مهمانپرست در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: مذاکره از موضع ضعف نتیجه‌اش معلوم است

کدخبر: 888614

سخنگوی سابق وزارت امورخارجه تاکید کرد: دشمنان ما بهتر از هرکس دیگری می‌دانند که فعالیت‌های ما صلح‌آمیز است/ فتنه ۸۸ آرزوی چندین ساله دشمنانمان بود؛ که انتخابات ۹۲آثار آن را پاک کرد

رامین مهمانپرست متولد سال 1339 در تهران و فارغ‌التحصیل مهندسی نرم‌افزار از دانشگاه صنعتی شریف و کارشناسی ارشد مدیریت دولتی و همچنین دارای مدرک MBA است. وی در کارنامه خود سابقه سخنگویی وزارت امور خارجه و دستیار ویژه وزیر خارجه در دولت دهم را دارد. با انتخاب علی اکبر صالحی به جای منوچهر متکی در راس دستگاه سیاست خارجی؛ مهمانپرست علاوه بر عهده دار بودن مسئولیت سخنگویی با حکم وزیر امور خارجه ی وقت به ریاست مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه نیز منصوب شد . مهمانپرست که سابقه فعالیت به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در تایلند و قزاقستان و مدیرکل هماهنگی امور فرهنگی و معاون مدیرکل اطلاعات و مطبوعات وزارت خارجه را نیز در کارنامه خود دارد، در دولت یازدهم و در زمان سکانداری محمدجواد ظریف به عنوان سفیر ایران در لهستان انتخاب شده است. وی در آخرین روزهای دولت دهم طی نامه‌ای به علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه وقت، از سمت سخنگویی انصراف داد و در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد اما چند روز بعد از کاندیداتوری انصراف داد. متن زیر مشروح گفتگوی تفصیلی خبرنگاران «نسیم» با سفیر جدید ایران در لهستان است:

* نسیم: باتوجه به این موضوع که حضرتعالی از قدمای وزارت خارجه هستید و در دولت‌های مختلف مسئولیت داشته‌اید، برای شروع بحث درخصوص روندی که در حوزه سیاست خارجه در دولت های نهم و دهم طی شد و اینکه چه شد که از آقای متکی به آقای صالحی رسیدیم توضیح دهید؛ آیا این به معنای یک تغییر نظری نظری بود یا خیر.

- مهمانپرست: در رابطه با سیاست‌خارجی، تفاوتی که با سایر بخش‌ها دارد این است که دراین حوزه منافع ملی دیده می‌شود و معمولا منافع ملی به دیدگاه‌های جریانات سیاسی غلبه دارد؛ به همین دلیل سیاست کلان نظام در بحث سیاست خارجی توسط مقام معظم رهبری تعیین می‌گردد و اگر قرار باشد کاری انجام بگیرد باید در جایگاه‌های تعریف شده نظام مانند شورای عالی امنیت ملی بحث و بررسی شود که در چنین جایگاهی همه مسئولین با دیدگاه‌های مختلف با مسئولیت‌هایی که دارند حضور دارند، بحث و جمع‌بندی می‌کنند و اگر چیزی به تائید شورای عالی امنیت ملی برسد نیازمند تائید مقام معظم رهبری نیز است و بنابراین چارچوب‌ها، چارچوب‌های محکمی است و این افق حرکت ما را در سیاست خارجی تعریف می‌کند؛ پس تغییر دولت‌ها نمی‌تواند سیاست‌های کلان را تغییر دهد اما روش‌ها و سلیقه‌های برای اجرا را می‌تواند با تنوع روبرو کند.

پس اگر این تعریف را قبول داشته باشیم نباید توقع یک تغییرات اساسی و اصولی در سیاست خارجی داشته باشیم؛ سیاست خارجی ما یک روند مشخص را از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی داشته است برخی از این اصول در قانون اساسی تعریف شده است و توسط حضرت امام و بعد مقام معظم رهبری هدایت شده است تا به این نقطه رسیده است؛ همواره دیدگاه ما در سیاست خارجی توسعه هرچه بیشتر روابط با کشورهای دوست بوده است؛ ما براساس اصولی که به آن اعتقاد داریم برای رژیم صهیونیستی مشروعیت قائل نیستیم و آن را به رسمیت نمی‌شناسیم و از دایره بحث ما خارج است؛ اما غیر از رژیم صهیونیستی بنای سیاست خارجی این است که با کشورهایی که دشمنی را با ملت ما کنار بگذارند و بنای همکاری و دوستی داشته باشند بدون محدودیت این همکاری‌ها را افزایش دهیم.

حالا در یک مقطعی به دلیل شرایطی که برای کشور ما ایجاد می‌کنند ممکن است تنش‌زدائی محور کار مجریان قرار بگیرد یا ممکن است یک بار اولویت توسعه روابط با همسایگان باشد؛ از دیدگاه یک دولت ممکن است کار با دنیای غرب و افزایش همکاری‌ها و تعامل با آنها تناسب بیشتری با پیشرفت کشور پیدا کند و از نظر دولت دیگری ممکن است با کشورهای آفریقایی یا آمریکای لاتین ظرفیت‌های جدیدی تعریف شود، پس تفاوت‌ها در روش‌ها و سلیقه‌ها است اما جهتگیری کلی یک جهتگیری مثبت است، به همین دلیل اگر شما بخواهید ارزیابی داشته باشد از اینکه ما چه میزان توفیق در سیاست خارجی داشته‌ایم و از کدام نقطه به کدام نقطه حرکت کرده‌ایم همواره باید یک نمودار را رسم کنیم و روی نمودار تجزیه و تحلیل کنیم نه اینکه نقطه‌ای ببینید؛ نقطه‌ای دیدن ممکن است نتایج نادرستی را به آدم بدهد ولی وقتی نمودار را شما بررسی می‌کنید می‌بینید که در طول 35 سال بعد از انقلاب اسلامی ما بعضی وقتها نوساناتی داشته ایم و فراز و نشیب‌هایی داشته‌ایم ولی این منحنی رو به بالا حرکت کرده است یعنی دائما در معرفی نظام و انقلاب در ایجاد شناخت بهتر در بین مردم جهان ما فعالیت گسترده‌تری را توانستیم پیدا کنیم و حوادث و بحران‌هایی که برای ما ایجاد کردند با تدبیر و مدیریت خوبی که توسط مسئولین نظام شده است چهره کشور ما را یک چهره مقتدرتر و بانفوذتر کرده است و به ویژه استمرار حرکت نظام بر پایه حمایت‌های مردم باعث شده است که از کشور ما یک کشور پایدار با ثبات بسازد و این خیلی اهمیت دارد؛ شما برای اینکه قضاوتی داشته باشید می‌توانید یک نگاهی بکنید به حوادثی که در فتنه سال 88 اتفاق افتاد؛ دشمنان نظام ما سالها بود که آرزوی چنین تنشی را در داخل کشور داشتند طراحی می‌کردند برنامه‌ریزی می‌کردند، کمک می‌کردند و شاید برای اولین بار در حوادثی که سال 88 اتفاق افتاد امیداوار شدند که شاید بتوانند یک ضربه اساسی به نظام بزنند، تفرقه و درگیری بین مردم ایجاد کنند سعی کنند آن را به خشونت بکشند، حتی مسلحانه و بعد با برنامه‌ریزی‌هایی که داشتند می‌خواستند یک شکاف عمیق در کشور ما ایجاد کنند و برهمین اساس روی انتخابات سال 92 خیلی کار کرده بودند و خیلی امیدوار بودند. ما وقتی انتخابات سال 92 را با مدیریت و تدبیر مقام معظم رهبری به بهترین شکل برگزار کردیم آثار حتی فتنه قبلی نیز تا حد بسیار زیادی پاک شد؛ مردم با شور و علاقه واقعا یک حماسه ایجاد کردند نقش رهبری بسیار برجسته‌تر شد و در یک فضای کاملا باز و آزاد مردم رای خود را دادند. تصویری که از کشور ما در خارج ایجاد شد این بود که این کشور مستحکمی دارد که بعد از 35 سال از گذشت انقلاب و همه فتنه‌هایی که برای کشور ما طراحی شده است مردم این چنین پشت سر رهبری حرکت می‌کنند و سعی می‌کنند خواست ایشان را محقق کنند؛ شما این حادثه را بیائید مقایسه کنید با کشورهایی که مردم حرکت می‌کنند و سعی می‌کنند تغییر ایجاد کنند، مثلا در مصر شما دیدید در مصر یک بیداری اسلامی که در منطقه به راه افتاد اوجش در مصر بود که منجر به تغییر نظام شد؛ مردم مشارکت کردند، مجلس جدید شکل گرفت، رئیس جمهور جدیدی انتخاب شد. انتظارات بسیار بالا بود آنهم مصر با آن ریشه‌های تاریخی اما دیدیم که بیش از یکسال نکشید که آن روند تغییر کرد و همه دستاوردهایی که مردم در این حرکت داشتند به شکل دیگری در آمد.

کسانی که از بیرون کشور ما را نگاه می‌کنند و مقایسه می‌کنند پی به عظمت این کشور و پایه‌های مستحکمش می‌برند، پس در سیاست خارجی اگر ما بخواهیم بین دولت‌ها مقایسه کنیم فقط بین سلیقه‌هایشان می‌توانیم مقایسه کنیم؛ ما در 8 سال گذشته با توجه به شعارهایی که توسط مسئولین دولتی ما مطرح می‌شد شعارهای اوایل انقلاب ما مجددا مطرح گردید و به همین دلیل در بین مردمی که در منطقه نسبت به ظلمی که توسط استکبار صورت می‌گیرد گلایه و شکایت و حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند یک جذابیت بیشتری پیدا شد و در خیلی از کشورها از این که می‌دیدند موضع محکمی جلوی قدرت‌ها گرفته می‌شود اظهار خوشحالی می‌کردند. پس معلوم است که ما در بخش‌هایی نقاط قوتی را داشتیم در بخش‌هایی نیز ممکن است ضعف‌هایی داشته باشیم؛ هر دولتی ممکن است نقاط قوتی و در جاهایی نقاط ضعفی داشته باشد اما چیزی که برای ما باید ملاک نظر قرار بگیرد فرمایش مقام معظم رهبری است که ایشان توصیه‌شان به دولتها این است که سعی کنید دولت جدیدی که بر سرکار می‌آید نقاط قوت دولت قبلی را داشته باشد و نقاط ضعف دولت قبلی را نداشته باشد و دائما درجهت تقویت نقاط قوت و کم کردن نقاط ضعف باید حرکت شود.

امیدواریم که همین روند با مدیریتی که وجود دارد به خوبی بتواند پیش برود و ما به نتایجی که موردنظر مسئولین نظام است برسیم.

* نسیم: من سوال خود را کمی دقیق تر می پرسم؛ آقای احمدی‌نژاد در دوره اول ریاست‌جمهوریشان همین شعارهایی که شما فرمودید و مربوط به اول انقلاب بود را زیاد مطرح می‌کردند در اواخر دولت کار به جایی رسید که بعضا شبه‌هایی پیش آمد، سوالاتی در ذهن افکار عمومی که شاید نظر آقای احمدی‌نژاد نسبت به ایالات متحده آمریکا شاید کمی از باب مذاکره تغییر کرده باشد و شاید بشود از راه مذاکره کاری را پیش برد؛ آیا این موضوع را تائید می‌کنید؟

مهمانپرست: بحث مذاکره موضوعی است که به ویژه در چندسال اخیر بیشتر نسبت به آن حساسیت نشان داده شد، آن توضیحی که ما باید برای مردم داشته باشیم این است که اصل مذاکره هیچ وقت بد نیست چون ما منطق قوی داریم از مذاکره ترس و نگرانی نداریم؛ یک ملتی که برای دسترسی به حقوقشان استدلال قوی دارند ترسی از مذاکره ندارند، بحث سر این است که مذاکره چه زمانی مفید است و چه زمانی مفید نیست به نظر من از این دید باید به مذاکره نگریسته شود؛ مذاکره زمانی که شما پایه‌های اقتدار را در خودتان به وجود آورده باشید می‌تواند نتایج مثبت داشته باشد، مذاکره از موضع قدرت می‌تواند منافع ملی را تامین کند؛ مذاکره از موضع ضعف نتیجه‌اش معلوم است؛ تمام اقداماتی که مخالفین و دشمنان نظام دنبال کرده‌اند در طول سالهای گذشته در جهت تضعیف ما و در جهت ایجاد شرایطی بوده است که ما از موضع ضعف وارد گفتگو و مذاکره شویم، پس ببینید اگر یک جایی بعضی از دوستان و مسئولین نسبت به مذاکره هشدار می‌دهند دلیلش این است که آن شرایط برای مذاکره آماده نیست و اگر یک جایی ممکن است اجازه مذاکرات داده می‌شود به این دلیل است که یک شرایط اقتدار و قدرتی ایجاد شده است؛ پس برای اینکه قدرت تحلیل در مردم ایجاد کنیم نباید بگوئیم که صرفا یک مورد، یک موضوع یا یک مذاکره خوب است یا بد است، به نتیجه می‌رسد یا نمی‌رسد، این سوال باید تغییر کند، ما باید برای مردم توضیح دهیم که چرا شرایطی که الان برای مذاکره داریم شرایطی است که می‌تواند نسبت به تامین منافع ملی ما امیدوار کننده باشد؛ من در ادامه صحبتی که در موضوع انتخابات ریاست جمهوری داشتم می‌خواهم این نتیجه را بگیرم که مجموعه شرایط جمع شد تا ما از موضع اقتدار وارد مذاکره شویم.

کشوری می‌تواند از موضع اقتدار کاری را انجام دهد که دو ویژگی داشته باشد باید اقتدار ملی و اقتدار داخلی خود را تثبیت کرده باشد و در کنارش از اقتدار منطقه‌ای و بین المللی برخوردار باشد؛ اقتدار ملی کی ایجاد می‌شود؟ حداقل 3 شرط لازم دارم ممکن است شرایط دیگری شما بتوانید به آن اضافه کنید، اما شرط اولش اتحاد و انسجام ملی است، اگر در کشوری تفرقه در میان مردم باشد و با یکدیگر مشکل جدی داشته باشند چطور می‌خواهند بروند در صحنه‌های خارج از کشور از حقوق ملیشان دفاع کنند؟ شرط دومش پایبندی به یکسری اصول و ارزش‌هاست شما اگر یک چارچوبی نداشته باشید که روی آن تاکید کنید و بخواهید پافشاری کنید اصلا معلوم نیست دنبال چه چیزی هستید؛ در مذاکره نیز معلوم نیست که چگونه بخواهید نتیجه‌گیری کنید، پس حتما پاینبدی به اصول و ارزش‌ها حتما باید جزو آن مولفه‌هایی باشد که اقتدار ملی را تشکیل می‌دهد و سوم وحدت رهبری و فرماندهی است؛ اگر در شرایطی که افراد مختلفی سعی می‌کنند نظرات خودشان را تحمیل کنند و نظرات رهبری را در نظر نگیرند و اینگونه تلقی شود که یک وحدت رهبری قدرتمند وجود ندارد چگونه شما می‌خواهید در صحنه‌های بیرونی بروید جلوی طرف مقابل محکم بنشینید و حرف بزنید؟

پس اگر حداقل این 3 ویژگی در کنار هم جمع شود، شما ما می‌توانید از موضع قدرت وارد مذاکره شوید.

در انتخابات سال 92 مقام معظم رهبری اصرار داشتند که باید حماسه ایجاد شود؛ ایشان سال 92 را سال حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی نام گذاری کردند؛ چرا مگر غیر از انتخابات چه حادثه دیگری را شما داشتید به لحاظ سیاسی که اسمش را آقا حماسه سیاسی گذاشتند؟ برجسته‌ترین موضوعی که برای کشور ما مهم بود انتخابات بود، مقام معظم رهبری با درک دقیق و صحیح از شرایط سیاسی و بین‌اللملی می‌گفتند ما احتیاج به یک حماسه داریم و ما یک انتخابات معمولی نمی‌خواهیم؛ یک انتخابات معمولی مشکلات ما را حل نمی‌کند و دشمنان یک فضایی را تعریف کرده بودند که می‌خواستند بگویند نظام مشروعیتش را از دست داده است و می‌خواستند بگویند نظام حمایت مردم را از دست داده است؛ کافی بود با تبلیغاتی که می‌کنند و باتوجه به اقداماتی که سال 88 کرده بودند انتخابات 92 طوری برگزار می‌شد که درصد مشارکت مردم پائین باشد؛ مطمئن باشید که اگر مردم مشارکت کمی داشتند فتنه‌هایی که علیه کشور ما طراحی شده بود حتما چندین برابر می‌شد و قصد اصلی آن مقابله جدی با نظام بود.

مقام معظم رهبری پیش‌بینی این موضوع را کرده بودند و تاکید موکد در حد حماسه داشتند؛ وقتی که مقام معظم رهبری فرمودند حتی اگر کسی به نظام اعتقادی ندارد به خاطر کشور در انتخابات شرکت کند و وقتی که فرمودند من یک رای دارم و از رای من حتی اعضای خانواده‌ام خبر ندارند و وقتی فرمودند که رای مردم حق الناس است و از حق الناس باید مراقبت کرد، اینها همه اقداماتی بود که مردم با خیال راحت و باشور و اشتیاق وارد صحنه شدند؛ تدبیر و مدیریت مقام معظم رهبری حماسه ایجاد کرد؛ شما بعد از 35 سال که از انقلاب گذشته است و دشمنان این همه مشکلات اقتصادی برای مردم درست کرده‌اند، به بهانه‌های مختلف تلاششان این بود که بیکاری و تورم و نارضایتی و ... تبدیل به اعتراض شود و اعتراض در انتخابات جواب دهد اما با برگزاری بسیار باشکوه انتخابات سال 92 حماسه سیاسی ما منجر به اقتدار ملی شد و ما توانستیم اقتدار ملی خود را به نمایش بگذاریم.

ما با اقتدار ملی، اقتدار منطقه‌ایمان را نیز تثبیت کردیم. چه موقع می‌گویند یک کشور از اقتدار منطقه‌ای برخوردار است؟ موقعی که توانایی مدیریت تحولات منطقه را داشته باشد؛ چه شکلی کسی می‌تواند تحولات منطقه را مدیریت کند؟ اوجش این است که شما توانایی داشته باشید آن چیزی که مورد نظرتان هست را به مرحله تحقق برسانید اما حداقل آن این است که فتنه‌هایی که در منطقه در حال طراحی است را جلویش را بگیرید.

* نسیم: آقای مهمانپرست هنوز جواب سوال ما که آیا نگاه دولت قبل نسبت به آمریکا عوض شده بود یا خیر را نداده‌اید؟

- مهمانپرست: اجازه بدهید، فرض کنید کلاس درس است، من معلم هستم و سعی می‌کنم بحث را با یک چارچوب ارائه دهم. بگذارید بحث یک چارچوب داشته باشد، ببینید ما باید یاد بگیریم در مردم قدرت تحلیل را بالا ببریم؛ اینکه که در خبر بگوییم بله یا نه کمکی به مردم ما نمی‌کند؛ ما به اندازه کافی وارد بحث‌های سیاسی شده‌ایم و الان وقتش است که بعد از 35 سال از انقلاب به یک بلوغ فکری و سیاسی برسیم و مردم را از حالت سیاست‌زدگی به یک حالت تحلیلی که قدرت و توانایی داشته باشند که مسائلی که ایجاد می‌شود را به راحتی درک کنند وارد کنیم. مردم نباید وارد یکسری درگیری‌های شاید هدایت شده توسط دشمنان شوند؛ ببینید در بحث منطقه برخی معتقد هستند که اصلا به ما چه ربطی دارد که در منطقه چه اتفاقی در حال افتادن است، ما خودمان را اداره کنیم کافی است، این اشتباه است، سوریه در اینجا جایگاهش برای ما معلوم می‌شود، سوریه اوج طراحی‌های دشمن ما برای منطقه است و ما وظیفه داریم که سوریه، عراق، لبنان، یمن و همه کشورهایی که در منطقه هستند و با فتنه روبرو هستند را از این فتنه‌ها که طراحی دشمنان است خنثی کنیم و به نقطه‌ای برسانیم که آرامش در منطقه برقرار شود و اجازه ندهیم سیاست‌هایی که آنها به دنبال آن هستند به نتیجه برسد. در ایامی که مذاکرات ما شروع شد ما هم در مدیریت تحولات منطقه با شکستی که دشمان کشورهای دشمن منطقه در بحث سوریه و جاهای دیگر خوردند به نقطه اوج رسیدم که یک اقتدرا منطقه‌ای بالا برای ما ایجاد کرد و با انتخابات نیز یک اقتدار داخلی بالا ایجاد شد. اینها وقتی که کنار هم جمع شد از ما یک کشور قدرتمند در مذاکره ساخت، پس مذاکره در این شرایط می‌تواند امیدوارکننده باشد، شما می‌خواهید ببینید که مثلا فرض کنید در دولت فعلی یا دولت قبلی حتما این مذاکره خوب است یا بد و کسی که پیشنهاد داد دیدگاهش عوض شده یا سیاست‌هایش تغییر کرده است، من می‌گویم بیائید با این چارچوب و شاخص بسنجید که اگر در شرائطی که دولتی روی کار می‌آید و پیشنهاد مذاکره می‌دهد اگر شرایط اقتدار را داریم کار خوبی است و ما باید حقمان را بگیریم و از منافعمان دفاع کنیم و اگر آن شرایط را نداریم و دنبال مذاکره هستیم معلوم است که در حال اشتباه هستیم و معلوم است که طرف اگر ببینید ما در موضع ضعف هستیم آن مذاکره منجر به نتیجه خوبی برای ملت ما نخواهد شد؛ پس شما خودتان تعبیر بکنید ببینید در آن شرایط، شرایط ما درحدی بود که شاخصه‌های اقتدار ملی را داشته باشیم و آیا وحدت و انسجام ملی ما به اوج رسیده بود؟ وحدت فرماندهی و رهبری مراعات می‌شد و آیا پایندی به اصول و ارزش‌ها مدنظر بود یا نبود؟

* نسیم: آقای مهمانپرست اجازه دهید اینگونه تحلیل کنیم که حتمی است که انتخابات یک حماسه بوده و اقتدار ملی ما را بالا برده است و باعث شده ما با دست پر وارد مذاکرات شویم، اما در طرف مقابل نیز تحریم‌ها براساس آن چیزی که خود غربی‌ها اشاره کرده بودند نمی‌توانست ادامه پیدا کند و به نحوی می‌توان گفت که طرف غربی نیز به دنبال مذاکره بوده است؛ آیا اینکه رئیس‌جمهور کشور دقیقا قبل از مذاکره صحبت از این کند که ما نیاز داریم به اینکه مذاکره انجام شود را شما چگونه تحلیل می‌کنید و آیا این به ضرر اقتدار ملی ما که شما اشاره کردید نیست؟

مهمانپرست: من در جایگاهی نیستم که بخواهم راجع به این مسائل بحث و نظر داشته باشم.

* نسیم: منظور بنده این است شاید آن لحظه‌ای که ما وارد مذاکره شدیم دیگر از حالت اقتدار خارج شده بودیم.

مهمانپرست: این دیگر قضاوتش با مردم است.

* نسیم: یعنی شما به عنوان یک دیپلمات باسابقه این موضوع را قبول ندارید؟

مهمانپرست: من که دارم توضیح می‌دهم که مذاکره در شرایطی شروع شد که به دلیل دو حادثه‌ای که در کشور ما در منطقه اتفاق افتاد ما دست برتر پیدا کردیم. روزی که نتایج انتخابات در ایران اعلام شد روز شنبه‌ای که آقای نجار نتایج انتخابات را اعلام کرد من در فرودگاه عازم اندونزی بودم، فردا صبحش که اولین روز بعد از اعلام نتایج بود من آنجا ملاقات و مصاحبه داشتم، فردای آن روز ما در ملاقات‌ها مواجه می‌شدیم با سوالات و دیدگاه‌های مسئولین یک کشور خارجی در مورد اتفاقی که در کشور افتاده بود، شاید برای ما که درگیر مسائل داخلی هستیم آنقدر ملموس نباشد اما در خارج از کشور عظمت ملت ما چندین برابر برجسته‌تر شد؛ می‌گفتند این ملت توانایی انجام هرکاری را دارد این همه برنامه‌ریزی برای اینکه فتنه در کشور ایجاد کنند بعد مردم حدود 73 درصد در انتخابات شرکت می‌کنند و انتخابات با آرامش برگزار می‌شود و رفتار همه نسبت به هم یک رفتار محترمانه است. ببینید پس انتخابات چهره ملت ما را تغییر داد، من باز برای اینکه توضیح دهم مذاکره از موضع ضعف بوده است یا قدرت مجبورم این مورد را نیز اشاره کنم که روش‌هایی که کشورهای غربی برای اعمال سیاست‌هایشان استفاده می‌کنند برپایه افکار عمومی شکل می‌گیرد، الان شرایط غرب به شکلی است که اگر افکار عمومی همراه خودش نباشد امکان ندارد بتواند اقدامی را انجام دهد، پس برای اینکه اقدامی بتواند انجام دهد می‌آید افکار عمومی را آماده کرده و در جهتی که می‌خواهد سوق می‌دهد؛ حتی اگر اخبار و اطلاعات نادرست را بخواهد تزریق کند با برنامه‌ریزی این کار را انجام می‌دهد وقتی که ذهن یک ملت نسبت به یک موضوعی در جهتی قرار گرفت که آنها می‌خواهند، آنوقت دیگر تصمیم‌گیری بسیار راحت می‌شود؛ نمونه بارز آن بعد از انفجارهای یازده سپتامبر است، اولین کاری که آنها کردند سعی کردند بگویند مسلمانان همه تروریست ‌هستند، وقتی که اعتراض شد و سروصدا بلند شد گفتند ما نمی‌گوئیم مسلمانان همه تروریست‌ هستند اما می‌گوئیم همه تروریست‌ها مسلمان هستند و بعد با ترسیم یک چهره بسیار خطرناک از مسلمانان آمدند حمله به افغانستان و دیگر جاها را در دستور کار قرار دادند، پس افکار عمومی بسیار تاثیرگذار است.

در طول سالهای گذشته به شدت کار کرده بودند تا افکار عمومی را در غرب برعلیه ما آماده کنند و می‌گفتند در موضوعات هسته‌ای اینها به دنبال بمب اتم هستند در موضوع حقوق بشر ناقض آن هستند و در بحث تروریسم از گروه‌های تروریستی حمایت می‌کنند و دموکراسی در کشور وجود ندارد و چندتا پرونده برای ما درست کرده بودند و دائما در حال بمباران افکار عمومی یودند. اگر شما خودتان را جای آنها بگذارید می‌بینید برگزاری این انتخابات چقدر ذهنیتی که برای ایران آماده کرده بودند را تغییر داد پس ما برنامه اصلیمان باید این باشد که واقعیت‌های کشور خود را به خوبی منتقل کنیم و جنگ افکار عمومی داریم.

من معتقدم مذاکره در شرایطی شروع شد که این شرایط دست ما را برتر کرده بود؛ من کاری به صحبت‌های افراد ندارم ممکن است از دید شما بعضی‌ها دیدشان این باشد که برخی جملات و کلمات خوب بود یا بد بود؛ من با این جملات و کلمات کار ندارم من می‌گویم شرایط کشور ما طوری شد که به خاطر مدیریتی که در برگزاری بسیار خوب انتخابات شد از مایک چهره برتر برپایه مردم سالاری معرفی کرد، شرایط مدیریت تحولات منطقه به خصوص فتنه‌ای که در سوریه در حال طراحی بود از کشور ما یک کشور با قدرت منطقه‌ای ارائه کرد که اجازه نمی دهیم هر فتنه‌ای توسط دشمن در منطقه پایه‌ریزی شود. پس به ما به چشم یک قدرت نگاه می‌کنند. تا کی این شرایط ادامه دارد تا زمانی که ما شرایط را حفظ کنیم، تضمین آینده چیست؟ تضمین آینده بستگی به خودمان دارد اگر دو روز آینده ما با خودمان درگیر شدیم، اختلافات اوج گرفت و اگر برخی خواستند فرمایشات مقام معظم رهبری خدشه‌دار کنند، آن وقت اگر در منطقه آنها موفق شوند یک سری از فتنه‌ها را به نتیجه برسانند آیا ما باز هم می‌توانیم با قدرت وارد مذاکره شویم؟ پاسخ خیر است.

* نسیم: آقای دکتر این مذاکره‌ای می‌فرمائید دقیقا کدام مذاکره است؟

مهمانپرست: مذاکره با 5+1

* نسیم: خب این مذاکره را که ما در دوره‌های قبلی داشتیم و مذاکره ادامه روند گذشته است، پس شروع مجدد چرا؟

مهمانپرست: من نگفتم شروع

* نسیم: وقتی می‌فرمائید در مذاکرات جدید احساس می‌شود که موضوع جدیدی آغاز شده است.

مهمانپرست: من می‌گویم در مقطعی که انتخابات توانست فتنه‌ها ر اخنثی کند ما از موضع قدرت می‌توانیم دنبال منافع ملی خود باشیم، شما اگر شرایط ما را با دوره قبل بررسی کنید، من یک مثال دیگر می‌زنم زمانی که آمریکایی‌ها می‌گفتند ما نسبت به فعالیت هسته‌ای ایران نگران هستیم و اورانیوم غنی شده‌ای که در ایران است باید از ایران خارج شود، اگر خاطرتان باشد زمانی که ما اورانیوم 20 درصد می‌خواستیم شرطش این بود که این اورانیوم 5 درصد را روسیه بدهیم، روسیه آن را تبدیل به 20 درصد می‌کند بعد آن اورانیوم 20 درصد را می‌دهیم به فرانسه، فرانسه نیز آن تبدیل می‌کند به صفحه سوخت و سیری این چنین که تعریف شده بود، ما می‌گفتیم که مطمئن نیستیم که اگر سوختمان را به شما بدهیم اصلا به ما بازگردد، حتی چندسال بعد به ما بازگردد، نهایتا منجر به بیانیه تهران شد که رئیس جمهور برزیل و نخست وزیر ترکیه آمدند ایران، آنها پیام رئیس جمهور آمریکا را آورده بودند که اگر شما موافقت کنید که این اورانیوم از ایران خارج شود و تبدیل به اورانیوم 20 درصد بشود با فرمولی که بتواند از دیدگاه آنها نگرانی‌ها را برطرف کند مشکل حل است. وقتی که ما به توافق رسیدیم گفتیم که این اورانیوم را امانت می‌گذاریم در ترکیه تحت نظارت ما و سازمان انرژی اتمی هر زمانی که شما اورانیوم 20 درصد را به ما تحویل دادید این اورانیوم را بردارید، دلیلش نیز این بود که ما به دنبال سوخت 20 درصد بودیم نه چیز دیگری.

زمانی که بیانیه امضا شد مسئولین ترکیه و برزیل بسیار خوشحال بودند که این بیانیه مسئله طرف غربی را حل کرد، برخلاف انتظار همه با وجود اینکه خواسته‌هایی که تقریبا اینها خواسته بودند همه تامین شده بود اما به جای اینکه تنش کم شود قطعنامه‌های تندتری را اجرا کردند چرا؟ دلیلش این بود که آنها اصلا دنبال حل مسئله نبودند آنها فکر می‌کردند که بعد از اتفاقاتی که در سال 88 افتاد زمینه برای فتنه‌های بزرگتر آماده شده است؛ آنها به این نتیجه رسیده بودند که تنها باید این شرایط سخت را تشدید کرد، حتی اگر ما می‌گفتیم همه فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعطیل می‌کنیم آنها به بهانه‌های دیگری فشارهای خود را افزایش می‌دادند پس آنها فکر می‌کردند شرایط ما شرایطی است که ویژگی‌های اقتدار و اتحاد ملی ما تضعیف شده است وحدت رهبریمان تضعیف شده است پابندی به اصول و ارزش‌هایمان نیز تضعیف شده است، پس وقتی طرف مقابل شرایط ما را اینگونه می‌دید، شرایط مذاکره تفاوت پیدا می‌کرد؛ اینکه این همه تاکید مقام معظم رهبری بر روی حماسه سیاسی بود و حماسه اقتصادی به دنبال آن برای این بود که شرایط را به نفع ما تغییر دهد و این کار انجام شد. ببینید شرایط کشور را، به نظر من یکی از بهترین مدیریت‌های کلان و مدیریت‌های بحران در این مقطع انجام شده است هر اقدامی را با کد می‌توان گفت چه اقدامی طرف مقابل انجام داده است و چه اقدامی در کشور ما صورت گرفت که آن را خنثی کند، حتما از نتیجه‌ای که در کشور ما بعد از انتخابات ایجاد شد خیلی از این قدرت‌های بزرگ ناراحت هستند چون آنها اصلا دنبال برخورد بودند و دنبال این بودند که مردم را از نظام جدا کنند و حمایت آنها کم شود. دو عرصه بعد از این طراحی آنها داشتیم، یکی عرصه انتخابات بود و دیگری 22 بهمن و هر دو به شکل عالی با حضور و مشارکت بالا برگزار شد. ببینید از نظر ما، حرف‌های ما عوض نشده است، آدمها شاید چهره‌هایشان عوض شده باشد اما اصولشان که تغییر نکرده است.

* نسیم: اتفاقی که در سال 89 افتاد و بیانیه تهران صادر شد، ما در پروسه 89 تا 92 که بعد از آن نیز دولت جدید برسرکار آمد شرایطی را داشتیم که همین گروه 5+1 پای میز آمدند، در همان برحه شرایط متفاوتی را داشتیم مثلا اینکه بعد از بیانیه تهران که طرف مقابل حاضر نشد به ما اورانیوم 20 درصد را بدهد ما در یک اقدام جسورانه توانستیم به اورانیوم 20 دسترسی پیدا کنیم و پازل طرف غربی را کاملا به هم ریختیم که براساس همان مولفه‌های اقتدار شما یکی از آنها این موضوع بود که ایران به سطحی از فناوری دست پیدا کرد که طرف مقابل را عملا از حربه‌ای که عملا می‌خواست برعلیه ما استفاده کند خلع ید کرد. این مولفه‌ها باعث شد 5+1 پای میز مذاکره بیاید و مذاکرات ادامه داری را شروع کند، پس احساس من این است که ما این مقطع را در دولت داشته‌ایم که موضع اقتدار خوبی بوده است و باعث شروع یک دور جدیدی از مذاکرات شد؛ حالا اگر این مولفه‌های هسته‌ای که به عامل و باعث پای میز مذاکره آمدن این گروه شده بود را بیائیم به مرور در فرآیندی که اکنون در حال انجام است کاهش دهیم و کنار بگذاریم باعث نمی‌شود آن مولفه‌های اقتداری که شما از آن نام بردید کاهش پیدا بکند؟

مهانپرست: من زمانی که مولفه‌های اقتدار ملی را نام بردم گفتم حداقل 3 شرط لازم دارد و 3 مولفه اساسی دارد اما مولفه‌های دیگری نیز هست ولی پایه‌های اصلی آن همان 3 اصل است. اگر شما قدرت دفاعی خود را افزایش دهید مشخص است که اقتدار ملی شما نیز افزایش پیدا خواهد کرد، اگر پایه‌های تکنولوژی خود را افزایش دهید و بتوانید به فناوری‌های پیشرفته دسترسی پیدا کنید حتما اقتدار ملیتان افزایش پیدا خواهد کرد یا اگر شما از نظر اقتصادی وابستگی خود را کم کنید و بتوانید قدرت تولید خود را بالا ببرید حتما به اقتدارملیتان کمک می‌کند، همه اینها هست اما اساسی‌ترین اصل اقتدار این است که در میان ملت اختلاف نباشد، اساسی‌ترینش این است که وقتی شما درگیر یک جنگ هستید و طرف ما دارد دشمنی می‌کند وحدت رهبری شرط پیروزی است، حتما یک چارچوب و اصولی را ما باید داشته باشیم؛ اگر به یک چارچوب و اصولی پایبند نباشیم اصلا برای چه در حال جنگ هستیم؟ پس حتما مولفه برتری ما در دانش هسته‌ای به قدرت ما اضافه می‌کند و حتما قدرت نظامی ما اگر افزوده شود و بتوانیم تولیداتی داشته باشیم که فکر تعرض را از ذهن دشمن دور کند قدرت ما را افزایش می‌دهد؛ این قبول است اما می‌خواهم بگویم که موضوع طرف مقابل با موضوع هسته‌ای نیست، اگر مسئله هسته‌ای بود 30 سال پیش که ما فعالیت هسته‌ای نداشتیم که نباید با ما درگیری پیدا می‌کرد؛ پس این نکته که شما می‌گوئید که برتری هسته‌ای ما را صاحب یک مولفه برتر کرد درست است، در بحث هسته‌ای ما دست برتر داشتیم اما این برای طرف ما مهم نبود، هدف اصلی او اساس نظام است و تا زمانی که اساس نظام را احساس کند می‌تواند دچاد تفرقه کند و شرایط را طوری ببینید که می‌تواند امیدوار باشد که یک ضربه اساسی بزند اصلا بحث پیشرفت هسته‌ای برایش اهمیتی پیدا نمی‌کند، در پای میز مذاکره هم می‌آید اما چون فکر می‌کرد در انتخابات 92 می‌توانیم دچار چالشی بزرگ شویم لذا اصلا به دنبال نتیجه نبود.

من همیشه می‌گویم که دشمنان نظام ما، قبل از انتخابات این حرف‌ها را می‌زدم در سخنرانی‌هایم نیز این مسائل هست بخصوص در میان فرماندهان نظامی که خبری نمی‌شد، من از قبل می‌گفتم انتخابات 92 بزرگترین نقطه امید دشمنان ما برای این است که ضربات اساسی به نظام ما وارد کنند و انتخابات ریاست جمهوری 92 بزرگترین نقطه امید برای دشمنان ماست که ضربات اساسی خود را به نظام ما بزنند و انتخابات ریاست جمهوری سال 92 بزرگترین نقطه امید ماست که برگی از اقتدار ملی خود را ارائه کنیم و در این تقابل ما پیروز شدیم و آنها نتوانستند به اهداف خود برسند، یعنی شرایط تغییر می‌کند و اگر طرف مقابل احساس کند شما ضعیف هستید حتی ممکن است در بخشی موفقیت‌هایی داشته باشید اما برای او مهم نیست، زیرا او می‌خواهد ریشه را بزند اما اگر احساس کند ریشه محکم است ادبیاتش با شما عوض می‌شود زیرا مجبور است که شما را به رسمیت بشناسد.

به نظر من فرمایشات مقام معظم رهبری باید به عنوان پروژه کار شود، تک‌تک جملاتی که ایشان گفته‌اند کاملا مبتنی بر شرایط روز است هرجائی که ایشان حتی از بحث‌های اقتصادی نیز در سالهای اقتصادی صحبت می‌کنند مرتبا ایشان اشاره داشته‌اند مثلا به تولید داخلی، سرمایه‌گذاری داخلی یا اقتصاد مقاومتی، حماسه اقتصادی همه این مواردی که حضرت آقا اشاره می کنند به این دلیل است که نقطه‌ای که طرف مقابل انتخاب کرده است برای اینکه ما را تضعیف کند و بین مردم اختلاف بیندازد و حمایت مردم را دور کند همین نقطه اقتصادی است، تا از طریق فشار اقتصادی ما را به نقطه‌ای برساند که مردم ما دست از حمایت از نظام بردارند، پس مرحله به مرحله یک بازی بسیار پیچیده طرف مقابل با ما شروع کرده بود و بسیار هوشمندانه مدیریت شده است و تا این نقطه رسیده‌ایم.

* نسیم: تا از موضوع خارج نشده‌ایم ‌می‌خواستم دو موضوع را اشاره کنم، اول اینکه باتوجه به فرمایش شما که فرمودید اکنون اقتدار ملی ما از قبل خیلی بیشتر است و برای آن دو نماد گفتید و تاکید کردید این دو نماد در پشت تیم مذاکره کننده است را می‌توان از آن به این برداشت رسید که احتمال زیرمیز زدن غربی‌ها در مذاکرات کمتر است و آنها اکنون مانند اتفاقی که در موضوع بیانیه تهران و برای ترکیه و برزیل افتاد در توافق ژنو انجام نخواهند داد؟

مهمانپرست: مقام معظم رهبری فرمودند ما به طرف مقابل خوش‌بین نیستیم و هیچگاه اعتماد نداریم، تیم مذاکره کننده نیز همین مورد را می‌گویند ولی وقتی خودمان موضع قدرت داشته باشیم به خودمان خوشبین هستیم، شما موقعی می‌توانید به حقوق و منافع ملیتان دسترسی پیدا کنید که قدرتمند باشید، در دنیای امروز اگر قدرتمند بودید می‌توانید حقوقتان را تثبیت کنید و طرف مقابل شما مجبور به احترام به حقوق شما می‌شود نه اینکه راضی باشد بلکه مجبور است آنها را رعایت کند، چاره‌ای ندارد وقتی که یک کشور قدرتمند روبرویش است و پایه‌های قدرت حمایت مردم است و وقتی که نفوذ معنوی مسئولین کشور در میان کشورهای مختلف گسترده می‌شود.

* نسیم: آقای دکتر فرمایش شما کاملا درست اما ما بعد از همه این موارد المان‌های اقتداری که حضرتعالی اشاره می‌کنید شاهد هستیم که تعداد دفعات تهدید جمهوری اسلامی ایران نسبت به زمان مشابه در سال قبل و سالهای قبل‌تر از آن بسیار بیشتر می‌شود.

مهمانپرست: این با تحلیل من سازگاری دارد، تا زمانی که شما شرایط اقتدرا را داشته باشید در مذاکره محکم صحبت می‌کنید پس طرف مقابل در حین مذاکره حتما تلاش می‌کند با طولانی شدن مذاکرات برنامه‌هایی رو اجرایی کند که شما دو مرتبه به همان نقطه ضعف برسید، نقطه ضعف کی ایجاد می‌شود؟ زمانی که به جای اینکه وحدت نظر داشته باشیم و همه یک پارچه یک نظر را داشته باشیم با هم اختلاف پیدا کنیم. اصلا اختلاف کی پیدا می‌شود؟ زمانی که دیدگاه‌های مختلف به خاطر رفتار طرف مقابل شما با یکدیگر شوند، خیلی باید مراقبت شود.

کنترل شرایط محیطی برای مذاکره فوق‌العاده در نتیجه‌اش تعیین کننده است مطمئن باشید در کشور طرف مقابل شما که مقابله با نظام را در برنامه‌های اساسی‌اش دارد نیز گروه‌های مختلف هستند و آنها نیز ساکت نمی‌شینند آنها نیز به دنبال این هستند که این وضعیت به هم بخورد. این توازن از نظر آنهایی که مخالف هستند باید به هم بخورد، چگونه به هم می‌خورد؟ زمانی که ما با هم اختلاف پیدا کنیم، خیلی باید مراقب باشیم؛ ببینید صحبت کردن، گفتگو، تعامل تبادل نظر عالی است اما باید مواظب باشیم منجر به اختلافات تفرقه‌انگیز نشود.

من همین جا اشاره کنم، ببینید بعضی از دوستان ما ممکن است بگویند ما یک نگرانی‌هایی داریم، حرف من این است که زمانی شما می‌گوئید همه باید در زیر همه مسائل باشند، این هم سلیقه‌ای است اما سلیقه است ولی اگر منظور شما این است که مسئولین اصلی باید در جریان مسائل باشند من فکر می‌کنم هستند؛ مگر می‌شود زمانی که بحثی در شورای عالی امنیت ملی مطرح می‌شود و در این شورا افراد با دیدگاه‌های مختلف از جایگاه‌های متفاوت حضور دارند در جریان نباشند و مگر می‌شود این بحث‌هایی که تصمیم‌گیری می‌شود به اطلاع مقام معظم رهبری نرسد؟ یعنی کسی می‌تواند ادعا کند که در بخش‌هایی کارهایی در حال انجام است که مسئولین ارشد در جریان نیستند؟

* نسیم: اتفاقی که در نیویورک افتاد مصداق همین صحبت شما بود که مقام معظم رهبری در جمع فرمانده‌هان نظامی گفتند که دوتا ایراد به سفر نیویورک وارد است.

مهمانپرست: چه کسی این صحبت را کرده است؟

* نسیم: رهبر انقلاب

مهمانپرست: پس حضرت آقا در جریان قرار گرفتند، درست است؟

* نسیم: یک اتفاق افتاد و خط قرمزها شاید رد شد بعد حضرت آقا تذکر دادند

مهمانپرست: نه ببنید اگر کسی از خط قرمز رد بشود چه کسی باید این را تشخیص داده و تذکر دهد؟

* نسیم: ببینید شما فرمودید که همه موارد با رهبری چک می‌شود، من می‌گویم مسبوق به سابقه است که یک بار چک نشده است و رهبری تذکر داده‌اند، پس در اینجا نیز ممکن است خط قرمز رد شده باشد و رهبری تذکر داده باشند.

مهمانپرست: این صحبت شما در تائید حرفی است که من زده‌ام اگر کسی از خط قرمز رد شود مقام معظم رهبری تذکر می‌دهند و اگر با تذکر حل نشد اقدام دیگری می‌کنند.

اینکه مثلا از فضای اظهارنظر و حتی انتقادسازنده به فضای خصومت و جبهه‌بندی برسیم برای مذاکرات سم است، در این شرایط ما باید یک صدای واحد داشته باشیم و حمایت و پشتیبانی از تیم هسته‌ای انجام شود، زمانی که حضرت آقا می‌فرمایند اینها فرزندان خودمان و فرزندان انقلابمان هستند منظور این است که آقا در حال حمایت از آنها هستند.

* نسیم: فکر می‌کنم باید اینگونه گفته شود که اشتباهات فردی را پای فاکتور خیانت نباید نوشت

مهمانپرست: نه من اصلا می‌گویم که در این کشور چشم‌های بینا مدیریت عالی و هوشمند در حال کنترل مسائل است.

* نسیم: آقای مهمانپرست، شما دو مولفه اقتدار را به عنوان اینکه با آنها دست ما پر هست و برهمین اساس در مذاکرات شرکت می‌کنیم را مطرح کردید اما ما یک فرآیندی را در تیم هسته‌ای دیده‌ایم که این فرآینده‌ها را می‌توان رویکرد گسترده برای اعتمادسازی با طرف غربی یا گروه 5+1 نامید. اگر دست ما پر بود، چرا این هجم گسترده اعتمادسازی را در چندماه گذشته مورد قبول واقع شده است؟

مهمانپرست: ببینید اصلا موضوع قبول کردن نیست، همیشه مسئولین ارشد ما اعلام کرده‌اند که فعالیت‌های هسته‌ای ما صلح‌آمیز است، ما احتیاج به فناوری‌های پیشرفته برای رشد کشور داریم و همیشه موارد مصرف فعالیت هسته‌ای را نیز ذکر کرده‌ایم که برای تامین انرژی مورد نیاز برای فعالیت‌های پزشکی یا تامین انرژی مورد نیاز و موارد دیگر است اما طرف مقابل آمده است یک فضای سنگین ایجاد کرده است که حتما شما به دنبال برنامه نظامی هسته‌ای هستید؛ عرض کردم جنگ افکار عمومی است و به همین دلیل شما باید خودتان را به عنوان یک فردی که خیلی سیاسی نیست در دنیای غرب هم زندگی می‌کند ولی تبلیغات دائم در حال بمبارانش است بگذارید و ببینید چه چیزی می‌تواند برای او تعیین کننده باشد. اگر در چنین شرایطی شما بگوئید که فعالیت ما صلح‌آمیز است و نظر شما نیز به هیچ وجه برای ما مهم نیست و در حال انجام کار خودمان هستیم، باید ببینید در چنین شرایطی طرف مقابلی که در حال طراحی حرفه‌ای برای افکار عمومی است، چگونه از همین حرف شما برای تائید خودش استفاده می‌کند.

بازدید شرایطی دارد ما در سازمان بین‌المللی انرژی اتمی عضو هستیم و حقوقی داریم، معاهده ان‌پی‌تی را امضا کرده‌ایم که آن هم یک چارچوبی دارد، طبق چارچوب باید عمل شود، حالا اینکه چگونه این چارچوب‌ها رعایت شود و توقع آنها بیشتر هست یا خیر بحث‌های کارشناسی است که با نمایندگان آژانس انجام می‌شود؛ ما چیزی برای پنهان کردن نداریم و حاضریم فعالیت‌هایمان را نیز شفاف‌تر به شما اعلام کنیم اما شرطش این است که دست از دشمنی بردارید، مردمی که این رفتار را می‌ببینند متوجه می‌شوند که این افراد، افرادی صلح‌طلبند که به دنبال بمب اتم نیز نمی‌باشند و حتی حاضرند مذاکره کنند و حرف منطقی هم می‌زنند.

* نسیم: بحث موضوع اعتمادسازی مسبوق به سابقه است، ما از سال 82 تجربیاتی در رابطه با اعتمادسازی داریم، مردم دنیا همان مردم هستند و رسانه‌ها نیز اگر کمتر نشده باشند حتما بیشتر شده‌اند، به نظر شما چگونه می‌توان با اعتمادسازی امید داشت که در دیپلماسی عمومی و یا در رفتار مقامات غربی‌ها‌ تغییری ایجاد شود؟ به نظر نمی‌رسد ما یک بار این مسیر را رفته‌ایم و شکست خورده است؟

مهمانپرست: نمی‌خواهم بیشتر از این وارد این بحث بشوم، چون مطالبی که مناسب شرایط امروزمان نیست خود به خود ممکن است مشکل‌ساز شود.

برای اینکه ما اکنون بتوانیم شرایط مثبتی برای منافع ملی خود ایجاد کنیم نیاز است که مراقبت کنیم که وارد بحث‌هایی که منجر به اختلافات و شکاف می‌شود نشویم ؛ به نظر من الان باید در بیان مواضع هسته‌ای تمرکز داشته باشیم، من قبلا نیز گفته‌ام که آقای عراقچی مسائل را توضیح می‌دهند و با رسانه‌ها سروکار دارند مواضع را متمرکز از زبان ایشان بشنوید حتما برای مواضع کشورمان بسیار بهتر خواهد بود.

شرایط، شرایط خاصی است، فقط تاکید می‌کنم که طرف مقابل ما از این زمانی که در حال گذر است حتما بهره‌برداری می‌کند که اقداماتی را انجام دهد که دست برتر ما را بگیرد و به همین جهت ما نباید خود را در مسیری قرار بدهیم که خودمان شرایط اقتدار را تبدیل به شرایط ضعف کنیم.

* نسیم: آ یا سلیقه وزارت خارجه نسبت به دولت قبل در مورد آمریکای لاتین تغییری کرده است و اکنون روابط در مورد آمریکای لاتین به چه شکلی است؟ موضوع بعدی در مورد اروپا بالاخص شرق اروپاست را می‌خواستم سوال کنم که وضعیت به چه شکلی است؟

مهمانپرست: برای تبین سیاست‌های ما در مناطق مختلف حتما باید با معاونین منطقه‌ای وزارت خارجه صحبت شود چون آنها برنامه‌ها، دیدگاه‌ها و سلیقه‌هایی که دارند را بهتر و دقیق‌تر می‌توانند توضیح دهند، من واقعا اکنون در جریان نیستم که چه طراحی در حال انجام است اما آن چیزی که نسبت به آن مطمئن هستم این است که برای مافرقی نمی‌کند کشور در آفریقا باشد، آمریکای لاتین باشد یا آسیا آن چیزی که ملاک ماست توسعه همه جانبه روابط با کشورهایی است که قصد دشمنی با ما را ندارند. دلیل آن نیز این است که همه کشورها می‌توانند ظرفیت داشته باشند و ظرفیت آنها متفاوت است، ممکن است زمانی شما بگوئید اولویتتان چیست، زمانی اولویت با همسایه‌هاست یا با آسیا یا حتی با آمریکای لاتین است، این اولویت بندی‌ها برمی‌گردد به شرایطی که کشور ما می‌تواند با آن کشور ایجاد کند، ممکن است در مقطعی کشوری اولویت باشد در زمانی دیگر نباشد برای مثال ممکن است شما در فعالیت‌های انرژی به مرحله‌ای رسیده باشد که از همکاری شما با کشوری در آسیا بیشترین منافع تامین شود آن می‌شود اولویت ما ممکن است نیاز شما برطرف شود، آن مقطع احتیاج داشته باشید یک کالایی را صادر کنید یا وارد یا حتی کالایی را با هم تولید کنید اگر آن نیاز تامین شد و وارد مرحله جدید شده باشید به دنبال شرکای جدید خواهید گشت که کدام یک برای شما اولویت پیدا می‌کند.

آمریکای لاتین ظرفیت‌های بسیار خوبی دارد، اروپا ظرفیت‌های بسیار خوبی دارد و در شرایطی که اروپایی‌ها به بهانه بحث هسته‌ای و به دلیل تحریم‌ها خودشان، رابطه با ایران را محدود کردند و خودشان را از ظرفیت بزرگی که در ایران است محروم کرده بودند مشخص است که ما دست روی دست نمی‌گذاریم و سراغ کشورها و مناطق دیگر می‌رویم و سعی می‌کنیم از ظرفیت آنها استفاده کنیم اما اگر اروپا هم برگردد به نقطه‌ای که بخواهد تعامل با ایران را دنبال کند و بخواهد هر دو طرف از ظرفیت‌ها استفاده کنیم، باز نگاه خواهیم کرد در میان انتخاب‌های موجود کدامشان برای ما اولویت بالاتری پیدا خواهد کرد.

* نسیم: وزارت خارجه در این چند وقت گذشته رویکرد مورد اشاره شما را داشته است؟

مهمانپزست: ببینید بار تحریم روی شرکت‌ها است، چون ممکن است دولت‌ها تصمیم بگیرند اما عواملی که مستقیما در تحریم می‌توانند صدمه ببینند شرکت‌ها هستند، اکثریت شرکت‌ها در غرب شرکت‌های خصوصی هستند و بسیار از شرایط تحریم به این دلیل که متضرر می‌شوند ناراضی هستند، طبیعی است که اگر احساس کنند آن فشارهای سیاسی در حال برداشتن از گردن آنها است، مشتاقانه در رقابت برای ورود به بازار ایران و در همکاری با ایران خواهند افتاد تا سهمی مناسب از آن داشته باشند. شما اگر همین اواخر را نیز نگاه کنید می‌بینید که خیلی از این شرکت‌ها نسبت به ایران ابراز تمایل کرده‌اند و در حال انجام مقدمات هستند و چون می‌ترسند اگر این فشارها برداشته شود آنها دیر بجنبند و سهم آنها را افراد دیگری بگیرند، پس آمادگی وجود دارد و دلیلش نیز این است که در کار اقتصادی و تجاری اکثر افرادی که روبروی ما هستند شرکت‌های خصوصیند که اصلا سیاسی نیستند و تحت فشار مجبور به این رفتار شده‌اند.

* نسیم: در بحث اروپا ما فراز و فرودهای زیادی با این کشورها داشته‌ایم، اما در این چند وقت اخیر شاهد بودیم که سفرا، وزرا و مسئولین زیادی از اتحادیه اروپا وارد کشور ما شده‌اند و مناسبات افزایش پیدا کرده است اما در جایی شاهد هستیم علی‌رغم حجم زیادی که در روابط ایجاد می‌شود مثلا در مورد وزیرخارجه سوئد بعد از اینکه به ایران سفر کرد و چند روز میهمان ما بود در بازگشت به فاصله بسیار کوتاهی سوئد بانی یک قطعنامه شدیدالحن حقوق‌بشری علیه جمهوری اسلامی ایران می‌شود و این قطعنامه نیز در اتحادیه اروپا برعلیه ما تصویب می‌شود؛ این موضوع که چگونه می‌شود که چنین اتفاقاتی می‌افتد را لطفا کمی باز کنید و رویکرد متناقض آنها را چگونه توجیه می‌کنید؟

مهمانپرست: من در صحبت‌هایم اشاره کردم که یک بحثی شما در دنیای غرب مشاهده می‌کنید که مخالفتش با ما ممکن است بهانه‌اش هسته‌ای یا حقوق‌بشر یا مبارزه با گروه‌های تروریستی باشد اما همه آنها بهانه است و دلیش نیز این است که این نظام بر پایه اعتقادات الهی تشکیل شده است و به دنبال ایجاد عدالت و صلح جهانی و همچنین اصلاح روابط ظالمانه‌ای است که در دنیای امروز حاکم است شما زمانی که می‌خواهید حرکتی را انجام دهید که مبنای آن دفاع از استقلال کشورها و مردم‌سالاری است و مخالفت خود را با دیکتاتوری اعلام می‌کنید و می‌گوئید که همه باید حقوق برابر داشته باشند و کشوری نباید حقوق کشور دیگری را زیرپا بگذارد خود به خود در حال محدود کردن منافع ابرقدرت‌ها هستید و برای آنها چنین نظامی خوشایند نخواهد بود و حتما تلاش می‌کنند این‌گونه نظام‌ها را با فشار روبرو کرده اگر بتوانند به شکست برسانند و اگر نتوانستند در دایره خودش محدودش کنند و اجازه ندهند که این تحول به لحاظ فکری در ملت‌های دیگر ایجاد شود و به همین دلیل برای شما مشکل ایجاد خواهند کرد.

یک روز به بهانه هسته‌ای و اگر شما بهانه هسته‌ای را از آنها بگیرید بهانه حقوق بشر و مواردی از این دست دخالت خواهند کرد و این رفتار خصمانه ادمه پیدا خواهد کرد این بهانه‌گیری تا زمانی که شما تبدیل به یک قدرت باثابت پابرجا و بانفوذ که دیگر اقدامات آنها نتواند برای شما مزاحمت ایجاد کند ادامه پیدا خواهد کرد و در این صورت مجبور می‌شوند شما را به عنوان یک قدرت با نفوذ بپذیرند؛ پس اینکه در حال مذاکره درباره بحث هسته‌ای به یک باره موضوع حقوق‌بشر مطرح می‌شود و مثلا برخی از نهادها یا جریانات سیاسی در کشور‌های مختلف اقداماتی می‌کنند که کاملا با روند مذاکراتی که نمایندگان خودشان می‌کنند هم حتی ممکن است مخالف باشد نشان دهنده این است که ما باید قوی باشیم و واقعا نباید فکر کنیم که اینها واقعا نگران موضوع هسته‌ای ما هستند اینها از هرکس دیگری بهتر می‌دانند که فعالیت‌های ما صلح‌آمیز است، از همه ابزارشان به خوبی استفاده می‌کنند و از همه دقیق‌تر می‌دانند. ارزش فتوا را آن هم از طرف مقام حتما آنها به خوبی آگاه هستند وقتی که مقام معظم رهبری فتوا می‌دهند که فعالیت نظامی هسته‌ای حرام شرعی است آنها به خوبی معنی آن را می‌دانند؛ مگر زمانی که حضرت امام یک فتوا درباره سلمان رشدی دادند این همه اینها نگران نشدند؟ از چه چیزی نگران شدند؟ ما که اقدام عملی نکرده بودیم، این فقط یک فتوا بود؛ آنها می‌گفتند این فتوا را عوض کنید، دلیلش این بود که آنها جایگاه فتوا را می‌دانستند که چقدر بالاست پس جایگاه همین فتوایی که مقام معظم رهبری درباره حرام بودند برنامه هسته‌ای نیز اعلام می‌کنند همان جایگاه است چرا به این اذعان نمی‌کنند؟

من می‌خواهم بگویم که اگر واقعا این کشورها نگران فعالیت‌های نظامی هسته‌ای هستند چرا به سراغ کسانی که دائما در تلاش برای گسترش سلاح هسته‌ای خود هستند نمی‌روند، چرا آنهایی که این حرف‌ها را می‌زنند دائما بودجه سلاح‌های هسته‌ای خود را افزایش می‌دهند، چرا کشورها را تهدید می‌کنند که اگر لازم باشد از آن استفاده می‌کنند، پس آنها واقعا نگران این بحث نیستند و مطمئن هستند فعالیت‌های هسته‌ای ما صلح‌آمیز است.

**گفتگو از علی جمشیدی ، سجاد آذری

ارسال نظر: