهید سوم آذر هم در این منوال بودند یا که نه ؟ - 16 آذر 1332 چه برای جنبش دانشجویی پیش از انقلاب و چه برای جنبش‌دانشجویی پس از انقلاب یک معیار وملاک است. - تغییر خاصی در جنبش دانشجویی مسلمان از ابتدای انقلاب تا کنون ایجاد نشده است. جنبش دانشجویی کنونی هم همانطور با استکبار و فتنه سبز سال 88 و بعد از آن برخورد می کند که که جنبش دانشجویی مسلمان در سال 32 با استکبار رفتار کرد. چون کسانی که در داخل رهبران فتنه بودند، زمانی که صحبت می کردند نتانیاهو و مسئولین آمریکایی برای آنها کف می زدند. - اما کسانی هم بودند که با این فتنه گران چه در آن زمان و چه بعد از آن با آنها همکاری کردند و لذا به این بخش از دانشجویان قطعا نمی توان گفت که آنها جنبش دانشجویی بودند. - جنبش دانشجویی خاصیتی به نام آرمانگرایی دارد. که همیشه باید آن را حفظ کرند و بدون آن این جنبش خاموش می شود. انتقاد برای اصلاح نیز از جنس آرمانخواهی است و برای عملی شدن است. - نهادهای اول انقلاب مثل جهاد سازندگی و سپاه پاسداران و بسیاری از نهادهای دیگر را به خاطر همین آرمانگرایی دانشجویان آنها را تاسیس کردند - عده ای در زمان اصلاحات در دفتر تحکیم وحدت حاضر بودند که علیه حتی رئیس جمهور اصلاحات صبحت کنند و حتی طرح عبور از خاتمی را نیز مطرح کنند ولی علیه وزیر علوم وقت صحبت نکنند و ذره ای او را مورد نقد خویش قرار ندهند. - اما در دولت جدید نیز این آرمانگرایی در کنار نقد را باید بررسی کنیم. - آقای روحانی در قبل از انتخابات ریاست جمهوری گفتند که ما حرف منتقدین را می شنویم و این نقد کمک به ما میکنند. امامتاسفانه شاهدیم که از زمان پیروزی در انتخابات، ایشان حاضر نشدند که سخنان آزاده ترین منتقدان یعنی دانشجویان را بشنوند. - در اولین حضور آقای روحانی شاهد بودیم که در دانشگاه تهران بسته ترین فضا ایجاد شد و حتی تشکل های دانشجویی دانشگاه تهران هم به صورت فیلتر شده و گزینشی انتخاب شدند برای صحبت، سالن هم اکثرابرای حضور مدیران و کسانی بود که همراه بودند با آقای روحانی. این وجهه بد و زشتی را در دانشگاه تهران ایجاد کرد. - ما امروز شاهدیم که حادثه ای بدتر از آن چیزی که در دانشگاه تهران رخ داد هم اکنون در 16 آذر در حال تکرار است. درخواست جلسه ای چند روز پیش داده شد از طریق وزارت علوم که تشکل ها بیایند و مشورتی در باره حضور ریاست جمهوری در دانشگاه صورت پزیرد. در این جلسه تشکل های دانشجویی درخواست کردند که اجازه صحبت به آنها داده شود، وزارت علوم هم قبول کرد و قرار شد که این درخواست به ریاست جمهوری ارسال شود. سپس دفتر ریاست جمهوری هم این را قبول کرد و لی متاسفانه دو ساعت بعد از این اقدام، این موضوع را کن لم یکن فرض کردند. - ما فکر می کردیم که قرار است آقای روحانی بیایند و بگویند که چرا در گزارش صد روزه خود به بحث دانشگاه اشاره ای نکردند؟ و بگویند که چرا 126 دانشجو که کمترین جرمشان حضور در فتنه بود و علاوه بر آنها دارای مشکلاتی اخلاقی، امنیتی و سیاسی شدیدی هستند و در زمان خود بخاطر این مشکلات اخراج شده اند اکنون باید بیایند و دوباره در دانشگاه ثبت نام کنند. - این افراد کسانی هستند که حتی وزارت اطلاعات آقای روحانی هم از حضور این افراد در دانشگاه احساس نگرانی کرده است و از آن هراس دارد. - باید آقای رئیس جمهور پاسخ دهند که چرا به کسانی که مشکل اخلاقی بسیار شدیدی و یا حتی اتهام جاسوسی دارند اجازه بازگشت داده می شود. و یا حتی اینکه برخی افرادی هم که دارای مسائلی هستند در وزارت علوم ایشان مشغول به فعالیت می شوند. مثلا آقای توفیقی که رسما ساز و کار انتخاب خود آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور را زیر سوال می برد. - آیا منطقی است که در این جایگاه فردی حضور داشته باشد که می گوید آقای روحانی همین سیستمی که شما با آن رئیس جمهور شدی متقلب است؟ پس این یعنی اینکه این فرد دارد به شما و به تمام ملت توهین می کند. - ما انتظار داریم که بیایند توضیح بدهند که چرا وضعیت صنفی در دانشگاه ها در این صد روز مرتبا بدتر می شود. مثل خوابگاه مثل غذای دانشجویی و مسائل آموزشی و ... که مدام از دانشگاه های مختلف آن را می شنویم. - یا در مورد وزارت فرهنگ آقایان توضیح بدهند که چرا از وزارت فرهنگی حمایت میکنند که از دفن خوانندگان ضد نظام در بهشت زهرای تهران حمایت می کند و پیگیر آن بوده است. یا اینکه وزیر محترم احکام مبین اسلامی در مورد خوانندگی زنان را نادیده می گیرند. و حتی داد مراجع تقلید هم در آمده است. - یا بحث رفع فیلتر سایت های که بزرگترین مرجع هجمه فرهنگی به این کشور است حمایت می کنند. آیا آقایان تا به حال فکر کرده اند که اگر دختر بچه خودشان وارد این شبکه های اجتماعی شود و عضو فیس بوک باشد تا زمان ازدواج چه بلایی به سرش می آید؟ - ما انتظار داریم که آقای روحانی بیایند و به این سوالات پاسخ دهیم ولی ظاهرا آقای روحانی حاضر به استقبال از آزاده ترین منتقدان کشور هم نیستند.
ارسال نظر: