شعر:: از درد تو تمام تنم تیر میکشد/
وقتی عدو به روی تو شمشیر میکشد * از درد تو تمام تنم تیر میکشد/ طاقت ندارم اینهمه تنها ببینمت * وقتی که چله چله کمان تیر میکشد/ این بغض جان ستان که تو بیکس ترین شدی * پای مرا به بازی تقدیر میکشد
وقتی عدو به روی تو شمشیر می کشد از درد تو تمام تنم تیر می کشد طاقت ندارم اینهمه تنها ببینمت وقتی که چله چله کمان تیر می کشد این بغض جان ستان که تو بی کس ترین شدی پای مرا به بازی تقدیر می کشد ای قاری همیشه قرآن آسمان کار تو جزء جزء به تفسیر می کشد این که ز هر طرف نفست را گرفته اند آن کوچه را به مسلخ تصویر می کشد بر خیز ای امام نماز فرشته ها لشکر برای قتل تو تکبیر می کشد
"علیرضا لک"