اخبار آرشیوی

کدخبر: 792810

محمد غرضی در برنامه "شناسنامه": هاشمی رفسنجانی مخالف نخست وزیری من در زمان آیت‌الله خامنه‌ای بود/ اتفاقات خطرناکی در شورای شهر اول در حال وقوع بود/ هرکسی به راهپیمایی ۲۲ بهمن نیاید حقوق دیگران را ضایع کرده است

به گزارش «نسیم» مهمترین محورهای سخنان محمد غرضی در برنامه شناسنامه شبکه سه سیما بدین شرح است: -من فراری بودم در تهران و یک پاسپورت افغانی را خریدم به نام حیدری و با آن دنیا را گشتم. -شما یک منطقه‌ای دارید به نام خاورمیانه که مردم آن با هم ارتباط دارند و ارتباط بصورت حکومتی و نظامی خیلی ضعیف‌تر از آن است که در منطقه در جریان است. -در دوره ما بخصوص سال‌های دهه 30 مهندسی عنوان سنگینی بود و من می‌خواستم مهندس شوم تا بتوانم کار اصلی‌‌ام را انجام دهم. خانواده ما در اصفهان جریان‌های اجتماعی زیادی را می‌شناختند و فعالیت زیادی داشتند. -من در 2 اردیبهشت 58 با خانم دباغ خدمت امام(ره) رفتم و گفتم انقلاب پیروز شده است و آنچیزی که آن را تهدید می‌کند کودتا است و اجازه بدهید سپاه تشکیل شود وایشان نامه نوشتند و دستور تشکیل سپاه را دادند. -ما هزار نفر را بردیم پاریس و اعتصاب کردیم و جریان اجتماعی بزرگی را ایجاد کردیم که شاید خیلی تصورش برای شما سخت باشد. -در منطقه ظرفیت‌های انقلابی زیادی وجود دارد که الان 10 درصد آن هم بکار گرفته نمی‌شود. -من جزو سازمان مجاهدین خلق قرار نمی‌گیرم. من 15 خرداد را وقتی دیدم فهمیدم که جریانات اجتماعی قوی تر از جریانات سیاسی هستند. -وقتی در سازمان مجاهدین اختلافات ایدئولوژیک ایجاد میشود در همان موقع اعتبار اجتماعی‌شان به صفر رسید. ما از لحاظ سیاسی و اعتقادی آنها را محکوم کردیم و به انها گفتیم که شکست خوردید. -آنچه در ذهن من از 15 خرداد 42 شکل گرفت این بود که این حکومت ساقط میشود. من وقتی این انرژی را در 15 خرداد دیدم که آزاد شده است مطمئن شدم کسی نمی‌تواند در مقابلش بایستد. -بعد از مرگ مرحوم شریعتی و بعد از مرگ آقا مصطفی مطمئن بودم این حکومت ساقط میشود. -امام فقط به ایران فکر نمیکرد. آقا مصطفی تمام وزرای ایران و افغانستان و عراق و سوریه را می‌شناختند که از هدایت های امام بود. هم اطلاعات و هم تحلیل از این کشورها داشتند. من هیچ بیتی را در تاریخ قوی‌تر از بیت امام در شناسایی حکومت‌های اطرافش نمی‌شناسم. -من کسی را ندیدم که بتواند امام را رهنمون کند. امام تمام پدیده‌های اجتماعی را به نفع خود تسخیر کرده است. آنهایی که می‌گویند به امام مشورت می‌دادیم بگذارید بگویند. الان چون امام(ره) نیست همه از این حرفا می گویند. -وقتی که بحث حضور امام در ایران شد به من گفتند برو سوریه یک خانه ای را اجرا کن تا اگر امام نتوانست در ایران بنشیند در سوریه بنشیند. -به نظرم یک مقدار در موضوع دستگیری مجتبی طالقانی باید تفحص کرد. در سپاه یک عده ای مجتبی را گرفتند و آوردند سپاه و کسی نگفته بود مجتبی را بگیرید. بعد آقازاده‌های مرحوم طالقانی آمدند پیش من و گفتند بروید خدمت آقا. رفتیم پیش آقای طالقانی. من به ایشان گفتم مجتبی طالقانی همان آدمی است که قبلا بوده است. و گفتم من مجتبی را نگرفتم و یک عده دیگر گرفتند. مرحوم طالقانی به دادستان گفتند غرضی را به زندان ببر و ما رفتیم زندان. صبح بعد از آن روز امام که اخبار را می‌بینند می‌گویند غرضی را گرفته‌اند و امام(ره) می‌گوید غرضی چه کسی است؟ و میگوید حیدری خودمان است. سپس امام به آقای اشراقی میگویند غرضی را از زندان بیاورید بیرون. -بنی صدر چشم دیدن ما را نداشت. بنی صدر اهل جنگ نبود و فرماندهانش می‌گفتند زمین میدهیم و زمان میخریم. 200 هزار نفر در زمان جنگ همراه من در خوزستان ریختند جلوی دشمن و دشمن که در 70 کیلومتری اهواز بود و به عقب رفت. -من معرفی شدم برای نخست وزیری در زمان آقای خامنه ای و کسانی همچون آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس مخالف نخست وزیری من بود و می‌رود به امام میگوید غرضی 60 تا رای در مجلس داشته است ولی نمیدانم این 60 رای را از کجا آورد. -من شنیدم به آقای بهزاد نبوی هم وزارت نفت را پیشنهاد دادند در زمان آقای خامنه ای و نپذیرفتند و بعد به من پیشنهاد دادم و من قبول کردم. -آقای هاشمی و موسوی مخالف ادامه وزارت من در وزارت نفت بودند. اقای هاشمی به امام می‌گویند ما 40 میلیارد دلار برای جنگ می‌خواهیم ولی غرضی 20 میلیارد دلار بیشتر نمی‌آورد. امام من را خواست که گفتم؛ احمد آقا به من گفتند امام به هیچ کسی تاکنون نگفته است که کسی بیاید برای من توضیح بدهد -سال 67 فردی نمی‌توانست کشور را اداره کند و رفت در خانه اش نشست. آیا مملکت را در زمان جنگ کسی ول میکند و میرود در خانه اش می نشیند؟ آیا می‌شود به او گفت سیاستمدار؟ -من تشویق شدم توسط عده ای که چون در شورای شهر اول رای آوردی در مجلس ششم هم رای می‌آوری ولی دلخورم از شورای شهر اول که به جای اینکه میخواستند مسائل شهر را حل کنند مسائل انقلاب و نظام و ... را میخواستند حل کنن. اتفاقاتی که در شورای شهر اول افتاد اتفاقات خطرناکی بود. -قبول ندارم که در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم رای نمی‌آوردم. کسی جرأت نمی‌کرد به من بگوید از عرصه انتخابات ریاست‌جمهور کنار برو. اینهایی که در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم بودند مگر چه ارجحیتی نسبت به من داشتند؟. اینکه یک نفر گفت من به حرف فلانی از عرصه انتخابات کنار رفتم آیا جامعه او را به عنوان فرد سیاسی می‌شناسد؟ آدم سیاسی که بگوید من به توصیه دیگران از عرصه انتخابات کنار می‌روم این آدم در کشور آدم سیاسی نمی‌شود. -من به آن 15 میلیونی که رای ندادید میگویم شما از این سرمایه 37 میلیون خوردید و به نفع خودتان گوشه نشینی کردید. هرکسی در راهپیمایی 22 بهمن نیاید حقوق دیگران را ضایع کرده است.
ارسال نظر: