اخبار آرشیوی
کامران دانشجو، وزیر سابق علوم در گفتگوی تفصیلی با «نسیم» - بخش اول: روزنویس وقایع انتخابات ۸۸ را دارم و در شرایط مقتضی منتشر میکنم/ نشاط سیاسی هو کردن، کف زدن، حمله به رئیس دانشگاه و آتش زدن عکس نیست/ محور بشریت نیستیم که اگر رای آوردیم بگوییم دموکراتیکترین انتخابات دنیا را داریم و اگر رای نیاوردیم بگوییم تقلب شده است
به مناسبت 16 آذر روز دانشجو، "کامران دانشجو" وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت دهم با حضور در خبرگزاری «نسیم» در گفتگویی تفصیلی با خبرنگاران این خبرگزاری شرکت کرد، که مشروح آن بدین شرح است: • روز نویس وقایع انتخابات 88 را دارم و در شرایط مقتضی منتشر خواهم کرد نسیم: در وقایع سال 88، زمانی که شما در وزارت کشور بودید تلاشی صورت گرفت تا در ابتدای کار تا جایی که امکان دارد شفاف سازی صورت بگیرد. مانند گفتگوهایی که مهندس محصولی در صدا و سیما داشتند. اما پس از آن به نظر میرسید که برنامههای مدون و اصولی برای تبیین وقایع 88 وجود نداشت. در مورد آن وقایع اگر حرف گفته نشدهای هست بفرمایید. من آن زمان معاون سیاسی و قائم مقام وزیر کشور بودم و معمولاً هم این طور بود که معاون سیاسی به عنوان رییس ستاد انتخابات منصوب میشد. تقریباً همان روالی که همیشه بود اعمال شد. یک ماه و نیم قبل از انتخابات 88 و یا شاید هم کمی بیشتر تا 20 روز، یک ماه بعد از انتخابات را من روز نویس کردم و همه آن چه که هر کسی هر چیزی گفتهاست و آمدهاست و رفتهاست را یادداشت کردهام. هر شب نیم ساعت وقت میگذاشتم و مطالب را مینوشتم. یادم است که در وقایعی که
اتفاق میافتاد را همیشه مینوشتم. من از انگلستان هم که اخراج شدم شرح آن را نوشتم. معمولاً اتفاقات مهمی که میافتد یا این که در جریانی قرار میگیرم که اتفاق مهمی قرار است بیفتد، شرح وقایع را مینویسم. * نسیم: مثل آقای هاشمی؟ نه. ایشان همه را مینویسد. من همه را نمینویسم. ولی وقتی احساس میکنم اتفاقی میخواهد بیفتد یا اتفاقی میافتد، مینویسم که از ذهنم خارج نشود. یادم است آن موقع، قائم مقام من در ستاد انتخابات آقای شریفی راد بود. بعضاً به ایشان هم میگفتم وقتی کسی میآمد و صحبتی میکرد، به ایشان میگفتم صحبتهایشان یادتان بماند. چون من سرم شلوغ بود. بعد سر فرصت از ایشان میپرسیدم و مینوشتم. • الان کشور نیاز به آرامش دارد، واقعیت ها در فضای ملتهب روشن نمی شود من از 4 - 5 ماه قبل از انتخابات 88، احساس کردم برنامهای در پیش است. نمیدانستم برنامه چیست ولی احساس میکردم برنامهای برای کشور در پیش دارند اما این برنامه چیست نمیدانستم. در مطالبی که عرض میکنم سعیام بر این است که مشکلی را پیش نیاورم. الان ملکت نیاز به آرامش دارد. این که میگویم نیاز به فضای آرام دارد، در فضای آرام و شفاف واقعیتها را نشان خواهد
داد. اگر فضا غبارآلود باشد، به نفع عدهای است که نمیخواهند مسائل روشن شود. من نمیخواهم به نفع آن عده حرکت کنم. وقتی فضا آرام و شفاف باشد خود به خود واقعیتها خودش را نشان میدهد. امکان دارد زمان ببرد اما روشن میشود. این که ما از دولت نهم و دهم بگوییم و گزارش دهیم که این دولت، هیچی در اختیار ما قرار ندادهاست، آرام آرام خودش را نشان میدهد. اینها چیزهایی است که نیاز نیست بگوییم. خیلیها از ما سوال میکنند که چرا شما نمیآیید این حرفها را بگویید. من میگویم اتفاقاً شاید یک عده از اینها میخواهند که ما بیاییم و بگوییم تا فضا تبدیل به یک فضای رو در رو شود. فضای رو در رویی فضایی نیست که مردم به آن نگاه کنند. فضای رو در رویی میشود فضای رقابت و فضای سیاسی محض و تنش زا. من خودم شخصاً از این فضا پرهیز دارم و ترجیح میدهم چنین نشود. میگویم خب فردا روشن میشود. مثلاً الان آزادی در درون دانشگاهها را عنوان میکنند. خب این مطلب آرام آرام روشن میشود که آزادی که اینها میخواهند یعنی چه و تعریفشان از آزادی چیست؟ آن وقت میبینیم که آزادی بودهاست یا نبوده است؟ الان وجود دارد یا ندارد. اگر حرف اینها از شور و
نشاط سیاسی دانشجویی همانی است که در دوران اصلاحات بود، خب ما که نتیجه و محصول آن دوران را دیدیم. آن سیاستها که مشخص است چیست. ما دیدیم اما شاید آن جوان 18-19 ساله خیلی به یادش نیاید ولی ما که به یاد داریم که آن فضا چه بود و الان فضا چیست. اینها نمایان خواهد شد و نیازی به توضیح و بیان ندارد. من این یادداشتها را دارم و یک روزی که مصلحت باشد این یادداشتها را منتشر میکنم که چه کسانی به ستاد انتخابات آمدند و چهها گفتند. بالاخره دوستان دیگری نیز همچون آقای شریفی راد هم بودند. در آن یادداشتها نوشتهام که از ستاد آقای موسوی و ستادهای دیگر چه کسانی به ستاد مراجعه کردند و با چه وضعیتی و چگونه آمدند و چه حرفهایی زدند و چه فشارهایی از سوی آقایان کاندیدا بر ستاد وارد میشد. یادم است حدود ساعت 4 بعدازظهر روز رأیگیری در حالی که ما به سبب اعلام کمبود برگه رأی از سوی استاندار تبریز و اصفهان، به آن جا برگه رأی میفرستادیم، از ستاد آقای موسوی که برخی از آنها هم اکنون وزیر هستند، به ستاد آمدند و حرفهای تندی زدند. ما هم با آرامش حرفهایشان را شنیدیم و گفتیم خب نظر شما چیست؟ آنها گفتند شما باید ارسال میکردید و
نکردید و فلان. من به آنها گفتم یک میلیون برگه برای آنها فرستادیم و رسیدهاست. شما چرا این طور برخورد میکنید؟ در جواب گفتند: نه نیت شما این طور بوده است و آن طور بودهاست و قصد داشتید فلان کار را بکنید. مباحثی را عنوان میکردند که مشخص بود اینها به دنبال ایجاد تنش هستند. کاملاً معلوم بود. * کمیته صیانت از آرا هیچ معنایی نداشت داشتم عرض میکردم که 4 - 5 ماه قبل از انتخابات که یک مجموعه سیاسی که خودشان قبلتر در مجموعه وزارت کشور بودند، آمدند و اعلام کردند که ما میخواهیم یک مجموعه با عنوان کمیته صیانت از آرای مردم ایجاد کنیم. به محض این که این مطلب عنوان شد، من احساس کردم موضوعی در حال شکل گیری است. چون پیش از آن هم انتخابات برگزار میکردیم و من در برگزاری انتخابات در دورههای قبل مشارکت داشتم و آشنا به روند برگزاری و نظارت انتخابات بودهام. به محض این که این مسئله مطرح شد، اگر خاطرتان باشد مقابل این مسئله موضع گرفتم. اصلا معنی نمیدهد. کمیته صیانت از آرا یعنی چه؟ هر گروهی و مجموعه سیاسی برای خودش میتواند یک مجموعهای درست کند و بگوید من چنین کاری را میخواهم انجام بدهم اما این که برای کشور چنین چیزی را
درست کند، معنی نمیدهد. از آن موقع من این احساس را داشتم تا شب انتخابات که ساعت یازده بود که آقای موسوی اعلام کرد که من پیروز انتخابات هستم. ما انتخابات را تا ساعت ده تمدید کردیم و بعد درها را بستیم اما گفتیم هر کس در صف هست داخل بیاید. هنوز به ما گزارش میآمد که از افرادی که داخل شعب اخذ رأی هستند، برگه رأی گرفته میشود. در حالی که ما هنوز داشتیم آراء را اخذ میکردیم اعلام پیروزی شد. خب من تا این مسئله را شنیدم و با در نظر گرفتن درگیریهایی که نمایندگانش سر صندوقهای رأی به وجود آورده بودند، ما نتیجه آراء را از طریق کامپیوتر میگرفتیم. چون صندوقهای کوچک سریع خوانده میشود. صندوقی که 100 تا ، 150 تا رأی داخلا آن است به زودی خوانده میشود. * در مقابل اعلام پیروزی یکی از کاندیداها، وزارت کشور جهت تنویر افکار عمومی اطلاع رسانی را آغاز کرد بلافاصله بعد از این که من این را شنیدم به مجموعه ستاد گفتم آراء را بررسی کنید که تا الان که شمارش شدهاست به چه نحوی است. ما رأی گیری را ساعت 9 متوقف کرده بودیم و برای شعب پر ازدحام تا ساعت 10 تمدید کردیم و اعلام کردیم که تا نفر آخر رای گیری کنید. تا آن ساعت حدود 3 میلیون و
خوردهای رأی شمارش شده بود و حدود یک ساعتی طول کشید تا این آراء را آنالیز کنیم. تا ساعت 12 شب، حدود 73 درصد آن متعلق به آقای احمدینژاد بود و 26 درصد هم سه کاندیدای دیگر با هم بود. این جا بود که ذهن من سخت درگیر این موضوع شد. همان موقع، گزارشی به من رسید که رسانههای بیگانه همچون بی بی سی اعلام پیروزی آقای موسوی را بازتاب وسیعی دادند. این مسئله هم موجب شد که در ظنی که از قبل داشتم مطمئنتر شوم. تماسی با صدا و سیما گرفتم و گفتم من مجموع آراء را دارم و میخواهم اعلام کنم. گفتند چرا؟ گفتم برای این که ایشان این طور اعلام کردهاست. گفت: نه روال ما این است که از 7 صبح آراء را اعلام میکنیم. گفتم این روال طبیعی آن است ولی الان شرایط طبیعی نیست. این آقا ساعت یازده و نیم اعلام کرده است که من برندهام. اگر تا فردا صبح صبر کنم، یک ساعت دیگر دوباره میگوید. دو ساعت دیگر دوباره انعکاس میدهد و ذهن مردم این طور شکل میگیرد که طبق آن چه او اعلام کردهاست، نود درصد آراء را کسب کردهاست. آن وقت اگر من صبح اعلام کنم چنین نیست و ایشان این درصد پایین را دارد که خیلی مشکل ساز میشود. گفتند: نه نمیشود. این برخورد را که دیدم به
آقای شریفیراد گفتم مجموعه خبرنگارانی که در ستاد انتخاباتی وزارت کشور بودند را جمع کند و یک نشست خبری برگزار کند تا من نتایج اولیه را که به دستمان رسیدهاست اعلام کنم. • بیشترین تخلف های انتخابات 88 را همان دو کاندیدای معترض انجام داده بودند * نسیم: این کار شما قانونی بود؟ نیاز به تأیید شورای نگهبان نداشت؟ و یا آن فرم های معروف آن موقع نداشت؟ خب در مورد صندوقهای شمارش شده، این کار انجام شده بود. وقتی شمارش صندوقی تمام میشود، فرمی است که در آن تعداد آرای هر نامزد نوشته شده و ناظر شورای نگهبان، نماینده وزارت کشور، رییس صندوق و نمایندگان کاندیداها زیر آن را امضاء میکنند. آقای موسوی بیشترین نماینده کاندیدا پای صندوقها را داشت و من هم به همین مسئله استناد میکردم که نماینده شما زیر این برگه گزارش آرای صندوق را امضا کردهاست. * نسیم: این مقدار چند درصد تعداد صندوقها میشد؟ عددی که اعلام میشد 40 هزار نفر نماینده آقای موسوی بودند و تعداد صندوقها 41 هزار عدد بود. درصد آن خاطرم نیست. اما تعداد کارتهایی که صادر شده بود برای ایشان بیشترین مقدار بود و بیشترین تعداد نمایندگان نامزدها در پای صندوقها اختصاص به
آقای موسوی و بعد از ایشان به آقای کروبی و بعد آقای احمدینژاد داشت و کمترین تعداد نمایندگان مربوط به آقای محسن رضایی بود. نتیجه این که وقتی این برگه تکمیل میشد در کامپیوتر وارد میشد و آرایی که از طریق کامپیوتر به ما میرسید آمار تأیید شده بود. ساعت یک شب نشست خبری گذاشتیم و نتیجه اولیه را گفتم. نتایج غیر رسمی شمارش اولیه و نتایج آن را اعلام کردم. بلافاصله بعد از اعلام بنده، خبرنگاران پشت سر هم سوال میکردند آقای موسوی میگوید با فلان درصد پیروز میدان است. گفتم آقای موسوی هر چه میخواهد بگوید. من مسئول حرفهای ایشان نیستم. من مسئول ستاد هستم. نمیدانم نتایجی را که دارد میگوید از کجا آورده است. هر چه میخواهد بگوید. من به خبرنگاران گفتم که یک ساعت یک ساعت میآیم و آرا را به اطلاع شما میرسانم. اینهایی که دارم توضیح میدهم به این سبب است که شما سوال کردید شفافسازی صورت گرفت یا نه. ساعت یک ربع به دو، از صدا و سیما با ما تماس گرفتند و گفتند بیایید و این جا اعلام کنید. پس از آن، تا ساعت نه صبح فردا، ساعت به ساعت از صدا و سیما نتایج آرا را اعلام کردیم. آقای موسوی هم مدام اعلام میکرد من زیر بار این صحنهآرایی
خطرناک نمیروم. البته راست میگفت صحنهآرایی خطرناکی بود اما این صحنهآرایی را خود او کرده بود. کاملاً مشخص بود. یا خودش صحنهآرایی کرده بود یا خودش دخیل بود. این را قوه قضاییه باید تحقیق کند. اما آن چه من میدیدم این بود که او دارد صحنهآرایی میکند. من دو روز نخوابیده بودم و مدام نتایج را به خبرنگاران اعلام میکردم. ساعت نه رفتم تا ساعت ده که باید دوباره نتایج را اعلام کنم کمی بخوابم. ساعت ده دیقه به ده مرا صدا کردند. از آقای شریفی راد پرسیدم چقدر آرا اضافه شده است؟ یه رقم غیر قابل توجهی حدود 400 تا 700 هزار تا اضافه شده بود. گفتم بابا این که قابل عرض نیست بگذار من یه کم بخوابم. ساعت یازده دوباره رفتم و اعلام کردم. خبرنگاری از من پرسید چرا ساعت ده اعلام نکردید؟ من هم گفتم خسته بودم خوابم برد. من با خبرنگاران خیلی راحت و صریح صحبت میکنم. نیازی هم به این که بخواهم دروغ بگویم نمیبینم. ما دو نوع شمارش آراء داریم. یکی صندوق به صندوق، از هر حوزه انتخابی که آمده باشد. هر صندوقی که تمام کند بلافاصله به وزارت کشور اعلام میکند. یک نوع شمارش دیگر حوزه به حوزه است که پس از اتمام اعلام میکند. ما نتایج حوزه را
نمیتوانیم اعلام کنیم تا زمانی که شمارش هر حوزه پایان بیابد و شورای نگهبان صحت آن را تأیید کند. من تا ساعت یازده، صندوق به صندوق اعلام میکردم. پس از آن، شمارش حوزه به حوزه را اعلام میکردم. این جا یک اختلاف آرایی بین اعلام شماره آرای قبلی با این اعلام آرا پیش آمد که این هم طبیعی است. زیرا ما صندوق به صندوق که اعلام میکردیم، هر صندوقی که میرسید بود و در هر حوزه صندوقهایی بود که شمارش نشده بودند. اما در شمارش حوزه، تمام صندوقهای حوزه شمارش شده بود و امکان دارد تعداد آرای فرد در حوزهها بیشتر شود. تا ساعت 4 بعدازظهر که آقای محصولی نتایج آراء را اعلام کرد، من یک ساعت، یک ساعت، نتایج را اعلام میکردم. پس از اعلام آقای محصولی من احساس میکردم این فضای حاکم بر انتخابات، فضای از قبل برنامه ریزی شدهای است. همه قرائن را کنار هم که میگذاشتم به این نتیجه میرسیدم. به آقای محصولی گفتم که بنده میخواهم نتایج هر صندوق را صندوق به صندوق، روی سایت قرار دهم که هر کس ادعایی کرد که تقلبی شده قانع شود، آقای محصولی ابتدا مخالف بودند و گفتند این مرسوم نیست. همان حوزهها را اعلام کنید کفایت میکند. ولی بعد لازم دیدم این کار
را انجام دهم و به آقای محصولی گفتم من رییس ستاد هستم لازم میبینم این کار را انجام دهم و ایشان هم قبول کرد. آرای تمام صندوقها، از صندوقی که صد رأی داشت تا آرای صندوقی مثل حسینیه ارشاد که آرای زیادی دارد، آرای همه حدود 40 هزار صندوق را روی سایت گذاشتم و اعلام کردم هر کس هر اعتراضی دارد بیاید بگوید. نمیگفتند به کدام صندوق اعتراض دارند اما شایعه پراکنی میکردند. ما از همین جا به این نتیجه رسیدیم که اینها به دنبال همان صحنهآرایی هستند. فکر میکنم نمایندهای از طرف آقای محسن رضایی آمد و درخواست کرد که چند صندوق را بشماریم. ایشان قبول کرد و شمارش کردیم و ایشان نتایج را پذیرفت. چند روز بعد از دفتر حضرت آقا از ما خواستند که به محضر ایشان برسیم. نمایندگانی هم از هر کاندیدا دعوت شده بودند. من و آقای موسی پور بودیم. گزارشی آماده کردیم. حضرت آقا تشریف آوردند. • در جلسه ستادهای کاندیداها با رهبری به آقای آخوندی گفتم چرا در بیرون اعلام نمیکنید که تقلب نشده است؟ * نسیم: همان جلسهای که حضرت آقا فرمودند من خودم مدیر جلسه هستم؟ بله. سمت راست حضرت آقا نشسته بودم. نمایندگان وزارت کشور سمت راست و آقای کدخدایی و آملی و
نمایندگان شورای نگهبان سمت چپ حضرت آقا نشسته بودند. از آن طرف از سمت راست نمایندگان آقای موسوی و آقای کروبی و آقای رضایی و آقای احمدی نژاد به ترتیب از سمت راست نشسته بودند. از طرف هر ستاد 4،5 نفر نشسته بودند. از طرف آقای کروبی، خانمشان، آقای خباز، نجفی و الویری بودند. آقای الویری به نمایندگی از آقای کروبی صحبت میکردند. خانم کروبی هم مطالبی را میگفتند ولی اصل صحبتها را آقای الویری میکردند. از طرف آقای موسوی، آقای زنگنه، آقای بهشتی و آقای آخوندی که الان وزیر مسکن هستند، بودند. آن چند نفری که اول عرایضم گفتم که به ستاد میآمدند و برخوردهای خوبی نداشتند و الان وزیر هستند این دو نفر نبودند. این مسئله تداعی کننده آن نشود. از طرف تیم آقای رضایی، آقای دانشجعفری، بیادی و طلایی نیک بودند و از طرف آقای احمدینژاد هم آقای هاشمی ثمره، زریبافان و کلهر بودند. با گزارش آقای الویری جلسه شروع شد. گزارش مبسوطی هم دادند و بحثهای خیلی زیادی شد. خیلی بحثهایی کردند که ربطی به روند انتخابات و شمارش نداشت. مثلاً این که دولت احمدینژاد گفته سیب زمینی میدهیم و فلان. امیدوارم دفتر حضرت آقا هر وقت صلاح بدانند یک روزی محتوای آن
جلسه را منتشر کنند. *نسیم: البته قسمتی از آن منتشر شد. بله بخشی از آن منتشر شد. اما همه آن منتشر نشدهاست. در آن جلسه مطالبی که بیان میکردند هیچ کدام به نوع انتخابات، روند برگزاری و مکانیزم انتخابات مربوط نبود و به قبل از آن پرداخته میشد. مباحث مختلفی را میگفتند و اظهار میکردند اینها مصادیق دخالت در انتخابات است. من یک جسارتی کردم و گفتم این ها چه ربطی به انتخابات و فرآیند برگزاری آن دارد. آقا یک نگاه معناداری به من کردند. بعد آقای زنگنه و بهشتی صحبت کردند. تیم آقای موسوی از همه بیشتر صحبت کردند. آقای آخوندی گفت: چون من خودم معاون سیاسی وزارت کشور بودهام و انتخابات برگزار کردهام میدانم مکانیزم انتخابات به گونهای نیست که بشود با این رقم تقلب کرد. تا ایشان این حرف را زد، من عرض کردم: چرا این را بیرون اعلام نمیکنید. قرار نبود من آن جا صحبت کنم. این را که گفتم حضرت آقا به من فرمودند شما ساکت باشید و چیزی نگویید. من دیگر هیچ حرفی نزدم. صحبتها که تمام شد، آقا به ما گفتند حالا شما گزارش بدهید. آقای کدخدایی و بنده هم گزارش مان را دادیم. بعد که جلسه غیر رسمی شد برخیها چیزهایی گفتند که بماند. بعدها خواهم
گفت. • بیشترین تخلف های انتخابات 88 را همان دو کاندیدای معترض انجام داده بودند * نسیم: بعدها چه زمانی است؟ برخی الان مدعی شدهاند. یک سری از این حرفهایی که زدم و نام هم آوردم، به دلیل همین طلبکاریهاست. خود آقای آخوندی که از ستاد آقای موسوی بود عنوان کرد که نمیشود چنین تقلبی که ادعا میکنند، در مکانیزم انتخابات کرد. آقای الویری هم به تخلفاتی قبل از انتخابات اشاره میکردند. اینها تخلف بوده است و به ستاد بر نمیگردد. به کاندیدا مربوط میشود. یکی از همین کاندیداها در شهرری روز انتخابات سخنرانی کردهاست. اگر بنا بر پیگیری تخلفات بود خود همین دو تا کاندیدای مدعی بیش از بقیه تخلفاتی داشتند. به هر حال این تخلفات به من و ستاد مربوط نمیشد و اینها تقلب در برگزاری انتخابات نبود. جمعبندی آن جلسه این بود که ده درصد صندوقها را که شما فکر میکنید بیش از هر صندوق دیگر تخلف داشته است، در هر کجای کشور که باشد، بازشماری شود. اگر اختلاف معناداری وجود داشت، تصمیم میگیریم که صندوقها را بازشماری کامل کنیم. نتیجه جلسه این شد. • آقای رضایی به دنبال این بود که ببیند واقعیت چیست پس از آن، تعدادی از صندوقها به درخواست آقای
محسن رضایی بازشماری شد و قانع شدند. گفتند برگه گزارش امضای نماینده ما را ندارند. برگه گزارش را نشانشان دادم. حتی یادم هست که دو کاندیدای دیگر گفتند که امضای نماینده ما پای گزارش صندوقها نیست که ما برگه گزارشی که امضای آنها نیز پای آن بود اسکن کردیم و روی سایت قرار دادیم. آقای محسن رضایی مسئله را فیصله شده دیدند و اعلام کردند اگر اعتراضی هم داشته باشند از طریق روال قانونی پیگیری خواهند کرد. این نشان میداد که آقای رضایی به دنبال این بود که ببیند واقعیت چیست. تفاوت عملکردها نشان میداد. • فتنه از نفاق خطرناک تر است، چون فتنه قابلیت باز سازی خود را دارد اینها اصلاً دنبال واقعیت نبودند. من اعتقادم این است و پیش بینی میکردم که اینها حتی اگر برنده انتخابات هم بودند، این اتفاقات میافتاد. چون به اعتقاد بنده، این برنامه از پیش طراحی شده برای براندازی نظام بود. از جای دیگری از خارج از ایران خط گرفته میشد و عدهای دانسته یا ندانسته مهرههایی برای انجام آن پازل بودند. اختلاف هم خیلی زیاد بود. حد نصاب رأی 50 درصد به بالاست. آقای روحانی 216 هزار رأی بالاتر و 7/0 درصد بالاتر از از حدنصاب آوردند. آقای احمدینژاد، 13
درصد اضافه بر نصاب رأی آوردند. آقای آخوندی هم اذعان کردند که به این اندازه تقلب نمیشود کرد اما آنها به دنبال این بودند که برنامه براندازی را انجام دهند. در انتخابات 88، 83 درصد از افراد واجد شرایط آمدند و رأی دادند. در تاریخ انتخابات، بعد از انتخابات جمهوری اسلامی که 98 درصد بود، فکر نمیکنم انتخاباتی داشتیم که این قدر میزان مشارکت بالا بوده باشد. میزان مشارکت در انتخابات سال 92 هم ده درصد کم تر از سال 88 بود. چنین مشارکت بالایی را که یک فرصت بود، اینها تبدیل به یک تهدید کردند. آن شادی که برای مردم و آن اقتداری که برای ملت ایجاد شده بود به خاطر هوای نفس یا به سبب یک برنامه از پیش تعیین شده، یا از روی غفلت و جهالت، کام مردم را تلخ کردند و هزینههای زیادی را بر دوش نظام گذاشتند و اموال عمومی را آتش زدند و به ساحت مقدس امام حسین(ع) جسارت کردند. اینها همه جرم است. با این وجود، یک آقایی میآید و میگوید ما از حق خود گذشتیم. شما حقی داشتی آخر؟ کدام حق؟ از چه گذشتید؟ شما که از هیچ چیز نگذشتید. همین الان هم قائل به این نیستید که حضرت آقا حدود 200 بار کلمه فتنه را برای آن واقعه استفاده کردند و شمایی که ادعای
ولایی بودن هم میکنید یک بار از کلمه فتنه در برابر آن واقعه استفاده نمیکنید. حتی این کلمه را استفاده نمیکنید. از چه گذشتید؟ ملت و نظام از شما گذشته است. نظام نهایت ارفاغ را به همه شما کرده است. شما ظلمی به یک تعداد مومن کردید. من قائل به این هستم که افرادی که به آقای موسوی رأی دادند کسانی هستند که نظام را قبول دارند چون این چهار نفر را نظام در برابر مردم قرار دادهاست و همه آنهایی که به شما و به آقایان دیگر رأی دادهاند، به نظام رأی دادهاند و نظام را قبول داشتهاند که در رأیگیری شرکت کردند. آنهایی که فتنه 88 را رقم زدند، به همین ها هم خیانت کردند. حالا نظام آمده است با نهایت رأفت با اینها برخورد کردهاست و اینها طلبکار شدهاند. فتنه، از نفاق خطرناکتر است. فتنه، نفاق را در درون خود دارد. فتنه قابلیت بازسازی خودش را دارد و اگر مراقب نباشیم، فتنه خودش را در دانشگاهها بازسازری میکنند. • فتنه توانایی این را دارد که بگوید مردم "9 دی" افراطی بودند و آنها باید محاکمه شوند نباید اجازه داده شود که عوامل فتنه نباید در درون دانشگاهها و نظام آموزش عالی کشور نفوذ کنند. مجلس و مردم نباید اجازه بدهند. مجلس
نمایندگان مردم هستند. فتنه این استعداد را دارد که طلب کار شود و اولین نشانههای آن همین صحبتهای این آقاست که میگوید ما از طلبمان گذشتیم. این اولین نشانه بازسازی فتنه است. فتنه این استعداد را دارد که آنقدر جلو برود که مردم "9 دی" را افراطی و خودش را مظلوم وانمود کند و بگوید مردم را محاکمه کنید. اگر قاطعانه جلوی اینها گرفته نشود، مردم و نظام قاطعانه جلوی اینها نایستند، بدانید اینها در یک مدت کوتاه به اینجا خواهند رسید که خواهند گفت که این حزباللهیها و بسیجیها و مردم 9 دی که از همه اقشار بودند، به ما ظلم کردند و خودشان طلبکار و مردم بدهکار میشوند. حتما بدانید که پس از یک مدتی این کار را خواهند کرد و میگویند که باید اینها را محاکمه کنید و دنبال آن خواهند بود که عنوان کنند مجموعه نظام باید دل آنها را به دست آورد. نظام باید بیاید از کسانی که بنابر حکم دادستان کل مرتکب اعمالی شدهاست که جرم اعلام شدهاست، دلجویی کند. این فرآیندی است که اگر از همین الان جلوی آن در دانشگاههای ما گرفته نشود، چنین اتفاقی میافتد. حضرت امام میفرمایند سرنوشت یک کشور از دانشگاه تعیین میشود. خب اگر عوامل فتنه در دانشگاههای
دولتی، غیرانتفاعی و آزاد ما نفوذ کنند، سرنوشت کشور ما را عوض خواهند کرد. به همین دلیل است که من اصرار دارم اگر جلوی اینها از الان گرفته نشود بعدها دیر است. حضرت امام جای دیگر میفرماید که دانشگاه در رأس امور است و تقدیر و مقدرات کشور وابسته به وجود آن است. ای نمایندگان محترم، مردم، اساتید، دانشجویان، خبرنگاران بدانید سرنوشت کشور از دانشگاه تعیین میشود. حضرت امام اصلا اهل مبالغه نبود. اگر سرنوشت و مقدرات کشور در دانشگاه رقم میخورد، خیلی غفلت است که ما بنشینیم و بگذاریم که دانشگاه به دست اهالی فتنه بیفتد. آن گاه باید بنشینیم و حسرت بخوریم. ما برنامه داشتیم و اعلام هم میکردیم و شفاف سازی هم میکردیم، میخواهم بگویم که کسی که خواب باشد صدایش بزنی بیدار میشود. خوابش سنگین باشد با تلنگر محکمتری بیدار میشود. ولی یکی که خودش را به خواب زده باشد، بلندگو هم بالای سرش بگذاری بیدار نمیشود. خودش را به خواب زدهاست. آقایان دیگر خودشان را به خواب زده بودند. ما هر کاری میکردیم بیدار نمیشدند. * نسیم: مردم چطور؟ اقناع شدند؟ اگر مردم اقناع نشده بودند، 9 دی بیرون نمیآمدند. افکار عمومی صبر کرد. هم رفتار این طرف را دید
و هم رفتار آن طرف را دید. مردم خودشان در 9 دی بیرون آمدند. من هیچ زمانی را مانند 9 دی ندیدم. واقعاً منحصر به فرد بود. کسی که بالا بود و شعارها را میداد تا مردم تکرار کنند، شعارها را کنترل میکرد که مردم علیه این آقایان شعار ندهند و مرگ بر موسوی و کروبی نگویند و شعار اعدام باید گردند ندهد. تا این حد، نظام نسبت به اینها رأفت به خرج میداد. مردم در مسیر این شعارها را میگفتند اما در میدان سعی میشد کنترل شود تا مردم نگویند. من فکر میکنم اگر در درون و ضمیر همین کاندیداها بروید، اگر میشد به وجدان اینها دست پیدا میکردیم مثل وجدان اعضای ستادشان مانند آقای آخوندی، میدانند و قبول دارند که تقلبی نشدهاست. اینها از همان ابتدا میدانستند که تقلبی نشدهاست. *نسیم: آقای زاکانی میگفتند که در جلسهای که من با آقای موسوی داشتم ایشان عنوان کردند که من ادلهای را که برای عدم تقلب آوردهاند من قبول دارم اما اگر الان کوتاه بیایم این 13 میلیون از روی من رد میشوند. وقتی آدمها میخواهند خودشان را فریب بدهند و توجیه کنند، از هر ابزاری استفاده میکنند. ما در آموزههای دینیمان داریم که هدف وسیله را توجیه نمیکند، اتفاقاً
شما که این 13 میلیون را بازیچه قرار دادید. این که توهین بسیار بزرگتری است. اتفاقاً من معتقدم تعداد بسیار زیادی از این 13 میلیون در مرحله اولیه متوجه واقعیت شدند و میلیونها نفر از اینها در 9 دی حاضر شدند. اینها بهانه بود و هر چه ما میکردیم اینها کار خودشان را میکردند. حضرت امام که از فرانسه که داشتند به ایران میآمدند در هواپیما از ایشان پرسیدند حالا که دارید به ایران میروید و انقلاب پیروز شدهاست، چه احساسی دارید؟ حضرت امام با دست اشارهای کردند. هر جوابی که میدادند، دشمن سوء استفاده خود را میکرد. اگر میگفتند خوشحالم، میگفتند این همه شهید دادهاند این خوشحال است. اگر میگفتند ناراحتم میگفتند انقلاب پیروز شده ناراحت است اگر میگفت هیچ احساسی ندارم، میگفتند هیچ احساسی ندارد. با همان اشاره دست جواب دادند. به نظر من آقای موسوی حرف خودش را میزد. هر کاری که ما میکردیم باز حرف خودشان را میزنند. آنها دنبال برنامههای خودشان بودند. * نسیم: این یادداشتها را قرار است که منتشر کنید یا فقط برای خودتان یادداشت برداری کردید؟ اینها تنها یادداشت برداری های من نیست. من از وقایع هیئت امنای دانشگاه آزاد هم
یادداشت دارم. این تنها برای الان نیست. بعد از فتوای امام مبنی بر قتل سلمان رشدی، آنها اعلام کردند یک عده را اخراج میکنند. دو ماه قبل از اخراج ما، این را اعلام کردند. از همان موقع، من گفتم یکی از اخراجیها قطعاً من خواهم بود. از همان موقع برخوردهایی که با من میشد، یادداشت برداری میکردم. من این یادداشتها را معمولاً برای خودم، در مقاطع مختلف مینوشتم اما اگر یک روزی برسد که فکر کنم نیاز است منتشر میکنم. *نسیم: هنوز زمان آن نرسیدهاست؟ آن هم در شرایطی که برخی می گویند از طلب 88 خود گذشتیم؟ درارتباط با این موضوع، نمیخواهم تصمیم شخصی بگیرم. اگر چیزهایی عنوان کنند و لازم باشد در جواب شان چیزی بگویم منتشر میکنم. فقط این مورد نیست. موارد بسیار مهمی بودهاست. مثلاً در هیئت امنای دانشگاه آزاد، شما نمیدانید که چه گذشت و چه برخوردهایی کردند و چه حرفهایی زدند. این جلسه ضبط شده هم هست و هم ما ضبط شده آن را داریم و هم آنها دارند. اگر ضرورت ایجاب کند، منتشر میکنم. * نسیم: چه شد که بعد از شرایطی که در مورد انتخابات 88 اتفاق افتاد، مسئولیت وزارت علوم را پذیرفتید؟ با چه تحلیل و دلیلی این پیشنهاد را پذیرفتید و چه
پیشنهادات و مشورتهایی به شما میشد؟ بعد از انتخابات دولت اگرچه رییس دولت همان بود ولی باید دست به دست میشد و وزرا دوباره به مجلس معرفی میشدند. آقای شیخالاسلام چند نامه از دفتر ایشان برای من و برای بقیه فرستادند و خواستند که برنامههایم را برایشان بنویسم. از من خواستند تا برنامههایم را برای وزارت کشور، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی و علم و فناوری و وزارت علوم ارائه کنم. در مورد معاونت برنامهریزی مکتوب نوشتم که من به این حوزه آشنایی ندارم و علاقهای نیز به پذیرفتن آن ندارم. برای وزارت علوم، کشور و معاونت علم و فناوری برنامههایم را نوشتم و این را نوشتم که علاقه شخصی خودم به وزارت علوم است. دو روز مانده بود که اسامی را به مجلس بدهند، ساعت 9 شب بود که از دفتر رییس جمهور با من تماس گرفتند، فکر میکنم آقای مشایی بود. گفتند که آقای رییس جمهور میخواهد شما را ببیند. الان نمیدانم چه شکلی شدهاست ولی میگویند خیلی هزینه شده و دکوراسیون آن عوض شدهاست. آقای احمدینژاد خیلی در قالب تشریفات و اینها نبود. خیلی ساده بود. دو ساعتی با هم صحبت کردیم. ابتدا کمی شوخی کردیم. با خنده به من میگفت فلان وزارت خانه را
میپذیری؟ من هم میگفتم نه من بلد نیستم. میگفت میروی یاد میگیری. من میگفتم که تا یاد بگیرم طول میکشد. همینطور وزارتخانههای مختلفی را اسم میبرد و من هم نمیپذیرفتم و میخندیدم. ما همدیگر را میشناختیم و توانمندیها و نا تواناییهای هم را میدانستیم. شاید میخواست مرا محک بزند ببیند که من آیا تشنه پست هستم یا نه. به نظر من کار خوبی هم میکرد. دست آخر وزارت علوم را نام برد. گفتم این را میتوانم و آشنا به اموراتش هستم. خب من 4 سال معاون دانشجویی وزارت علوم هم بودهام. دانشگاه را طی کردهام. دانشیار شدم، استادیار شدم و استاد شدم. گفت نمیخواهی فکر کنی؟ گفتم تمایل خود من از ابتدا هم به همین وزارت خانه بودهاست. پرسید قطعی است؟ وقتی گفت نمیخواهی فکر کنی؟ من کمی ترسیدم و گفتم تا فردا خبر میدهم. همان شب با یکی از دوستانم در دانشگاه علم و صنعت تماس گرفتم و با او مشورت کردم. او گفت: خیلی خوب است از تو بهتر برای این پست پیدا نمیشود. خود او، از کسانی بود که برای وزارت علوم مطرح بود. من خودم هم قبل این قضیه فکر میکردم وزیر شدن ایشان حتمی است. من از نوع برخورد ایشان خیلی خوشم آمد. بعداً به خود آقای احمدینژاد
هم گفت که ایشان را که انتخاب کردید، خیلی بهتر از من است. صبح من با آقای احمدینژاد تماس گرفتم و اعلام کردم که قبول میکنم و ایشان گفتند که برنامههایت را بفرست. آن چه که نوشته بودم تکمیل کردم و برایشان فرستادم و ایشان هم به مجلس فرستاد. در مجلس هم صحبت کردم و با 186 رأی مورد اعتماد مجلس واقع شدم. این رأی، رأی خوبی بود. معمولا وزرای علوم این قدر رأی نیمآورند. در این دولت هم که وزرای علوم معرفی شده، خیلی پر پیمان بودند، 150 رأی آورد. *نسیم: از این که این پست را بپذیرید، ترسی نداشتید؟ نه. اتفاقاً اولین سوالی که در مجلس از من کردند هم همین بود. گفتند شما یک فرد سیاسی هستید. این برای وزارت علوم ضرر ندارد؟ گفتم شما که گذشته من را نمیدانید. من سه سال است که در وزارت کشور مشغول شدهام. پیش از این در وزارت علوم مشغول بودهام. من به دنبال موافق و مخالف هم نرفتم و عطشی برای پذیرفتن سمت نداشتم و گفتم توکل به خدا. توی کمیسیونها برای ارائه برنامه میرفتم ولی دنبال موافق و مخالف نبودم. فکر میکنم آقای دکتر توکلی بود که گویا به عنوان مخالف هم ثبت نام کرده بود. وقتی از صحن مجلس بیرون آمدیم، وقتی من را دید، گفت ما در مورد
شما از نظر ثبوتی مشکل داریم. از نظر اثباتی مشکل داریم. به شوخی گفتم یک طوری بگویید که من هم بفهمم. ایشان گفت چون شما مسئول ستاد انتخاباتی بودید و انتخابات به این شکل شدهاست، شاید شما برای این پست مناسب نباشید اما برای پست دیگر مناسب باشید. من هم گفتم خب من را برای این جا معرفی کردهاند. به آنها گفتم اگر کسی وقایع فتنه و آن جریان سیاسی را دیده باشد و بداند که دشمن چه نقشهای برای دانشگاه و نظام کشیده است برای وزارت علوم بهتر است یا کسی که نداند و ندیده باشد؟ حرفهای من موثر واقع شد و قبول کردند و رأی اعتماد دادند. آن زمان حداقل آنهایی که با نظام همراه بودند، به آن ماجرا فتنه میگفتند. به نظر من درباره کسانی که آن موقع و امروز هم به این مسئله فتنه نمیگویند، نمیگویم باید شک کرد و تأمل کرد. این وقایع از نظر مردم و رهبری فتنه بودهاست. جای تأمل است که اینها به آن فتنه نمیگویند. من در 18 تیر، خودم میرفتم. من عضو هیئت علمی بودم. توی درگیریها هم بودم. توی انتخابات و شلوغیهای 88 من تو میدان کاج که شلوغترین منطقه بود، پیاده شدم. تنها فردی که از وزارت کشور توی قرارگاه ثارالله میرفتم من بودم. خودم داخل
درگیریها بودم. موقع کارم که میشد لباسم را عوض میکردم و سر کار میرفتم. * نسیم: یک بحثی که در مورد وقایع فتنه در سال 88، 6 مهرماه، 13 آبان 16 آذر سال 88 مطرح است، این است که آن موقع میگفتند چندین بار به شما توصیه شدهاست که در برخوردها و تنشهایی که در دانشگاه ایجاد میکردند، در برخورد با دانشجویان سخت نگیرید. این صحت دارد؟ نه. صحت ندارد. نه نامهای بود و نه توصیهای. من خودم چون وزارت علوم و دانشگاه را میشناختم با دانشجویانم دوست هستم و شوخی میکنیم. در ماجرای تحصن دانشجویان علم و صنعت، من و آقای سلیمانی و دکتر احمدینژاد با هم دوست بودیم و تمام مدت میان دانشجویان بودیم. میدانستم چگونه باید عمل کنم. میدانستم نباید حرکت تندی با دانشجو کرد. مثل دمل بود. باید صبر میکردیم که خود دمل بزرگ شود و سرباز کند. حالا جوسازیهایی میشود و گفته میشود فضا امنیتی بودهاست. بیایند و مثال بزنند که ما با چه کسی امنیتی برخورد کردیم. *نسیم: آقای دکتر اساتیدی بودند که با سیاستها و اصول اساسی نظام جمهوری اسلامی مشکل داشتند و اینها به سبب اتفاقات مختلف، همکاری با آن ها ادامه پیدا نکرد که عموم اینها اساتید سکولار بودند.
اساتید سکولار با اصحاب فتنه بودن متفاوت است. اینها را با هم در یک گروه نگذارید. میتواند فرد سکولار باشد و اهل فتنه نباشد و میتواند فرد سکولار نباشد و اهل فتنه هم باشد. در رابطه با فتنه، من 6 ماه اول، هیچ صحبتی در دانشگاه نکردم. از 9 دی به بعد که ملت وارد صحنه شدند، جایی بود که من دیگر نمیتوانستم وارد صحنه بشوم. من همان جا موضع گرفتم و گفتم: بالاخره باید معلوم شود که جای فتنه در دانشگاه نیست. وزارت علوم که ابزاری برای اخراج کسی ندارد. همین الان هم کسی نمیتواند، کسی را از وزارت علوم اخراج کند. این ابزار به دست مسئولین هر دانشگاه است. دانشگاه یک کمیته نظارت و ارزیابی اساتید را دارد و کمیته انضباطی هم به تخلفات دانشجویان رسیدگی میکند. یک کمیته نظارت و ارزیابی مرکزی هم در وزارت خانه داریم. این برای زمانی است که حکم برای استاد یا دانشجو صادر شدهاست و برای تجدید نظر خواهی پرونده او به این جا ارجاع میشود. من بعید میدانم حتی یک نفر را وزارت علوم و کمیتههای مرکزی وزارت علوم اخراج کرده باشد ولی شاید دانشگاه این کار را بکند. دانشگاه تصمیم گرفت آریالای موسوی تعلیق شود. آقای موسوی هم اعتراضی نکرد. کسانی که
اعتراض کردند ما رسیدگی کردیم. برخی حتی به دیوان عدالت اداری شکایت کردند. دانشجویانی بودند که حکم به اخراج آنها داده بودند ما در وزارت علوم تخفیف میدادیم و میگفتیم دو ترم تعلیق برایش بزنید و بعد از گذشت یک ترم هم میگفتیم بگذارید درسش را بخواند. تنها در مورد دانشگاه مفید قم مستقیماً وارد شدیم که آقای انصاری که معاون پارلمانی رییس جمهور شدهاند، آن جا صحبتهایی کرده بودند که بچه های بسیج دانشگاه ناراحت شده بودند و گفته بودند ما هم میخواهیم کسی را بیاوریم که حرفهایی در جواب ایشان بزند. اجازه داده بودند و اینها اعتراضاتی کرده بودند و مسئولین آن دانشگاه برای این 7 نفر حکم اخراج زدند. در این مسئله کمیته مرکزی ورود پیدا کرد و گروهی برای تحقیق در این مورد به آن دانشگاه فرستاد. موضوع بررسی شد و دو گزارش از این مسئله، برای شورای عالی انقلاب فرهنگی هم فرستادیم. تنها جایی که ما ورود مستقیم داشتیم همین جا بود.