شعر:: کاروانی ز دور می آید
خاک این دشت سربلند شده * روی پایش اگر بلند شده/ کاروانی ز دور می آید * آه از هر جگر بلند شده/ چهرۀ ماهتاب این لشگر * روی دست قمر بلند شده
خاک این دشت سربلند شده
روی پایش اگر بلند شده
کاروانی ز دور می آید
آه از هر جگر بلند شده
چهرۀ ماهتاب این لشگر
روی دست قمر بلند شده
به قد و قامت علی اکبر
چشم نیزه نظربلند شده
وای تیر سه شعبه ای انگار
روی پاهای پر بلند شده
روی زانو نشسته حرمله و
روی دستی پسر بلند شده
سمت هرکس حسین در نقشی
گه عمو گه پدر بلند شده
این خمیده سه ساله کیست مگر
مادر از پشت در بلند شده
نجمه گوید که قد قاسم من
از چه رو اینقدر بلند شده
روی دست تو اکبر از پا؟ نه
از میان کمر بلند شده