معلمی: حاکمیت تفکر افراطی و تفریطی اصلاحات بر دانشگاه‌ سمی مهلک است

کدخبر: 904376

دبیرکل سابق‌ اتحادیه‌ جامعه‌ اسلامی‌دانشجویان طی یادداشتی در «نسیم» نوشت: جریان اصلاحات به جریان‌های دانشجویی به عنوان بازو و ابزار فشار خود نیاز دارد یا کلاً می‌خواهد آن‌ها وجود خارجی نداشته باشند

دانشگاه در در دوره اصلاحات همواره با یک افراط و تفریط مواجه بود. ابتدا عناصر سیاسی اصلاحات با این نظریه که برای امتیاز گیری حداکثری از حکومت و پیش روی سنگر به سنگر دنبال این بودند که از فضای دانشگاه برای ایجاد فشار استفاده کنند. لذا با تهییج تند و افراطی فضای جوانی دانشگاه و دانشجویان و حمله های پی در پی به دولت های گذشته یا شخصیت های برجسته نظام یا سیاست های رسمی نظام عرصه را برای کسب امتیازات بیشتر برای افکار خودشان فراهم کنند.

کار به جایی رسید که کلاً فضای دانشگاه به باشگاه رقابت احزاب تبدیل شده بود. از طنزهای تلخ روزگار این بود که کسانی که خودشان مدعی ترویج آزادی بودند برای مخالفین یا منتقدین خود در دانشگاه ها، کوچکترین حقی قائل نبودند. شاید بتوان گفت سخت دوران فعالیت های دانشجویی برای نیروهای مخالف جریان اصلاحات سال های دولت اول آقای خاتمی بود. به طوری که با برچسب زدن های سنگین مانند خشونت طلب، چماق به دست و واپسگرا و برچسب هایی که دهان منتقدین و مخالفینخود را ببندند اجازه ظهور و بروز جریان منتقد را می بستند.

اوج این افراط، به 18 تیر ختم شد به طوری که جریانی که کاملاً خود را به لحاظ پشتیبانی دولتی مدت ها تجهیز شده می دید و تزریق شور به فضای جوانی، آمادگی حرکت های تند و افراطی را در فضاهای دانشجویی آماده کرده بود، احساس کرد که می تواند با یک لشکر کشی خیابانی کاملاً انقلاب و نظام را در منگنه و فشار قرار بدهد و از فرصت پیش آمده حداکثر استفاده را بکند.

کار به جایی رسید که مدیریت این جریان از دست مدیران دولتی اصلاحات هم خارج شد و اگر مدیریت عالی رهبر معظم انقلاب و دلبستگی قاطبه مردم به نظام و توجه شان به فرمایشات رهبری نبود، مشخص نبود این جدال خیابانی به چه سمت و سویی قرار بود برود.

معتقد هستم که از 18 تیر، روند تفریطی برخورد اصلاحیون با جریان دانشجویی شروع شد. آن ها متوجه شدند که مدیریت جریان دانشجویی آن قدر افراطی شده است که از ککنترل در آمده است لذا تصمیم مدیریتی گرفتند که کلاً فضای دانشگاه را از وضع افراطی و تند تحت سیطره گروه های سیاسی به یک فضای آرام و شبه خموده تبدیل کنند.

از این تاریخ بود که وزارت علوم دولت اصلاحات، با توسعه شبه تشکل ها و افزایش قارچ گونه تشکل های ادبی، ورزشی، هنری و از بین بردن مرکزیت اتحادیه های بزرگ دانشجویی توجهات را از مسایل سیاسی و اجتماعی به سمت مسایل ذوقی و احساسی بردند و مما از آن تاریخ یک نوع تفریط بسیار سخت و نگینی در برخورد با تشکل های دانشجویی را شاهد بودیم.

در مجموع می شود چهارسال اول دولت آقای خاتمی را چهار سال افراطی برخورد با تشکل های دانشجویی و چهار سال دوم را چهار سال تفریطی در برخورد با فعالیت ها و تشکل های دانشجویی دانست.

اصلاحات ثابت کرده است که یا به جریان های دانشجویی به عنوان بازو و ابزار فشار خود نیاز دارد یا کلاً می خواهد آن ها وجود خارجی نداشته باشند. لذا در چنین شرایطی حاکم شدن همان تفکر افراطی و تفریطی بر فضای دانشگاه ها که مهم ترین رسالت آن تولید علم و آموزش عالم برای آینده کشور است، سم مهلک به حساب می آید.

ارسال نظر: