شعر:: پس چرا آن مرد دارد آب بازی میکند؟
گفتهام با بچهها بابای من میآید و * دامن من را پر از اسباببازی میکند/ آسمان دیده که هر شب تا دم صبحی رباب * با علی اصغرش در خواب بازی میکند/ عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه * پس چرا آن مرد دارد آب بازی میکند؟
ابر هی در صورت مهتاب بازی می کند
باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند
لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده
مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند
گفته ام با بچه ها بابای من می آید و
دامن من را پر از اسباب بازی می کند
آسمان دیده که هر شب تا دم صبحی رباب
با علی اصغرش در خواب بازی می کند
عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه
پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟
من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا
باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟؟؟
"مهدی رحیمی"