آیتالله یزدی: عنایت الهی بود که ذهن خبرگان به سمت آیتالله خامنهای رفت
رئیس جامعه مدرسین در برنامه شناسنامه: خداوند قلوب خبرگان را بعد از رحلت امام برد سمت آیتالله خامنهای و این یک هدیه الهی بود/ اگر خدای ناکرده انقلاب دست منتظری میافتاد امروز وضع طوری دیگری بود
به گزارش خبرنگار «نسیم» مهمترین محورهای سخنان آیتالله یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در برنامه شناسنامه در شبکه سه سیما بدین شرح است:
-من بیشتر مسئله تبعیت از رهبری را از زمان حضرت امام عمل کردم و در حقیقت غیر از اوامر و نواهی و امام و رهبری به منویات ایشان هم توجه میکنم. در شرایط کنونی کشور مانند بسیاری از دوستان دغدغه هایی داریم ولی برداشت شخص من این است که رهبری همواره میخواهند که آرامش کشور حفظ شود و در دیدارهایی که با رهبری داشتیم ایشان تصریح دارند که مطالب خود را به کارگزارن بگویید و آرامش کشور را هم حفظ کنید. تندترین گفتگویی که اخیرا داشتیم با یکی از مسئولین مخترع آقای روحانی یا همان دستیار ارشد آقای روحانی در امور اقلیت ها بود که در این جلسه وی به من گفت من میهمان شما هستم و شما با من دعوا میکنید؟ و من هم گفتم که من شما را خواستم که یا شما دعوا کنم.
-جامعه مدرسین یک تشکل حوزوی و روحانی و سیاسی است و آنقدر روحانی نیست که نسبت به مسائل روز بی تفاوت باشد. اختلاف سلیقه هم در جامعه مدرسین وجود دارد و در مسائلی مثل انتخابات هم این اختلاف نظرها هست ولی وقتی به توافق رسیدند همه قبول میکنند و این موضوع هم از جانب دفتر جامعه مدرسین اعلام میشود. مدتی است سخنگویی برای جامعه مدرسین نداریم که باید طبق اسانامه داشته باشیم. تعدادی از دوستان که سلیقه های متفاوتی داشتند در گوشه و کنار نظراتشان را میگفتند ولی آثار بدی هم برای خودشان داشت ولی بازهم امروز در جلسات جامعه مدرسین شرکت میکنند. بعد از فوت آیت الله بروجردی اولین جلسه ای که در بیت آیت الله بروجردی تشکیل شد. بعد از فوت آیت الله بروجردی رشد علمی حوزوی را درس امام خمینی اداره میکرد و طلاب جدی در درس امام حاضر میشدند؛ نوع تربیت شاگرد توسط امام ضمن بررسی مسائل علمی امام آنها را با مسائل روز هم آشنا میکردند و در عین حال به تهذیب و تربیت و اخلاق هم توصیه میکردند.
-با آیت الله مصباح یزدی و آیت الله مظاهری قبل از اینکه امام وارد مسائل انقلابی و مبارزه شوند- مثلا در مسأله کاپیتولاسیون- جلساتی را تشکیل دادیم؛ داشتن رادیو در آن زمان که برای یک روحانی خطرناک بود من مامور شدم یک رادیو برای آن جلسه تهیه کنم. آن رادیو را هفتگی هرکسی میگرفت و مامور میشد تا اخبار جهانی و داخلی را بازگو کند؛ این اقدام در نهایت منتهی شد به نشریه "انتقام". جلساتی که قبلا با عنوان "اصلاحات داخلی حوزه" تشکیل شد بعد از قیام امام یک اساسنامه برای آن نوشته شد و همراه امام شدند.
-در یکی از جلسات سخنرانی قبل از انقلاب که امام خمینی(ره) هم دستور داده بودند که در این جلسات سخنرانی کنم خطاب به قاضی در زمان امیر المومنین(ع) گفتم شما با آن همه تحصیلات علمی و سوابق چرا چنین فتوایی دادی؟ بعد از این سخن آمدند به امام گفتند که وی با کنایه به مراجع تقلید توهین کرده است. وقتی آن شاکی رفته بود پیش امام، من هم رفتم و به آن شاکی گفتم فکر میکنید من این حرف ها را به خاطر آقای خمینی گفتم؟ من این مسائل را به خاطر اسلام و انقلاب میزنم.
-در زندان بوشهر که قبل از انقلاب در آنجا زندانی شدم یکی از نعمت های خوب خداوند برای من بود؛ اثر "فقه القرآن" که امروز بصورت 4 جلد منتشر شده پایه ریزی آن و جداسازی آیات فقهی آن را در آن زندان صورت دادم. یک روز رئیس زندان به من گفت میخواهم با شما بحثی داشته باشم با عنوان جبر و اختیار و گفت من شاگرد آقای مطهری هستم؛ یک شب وسط صحبت ما یک آقایی آمد توی اتاق و این رئیس زندان یک ذفعه شروع کرد با من دعوا کردن و تند برخورد کرد. بعدا رئیس زندان به من گفت آن آقا یک مامور ساواک بود که درجه اش هم از من پایین تر است و در این زندان بر من حاکم است و من مجبور شدم در آن لحظه با شما دعوا کنم.
-برای اسکان امام در قم بعد از ورودشان از فرانسه به ایران با مشورت آقای اشراقی و منتظری منزلی را در خیابان ساحلی برای امام تهیه کردیم که برای یک تاجر سرشناس فرش بود و کمی هم متمکنانه بود. اما بعد از مدتی به من گفت اگه جای مناسبی برای من تهیه نکنید من میرم منزل قدیم خودم که بحث کاپیتولاسیون را آنجا مطرح کردم. ما و حاج احمد آقا دنبال منزل برای امام بودیم که بعدا حاج احمد آقا به من گفت منزل شما چطور است؟ من گفتم عیب ندارد ولی منزل ما کوچک است. بعدا گفتند امام مایل هستند که بیایند منزل شما؛ من راز این اقدام امام را نفهمیدم. من هم فورا منزل را تخلیه کردم. بعدها درباره راز این اقدام امام متوجه شدم که چون تنها جایی که اعلامیه های امام در قم منتشر و پخش میشد در این منزل بود؛ در تهران هم بود ولی در قم در منزل ما بود- و برخی کارهای انقلاب و تصمیمات در انجا گرفته میشد. به همین دلیل امام در این منزل ساکن شدند.
-بعد از اینکه امام از ان منزل من در قم آمدند تهران به من امر فرمودند که مجدد در آن منزل ساکن شوم؛ من چون میخواستم آن منزل به عنوان جایی که امام در آنجا ساکن بودند یک وجهه تاریخی و مقدس بگیرد در دولت خاتمی به مهاجرانی، وزیر ارشاد آن زمان گفتم من در این منزل نمیتوانم زندگی کنم چون نزدیک خانه آقای منتظری است و همیشه درگیری و دعوا است و تو بیا اینجا را به عنوان وزارت ارشاد بخر، او هم قبول کرد ولی در نهایت کاری صورت نگرفت. من بعد از آن خانه را به قوه قضائیه فروختم که شد محل پاسخگویی به شبهات قضات و دریافت فتوای علما؛ در دوره آقای شاهرودی به آن منزل مدتی بی اعتنایی کردند ولی بعدا دوباره زنده شد و حتی شورای نگهبان هم از آن استفاده کرد. در نهایت دفتر نشر آثار امام آن خانه را خرید و آن را تبدیل کرد به مدرسه علمیه مبانی فقهی حضرت امام.
-یک آخوند بد کج سلیقه ای بود که در مجلس خبرگان قانون اساسی گفت شما 100 چور اسلام را معرفی میکنید و من با او دعوا کردم و به وی گفتم تو 10 جور از آن 100 نوع اسلامی که میگویی را بگو؛ ولی وی فقط معترض بود و در نهایت چیزی نگفت.
-وقتی بحث ولایت فقیه مطرح شد این موضوع در هیچکدام از قوانین اساسی کشورها وجود نداشت. یک فردی در یکی از کمیسیونهای خبرگان قانون اساسی به شهید هاشمی نژاد توهین کرد و من با وی درگیر شدم که حق جسات نداری و با این کمیسیون بروی بیرون. بعد من مامور شدم که با اشخاصی که آشنا هستم مثل آیت الله مرتضی حائری یزدی و یکی هم بنی صدر صحبت کنم تا زمینه این بحث در خبرگان آماده شود. وقتی پیش آیت الله حائری صحبت کردم ایشان خیلی با این بحث ولایت فقیه و حکومت از نظر امام موافق نبود ولی گفت من سکوت میکنم و علنی مخالفت نمیکنم. با بنی صدر که صحبت کردم او مغالطه میکرد و میگفت شما با این اصل ولایت فقیه دارید روحانیت را از مردم جدا میکنید چون وقتی روحانیت در حکومت می آید مردم از روحانیت جدا میشوند و دیگر پناهگاهی ندارند. بعد از آن وقتی پیشنویس آن بحث ولایت فقیه آماده شد من در موافقت آن در جلسه علنی خبرگان قانون اساسی کردم.
-من با آقای منتظری سخت مخالف بودم و از اقدام امام در مورد آقای منتظری سخت موافق بودم. به آقای منتظری میگفتم چرا مطالب خود را به رسانه های عمومی و همچنین رسانه های بیگانه میگویید؟ و چرا به من و دیگر آقایان نمیگویید؟ بعد منتظری گفت تقصیر امام بود؛ چون اگر امام با آقای شریعتمداری آن طور برخورد نمیکرد با من هم اینطور برخورد نمیکردند و امام مرز احترام روحانیت را شکست. من گفتم شریعتمداری که خلق مسلمان را تشکیل داد امام نباید مخالفت نمیکرد؟ منتظری واقعا یک شیخ ساده بود همانطور که امام گفتند و من خیلی خوشحال بودم که امام وی را کنار گذاشت. اگر خدای ناکرده انقلاب دست منتظری بود الان وضعیت طوری دیگری بود.
-اینکه ذهن خبرگان رهبری بعد از رحلت امام رفت به سمت آیت الله خامنه ای، یک هدیه الهی بود. من آن زمان از فضایل آیت الله خامنه ای تا این حد نمیدانستم؛ خداوند قلوب اعضای خبرگان را برد سمت ایشان و این موضوع یک هدیه الهی بود. امروز کسانی که با این رهبری حتی در پنهان هم مخالفت میکنند نه تنها دل امام(ره) را ناراحت میکنند بلکه دل امام زمان را هم ناراحت میکنند. کسی که نایب امام زمان است و یک کشور 70 میلیون را اداره و خرمندانه حرکت هم میکند آیت الله خامنه ای است و این نعمت الهی یک هدیه الهی بود.
-در زمان انتخاب رئیس قوه قضائیه آقا به من گفت نظر خودتان برای تصدی این سمت چیست و من گفتم من در مورد خودم فکری نکردم ولی همین قدر را میدانم که از چیزی نمیترسم؛ بعدا آقا حکم را برای من صادر کردند. در آن زمان در جلسه ای با حضور برخی فقها از قبول وجود یک معاون سیاسی در قوه قضائیه مخالف بودم و میگفتم باید مشاور سیاسی باشد چون قوه قضائیه نباید کار سیاسی بکند.
-در زمانی که خطبه های نماز جمعه تهران را ایراد میکردم به من میگفتند تو در سخنانت عصبانی میشوی ولی من میگفتم من عصبانی نیستم من ناراحتم چون اختیار کلماتم را داشتم. آیت الله سیستانی هم به پسرم گفته بودند که خطبه های او را گوش میدهم ولی به او بگویید که در خطبه ها عصبانی میشود. در دیداری که با آیت الله سیستانی داشتم به من گفتند من کتاب خاطرات شما را خواندم و من خیلی تعجب کردم. آیت الله سیستانی به رهبر معظم انقلاب خیلی علاقه دارند.
-من درانتخابات 88 به عنوان هیأت رئیسه جامعه مدرسین با حمایت از احمدی نژاد موافق بودم؛ البته در آن موقع هنوز بحث آقای مشایی پیش نیامده بود. ما قانونا در سال 88 آن دونفر(سران فتنه) را تائید صلاحیت کردیم؛ در تائید صلاحیتها هیچ وقت گرایشهای حزبی و سیاسی را در نظر نمیگیریم و فقط مسائل قانونی را در نظر میگیریم.
-درباره مسائل و نظرات علمی شورای نگهبان جزواتی منتشر میشود ولی در مورد تائید صلاحیت ها شرعا نمیتوانیم چیزی را منتشر کنیم.