نشست "پدافند غیرعامل و رسانه" در دفتر خبرگزاری «نسیم» در مشهد برگزار شد

کدخبر: 972273

در این نشست جایگاه پدافند غیرعامل در رسانه و اهمیت آن در اسناد بالادستی، لزوم آموزش فعالان رسانه، نسبت پدافند غیرعامل با عملیات روانی و جایگاه آینده‌پژوهی مورد بررسی قرار گرفت

گروه استان‌های خبرگزاری «نسیم»-محمدجواد سپهری راد: بحث پدافند غیرعامل در رسانه یکی از موضوعاتی است که لزوم توجه به آن در سالیان اخیر و همزمان با توسعه بسترهای ارتباط جمعی آنلاین، بیش از پیش آشکار شده، اهمیت این موضوع ما را بر آن داشت ضمن طرح دغدغه‌ها تلاش کنیم به سهم خود پیرامون این موضوع به ایفای نقش بپردازیم.

ماهان صفایی سردبیر سابق روزنامه شهرآرا مشهد و نویسنده و فعال رسانه‌ای و همچنین آرش ضیائی، مدرس رسانه و دانشگاه به سوالات ما در این حوزه پاسخ گفته‌اند، متن پیش رو حاصل این گفتگو است:

«نسیم»: به عنوان سوال اول خوب است تعریفی از پدافند غیرعامل، تاریخچه و نسبت آن با رسانه ارائه شود تا فتح بابی برای بحث باشد.

ضیائی: در تعریف "پدافند غیر عامل" که جزء سیاست‌های ابلاغی رهبر معظم انقلاب است ذکر شده که "مجموع اقداماتی که به منظور کاهش آسیب‌پذیری و افزایش توان بازدارندگی و ادامه کار بعد از وارد شدن آسیب صورت می‌گیرد را پدافند غیر عامل می‌نامند".

در مورد رسانه عمدتا موضوع پدافند غیر عامل در حوزه فضای سایبر مطرح است و در واقع نگاه پدافند غیر عامل بیشتر به حوزه سایبر معطوف است، گرچه نگاه درستی نیست.

اگر به تاریخچه فضای سایبر نگاه کنیم، می‌بینیم که در سال 1969 در آمریکا پروژه اپرانت به وسیله وصل کردن چندتا کامپیوتر به یکدیگر آغاز شده و در سال 1989 مقوله رایانه عمومی شد و اینترنت را از فضای تعاملی به فضای تهاجمی تبدیل شد. از آن زمان به بعد اینترنت به یک عامل تهاجمی و رویکرد با طرف مقابل بدل شد.

موتور جست‌وجوی گوگل در سال 1998 مطرح می‌شود و در سال 1371 در ایران نیز تعداد محدودی از دانشگاه‌ها به شبکه اینترنت متصل می‌شوند.شاید آن زمان هیچ فردی فکر نمی‌کرد روزی مجبور باشد به لحاظ نرم افزاری و سخت افزاری در حوزه پدافندی در قبال این پدیده تا این حد هزینه کند.

بنابراین حوزه رسانه در ارتباط با مقوله پدافند غیرعامل چند حوزه را گذرانده است، دوره اول از 1990 تا 2000 بوده که دوره اولیه خوانده می‌شود، از سال2000 تا 2011 دوره دوم وب خوانده می‌شود و دوره سوم وب نیز از 2011 به بعد شکل گرفته و سیستم و ساختار پدافند نیز متناسب با همین تغییرات تغییر کرده است.

-نسبت پدافند غیر عامل و عملیات روانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مهمترین بحث پدافند غیرعامل چیست؟

در حوزه ارتباطات چند مفهوم داریم، از جمله عملیات روانی، جنگ نرم، جنگ سایبری و تهدید نرم که البته بعضی متخصصین واژه جنگ اطلاعاتی را هم وارد عرصه واژه‌سازی کرده‌اند. در مقوله پدافند و نسبت آن با رسانه با این مفهوم‌ها برخورد می‌کنیم، یعنی در پدافند غیرعامل باید جنگ نرم و عملیات روانی را لحاظ کنید و تهدید نرم و جنگ اطلاعاتی را نیز باید بشناسید.

در حوزه رسانه حوزه سخت افزاری، نرم افزاری، ساخت افزاری و یک حوزه مغزافزاری داریم. سخت افزار و نرم افزار هم در جنگ اطلاعاتی قابل استفاده است و هم در جنگ سایبری. در پدافند غیرعامل اصلی‌ترین بحث کاهش آسیب‌پذیری است و نقطه مقابلش اینکه از طریق نرم افزار و سخت افزار بتوانید بیشترین ضربه را بدون اینکه طرف مقابل بفهمد به آن بزنید. بنابراین نمونه آن هم در مباحث مربوط به الکترونیک و دیجیتال در ایران زیاد مشاهده شده و تاکنون بیش از 10 مورد انتقال اطلاعات به سیستم‌های جاسوسی اسرائیل کشف و خنثی شده است. اما در حوزه نرم افزاری بسیاری از سیستم‌های کنترل کیفیتی بسیاری از کارخانه‌هایی که با برندها و استانداردهای جهانی مدیریت می‌شوند دارای مشکلاتی است چون خط تولید حتما باید به شرکت مادر متصل شود تا نرم‌افزارها آپدیت شوند.

-در شرایط کنونی مهمترین نقد به سازمان پدافند غیرعامل چیست؟ آیا اقدام منسجمی در زمینه پدافند غیرعامل رسانه‌ای در کشور انجام شده است؟

امروز رسانه‌ها ارزش‌های اجتماعی را دیکته می‌کنند و فرد کم‌کم با این ارزش‌های اجتماعی و سیاسی که ریشه آن را نمی‌بیند روبرو می‌شود، ریشه‌ای که در تبلیغات منظم رسانه‌های همگانی نهفته است، نقدی که به سازمان پدافند غیرعامل مطرح است اینجاست که این سازمان عمده فعالیت خود را بر مبنای جنگ‌های سخت پایه‌گذاری کرده و در تقسیم عوامل هشت‌گانه پدافند، آخرین بحثی که در ردیف عملیاتی قرار گرفته، پدافند غیرعامل رسانه‌ای است. این موضوع تا به حال در اولویت کاری قرار نگرفته و بعد از فرمایش رهبر معظم انقلاب در سال 88 عنوان پدافند غیرعامل رسانه‌ای، اولویت بالاتری یافت که البته تا به امروز کار بسیار مناسب و منسجمی به لحاظ هماهنگی در همه چارچوب‌ها صورت نگرفته الا تشکیل شورای عالی فضای مجازی کشور که در آن یک بعد از پدافند غیرعامل لحاظ می‌شود نه پدافند غیرعامل رسانه‌ای. قرارگاه پدافند غیرعامل زیستی داریم، قرارگاه پدافند غیرعامل مهندسی داریم اما قرارگاه پدافند غیرعامل رسانه‌ای نداریم.

-جناب صفایی به نظر شما اهمیت و جایگاه پدافند غیرعامل چه قدر و کجاست؟ به نظر شما دلیل بی‌مهری به پدافند غیرعامل رسانه‌ای در اسناد بالادستی چه بوده است؟

قطعا در درجه اهمیت و لزوم حوزه پدافند غیرعامل رسانه شکی نیست، اتفاقی که در حوزه خبر می‌افتد بیشتر در حوزه آموزش‌های آکادمیکی است که یک خبرنگار می‌بیند و یک خبرنگار عموما انتقال دهنده موضوعاتی از طریق رسانه است که مدیران وکارشناسان و مجموعه‌های مختلف ارائه می‌کنند که عملا یکی از دلایلی که حوزه پدافند غیرعامل رسانه در حوزه سایبری در هشتمین بند قرار گرفته همین بوده که تصور می شود نقش رسانه رسانه بیشتر ابزاری است. واین در حالی است که در بعضی اوقات رسانه تولیدکننده محتواست و عملا در سطح جامعه فکر سازی می‌کند. غالب مخاطبان عملا شیوه و عملکرد تصمیم‌گیری خود را از رسانه می‌گیرند. با وجود اینکه ما آمارهای خوبی نسبت به مطالعه نداریم ولی اگر بخواهیم مطالعه درسی را کنار بگذاریم بخش عمده مطالعات کشور در حوزه رسانه‌ و آن هم فضای سایبری است.

-آیا پدافند غیرعامل رسانه‌ای ما پاسخگوی نیازهای ما بوده و توانسته به موقع نسبت به ابزارهای جدید رسانه‌ای واکنش نشان دهد؟

ما در حوزه ارتباطات در دنیا کم کم به وب3 می‌رسیم، دریک گام عقب تر یعنی وب2 ارتباط دوسویه بود یعنی بین مخاطب و تولید‌کننده ارتباط وجود داشت و مخاطب در مورد برنامه های پخش شده اظهار نظر می کرد اما در وب3 یک گام به جلو آمده‌ایم به این معنی که مخاطب تعیین می‌کند که چه چیزی میخواهد ببیند، یا بشنود،یا بخواند و تولید کننده بر مبنای آن تولید محتوا کند، شود، این درحالی است که ما در کشور حتی در وب2 هم خیلی ورود نکرده‌ایم و رسانه‌های ما خیلی تعاملی عمل نمی‌کنند، ما هنوز به نسل دوم نرسیده‌ایم و رسانه ملی متاسفانه حتی در وب1 گیر کرده است.

-در خراسان رضوی وضع به چه شکل است؟ آیا مدیران رسانه‌ای به اندازه کافی از سواد رسانه‌ای برخوردارند؟

اتفاقی که در حوزه رسانه در خراسان رضوی افتاده این است که ما در استان از الگوی کشوری تبعیت کرده‌ایم و این اقدام اصولا کارخوبی نیست، ببینید ما عملا فضایی را ایجاد کرده‌ایم که اگر قرار باشد دشمن حمله‌ای را در حوزه رسانه آغاز کند، خیلی رسانه ما آمادگی لازم برای مواجهه با این تهاجم را ندارد. در حوزه داخلی اگر یک نفر بخواهد فضاسازی رسانه‌ای انجام دهد متأسفانه با هزینه نه چندان زیاد می‌تواند این فضا سازی را انجام دهد. مثلا یک نفر می‌تواند با استفاده از یک رسانه حاشیه ایجاد کند و این یعنی ما پدافند غیرعامل قویی نداریم.

اشکالی که وجود دارد این است که مدیران رسانه‌ای ما ورود کمتری به پدافند غیرعامل رسانه پیدا کرده‌اند به گونه‌ای که خود آنها هنوز بر لزوم این موضوع احساس نیاز نکرده‌اند و با خود می گویند هر زمان که بخواهیم فرد، گروه یا بخشی را مطرح بکنیم این امکان وجود دارد و اگر هم نخواهیم این امکان وجود دارد.

مدیران رسانه‌ای ما گرفتار نداشتن سواد رسانه‌ای هستند و بدتر اینکه فکر می‌کنند دارای این سواد هستند در صورتی که اینها فقط "سواد خبری" دارند(البته برخی از آنان)، این اتفاق برای جامعه امروز ما بسیار خطرناک است و باید فکری برای آن کرد و شاید ما به لحاظ وجود دستگاه‌های امنیتی در کشور، خیلی ضربه‌های خارجی را متوجه نشویم اما در فضای رسانه‌ای اصلا اینگونه نیست.

-جناب ضیائی دیگر کشورها در زمینه پدافند غیرعامل چه اقداماتی کرده‌اند؟ ارزیابی شما از عملکرد ما در این زمینه به چه شکل است؟

ما یک حوزه فردی در پدافند غیرعامل داریم که با فضای رسانه برخورد می‌کنیم، کلید این جریان در سواد رسانه است، به این معنی که من سواد رسانه را یاد می‌گیرم و از این دریچه پدافند غیرعامل را رقم می‌زنم، اما در سوی دیگر بحث موضوع خانواده است، به عنوان مثال در آمریکا در موضوع بازی‌ها 89 درصد اوقات خانواده‌ها بچه‌ها را در بازی همراهی می‌کنند یعنی بازی بچه‌ها را می‌بینند و در 48 درصد خانواده‌ها با بچه‌ها بازی می‌کنند، خوب با این روش هم از آسیب‌های بازی مطلع می‌شوند و هم از سایر موضوعات مرتبط با بازی آگاه می‌شوند. این خانواده پدافند غیر عامل خود را ایجاد کرده است، پس ما در حوزه خانواده هم پدافند غیرعامل داریم.

در مالزی چون ماهواره ممنوع نیست، شبکه‌ها را جدا کرده‌اند و به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده‌اند که خانواده‌ها اصولا نیازی به سایر شبکه‌ها ندارند، این بعد حکومتی پدافند غیرعامل است، ما در کشور خود از سیاست‌گذاران خود همین انتظار را داریم. ما در حوزه رسانه در بعد پدافند غیر عامل وظایفی داریم که به آن عمل نکرده‌ایم.

شما ببینید در مشهد فردی زندگی می‌کند که برای شرکت "والت دیسنی" کاراکتر تعریف می‌کند، این فرد در اینجا دیده نشده یا به کار گرفته نشده و یا خوب به کار گرفته نشده، این فرد خود به یک خطر بزرگ تبدیل شده چون کارکترها را خوب می‌شناسد و خوب تعریف می‌کند. یا مثلا برخی از مستندهایی که علیه ایران ساخته شده یک پایگاه عمده تحقیقات آن در همین مشهد است که در پوشش‌های مختلف به این شهر آمده‌اند و اطلاعات ریز و درشت را از زیر و بم این شهر بیرون کشیده‌اند و برده‌اند و در قالب پایان‌نامه یا مستند به عنوان نسخه رسانه‌ای تولید کرده‌اند.

-فکر می‌کنید چرا عملکرد ما خوب نبوده و مشخصا راهکار این موضوع چیست؟

علت اینکه ما در پدافند غیر عامل خوب عمل نکرده‌ایم این است که ما زمین بازی را خوب نشناخته‌ایم و چون این زمین را خوب نشناخته‌ایم نمی‌توانیم عملکردی متناسب ارائه دهیم، ما وارد فضای وب3 شده‌ایم اما هنوز پدافند غیرعامل ما مربوط به فضای وب1 است و این در حالی است که هنوز وارد وب2 نشده‌ایم و مثلا هنوز برای شبکه‌های اجتماعی قانون هم وضع نکرده‌ایم.

به نظر می‌رسد باید سه چهار کار اساسی را انجام داد، این هم مبتنی بر نظر سان‌تزو و لیدل هارد است، آنها می‌گویند؛ "عملیات بازدارندگی‌ما مبتنی بر توان دشمن است"، یعنی اگر بخواهیم پدافند غیرعامل خود را به خوبی عملیاتی کنیم مستلزم شناخت دقیق توان، ساختار و روش طرف مقابل است. لیدل هارد هم مبتنی بر همین سخن می‌گوید.

برای حل این موضوع نیازمند چهار رویکرد هستیم، اول مدیریت پدافند غیرعامل بر اساس الگوی ارتباط موثر در رسانه، بازیگران عرصه رسانه‌ای زیادند اما مدیران رسانه تعداد معدودی هستند، مدل ارتباط موثر بیشتر به حوزه بازیگران باز می‌گردد، اگر ما ارتباط موثری با بازیگران خود، که افراد جامعه هستند داشته باشیم تا حد زیادی می‌توانیم جلوی مشکلات را بگیریم. مثلا شما می‌‎بینید گاهی خواسته یا ناخواسته به برخی از اقشار جامعه ما توهین می‌شود، ظاهر مسئله یک مسئله اجتماعی است اما در واقع عملا پدافند غیرعامل در فضای رسانه رعایت نشده و بازیگران ارتباط درستی با مدیریان پیدا نکرده‌اند و این شما را دچار خدشه کرده است چون توان بازدارندگی خود را از دست داده‌اید.

نکته بعد مدیریت پدافند غیرعامل از طریق ظرفیت‌سازی است، ببینید زیرساخت‌هایمان از لحاظ سخت افزار و ساخت‌افزار متناسب با تنوع، تعدد و تکثر رسانه‌ای نیست، ظرفیت‌سازی زمانی اتفاق می‌افتد که ما اولا ظرفیت درونی خود را افزایش دهیم که یک بعد آن شناخت توان خودمان است، سوم شناخت ظرفیت بیرونی است ، منظور از ظرفیت درونی ظرفیت مدیران و منظور از ظرفیت بیرونی ظرفیت مردم است. وقتی ظرفیت توان درونی و بیرونی متناسب نباشد پدافند غیرعامل ما باگ زیادی دارد و بنابراین ظرفیت‌سازی درونی باید انجام بگیرد تا باگ‌ها کم شود، بخش زیادی از باگ پدافند غیرعامل در حوزه اجتماعی است و بخش اندکی از آن مربوط به حوزه مدیران است. من این را مستند می‌کنم به سخن رابرت مورداگ که در کنگره به سناتورها گفت شما چه قدر بودجه برای ضربه زدن به ایران مشخص می‌کنید؟ یک دهم آن را به من بدهید تا من پیام شما را به خانه تمامی ایرانی‌ها ببرم، این یعنی باگ پدافند غیرعامل اجتماعی ما چنان بزرگ است که این فرد چنین ادعایی می‌کند، بعد از این اتفاق است که شبکه‌های مختلف فارسی راه‌اندازی می‌شود.

بنابراین اگر بخواهیم این قضیه را به سرانجام برسانیم باید از اصل غافلگیری راهبردی استفاده کنیم مثل کاری که در قضیه دستگیری سربازان انگلیسی که وارد خلیج فارس شده بودند انجام شد و غرب آنها نتوانست از این اتفاق چیزی را که می‌خواهد به‌دست آورند.

نکته چهارم مدیریت پدافند غیرعامل رسانه‌ای براساس بی اعتبارسازی توانمندی‌هاست، در حال حاضر سیستم خبری ما به گونه‌‎‌ای است که با یک سر خط خبری حساب شده می‌توان آن را به انزوا کشاند و وقتی سیستم به انزوا رفت دشمن می‌تواند هر کاری بکند. بنابراین بی‌اعتبار سازی توانمندی‌ها، پدافند غیرعامل رسانه‌ای را بی‌اثر می کند.

-آقای صفایی برای موفقیت در پدافند غیرعامل رسانه‌ای چه رویکردی را باید در پیش بگیریم؟

اگر بخواهیم در این حوزه موفق باشیم نیازمند آینده‌پژوهی فرهنگی-رسانه‌ای هستیم، ما در جنگ سخت زمانی توانستیم به دشمن ضربه بزنیم که از قبل پیش‌بینی می‌کردیم و در جنگ نرم نیز دقیقا همین است اگر ما آینده‌پژوهی داشته باشیم که پنج سال دیگر قرار است چه اتفاقی بیفتد و یا در سال 2020 با چه شیوه‌ای در ارتباطات طرف هستیم خوب از همین حالا می‌توانیم زمین بازی را به درستی طراحی و چینش کنیم. اتفاقی که در جنگ تحمیلی افتاد این بود که دشمن در آخر جنگ می‌دید او هر برنامه‌ریزی که می‌کند ما از قبل پیش‌بینی آن را داریم، نوع سخت‌افزار و نرم‌افزار و تعداد نیرویی که می‌خواهد بیارد را می‌شناسیم و به همین خاطر با مشکل مواجه شده بود.

ما در جنگ نرم و در حوزه رسانه و فرهنگ هم باید آینده‌پژوهی داشته باشیم و تیم‌هایی باشند که مطالعات شان بر همین مبنا انجام شود. متاسفانه در حال حاضر این دقت را نه در ابعاد رسانه‌ای داریم و نه در ابعاد فرهنگی و به همین خاطر است که بعضا رودست می‌خوریم، این در حالی است که ما با وجود اطلاعاتی که از دشمن داریم باید بتوانیم رودست بزنیم.

-آقای ضیائی جمع‌بندی شما از بحث را بشنویم.

ببینید من جمع‌بندی‌ام را با ذکر یک مثال انجام می‌دهم در مسئله فوت مرتضی پاشایی یکی از نمودهای پدافند غیرعامل از نوع وب3 جلوه پیدا کرد، این اتفاق نشان داد اولا مردم خیلی سریع‌تر از مسئولان وارد عمل شدند و دوما قدرت تصاعد شبکه‌های اجتماعی برای ما مشخص‌تر شد و توانستیم یک تست واقعی بر روی توانمندی‌های خود در این حوزه داشته باشیم، کار خوبی که در این قضیه انجام شد پدافند غیرعاملی بود که از سوی صدا و سیما اجرا شد و تا حدودی نیز موفق بود.

اما متاسفانه ما به معنی حقیقی و اتّم کلمه بر روی فضای رسانه و افکار عمومی مدیریت نداریم، بیشتر تلاش ما در زمینه مدیریت افکار در حوزه نخبگانی متمرکز است نه حوزه افکار عمومی، یا به عبارت بهتر نیت افکار عمومی را داریم اما در عمل نتیجه‌ای که می‌خواهیم بگیریم این نیست و متوجه نیستیم مشکلی که اکنون بین پیام‌دهنده و پیام‌گیرنده داریم مربوط به موضوع‌شناسی است.

ارسال نظر: