توافق موقت جدید، راهبرد آمریکایی برای برچیدن تدریجی صنعت هسته‌ای ایران

کدخبر: 942573

مهدی محمدی در "وطن امروز": آمریکایی‌ها می‌دانند برچیدن یک‌باره برنامه هسته‌ای ایران ممکن نیست، بنابراین راهبردی اتخاذ کرد‌ه‌اندتا در طولانی مدت تاسیسات هسته‌ای را تعطیل کرده و ذخیره مواد هسته‌ای را تهی کنند

به گزارش «نسیم» این کارشناس مسائل سیاسی در سرمقاله امروز روزنامه "وطن امروز" نوشت:

دقیقا یک ماه دیگر تا فرارسیدن زمانی که ایران و 1+5 باید بتوانند قبل از آن یک توافق جامع هسته ای را نهایی کنند باقی مانده است. با وجود اینکه هر دو طرف می گویند زمان باقی مانده برای رسیدن به یک توافق نهایی کافی است، اما زمزمه های تمدید مذاکرات از همین حالا بلند شده است. تعداد قابل توجهی از کارشناسان نزدیک به مذاکرات -که رابرت آینهورن در راس آنها قرار دارد- با اطمینان گفته اند دو طرف در هفته های آینده قادر به دستیابی به یک توافق نهایی نخواهند بود و در نتیجه بهتر است که از همین حالا به فکر راهی برای تداوم مذاکرات پس از ضرب الاجل 3 آذر باشند. یکی از مهم ترین سوالاتی که اکنون باید به آن پاسخ داد این است که آیا تمدید مذاکرات هسته ای در قالب یک توافق موقت جدید به نفع ایران است؟

دقت در متن مذاکرات هیچ ارزیابی قاطعی در این باره که تا روز 3 آذر توافقی حاصل خواهد شد یا نه، به دست نمی دهد. در واقع می توان گفت حتی مذاکره کنندگان نیز نمی دانند تا آن روز دقیقا چه اتفاقی خواهد افتاد. بویژه درباره ظرفیت غنی سازی که ایران می تواند در طول گام نهایی حفظ کند و درباره چگونگی و جدول زمانی لغو تحریم ها، میان دو طرف شکاف های عمده ای وجود دارد.

به طور بسیار خلاصه، ایران با برچیدن هیچ بخشی از برنامه غنی سازی فعلی خود موافق نیست چرا که در این صورت اولا این فناوری راهبردی را که تا کنون یکی از عوامل اصلی بازدارنده در مقابل تهدیدات دشمن بوده از دست خواهد داد و ثانیا، پذیرفتن محرومیت طولانی مدت از زیرساخت صنعتی غنی سازی از حیث راهبردی به این معنا خواهد بود که استراتژی فشار برای تغییر محاسبات ایران کارآمد است و این می تواند امریکا را متقاعد کند که پروژه فشار را نه فقط ادامه داده بلکه به حوزه های دیگر هم سرایت دهد. به این ترتیب، ایران نه فقط غنی سازی بلکه بسیاری چیزهای دیگر را هم از دست خواهد داد. بر این اساس، موضع ایران این است که صرفا درباره جدول زمانی گذار از وضعیت فعلی به 190 هزار سو مذاکره می کند نه درباره محدودیت وضعیت برنامه فعلی غنی سازی.

درباره تحریم ها، وضع به مراتب بدتر است. در نوشته ای دیگر، جداگانه به این موضوع خواهیم پرداخت اما در اینجا به اشارت این مقدار می توان گفت که امریکایی ها نه تنها قصد ندارند پس از توافق نهایی به قطعنامه های شورای امنیت دست بزنند، بلکه درباره تحریم های یک جانبه هم قصد دارند فقط به تعلیق بخشی از مصوبات کنگره از سوی رییس جمهور بسنده کنند و برای سال ها -آنطور که خودشان گفته اند- مصوبات کنگره را برقرار نگهدارند. متقابلا ایران خواهان آن است که همه تحریم های داخل و خارج شواری امنیت یک جا تعلیق و سپس در زمان کوتاهی لغو شود.

طرفداران تمدید مذاکرات می گویند درست است که درباره این دو موضوع شکاف عمیقی میان دو طرف وجود دارد، اما مسائل دیگری مانند سرنوشت فردو، تحقیق و توسعه، راکتور اراک و میزان شفافیت و بازرسی ها وجود دارد که مذاکرات درباره آنها تقریبا به نتیجه رسیده و می توان از آنها برای تدوین یک توافق موقت جدید استفاده کرد و زمان بیشتری برای مذاکره درباره مسائل دشوارتر خرید.

چنین روایتی از مطلوبیت تمدید مذاکرات برخی نکات بسیار اساسی را نادیده می گیرد:

1- قبل از هر چیز، تمدید توافق ژنو در قالب یک توافق موقت جدید، با استراتژی امریکا مبنی بر برچیدن تدریجی زیرساخت صنعت هسته ای ایران بدون هرگونه دستکاری جدی در رژیم تحریم ها کاملا منطبق است. امریکایی ها می دانند که برچیدن یکباره برنامه هسته ای ایران ممکن نیست. بنابراین راهبردی را در پیش گرفته اند که در طولانی مدت تاسیسات حساس هسته ای ایران را تعطیل کرده و ذخیره مواد هسته ای ایران را تهی کنند. تمدید توافق ژنو کاملا با این استراتژی منطبق است و هرگز به ایجاد یک تغییر اساسی در رژیم تحریم ها منجر نخواهد شد.

2- اگر فرض کنیم همچنان هدف نهایی مذاکره کنندگان ایران دست یابی به یک توافق نهایی است، پذیرش یک توافق موقت جدید که در آن بخش های بیشتری از برنامه هسته ای ایران دچار آسیب شود، قدرت چانه زنی ایران در مذاکرات دشوارتر بعدی را به نحو اساسی کاهش خواهد داد. اگر امریکایی ها، حس کنند بدون اینکه چیز زیادی روی میز گذاشته باشند در حال رسیدن به اهداف خود هستند، چه انگیزه ای برای امتیاز دهی خواهند داشت؟ یک توافق موقت جدید، دست ایران را در هرگونه مذاکره آتی خالی می کند و در حالی که منازعه راهبرد ایران و امریکا ادامه خواهد داشت، موضع ایران را تضعیف خواهد کرد.

3- نکته بعدی این است که اگر واقعا قرار است امریکا موضع خود را تعدیل کرده و یک توافق خوب با ایران را بپذیرد، زمانی بهتر از حالا وجود ندارد. اگر اکنون توافقی حاصل نشود، چه عاملی در آینده وجود دارد که باور کنیم وجود آن عامل رسیدن به یک توافق را تسهیل خواهد کرد؟ دولت امریکا اکنون باید چند تصمیم اساسی بگیرد. چیز زیادی برای مذاکره کردن باقی نمانده و خلاقیت برای یافتن راه حل های فنی جدید هم نخواهد توانست بار عدم اتخاذ چنین تصمیم هایی را سبک کند. حدود 10 روز دیگر، به احتمال زیاد، جمهوری خواهان مجلس سنا را هم به دست خواهند گرفت و آن وقت، دولت اوباما فقط تا ژانویه وقت خواهد داشت که تصمیمات تمام کننده درباره مذاکرات هسته ای ایران را بگیرد. اگر بناست تا ژانویه یک متن قابل امضا وجود داشته باشد، زمانی جز چند هفته باقی مانده برای توافق روی اصول وجود نخواهد داشت.

4- آقای روحانی و وزیر خارجه اش بارها گفته اند حتی اگر توافقی رخ ندهد، دیوار تحریم ها ترک برداشته و هرگز وضعیت سابق قابل تکرار نخواهد بود. اگر دولت به واقع به سخنی که می گوید باور دارد، نباید از شکست مذاکرات هراس داشته باشد. امریکایی ها چاره ای جز تداوم مذاکرات و رسیدن به یک توافق با ایران نخواهند داشت. چه جمهوری خواهان سر کار بیایند و چه دموکرات ها، در سرجمع قدرت تقابلی امریکا با ایران -بویژه با وضعیت فعلی منطقه- افزایشی ایجاد نخواهد شد. اگر دولت به واقع خواهان رسیدن به یک توافق خوب است باید امریکا را متقاعد کند که در وضعیت استیصال و اضطرار نیست و این با سخنرانی و موضع گیری ممکن نخواهد بود. مخالفت قاطع با تمدید مذاکرات و اصرار بر اینکه تکلیف بحث باید همین حالا روشن شود، امریکا را از این سوء تفاهم که ایران در هر حال خواهان توافق است و هیچ توافقی را بدتر از توافق نکردن نمی داند خارج خواهد کرد. تنها آن وقت است که ممکن است مشت امریکا واقعا باز شود.

5- عدم تمدید توافق ژنو به هیچ وجه به معنای قطع یا ترک مذاکرات نیست. روشن است که در حالی که ایران به لحاظ فنی به وضعیت ماقبل ژنو برگشته هم مذاکرات می تواند ادامه پیدا کند. اساسا قابل باور نیست که امریکایی ها تحت هیچ شرایطی میز مذاکره را ترک کنند. برای تبدیل مذاکرات فعلی به یک مذاکرات معنادار، یک شوک لازم است و مخالفت با تمدید می تواند این شوک را ایجاد کند.

ارسال نظر: