"منظور از طرح جدید آمریکا قطع اتصال سانتریفیوژها درون آبشارهاست"
روزنامه "وطن امروز" در گزارشی نوشت: آمریکاییها در ارائه طرح جدید برای فعالیتهای هستهای ایران، به دنبال استهلاک فراوان و زودرس ماشینهای غنیسازی و نیز افت شدید سرعت غنیسازی ایران هستند
روزنامه وطن امروز در گزارشی نوشت:
باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا، چند هفته بعد از به ثمر رسیدن توافق ژنو در پاسخ به منتقدان و حامیان صهیونیست خود در اجلاس سابان آمریکا بیان کرد: «اگر میتوانستم تک تک پیچ و مهرههای برنامه هستهای ایران را از هم باز میکردم».
این صحبتها در شرایطی بیان شده بود که تحلیلگران آمریکایی گفته بودند با توجه به پیشرفت برنامه هستهای ایران نمیتوانند در مذاکرات خواستار برچیده شدن تمام تاسیسات هستهای شوند. با این وجود به نظر میرسد رویای اوباما برای از هم باز کردن پیچ و مهرههای برنامه هستهای ایران، این روزها بشدت در طرحهای جدید ارائه شده توسط آمریکا در گفتوگوهای هستهای دنبال میشود. روزنامه نیویورک تایمز روز جمعه خبر داد که طرحی جدید برای فعالیتهای هستهای ایران از طرف آمریکا در مذاکرات نیویورک به طرف ایرانی داده شده که البته با نظر منفی طرف ایرانی رو به رو نشده است.
این طرح برای این هدف ارائه شده است که بتواند راهکاری برای از بین بردن بن بست درباره تعداد سانتریفیوژهای ایران ارائه دهد. نویسنده گزارش روزنامه نیویورک تایمز که از خبرنگاران نزدیک به کاخ سفید است، با مطرح کردن جزئیات این طرح نوشت بر اساس این طرح، درباره تعداد سانتریفیوژها توافقی صورت میگیرد اما اتصالات بین سانتریفیوژها برداشته میشود. این اتصالات همان لولههایی هستند که حرکت موادغنیسازی شده را از یک سانتریفیوژ به سانتریفیوژ دیگر هموار میسازد. دیوید سنگر در نیویورکتایمز آورده است که آمریکا سالها تلاش کرده با حملات سایبری و همچنین تحریمهای اقتصادی به طریقی جلوی فعالیت سانتریفیوژهای ایرانی را بگیرد اما به نظر میرسد این آخرین راه است که هم میتواند به نوعی سیاست «حفظ چهره» را برای ایران در پی داشته باشد و هم با توجه به ابداعات تکنولوژیکی در این میان، به طرف غربی اطمینان دهد که ایران سالها با بمب اتم فاصله پیدا کرده است.
به گفته سنگر، بر اساس این طرح، تیم هستهای ایران میتواند با این ابتکار اعلام کند که تعداد سانتریفیوژها را در همان حد خطوط قرمز ایران حفظ کرده است و طرف غربی نیز دیگر اصراری بر فعالیت تنها 1500 سانتریفیوژ نخواهد داشت. در عین حال اگر این اتصالات از بین سانتریفیوژها برداشته شود، کارشناسان صنعت هستهای آمریکا به دولت اوباما گفتهاند که میتواند به خوبی مطرح کند که جلوی دستیابی ایران به سلاح هستهای را گرفته و به غرب آنقدر زمان میدهد که بتواند در برابر هر حرکت ایران در راستای دستیابی به بمب هستهای، واکنش مناسب از خود نشان دهد.
بهرغم اینکه موضوع اتصالات به عنوان محور اصلی پیشنهاد جدید آمریکاییها به دولت ایران مطرح شده، اما هنوز کسی نمیداند منظور از اتصالات در واقع چیست؟ نوع روایت سنگر به صورت واضح نشان نمیدهد منظور او از قطع اتصالات میان سانتریفیوژها چیست. در حال حاضر تمام سانتریفیوژهای نسل اول ایران که به فعالیت غنیسازی تا 5 درصد میپردازند؛ در آبشارهای 164 و 174تایی مرتب شدهاند. در واقع مجموعه زنجیره این سانتریفیوژها در قالب 164 یا 174 سانتریفیوژی در نهایت منجر به تولید اورانیوم با غنای 5 درصد میشود. برای غنیسازی 20 درصد نیز 2 زنجیره 164 سانتریفیوژی به یکدیگر «متصل» میشوند تا این فرآیند غنیسازی در این آبشار 328 سانتریفیوژی منجر به تولید اورانیوم با غنای 20 درصد شود. در واقع غنیسازی 20 درصد محصول فعالیت یک زوج 164 یا 174 سانتریفیوژی است. این فرآیند یعنی قطع اتصالات، طی توافق ژنو در تاسیسات فردو رخ داد.
در تاسیسات فردو، 4 آبشار 164 سانتریفیوژی در قالب 2 زوج آبشار غنیسازی 20 درصد، مشغول فعالیت غنیسازی بودند که بر اساس توافق ژنو و برای توقف غنیسازی، اتصال این آبشارها قطع شد. اکنون به نظر نمیرسد در طرح جدید آمریکاییها، منظور از قطع اتصالات، همان قطع اتصال آبشارها باشد، چراکه غنیسازی 20 درصد اساسا دیگر موضوعیتی ندارد. بنابراین تنها فرضیه باقی مانده، قطع اتصال سانتریفیوژها درون آبشارهاست. به عبارتی اتصال سانتریفیوژها در آبشارهای 164 یا 174 تایی قطع میشود. در این شرایط فعالیت غنیسازی ایران دستخوش چه آسیبهایی خواهد شد؟ در واقع فعالیت غنیسازی با قطع اتصالات، قطع نمیشود و سانتریفیوژها به تنهایی نیز قادر به غنیسازی خواهند بود اما اتفاقی که رخ میدهد، استهلاک فراوان و زودرس ماشینهای غنیسازی و نیز افت شدید سرعت غنیسازی خواهد بود. دلیل اینکه آمریکاییها نیز معتقدند این طرح break out را افزایش میدهد همین است.
از سوی دیگر موضوع تعداد سانتریفیوژها نیز محل اختلاف است. ایرانیها خواستار غنیسازی 9400 سانتریفیوژ (سانتریفیوژهای نسل اول فعلی) بودند اما طرف آمریکایی تنها حاضر به پذیرش 1500 سانتریفیوژ بوده است. اکنون طرفین روی 6 هزار سانتریفیوژ مذاکره میکنند. به عبارتی در صورت پذیرش 6 هزار سانتریفیوژ و نیز پذیرش قطع اتصالات میان این سانتریفیوژها، میتوان گفت این طرح آن «غنیسازی ویترینی» را که ماههاست نسبت به آن هشدار داده میشود، تنها اندکی بزرگتر کرده است. در واقع ویترین بزرگتر شده است! البته این اقدام آسیبهای دیگری هم دارد که به نظر میرسد طی روزهای آینده کارشناسان مربوط نسبت به آن هشدار خواهند داد.
اما دیوید سنگر در ادامه این گزارش نوشته است: «این تنها ایدهای بوده که مورد موافقت دولت اوباما قرار گرفته است اما روز یکشنبه تعدادی از نمایندگان مجلس سنای آمریکا در نامهای به اوباما گفتهاند همین طرح را نیز قبول نمیکنند!» 2 نفر از دیپلماتهای حاضر در گفتوگوهای هستهای غرب با ایران نیز بر این عقیدهاند که اگرچه در ابتدای امر ایرانیان روی خوشی به این طرح نشان ندادهاند اما به نظر میرسد در وهله کنونی، موضوع اصلی در گفتوگوهای دوطرفه به این طرح معطوف شده است.
آسوشیتدپرس در گزارشی نوشته است شاید ایران در وهله اول به این گزارش روی خوش نشان نداده باشد اما به نظر میرسد با وجود اینکه احتمال دارد اعتراضات زیادی در داخل ایران به این طرح صورت گیرد، تیم هستهای ایران چندان هم با این طرح مخالف نباشد، چرا که نشان میدهد کسی به دنبال از بین بردن توانایی هستهای ایران و غنیسازیاش که به نوعی با غرور ملی ایرانیان گره خورده، نیست. البته به نظر میرسد اعضای کنگره به همین نیز راضی نیستند و به همین دلیل 31 نفر از اعضای کنگره در نامهای به جان کری، وزیر خارجه آمریکا به سرعت به این طرح انتقاد وارد کردند.
دو عبارت جالب در طرح فعلی به کار رفته که میتوان به طور مفصل به هر کدام از آنها پرداخت. یکی از این عبارات «غنیسازی در حد حفظ چهره» است. دولت اوباما بر این عقیده است میتواند بین خواست دولت و خواست ملت ایران فاصله ایجاد کند. تیم مذاکرهکننده آمریکایی بر این عقیدهاند میتوانند با بیان کردن مساله غنیسازی در حد حفظ چهره، دولت را وادار به تطمیع مخالفان توافق در این زمینه کنند. با این حال وقتی خود به این فریب اذعان کرده و با افتخار از آن یاد میکنند، میتوان گفت آنقدرها هم سادهلوح نیستند که ندانند منتقدان توافق ژنو و توافقهای اینچنینی بعد از این، دولت و تیم هستهای را مورد انتقاد قرار خواهند داد که چرا به مسالهای ظاهری و صوری تن داده است.
عبارت دیگر «غرور ملی ایرانیان» است. غنیسازی هستهای غرور ملی ایرانیان است اما نمیتوان با تعدادی سانتریفیوژ خاموش یا سانتریفیوژهایی که بدون هدف در تاسیسات هستهای نگهداری میشوند، غرور ملی ایرانیان را حفظ کرد. مساله دیگر مساله نیازهای هستهای ایران است. هماینک این تیم هستهای ایران است که باید به سؤالات در این زمینه پاسخ دهد. آیا جمع کردن اتصالات سانتریفیوژها به معنای ظاهری شدن و صوری شدن حضور سانتریفیوژها در تاسیسات هستهای است؟ آیا توافق مبتنی بر این طرح، به معنای تامین نیازهای هستهای ایران در داخل کشور هست یا باید برای سوخت نیروگاهی مانند سوختی که برای رآکتور تحقیقاتی تهران نیاز داشتیم و غرب از ارائه آن به کشورمان خودداری کرد، باز هم به دنبال درخواست از آمریکا و جامعه جهانی باشیم؟
یکی دیگر از مسائلی که در این مذاکرات به شدت تلاش میشود زیر سؤال برود، همان اصلی است که آمریکاییها طی چند وقت اخیر اشاره زیادی به آن دارند و آن غرور ملی ایرانیان است. مطمئنا نمیتوان با سانتریفیوژهای بیهدف و بیکار یا غنیسازی در حد تزئینی و حفظ چهره جوابی برای غرور ملی ایرانیان داشت. آمریکا مطمئنا به فکر غرور ملی ایرانیان نیست. حداقل رفتار آنان در ماجرای سبد کالا نشان داد آنها از هر فرصتی برای تحقیر غرور ملی ایرانیان استفاده میکنند.
نامه 31 تن از نمایندگان کنگره به جان کری برای مخالفت با طرح پیشنهادی او نشان میدهد هدف اصلی آمریکا از گفتوگوهای هستهای همان چیزی است که بارها توسط اوباما نیز بیان شده بود؛ آنها از پیچ و مهرههای تاسیسات هستهای ایران نیز نمیگذرند. این 31 نماینده با مخالفت با این طرح بیان کردهاند: سانتریفیوژ با هر تعداد و هرمقدار اتصالاتی به این معنی است که برنامه غنیسازی ایران ادامه مییابد یا اینکه رآکتور آب سنگین اراک نیز برای همیشه به فعالیت خود ادامه میدهد و اعضای کنگره چنین مسائلی را بر خلاف منافع و امنیت ملی آمریکا و اسرائیل و سایر متحدان ایالات متحده در منطقه میدانند و با آن موافقت نمیکنند. این نمایندگان همچنین تهدید کردهاند نتیجه مذاکرات هر چه باشد، اگر در نهایت به نتیجه برچیده شدن کامل تاسیسات هستهای ایران منجر نشود، آنها نیز جلوی هر گونه فعالیت قانونی برای برداشتن تحریمهای ایران را میگیرند.