مجیدی: از "استرارو" پرسیدم چه شد که این پروژه را قبول کردی، گفت؛ فکر کنید دعوت شده‌ام

کدخبر: 980795

کارگردان محمد رسول الله(ص) گفت: خیلی‌ها می‌گفتند امکان ندارد این فیلمبردار مطرح ایتالیایی، به پروژه بپیوندد/ زمانی که استرارو جواب ایمیلم را داد، ابتدا فکر می‌کردم شوخی است

به گزارش خبرنگار «نسیم»، مجیدی شب گذشته در جریان اکران این فیلم در محل پردیس سینمایی هویزه مشهد گفت: امشب شب بزرگی است، من سه سال قبل که می‌خواستم مراحل فیلمبرداری را شروع کنم، به مشهد آمدم و از حضرت رضا(ع) اجازه گرفتم و عهد کردم که اولین نمایش فیلم را در محضر حضرت داشته باشم.

وی سپس خطاب به خادمان حاضر در سالن گفت: امشب شما به نیابت از امام رضا(ع) اینجا حضور دارید و من همینجا فیلم را به ساحت مقدس حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) تقدیم می‌کنم.

کارگردان فیلم سینمایی محمد(ص) در ادمه با بیان اینکه این فیلم در عرصه جهانی شرایط سختی خواهد داشت، اظهار داشت: باور دارم که تاکنون کارهای این فیلم با عنایت و لطف حضرت حق پیش رفته و بعد از این هم ان شالله این عنایات مستدام خواهد بود.

مجیدی ضمن بیان اینکه طی هشت سال اجرای فرایند پیش تولید و تولید این فیلم وقایع عجیبی را شاهد بوده‌ایم، افزود: در این مدت با وجود حجم بالای پروژه، ما با هیچ مشکل و حادثه‌ای مواجه نشدیم و هرکجا که برای فیلمبرداری حاضر می‌شدیم مردم به نیت تبرک و تیمن نام مبارک رسول اکرم(ص) از ما استقبال و پذیرایی می‌کردند.

-خیلی‌ها می‌گفتند امکان ندارد ویتوریا استرارو، فیلمبردار ایتالیایی، به این پروژه بپیوندد

وی هم چنین به روایت خاطره‌ای از چگونگی حضور "ویتوریا استرارو"، تصویر بردار برجسته ایتالیایی به عنوان مدیر فیلمبرداری پروژه محمد(ص)، پرداخت و گفت: ویتوریا یکی از بزرگترین فیلمبرداران حال حاضر جهان است که چند نوبت جایزه اسکار را نیز دریافت کرده است. من وقتی خواستم از او برای تصویر برداری پروژه محمد دعوت کنم، خیلی‌ها گفتند امکان ندارد چنین آدمی به این پروژه ملحق شود، اما من گفتم تلاش می‌کنم.

-از خود حضرت محمد(ص) خواستم شرایط حضور این فیلمبردار حرفه‌ای را در این پروژه فراهم کند

وی با اشاره به چندین نوبت حضورش در مکه و مدینه برای کارهای تحقیقاتی پروژه محمد(ص)، افزود: در یک نوبت که به مدینه رفته بودیم، در مسجد النبی(ص) تمام کارهای انجام شده در پروژه را در قالب راز و نیاز به ساحت رسول اکرم(ص) گزارش دادم و موضوع آقای ویتوریا را هم مطرح کردم و گفتم: او انسان بسیار معتبری است و کیفیت کار ویژه‌ای دارد، اگر شما صلاح می‌دانید شرایطی را فراهم کنید که در این پروژه حضر شود.

-زمانی که ویتوریا جواب ایمیلم را داد، ابتدا فکر می‌کردم شوخی است

مجیدی ادامه داد: وقتی به ایران بازگشتیم ایمیلی به آژانس مدیر کارهای آقای ویتوریا فرستادم و از او دعوت به همکاری کردم. اما از آن آژانش جواب آمد که ویتوریا در الجزایر مشغول کار است و فرصت ندارد. اما خواستند که فیلمنامه را برایشان ارسال کنیم تا بررسی کنند. حدود سه چهار روز بعد از این بود که دیدم از طرف خود آقای ویتوریا ایمیلی برای من آمده و در آن رزومه‌اش را قرار داده است. من ابتدا فکر کردم شوخی است. بعد دیدم که در پایان نوشته بود که من بعضی از پروژه‌ها را خودم شخصا پیگیری می‌کنم و این فیلم هم از آن دست است. من هم سریع جواب دادم. فردای آن روز ایمیلی از طرف ویتوریا برای من آمد که در ابتدایش نام مبارک "الله" و بعد هم عبارت "الله نورالسماوات والارض" نقش بسته بود. در ادامه هم نوشته بود که من افتخار می‌کنم در پروژه‌ای کار کنم که متبرک به نام برترین مخلوق خداوند متعال است.

-وقتی از استرارو پرسیدم چه طور شد این پروژه را قبول کردید گفت؛ فکر کنید دعوت شده‌ام!

وی سپس به ماجرای دیدارش با ویتوریا در ایتالیا اشاره و عنوان کرد: وقتی در ایتالیا برای مذاکرات نهایی به منزل ویتوریا رفتم، او از ما استقبالی گرم و پذیرایی کرد. او از من پرسید از چه زاویه‌ای می‌خواهید به وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) بپردازید و من پاسخ دادم که نام پیامبر ما به سرقت رفته است. ایشان رسول مهربانی و عطوفت هستند و ما قصد داریم از این منظر به این وجود مبارک توجه کنیم. بعد از او پرسیدم که چطور شد که اینگونه با آغوش باز همکاری در این پروژه را پذیرفتید. او با لبخندی روی شانه ام زد و گفت: فکر کنید من دعوت شده‌ام. گفتم: شک ندارم! ولی می‌خواهم بدانم کارت دعوت چطور به دستتان رسید. او پاسخ داد: ما چند ماهی است که در الجزایر مشغول کار هستیم. در آنجا من علاقه‌مند شدم درباره تاریخ اسلام مطالعه کنم و به سرعت مجذوب شخصیت رسول اکرم(ص) شد، به قدری که هر روز بعد از کار می‌آمدم و درباره شخصیت ایشان مطالعه می‌کردم. در پایان کتابی که مطالعه می‌کردم به ماجرای معراج رسیدم. همین که کتاب تمام شد، وقتی در حال حرکت به سوی اتاقم بودم، پیامی روی کامپیوترم آمد که ایمیل شما بود.

ارسال نظر: