اخبار آرشیوی

کدخبر: 839658

جمشیدی، کارشناس مسائل روسیه در گفتگو با «نسیم»: واکنش اتحادیه اروپا و آمریکا در قبال روسیه و تمسک به تحریم برخی مقامات روسیه، نشان از این دارد که آنها گزینه دیگری ندارند/ این رفتار در تناقض آشکار با ادعاهای دموکراسی‌خواهی اتحادیه اروپاست

مهمترین محورهای سخنان محمد جمشیدی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل روسیه، در گفتگو با «نسیم» بدین شرح است: - رفتار اتحادیه اروپا و همچنین آمریکا در قبال روسیه بیش از همه چیز ناشی از گزینه های واقعی آنها علیه روسیه است. - در حالی که روسیه با قدرت و اقتدار از برگزاری رفراندوم در "کریمه" و پیوستن آن به روسیه حمایت کرد اما به نظر می رسد پاسخ طرف غرب چندان جدی نباشد و این ناشی از ضعف در توانمندی‌های طرف غربی در تقابل با روسیه است. - روسیه براساس یک محاسبه راهبردی رفتارهای خود را بروز می‌دهد و انتظار این است که رفتارهای دیگری را نیز از طرف روسیه شاهد باشیم، به این معنا که به نظر می رسد روسیه در حال عملیاتی کردن یک استراتژی در دوره قدرت خود بعد از دوره جنگ سرد است و این مبتنی از درک روسیه از قدرت پاسخ طرف غربی از جمله آمریکاست که مبتنی بر ضعف آنها می باشد. - آمریکا و اروپا صرفا توانسته اند در مقابل رفتار طرف روسی دست به تحریم آن بزنند و تحریم ها نیز تنها در حد افراد و مسدود کردن دارایی ها بوده است. - زمانی که روس ها محاسبات راهبردی بزرگی داشته باشند حتما این ملاحظات و هزینه هایی مانند تحریم را در آن مدنظر قرار داده اند، به این معنا که محاسبه روسیه این است که منفعت بزرگتری وجود دارد که ارزش پرداختن هزینه هایی مانند تحریم ها را دارد. - هزینه های وارده از طرف آمریکا و اتحادیه های اروپا بر روسیه مطمئنا محاسبه کلی آنها را تغییر نمی دهد و غربی ها نیز نسبت به این موضوع آگاه هستند اما پاسخ دیگری در مقابل این موضوع ندارد. - غربی ها از آنجا که مطمئن هستند که گزینه نظامی برای این مسئله جوابگو نیست از آمادگی لازم برای اقدام نظام بر علیه روسیه را دارا نیستند و از طرف دیگر مطمئنند که روسیه آمادگی لازم را برای پاسخ نظامی متقابل داراست و دیپلماسی نیز آنگونه که آنها می خواهند به این دلیل که طرف روسی هدف سیاسی خود را خیلی آشکار بیان کرده و آن را عملیاتی کرده جواب نمی دهد. - رفتار اتحادیه اروپا و آمریکا و تمسک آنها به تحریم ها بیش از هرچیز نشان دهند این است که آنها گزینه دیگری برای برخورد با روسیه ندارند و این گزینه فعلی نیز گزینه ناکارمدی است زیرا که تهدیدها عملا باعث تغییر رفتار یا تغییر سیاست و محاسبه طرف روسی نشده است. - رفتار اتحادیه اروپا در تحریم مقامات روسی دخیل در انتخابات استقلال شبه جزیره کریمه در تناقض آشکار با ادعاهای دموکراسی خواهی اتحادیه اروپاست و البته انتظار نیز نسیت که آنها بتوانند کار دیگری برای رفع این تناقض را انجام دهند. - اتحادیه اروپا، جمعیتی را که مشخص نیست نماینده چند درصد از جامعه اوکراین باشد، از طریق خشونت با دولت رسمی در حالی که در تاریخ 21 فوریه توافقنامه صلحی را امضا کرده بودند به شورش واداشت و آنها توانستند را از طریق زور و با پشتوانه خارجی حکومت را در دست بگیرند. - موضوع مهم این است که طرف اروپایی و آمریکایی‌ها، بعد از توافق 21 فوریه با سفرهای مکرر مقامات و حضور در جمع مخالفین و تضمین حمایت غرب، شورشیان را تحریک نمودند. - اما در طرف مقابل مردم کریمه از طریق رفراندوم و حضور در پای صندوق رای با نظارت بین المللی نظر خود را اعلام کرده اند. این نشان از دو واقعه مردمی کاملا متفاوت از یکدیگر در اوکراین است که یکی با خشونتی که مشخص نیست چند درصد از مردم را تشکیل می دهد و سامان دهی اتفاق افتاده است و دیگری به شکل کاملا دموکراتیک شکل گرفته است و طبق همان معیارهایی بوده است که غربی ها نیز به آن اعتقاد دارند. از این نظر یک تناقض وجود دارد و طرف غربی در منطق رفتاری خود گرفتار تناقض شده است. - میزان ارتباط بحران اوکراین با موضوع برنامه هسته ای ایران بستگی به شدت و میزان شکافی که بین روسیه و آمریکا رخ خواهد داد دارد. - اگر برطبق تحلیلی که ارائه شد این رفتار روسیه بیانگر ظهور بخشی از استراتژی جدید آن کشور برای تثبیت و بسط قدرت خودش بعد از دوره جنگ سرد و حرکت به سمت غرب آنها باشد و احیای قدرت سابق روسیه باشیم در این صورت شکاف بین روسیه و غرب یک شکاف راهبردی است. - به نظر می رسد در رابطه با ایران آمریکا، مشاوران آقای اوباما مانند گری سیمور در صحبت هایی که داشته اند، نسبت به نوع برداشت و درک ایران از تحولات اوکراین خیلی حساس هستند که این حساسیت خود نشان دهند آسیب پذیری آنها می باشد. - این به هنر دستگاه دیپلماسی ما برمی گردد که با درک ابعاد واقعی این تحول در موضوع اوکراین بدون اینکه وارد این درگیری شود و خودشان را در یک طرف از دعوا درگیر بیندازند از این شکاف در راستی منافع ایران استفاده کنند. - مطمئنا اگر شکاف بین غرب و روسیه بیشتر شود گزینه های روسیه برای پاسخ به طرف مقابل می تواند در جهت منافع ایران باشد تا هم در چارچوب مذاکرات و هم در چارچوب تحولات منطقه ای و هم در چارچوب شکست رژیم تحریم ها علیه ایران از آن استفاده گردد. - اساسا ماهیت سیاست خارجی در سیال بودن آن است و قرار نیست همیشه یک قدرت، قدرت برتر بماند. تحولات حتی به صورت ناخودآگاه ممکن است موازنه قدرت را به هم بزند این تغییر در موازنه قدرت و ائتلاف قدرت ها می تواند موقعیت های بسیاری خوبی را برای ما داشته باشد تا بتوانیم هم در محتوای مذاکرات اثر گذار باشد و هم در کاهش فشارها و هم در استراتژی کلانی که کشور دنبال می کند از آن استفاده کنیم.
ارسال نظر: