چهار تشکل دانشجویی دانشگاه شیراز خطاب به رؤسای سه قوه بیانیهای صادر کردند
"نداهایی برمیخیزد که عاملان فتنه باید آزاد شده و این امر را در چهارچوب عدالت توجیه میکنند!/ اینان با چه پارادایم ذهنی حکم به رفع حصر میدهند؟ که البته حصر خانگی هم از قوه رحمانیت نظام است"
به گزارش «نسیم»، متن این بیانیه به مناسبت سالروز حماسه انتخابات 22 خرداد 88 بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
تَبَّتْ يَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ (۱) مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَ مَاكَسَبَ (۲) سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (۳) وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ (۴) فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ (۵)
عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفتهایم از هر عادلی دفاع میکنیم و بر هر ظالمی میتازیم حال شما اسمش را هر چه میخواهید بگذارید. "امام خمینی(ره)"
انقلاب اسلامی در فضایی به وقوع پیوست که اهداف و آرمانهای جوانان در فضای قبل از انقلاب جوابگوی ظرفیتهای بزرگی انسانی نبوده لذا این فضا، خلأهایی در جوانان به وجود میآورده و تنها راه پرشدن این خلاءها تمسک جستن به اهداف سطحی بود.
انقلاب اسلامی افق فراتر و بالاتری را عرضه کرد که همان اعتلای پرجم لا اله الا اللّهِ اسلام ناب محمدی بر فراز قلل جهان و مبارزه برای رسیدن به این هدف مقدس در زیر این بیرق که تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم؛ بود. اما بعد از گذشت دهه اول انقلاب اسلامی و پایان جنگ، بوی انحراف و سطحیکردن آرمانها به مشام میرسد، تا بدانجا که کسب دموکراسی، رسیدن به جامعه مدنی و ... از آرمانهای نسل بعدی انقلاب میشود که البته اینها شاخ و برگ درختی هستند که جز در خاک لیبرالیسم ریشه نمیدواند؛ لذا رسیدن به جامعه لیبرال هدف عدهای را تشکیل میدهد و این عده در پی رسیدن به این محبوب، دست به کار میشوند و خود را در زمره مسلمین وارده کرده در حالی که در زیر لباس احرام، شمشیرهای بی نیام مخفی کردهاند.
در فضای آکنده از تزویر و ریا که صدای حی علی الخیر العمل از مسجد ضرارها برمی خیزد عدهای در تئوریزهکردن وابستگی و عدهای در ترویج سکولاریسم در پس نقاب خیرخواهی عمر میگذرانند و عدهای نیز با نام آزادی و دفاع از حقوق بشر و عدالت در پی لکدار کردن دامان انقلابند.
تئوریزهکردن سازش، در واقع کشیدن دندان انقلاب است، سکولاریسم، در واقع تشکیک در اهداف انقلاب است، تشکیک در اهداف مقدمهای برای تغییر جهت است و تغییر جهت، مترادف با استحاله انقلاب است و حلقه مفقوده این فرآیند میماند، که آن هم لکدار کردن عدالت انقلاب است.
نهالهایی که با چنین خط و منش فکری کاشته میشوند در سالهای آینده میوه میدهد و یکی از این میوهها که از این درخت زقوم چشیده شد همانا فتنه آمریکایی، انگلیسی و صهیونیستی 88 بود که حضور سادهلوحان و فریبخوردگان بر رونق آن افزود؛ هر چند که تیغشان نبرید.
بعد از حضور حماسی بیش از 80 درصدی مردم در انتخابات 88 و نشان دادن اوج مردمسالاری دینی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران عدهای که نان و نمک انقلاب را خورده و حیثیت و آبروی خود را از انقلاب به دست آورده بودند پشت پایی به گذشته خود زده و کبر و قانون شکنی را برگزیدند.
حماسهای که میتوانست نظام اسلامی را به عنوان الگویی بیبدلیل در جهان معرفی کند؛ حال، منفذی برای نفوذ بیگانه شده بود و آنان که تا دیروز دندانها را از روی بغض و غضب برهم میفشردند حال از حامیان مردم شده بودند و این هم از لطایفالحیل روزگار است.
کار بدینجا ختم نمیشود، سردمداران این اغتشاش در ایران مردم را تشویق به اغتشاش و قانونشکنی میکنند و کار بدانجا میرسد که عکس امام(ره) پاره شده و در روز عزای سرور و سالار شهیدان دست به اقداماتی میزنند که قلم از نوشتن آن شرم دارد و شعارهایی بر زبانها جاری میشود که همانا نقاب از چهره شان بر میدارد و مشخص میکند که کلیدواژه تقلب، همان رمز کودتاست.
حال نداهایی برمیخیزد که عاملان این امور باید آزاد شده و این امر را در چهارچوب عدالت توجیه میکنند! البته باید پرسید که کدامین عدالت این چنین غیر عادلانه حکم میکند؟
اینان با چه پارادایم ذهنی میاندیشند که حکم به رفع حصر میدهند؟ که البته همین حصر خانگی هم از قوه رحمانیت نظام است که حکم چنین کسانی چیزی غیر از این است.
آیا در حالت فوق خوشبینانه، غیر از این است که دشمن گفتار خود را از دهان عدهای سادهلوح میزند که اگر چنین باشد چرا حتی اقدام به عذرخواهی ساده نیز نمیکنند و این کدامین عدالت است که آفتابهدزدان باید محاکمه شوند و اغتشاشگران آزاد؟!
حال سخنی چند با خواص و سران قوای کشور که به زودی در سنجه انصاف تاریخ سنجیده خواهند شد؛ البته ردایی که ما بر تن کردهایم، ردایست که امر به معرف و نهی از منکر ما را به پوشیدن آن هدایت و ملزم کرده است:
ریاست محترم جمهور، جناب آقای روحانی؛ 24 خرداد 92 پیامی داشت که هر کس از ظن خود شد یار آن؛ از حضور بیش از 70 درصدی مردم گرفته تا انتخاب شما به عنوان رییس جمهور ایران اسلامی.
آقای روحانی، رایدهندگان به شما همه از یک طیف نبوده و با تلقیهای متفاوت به شما رأی دادهاند لذا انتظار از شما همانند طیف رأیدهندگان به شما متفاوت است و چه بهتر که شما حق را، و از بین خداوندگاران متعدد و خداوندسبحان را برگزیده که قرآن کریم این گونه بر آن صحه مینهد که:
"آیا خدایان متعدد و پراکنده بهترند یا خدای یکتا و غالب و چیره؟"
آقای روحانی، طبیعت و جهان خلقت منبع عبرت است که داستانی را از همین باب نقل میکنیم:
نهنگها گاهی در اثر جزر و مد مسیری را که باید طی کنند را به اشتباه طی میکنند و در ساحل غفلت و جهل و اشتباه، خودکشی ناخواسته میکنند و راهی هم برای بازگشت ندارند و از آن جا که گروهی حرکت میکنند خود و همنوعان خود را به تباهی میدهند.
آقای روحانی، مدیر باید مدیریت بکند و نه اینکه مدیریت بشود؛ نکند شما بر اثر جزر و مد اطرافیان، دوست و دشمن را اشتباه گرفته و در ساحل نیستی قدم نهاده و خود و اطرافیان را به تباهی بدهید که در تاریخ همین انقلاب هم نمونههایی بوده که خود ان شاا... به آن واقف ترید و سخن امیرالمومنین را به خاطر بسپارید که "دوام دولت وابسته به عدالتگستری آن است"
سوال از شما این است که چه چیز از شما و دولت شما دیده شده که عدهای در جستجوی آزادی کسانی هستند که گناه کاری آنان و خیانتشان در حکومت اسلامی محرز و مشخص است؟
آقای روحانی بدانید آنان که به عدالت قانع نشوند مطمئنا به بی عدالت نیز قانع نخواهند شد.
2. جناب آقای لاریجانی، رئیس محترم قوه قضائیه ما شما را از صالحان و از یاران امام خامنهای (مدظله العالی) میدانیم و از شما جز عدالت و پیگیری منویات حضرت آقا انتظار نداریم.
آقای لاریجانی، شاید آن چه حکم بر تدبیر مجازات و دادگاه سران فتنه میکند همانا مصلحت باشد؛ ولی چه مصلحتی بالاتر از حق. آن جایی که حق به محاق میرود و در زیر شمشیر دودم مصلحت در حال ذبحشدن است آیا جایی برای تأخیر هست؟
آقای لاریجانی، کشورها و تمدنها به تباهی نمیروند مگر آنکه خردهدزدان دستگیر و مجازات و کلهگندگان و سران مافیای زر و زور و قدرت از این اریکه برکنار باشند؛ که ملتها با کفر باقی میمانند اما با ظلم هرگز؛ که این امر از سنتها و قوانین پروردگار سبحان است و سنت خداوندی را تغییری نیست.
آقای لاریجانی، تاریخ به قضاوت خواهد نشست و نکند خواص آن جایی که باید وارد شوند و آبرو خرج کنند با توجیهتراشیها و مصلحتاندیشیهای شیطانی، خود را کنار بکشند.
آقای لاریجانی از سرزنش، سرزنشگران هم نهراسید که "وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ" که پیش از شما هم این شیوه باطلیان بوده و بعد از این نیز خواهد بود. با قدرت در مسیر حق و عدالت گام بردارید که عزت و ذلت در دست پروردگار عالمیان است "تعزُّ من تشاء و تذلّ من تشاء"
3. آقای لاریجانی ریاست محترم قوه مقننه مجلس در راس امور است و باید در صحنه باشد که خواب مجلس همانا و بیدار شدن زیر دستوپای دشمن همان. مدت زیادی است از زمانی که در مجلس، ندای "کروبی و موسوی اعدام باید گردند" میگذرد و نکند که دوستان مجلسی ما داغ شده و پخته نشده بودند که این شعارها را سر میدادند که تفاوت بسیاری است؛ بین داغ و پخته که داغ سرد میشود ولی پخته خام نمیشود. و آقای لاریجانی شما خود حدیث مفصل بخوان از مجمل و در پایان دوستان بدانند که کجروی خواص همانا کجروی امت را در پی دارد و همانا اعراض از حق به پیوستن به باطل می انجامد و راه میانه ای نیست و باطل نیز از بین رفتنی است "وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا"
بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
ستاد یادواره شهدای دانشگاه شیراز