اخبار آرشیوی
رضا سراج در برنامه "خط قرمز" شبکه افسران: جمهوری اسلامی در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت هوشمند است/ حمایت رهبری از تیم مذاکره کننده این معنا نیست که اگر اشکالی وجود داشت بیان نشود/ دشمنان توان بازدارندگی ما را نشانه رفتهاند
به گزارش خبرنگار «نسیم» مهمترین محورهای سخنان رضا سراج، کارشناس مسائل استراتژیک در برنامه خط قرمز شبکه افسران بدین شرح است: -راهبرد تغییر رفتار را در نظر گرفت از سال 68 تا 78 بنابود این راهبرد به فرجام تغییر ساختار جمهوری اسلامی برسد. در این راهبرد استحاله جمهوری اسلامی مد نظر بود. -هرقدر تراز راهبردی دشمن پایین آمده اقتدار ما بیشتر شده است. -ایران در تقابل با نظام سلطه دارای برتر است و این شرایط تاریخی را باید درک کنیم و و الان دست برتر داریم و این دست برتر را باید حفظ کنیم و سلطه گران در این شرایط میخواهند ما را مهار کنند. -در واقع ما در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت هوشمند هستیم. سه قدرت است که قدرت هوشمند را میسازد."قدرت دفاعی و سخت"نهایتا باید بازدارندگی در مقابل تهدید را ایجاد کند. این الهام بخشی جمهوری اسلامی را در جهان اسلام روندش را تقویت شده میبینیم. -قدرت اقتصادی و فناوری ضلع سوم قدرت هوشمند است و قدرت در حال تکمیل است. ما میتوانیم خاورمیانه اسلامی را در مقابل نظام سلطه ایجاد کنیم. کاری که امروز در جهت رشد علمی ایجاد شده علم را به ثروت تبدیل میکند و انحصار علم دارد شکسته میشود. این نقطه تکاملی قدرت
هوشمند است -ما در سرعت رشد علم رتبه اول در جهان هستیم و با همین میزان رشد تا سال های آینده حوزهای فناوری پیشرفته را به ثروت تبدیل میکنیم که درآن قدرت اقتصادی و فناوری شکل میگیرد. -ایران در حوزه نانو 9جزو کشور اول دنیا در تولید محصولات نانو است. ایران جزو هشت کشور قدرت موشکی جهان است و از این مهمتر ایران سومین کشور به لحاظ سکوهای پرتاب موشک در جهان است. -ما ایران در زمینه ماهواره های مختلف جزو ده کشور برتر جهان قرار گرفتهایم و وارد باشگاه دهگانه ماهواره شدیم. -اگر ما تبدیل به قدرت هوشمند شویم تبدیل به قدرت جهانی میشویم آن موقع خاورمیانه اسلامی شکل میگیرد و این پیچ تاریخی و این تغییرات از همین جا آغاز میشود. ما الان در شرایط دست برتر هستیم. -دشمن از طریق تحریم های هوشمند میخواهد گزندگی تحریمها را به سطح زندگی مردم ببرد و غرور ملی را دچار شکنندگی کند و با ضایع شدن انسجام ملی، شکاف را ایجاد و سپس ما را مهار کند. -سلطه گران به دنبال تضعیف اراده ملی هستند تا مانع رشد و پیشرفت ما بشوند. -آن ها توان بازدارندگی ما را نشانه رفتهاند و در اظهارات مقامات آمریکا مسأله موشکهای بالستیک مطرح میشود و این موشکها جزو
توان بازدارندگی ما است. -با یک نگاه راهبردی ما وقتی به راهبرد مهار دقت میکنیم به بهانه موضوع هسته ای به نوعی میخواهند ما را از رسیدن به فناوریهای پیشرفته متوقف کنند. -ما در شرایط دست برتر هستیم و نظام سلطه در شرایط پایین تری از ما قرارد دارد و برای همین دشمن راهبرد مهار را در پیش گرفته است و سپس میخواهند ما را به سمت تغییر رفتار سوق بدهند. -مردم ما بدانند ما در یک شرایط استثنایی قرار داریم که در چند سال گذشته چنین شرایطی نصیب ملت ایران نشده است و باید بهای لازم را برای این شرایط بپردازیم زیرا ما داریم مسیر دستیابی به تمدن را طی میکنیم و به یک قدرت فرامنطقهای تبدیل میشویم. -حوزه دیپلماسی حوزه دولت ها است که تاکتیکهایی را انتخاب میکنند که در ذیل سیاست خارجی رهبری است. -نرمش قهرمانانه ناظر بر تغییر تاکتیکی است. دولت محترم در چارچوب این نرمش دارد نرمش و مذاکره میکند. نرمش دو چالش را به فرصت تبدیل کند؛ چالش داخلی و خارجی. -چالش خارجی و اجماع سلطه علیه ایران درحال شکنندگی بود و آنچه میتوانست به آن دوام و بقا بدهد ایران هراسی بود تا نشان دهد که ایران قابل مذاکره نیست و با تصویر ایران هراسی یک جنگ ادراکی را
برای مشارکت کنندگان در این اجماع فراهم کند؛ پشت این جنگ صهوینیستها بودند. -نرمش قهرمانانه تاثیر خود را بر چالشها خواهد داشت و آن را تبدیل فرصت میکند. رهبری از تیم دیپلماسی در چارچوب نرمش قهرمانانه حمایت میکند. -اسرائیل، آمریکا و انگلیس برای پروژه شکاف ملی برنامهریزی کردند و چشم به فتنه گران دوختند و میخواهند چالشی داخلی ایجاد کنند. -کسانی که به مذاکره تاکید دارند در چارچوب نرمش قهرمانانه در یک آزمون قرار دارند و اگر در این آزمون موفق شدند برای منافع ملی ما سود آور است و اگر موفق نشدند چیزی را از دست نمیدهیم زیرا همین بی اعتمادی به آمریکا در مردم بیشتر شده است. یعنی در نرمش قهرمانانه برای مذاکره کنندگان راه بازگشت گذاشته شده است. -در نرمش قهرمانانه بنا نیست از اصولمان کوتاه بیاییم و در این نرمش میخواهیم جامعه بین المللی را محک بزنیم که آیا این ظرفیت تعامل در آنها وجود دارد و یا اینکه تحت سلطه صهیونیستها هستند. -نرمش قهرمانانه به دولت آزادی عمل داد و از آن طرف هم دولت یک سرمایه ملی پشت سرش قرار گرفت و باید از این سرمایه بیشترین استفاده را بکند. -فکر میکنم ما با ساده انگاری با نظام سلطه مواجه شدیم.
مخالفت صهیونیست ها با مذاکرات و توافقنامه یک جنگ ادراکی بود که اجزای آن دیپلماسی و سناریوهای جنگ روانی استراتژیک است که میخواست نوعی استدلال برای مخاطبین ایجاد کند و ما خیلی ساده انگارانه با این برخورد کردیم و برخی در دام فریب استراتژیک دشمن افتادند. -در پشت صحنه آمریکایی ها راهبرد خود را از فشار - مذاکره به تعامل- مذاکره تغییر دادند. در این جنگ ادراکی کشورهای عربی به سمت صهونیست ها کانالیزه شدند و ما سپس شاهد ایجاد محور عبری-عربی در منطقه بودیم. -تشکیل محور عبری-عربی میتواند یکی از مهمترین چالش های آمریکا و اسرائیل را حل بکند و در این شرایط مذاکرات سازش ادامه پیدا کرد. شکلگیری محور عبری عربی میتواند به نتیجه بخش شدن مذاکرات سازش بین دولت خودگردان با صهونیستها کمک کند. -آنها این ادراک را دارند که با فشار، طرف ایرانی را در پای میز مذاکره نگاه دارند و اینطور ادراک میکنند که این فشار از حوزه اجتماعی به حوزه سیاسی منتقل میشود تا بتوانند به سه هدف خود یعنی "متوقف سازی برنامه هستهای ایران"، "معکوس سازی برنامه هسته ای ایران" و "برچیده کردن برنامه هسته ای" برسند. -نیت آمریکایی ها تشدید فشار و حظف رژیم تحریم ها
است. انها از فشار به عنوان برگ برنده دست نخواهند کشید. -ادراک بازیگر داخلی و تیم مذاکره کننده که این بود که ما میتوانیم با مذاکره و تعامل حقوق خود را بگیریم. این استدلال. -زدن زیر میز بازی یک سناروی دیگر است که آمریکایی ها بخصوص دموکراتها اگر بخواهند زیر میز مذاکره بزنند انتخابات کنگره و سنا را خواهند باخت و در انتخابات ریاست جمهوری آینده شان تاثیر میگذارد بنابراین آنها به مذاکره نیاز دارند. -حمایت رهبری از تیم مذاکره کننده این معنا نیست که اگر اشکالی وجود داشت بیان نشود. نقد به معنای تضعیف تیم مذاکره کننده نیست. مسئولین باید تحمل نقدپذیری خود را بالا ببرند. -مردم باید آگاه باشند که چه اتفاقی در حال وقوع است و اطلاع رسانی و آگاه بخشی و نقد منصفانه و سازنده و تبیین عقلانیت نهفته در استقامت و راهبرد مقاومت و تبیین چرایی ادامه مسیر پیشرفت وظایف همه آحاد جامعه است.