اخبار آرشیوی
شعار سال// آیتالله قرهی در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: آنها که به دنبال نفی استقلال کشور هستند یا بیایمانند، یا سودشان در وابستگی کشور است و یا مزدور دشمن هستند/ به راه انداختن فرهنگ اهانت به اسم آزادی، اهانت به ساحت آزادی است/ دادن شعار آزادی بیان و توقیف نشریات منتقد یک نوع نفاق است
مقام معظم رهبری در پیام نوروزی و نیز سخنرانی شان به مناسبت آغاز سال نو در مشهد مقدس، به بررسی وضعیت فرهنگی و اقتصادی کشور و جهان پرداختند و توصیه هایی نیز پیرامون اصلاح اشکالات موجود داشتند. ایشان امسال را سال " فرهنگ و اقتصاد با عزم و اراده ملی و مدیریت جهادی" نام نهادند و توصیه ها و نکات بسیار مهمی در حوزه فرهنگ و اقتصاد ارائه فرمودند. به همین مناسبت طی گفتگویی با آیت الله قرهی، استاد خارج فقه و اصول و متولی مدرسه علمیه امام مهدی(ع) به تبیین و بررسی فرمایشات رهبر معظم انقلاب پرداختیم. آیتالله قرهی از اساتید برجسته اخلاق در تهران هستند که اجازه اجتهاد خود را از آیتالله مرعشی نجفی(ره) دریافت و مدرک دکترای خود در رشته فلسفه غرب را از هامبورگ آلمان اخذ کردهاند. مشروح این مصاحبه بدین شرح است: *«نسیم»: در وضعیت جاری کشور ما شاهد این هستیم که افرادی عنوان می کنند که "ما با وابستگی به رشد خواهیم رسید و در دنیای امروز هیچ کشوری نیست که بتواند با استقلال و عدم وابستگی به رشد و پیشرفت لازم برسد". چه کسانی و بر چه اساسی استقلال کشور را با تئوریزه کردن وابستگی تهدید می کنند؟ این جریان از کجا خط می گیرد و آفت ها و
ضررهای این جریان برای استقلال کشور چیست؟ - یکی از دلیل هایی که بعضی این چنین فکر می کنند این است که متأسفانه آن باور فردی و اجتماعی را نسبت به این که "ما می توانیم" ندارند. وقتی کسی چنین باوری داشت طبیعی است که احساس نیاز و وابستگی شدید به اغیار پیدا می کند و احساس سرخوردگی در او به وجود می آید. دلیل عمده این مسئله، بی ایمانی و کمبود ایمان است. ما در روایات شریفه داریم که افراد سرخورده دچار کمبود ایمان هستند. اگر کسی ایمان به خداوند داشته باشد می داند که خداوند ذوالجلال و الاکرام انسان را حر و آزاد آفریده است که به واسطه قادریت خداوند عالم می تواند به قادریت خود نیز پی ببرد. چنین فردی می داند که مخلوق قادر متعال است، می داند که به لطف وعون و یاری خداوند متعال، او نیز می تواند قادر باشد. * برخی سودشان در این است که ما وابسته باشیم دلیل دیگر این تفکر این است که بعضی ها منافعی در بیان "ما نمی توانیم" و "نمی شود که مستقل از دیگران باشیم" دارند. این ها می خواهند با این حرف ها راه را برای ایجاد و گسترش ارتباطاتی که برای آن ها سودآور است هموارتر کنند. این ها به دنبال واردات بیشتر از غرب هستند تا سود بیشتری در جیب
شان سرازیر شود. به همین سبب طبیعی است که مدام بگویند جامعه بین الملل معتقد به عدم وابستگی است و نمی شود به طور مستقل به رشد و پیشرفت رسید. کسی منکر برقراری روابط نیست. مقام معظم رهبری هم فرمودند که ما منکر ایجاد و برقراری ارتباط با خارج از کشور نیستیم. مشکل ما در سرسپردگی و وابستگی است. آیا آمریکا یا کشورهای اروپایی دیگر نیز وابسته با ما عمل کردند و به پیشرفت رسیدند؟ آیا آن ها نیز به این وابستگی معتقدند؟ دسته سوم از این افراد، گروه های وابسته ای هستند که مهره دشمن در داخل کشور هستند. این ها وابستگانی هستند که پول های تصویب شده علیه ایران در کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا را به عنوان مزدور می گیرند تا در داخل فریاد وابستگی بزنند. کنگره آمریکا از پول مردم خود می دزدد تا آن پول ها را در جیب مزدورانی در داخل کشور ما سرازیر کند در حالی که مردمشان نیازمند آن پول هستند. امروز نخبگان 29 ایالت آمریکا خواهان استقلال از ایالات متحده آمریکا هستند. کنگره آمریکا این پول ها را هزینه می کند تا منافع بیشتری در نتیجه این اتفاقات به جیب بزند. بنابراین این مزدوران در داخل کشور به دنبال سود اربابان غربی خود هستند. *«نسیم»: امروز
ما شاهد این هستیم که دشمنان ما با استفاده از ابزارهای فرهنگی بسیار بیشتر از پیش، به مقابله با فرهنگ ما می پردازند. چرا تمرکز دشمنان ما بیشتر از همه چیز بر فرهنگ است؟ - پیشرفتت هر جامعه در گرو رشد و بالندگی فرهنگی آن جامعه است. این که دشمن با عوامل اقتصادی در پی نفوذ در کشور است برای این است که بتواند در آینده، فرهنگ خود را بر ما تحمیل کند. همه این جنگ های اقتصادی و سیاسی بر سر فرهنگ است و جنگ ها جنگ فرهنگ است. - یکی از مصادیق این این مسئله، استفاده از ابزار فیلم ها، روزنامه ها برای ترویج فحشا و سست نمودن مسائل اعتقادی است. در برخی رسانه ها شبهه هایی اعتقادی را منعکس و در جامعه ایجاد شبهه های اعتقادی می کنند بدون آن که امکان و بستر لازم جهت پاسخ گویی علمی به آن ها را فراهم کنند. این ها به دنبال بحث علمی هم نیستند تنها به دنبال القای شبهه هستند و اجازه پاسخ هم نمی دهند. - دشمن با برنامه ریزی، به دنبال ایجاد شبهه نسبت به قرآن، ادعیه و اهل بیت(ع) و ترویج فحشا و اختلاط بین دختران و پسران است تا بتوانند فرهنگ را هدف قرار بدهند زیرا با هدف قرار دادن فرهنگ و باور یک جامعه است که می توانند در آن جامعه رسوخ پیدا و
منابع آن کشور را غارت کنند. *«نسیم»: راه جلوگیری از این لطمه بزرگ و نقش دولت و مسئولان در این ماجرا چیست؟ - دولت باید مسئولینی دلسوز بر رأس امور فرهنگی این کشور تعیین کند. آقای روحانی هم که فرمودند تمام هم خود را بر انجام منویات مقام معظم رهبری در این حوزه قرار خواهند داد. زیرا اگر کسی خود اعتقاد به فرهنگ نداشته باشد و نخواهد فرهنگ دینی در جامعه حاکم شود، طبیعی است که وقتی در مسئولیتی اجرایی قرار بگیرد، صد در صد موفق نخواهد بود بلکه برعکس عمل خواهد کرد و روند فرهنگی کشور معکوس خواهد شد. - این که ما بگوییم می خواهیم در جامعه تفاوتی بین افراد نگذاریم و هر کس هر کار را بر عهده گرفت، می تواند بنابر سلیقه خود عمل کند غلط است. این که ما فرهنگ و سینمای خودی و غیر خودی نداریم غلط است. متأسفانه این افکار کج فکری است. اگر نخواهیم بگوییم که افرادی به دنبال تحمیل این افکار به دولت هستند باید بگوییم مطرح کردن این دیدگاه ها از سوی مسئولین دولتی کج فکری و عدم تأمل در عمق مطلب است. - باید کسانی در رأس فرهنگ کشور قرار بگیرند که واقعاً به فرهنگ ناب محمدی معتقد باشند و بخواهند که این فرهنگ را در جامعه اجرایی و ترویج کنند.
مسئولین باید مصداق عملی مسائلی که امام راحل عظیم الشأن و همین طور امام المسلمین، حضرت آیت الله خامنه ای مطرح کرده اند را بیابند و به اجرا برسانند و فیلم های خوبی مانند"چ "یا کتاب های ارزشمندی که تبلیغ افکار و ارزش های اسلامی است تبلیغ شود. یادمان نرود که "الناس علی دین ملوکهم"؛ اگر مسئولین ما، به ویژه مسئولین فرهنگی خود عامل به فرهنگ ناب محمدی نباشند، آن فرهنگ هم در میان مردم جا نخواهد افتاد. سلاح تبلیغات بسیار برنده تر از از هر سلاحی است. زمانی مسئولین تبلیغ کردند که "فرزند کم تر زندگی بهتر" و مردم نیز حرف مسئولین شان را گوش کردند حالا اگر در کارهای فرهنگی هم خود مسئولین مروج و معتقد به آن باشند، مردم پیروی می کنند کما این که ما دیده ایم مردم ما بسیار مردم خوب و فهمیده ای هستند. *«نسیم»: رابطه آزادی با فرهنگ و خطوط قرمز یک کشور چیست؟ چرا مقام معظم رهبری ابراز نگرانی می کردتد که گاهی خطوط قرمز فرهنگی ما در کشور نقض میشود و ما تماشا میکنیم؟ - طبیعی است که دشمن بیکار نمی نشیند. بودجه هایی که علیه ایران تصویب می شود باید در جاهایی از جمله هنر و فرنگ صرف شود تا هنر را ضد هنر کنند و به نام آزادی جلو بیایند.
یعنی به نام آزادی بیان به افراد توهین کنند و فیلم هایی بسازند و نام آن را آزادی بیان بگذارند. مثلاً در فیلم های جشنواره فیلم فجر در برخی فیلم ها تخریب شخصیت یک روحانی بود. بله امکان دارد در جاهایی یکی دو مورد خلاف هم از سوی افرادی با لباس روحانیت صورت بگیرد اما وقتی این مسئله در یک فیلم مطرح می شود، مفهوم این کار این است که عموم روحانیون چنین هستند. اگر کسی سینما را به خوبی شناخته باشد می داند که یک کار مهم سینما ترویج فرهنگ جامعه است. - اگر ما بخواهیم به اسم آزادی فرهنگ، توهین و اهانت را به راه بیاندازیم، این کار خود اهانت به ساحت آزادی است. این که من بخواهم به نام آزادی به کسی توهین کنم و در نهایت بگویم تو هم آزاد هستی که به من توهین کنی، آزادی نیست بلکه رواج بی اخلاقی و اهانت است. طبیعی است که در هیچ جامعه ای چنین چیزی را نمی پذیرند. خطوط قرمز در حوزه فرهنگ هم یعنی همین. خطوط قرمز یعنی این که در هر کشور بر اساس فرهنگ عموم مردم، ارزش هایی همچون مثلاً عفت عمومی، حیا یا هر چیز دیگری تعریف شده است که باید به آن ها احترام گذاشت و رعایت نمود. - اگر کسی بگوید می خواهم به اسم آزادی این حریم ها را بشکنم، نه تنها
این فرد، آزاد و آزاد منش نیست بلکه ضد آزادی است. باید با کسانی که خطوط قرمز فرهنگی کشور و مردم را میشکنند به صورت قانونی مقابله جدی شود کما این که در کشورهای دیگر نیز همین طور است. هر کشور به نسبت فرهنگ عمومی خود ولو این که فرهنگ غلطی باشد، با هنجارشکنان مقابله می کند. مثلاً همین بحث هولوکاست که مقام معظم رهبری هم فرمودند؛ آیا کسی می تواند در کشورهای غربی حتی سوالی از صحت یا عدم صحت آن مطرح کند؟ فرض بگیریم واقعیت داشته باشد. اگر کسی از کیفیت و گستره وجودی این واقعه سوال کند و بخواهد در این باره بحث و سوال کند نه با روحیه نفی اصل آن، آیا آزاد است؟ این ها نسبت به دروغ هایی مانند هولوکاست که آن را بهانه ای برای اعمال ضد حقوق بشری خود در فلسطین کرده اند، این گونه موضع می گیرند و آن را خطوط قرمزی می دانند که نباید به آن نزدیک شد. در این صورت، ما چطور می توانیم نسبت به مسائلی که بشری است و حریت افراد، عفت عمومی و غیرت یک جامعه را زیر سوال می برد، بی تفاوت باشیم و بگذاریم هر کس هر چه دلش خواست به نام آزادی انجام دهد؟ *«نسیم»: وظیفه رسانه های ما در مقابل رسانه هایی که اسلام را تخریب و تبلیغ سو می کنند، چیست؟ وظیفه
دولت نسبت به این رسانه ها چیست؟ - اولاً در مورد دولت باید بگویم که این دوگانگی و نفاق است که از یک طرف بیان شود که آزادی بیان داریم و هرکس آزاد است اعتقادات خود را بگوید و از سوی دیگر رسانه ها، روزنامه ها و سایتهای منتقدین را توقیف یا فیلتر یا هک کنند. این یک نفاق است. - مطلب دوم این که هیچ فرد عاقلی نمی پذیرد که در پاسخ به کسی به شخصی یا مقدسات یک کشور اهانت و جسارت کنند، گفته شود که ما باید مسامحه داشته باشیم و این رفتارها اشکالی ندارد. در واقع، افرادی که چنین می گویند یا خودشان خواهان این هستند که چنین اهانت هایی بشود و مقدسات مردم زیر سوال برود و به همین سبب از این افراد هتاک حمایت می کنند و یا این که واقعاً نا آگاه هستند. ما با توجه به پیشرفت رسانه ای که در دنیا رخ داده است، باور نمی کنیم که این ها ندانند پشت پرده این اهانت ها چیست و نمی توانیم باور کنیم که در مورد این افراد فرض دوم صحیح باشد. فرض اول محتمل تر است. - مثالی می زنم. اگر شما بدانید کسی دارد خانه ای می سازد ولی ایمنی مصالح را رعایت نکرده است و هر لحظه ممکن است این دیواری که می سازد ، فرو بریزد و موجب کشته شدن افراد یا تخریب خانه همسایه
بشود، آیا باز هم با او مسامحه می کنید و به او اجازه می دهید ادامه دهد؟ - ترویج این افکار، خوراک فکری مردم است. امیرالمومنین(ع) می فرماید خوراک فکر مردم برتر از خوراک جسم آن هاست. آیا ما باید اجازه بدهیم هر کس هر چه خواست در جامعه ترویج کند؟ - ما اگر بدانیم کسی می خواهد خوراک مردم را آلوده کند و خوراک مسموم میان مردم توزیع کند، چقدر بازرس می فرستیم تا کنکاش کنند تا گوشت و شیر و مواد مصرفی مردم فاسد نباشد؟ چقدر ما در تلاش هستیم تا استانداردهای بهداشتی و تولیدی برای خوراک مردم تعیین کنیم تا از خطراتی که برای جسم مردم جامعه ممکن است پیش بیایید ممانعت کنیم؟ در چنین شرایطی آیا نباید نسبت به خوراک فکری و روحی مردم نیز این دقت ها و مراقبات صورت بگیرد؟ آیا باید در خوراک فکری مردم مسامحه کرد؟ - این اظهاراتی که به اسم آزادی بیان مطرح می شود، شعاری است. حتی در غرب هم با آن همه شعار لیبرالیستی و ادعای آزادی بیان هم چنین چیزی وجود ندارد. در همان جا هم اگر ببینند کسی دارد حرفی را می زند که با منویات آن ها در تضاد است، به شدت برخورد می کنند. پس چطور می شود که در یک کشور اسلامی همچون ایران اجازه داد که هر کس هرچه می خواهد
بگوید و بگوییم منعی ندارد؟ *«نسیم»: چرا در شرایط کنونی اقتصاد مقاومتی راه سعادت است؟ نقش دولت و مجلس در قبال اقتصاد مقاومتی چیست؟ - یکی از حقایقی که در باب اقتصاد مقاومتی موجودیت دارد این است که اقتصاد مقاومتی به معنای "نه افراط و نه تفریط" است. ما باید بتوانیم با الگوهای صحیح از ظرفیت های درونی خود ارتباطات خیلی خوبی با بیرون داشته باشیم. کسی با ارتباط اقتصادی داشتن با خارج از کشور مخالف نیست بلکه ما هم باید مانند سایر کشورهایی که مبادلات تجاری با خارج دارند اما از درون طوری قوی هستند که هر گاه اراده کنند، می توانند آن مبادلات را به طور یک جانبه لغو کنند، خود را قوی کنیم. شما می بینید که این ها امروز برای روسیه هم خط و نشان اقتصادی و اعمال تحریم را می کشند. اما از آن طرف، روسیه نیز چون اهرم قوی به نام گاز دارد برای این ها خط و نشان می کشد. مفهوم اقتصاد مقاومتی به این معنی است که ما بتوانیم آن چنان روی پای خود بایستیم که اگر معاملات با بیرون هم که باید باشد، به دلایلی قطع شد، ضربه نخوریم. - آیت الله العظمی شاه آبادی در کتاب شذره المعارف می فرمایند که ما حتماً باید صادرات مان بیشتر از واردات باشد. طبیعی است
که اگر کشوری تولیدات درخور، منابع علمی و بنیان مستحکم و صحیح اقتصادی نداشته باشد، صادرات هم نخواهد داشت. ما باید به جایی برسیم که وارداتمان حداقل باشد و صادرات مان مثل خیلی های دیگر به حداکثر برسد. اگر ما به این جا رسیدیم برنده هستیم. در اقتصاد مقاومتی باید طرح و برنامه درون زا داشته باشیم و به بیرون بیشتر از دیدگاه صادرات نه واردات نگاه کنیم. در غیر این صورت اقتصادی ضربه پذیر از سیاست های اقتصادی کشورهای دیگر خواهیم داشت. بدیهی است که نقش دولت و مجلس در تدوین قوانین و راهکارهای متناسب با این سیاست است. دولت و مجلس باید قوانین و راهکارهای اجرایی خود را در راستای تقویت تولید و افزایش صادرات دنبال کنند.