اخبار آرشیوی

کدخبر: 756139

مجتبی ذوالنور در گفتگو با «نسیم»: نقش خاتمی در فتنه کمتر از کروبی و موسوی نبود/ اصلاحات به دنبال احیای خاتمی است/ خاتمی، روحانی را "مستاجر چهارساله" می‌داند و می‌خواهد از او برای به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان استفاده کند

مشروح سخنان حجت‌الاسلام ذوالنور، جانشین سابق نماینده ولی‌‌فقیه در سپاه در گفتگو با «نسیم» بدین شرح است: - ـ میدان بروز و ظهور و تولد جبهه اصلاحات در دامن کارگزاران صورت گرفته است. نه تنها باید بگوییم موضع کارگزاران اصلاحاتی است، بلکه به عقیده بنده کارگزاران محل بروز و زایش جبهه اصلاحات هستند. نه تنها جریان ملایم اصلاحات بلکه من معتقدم، مشارکت فرزند کارگزاران بود و در دامن این ها بزرگ شد و از تفکرات اقتصاد سرمایه داران تا حرکت های سکولاریستی مشارکتی ها همه این ها به هم مربوط می شود و غیر قابل تفکیک است. هم مبانی شان همان مبانی بود و هم در حمایت از جریان اصلاحات قدم بر می داشتند و در آن زمین بازی می کردند ولو این که موضع رسمی و ارگانیک رسمی نداشتند که اعلام کنند ما جزو این جریان هستیم ولی عملاً جزو جریان های هم سو بودند بلکه من ریشه و مادر اصلاحات را کارگزاران می دانم. ـ نگاه آقایان اصلاح طلب به دولت یازدهم همان نگاه آقای خاتمی است که گفتند ما نباید انتظار نداشته باشیم که همه حلقه های اول دولت را از ما بگذارند. ایشان از آقای روحانی تعبیر مستاجر 4 ساله کردند و گفته بودند ما باید زمینه ای را فراهم کنیم که از این اجاره 4 ساله، برای به قدرت رسیدن بهره ببریم. نگاه آقای خاتمی به روحانی و دولت فعلی این چنینی است. ـ اصلاح طلبان در جلسات شان بر روی این نکته تاکید دارند که اصول گراها دیر از احمدی نژاد فاصله گرفتند. لذا سیئات عمل احمدی نژاد دامن اصول گراها را گرفت. ما نباید این اشتباهات اصولگراها را تکرار کنیم و باید فاصله مان با دولت روحانی را طوری تنظیم کنیم که ناکارآمدی دولت دامن ما را نگیرد. ـ این ها می خواهند با کم ترین تبعات از این فرصت فراهم شده و میدانی که برای آن ها باز شده است، برای رسیدن به قدرت بهره ببرند. اگر بخواهند چنین کنید هنوز هم برخی از چهره های درون جبهه اصلاحات، ادعایشان این است که بهترین فردی که می توانند محور جریان اصلاحات باشد، آقای خاتمی است. البته این نظر، یک نظر عام در بین اصلاح طلبان نیست ولی بخش هایی از جبهه اصلاح طلبان به چنین چیزی معتقدند ولی با این استدلال که اگر اقای خاتمی را زنده و دوباره مطرح کنند، حتی اگر محور اصلی جریان اصلاح طلبان هم نباشد، می تواند یکی از محورهای کمک کننده به احیای جریان اصلاح طلب در کشور باشد، اتفاق نظر دارند. به همین سبب در احیای ایشان تقریبا اتفاق نظر دارند و در این راستا تلاش می کنند تا در رسانه های اصلاح طلب، وی را برجسته نمایند. مگر کسانی که نسبت به ایشان حس رقابت داشته باشند. یعنی در درون جبهه اصلاحات خودشان به دنبال به دست گرفتن محوریت باشند و آقای خاتمی را رقیب خود بدانند. انگیزه این افراد ممکن است برای برجسته کردن آقای خاتمی ضعیف باشد. - در دولت جدید، افراد ملایم جریان اصلاحات در حلقه های بالاتر دولت و افراطی هایشان را در لایه های پایین تر به کار گرفته شده اند. لذا این ها دارند به شدت فعالیت می کنند تا از این شرایط بهترین استفاده را بکنند. ـ یکی از محورهای فعالیت این ها، بحث احیای آقای خاتمی است. محور دیگر تطهیر سران فتنه است. جناب آقای خاتمی به هر حال، به عنوان یکی از موثرین و رهبران و از سران جریان فتنه سال 88 بودند که من معتقدم نقش ایشان در آن فتنه، کم تر از کروبی و موسوی نبوده است. از جهاتی آقای خاتمی تاثیرگذار تر هم بوده است. با این که خود ایشان چندین بار اقرار داشته است تقلبی صورت نگرفته است. اگر تقلبی صورت نگرفته، آن جریان فتنه یک ظلمی به مردم و نظام و ضربه و زیان به کشور بوده است. پس باید آن اتفاق را محکوم می کرد اما ما ندیدیم این جریان را محکوم و از آن ها هم اعلام برائت کنند که زمینه بازنگری و تجدید نظر در افکار عمومی صورت بگیرد. لذا اعتقاد من بر این است که نقش ایشان در فتنه 8، کم تر از موسوی و کروبی نبود. ـ من فکر می کنم دولت فعلی ما یک شرکت سهامی خاص است. سهمی از دولت به برخی جریانات سیاسی واگذار شده است. سهمی به کارگزاران و دیگران داده شده است و بخشی سهم آقای خاتمی و بخشی دیگر هم سهم آقای هاشمی رفسنجانی و بخشی هم در اختیار جناب آقای روحانی است. به نحوی دولت مانند یک شرکت سهامی دارد اداره می شود. - اصلاح طلبان به دنبال این ائتلاف هستند. بعضی از سران آن ها اعلام کرده اند که اگر ما در انتخابات مجلس دهم، با طیف اعتدالی و طیف دولت، در یک جبهه شرکت نکنیم، محکوم به شکست قطعی هستیم لذا از حالا مسائلی مثل ائتلاف، وحدت و همسویی و مواردی از این قبیل در ادبیات این ها طرح خواهد شد. این ها معتقدند که اگر از پله ها و سکوهایی که دولت در اختیار دارد، استفاده نکنند و با جریان اعتدال همراهی نکنند و دولت به عنوان رقیب به ما نگاه کنند و به عنوان یک جریان مستقل در انتخابات عمل کند، از امکانات دولت بی بهره خواهند شد و محکوم به شکست خواهند بود. پس خود را ناچار می بینند که بادولت، هم سو شوند. ـ ما شاهد این هستیم که جریان درون دولت هم برای انتخابات مجلس خواب دیده اند و موضع گیری صریح می کنند. فکر می کنم لازم است که آقای رییس جمهور بر این اوضاع مدیریت کنند و چنان چه با این نظرات همراه و هماهنگ نیستند، نهیبی بزنند و مردم بدانند که ایشان این نهیب را زده است. ـ این که آقای ترکان معاون و مشاور ایشان بیاید و برای مردم تعیین تکلیف کند و بگوید مردم در انتخابات آینده به چه کسی رأی بدهند و به چه کسی رأی ندهند درست نیست. دولت حق مداخله در امور این چنینی را ندارد و نباید ورود پیدا کند. نه تنها ورود پیدا کردند بلکه از موضع تحکم و استبدادی که برای مردم تعیین تکلیف کنند بحث می کنند که انگار مردم منتظر لب گشودن و اشاره این ها هستند که تکلیف خود را بدانند. ظاهراً آقایان موضوع را اشتباه متوجه شده اند و نمی دانند که مردم اگر بدانند کسانی دارند برای آن ها تعیین تکلیف می کنند، در برابر آن ها موضع عکس خواهند گرفت. این ها اگر به دنبال پیروزی هم هستند باید دقت داشته باشند که مسیر را دارند اشتباه می روند. باید توجه کنند که مردم نسبت به رفتارهای این چنینی عکس العمل مثبت نشان نمی‌دهد. ـ این که آقای ترکان بیاید به نمایندگان مردم در مجلس توهین کنند صحیح نیست. تعبیرشان این بوده است که کسانی که مخالف عقلانیت و تدبیر هستند در مقابل دولت یازدهم خواهند ایستاد. این مطلب را به طور عام بیان کردند اما وقتی از آن طرف به حرکات مجلس اشاره می کنند معنای خود را می رساند. مجلس از حق خود استفاده کرده است و به وزیری تذکر داده است و سوال کرده است. این برخورد ها نشان می دهد که این ها، حرکات نمایندگان مردم و هر جریان غیر موافق دولت را غیر معقول و بدون تدبیر می دانند. من فکر می کنم این ادبیات توهین آمیز، با آن اصولی که جناب آقای روحانی برای گرفتن رای از مردم در تبلیغات انتخاباتی شان مطرح کردند، سر سوزنی تشابه ندارد. ـ جا دارد که آقای روحانی یا اطرافیان خود را توجیه و مهار کنند و یا موضعی بگیرند که التیام درد مردم باشد. مشکل امروز مردم این نیست که مشاوران و معاونان آقای روحانی برای انتخابات مجلس دهم تعیین تکلیف کنند و بگویند به چه کسی رأی بدهید و به چه کسی رأی ندهید. ـ مردم به دنبال وعده هایی هستند که آقای روحانی اعلام کردند. من فکر می کنم جناب آقای روحانی نسبت به اوضاع یک تلطیف یا یک تعیین تکلیفی بفرمایند.
ارسال نظر: