حال و هوای روزنامههای اصلاحطلب؛ یک روز پس از انتخاب رئیس خبرگان
گزارش «نسیم» از تیترها و تحلیلهای روزنامههای زنجیرهای که تا روز قبل از انتخابات مجلس خبرگان به رپورتاژ آگهی آقای هاشمی تبدیل شده بودند/ برخی از روزنامهها از شدت ناراحتی به "لاپوشانی" اتفاق بزرگ پرداختند
گروه سیاسی «نسیم»:
در حالی هفدهمین اجلاسیه مجلس خبرگان رهبری صبح روز گذشته آغاز شد که فقدان حضور پر برکت آیتالله مهدوی کنی(ره) روند قانونی را به جایی رسانده بود که اعضای خبرگان برای یکسال باقیمانده از عمر این دوره مجلس، باید مجددا انتخابات برگزار میکردند تا رئیس جدید به رأی اعضا انتخاب گردد و این نهاد مهم و سرنوشتساز کشور بدون رئیس باقی نماند.
در این بین، رسانههای غربی که سالهای سال است اهداف بلند مدتی را برای ایران در نظر دارند و البته نقشههای آنها یکی پس از دیگری نقش برآب میشود، تلاش کردند این انتخابات را تحت تأثیر قرار دهند و با گمانهزنیهای فراوان همچون اتفاقی که در ابتدای این دوره مجلس خبرگان رهبری افتاده بود، تلاش کنند ریاست این مجلس مهم را به افرادی که بعضا تمایل بیشتری به غرب دارند و این رسانهها احساس میکنند که شاید آنها تفکری متفاوت با تفکر ناب انقلاب اسلامی داشته باشند، برسد.
رسانههای معلومالحالی که جوانهزده دوران اصلاحات هستند و به مدد جریان غربگرا در دوران اصلاحات در عیان و آشکار و 8 سال بعد به صورت زیر زمینی رشد کردهاند و در دو سال اخیر با رانتهای مختلف به صحنه بازگشتهاند، فضاسازی شدیدی را برای حضور مجدد هاشمی رفسنجانی در عرصه انتخابات، آنهم انتخابات مجلس خبرگان رهبری آغاز کردند. تیترهایی اغراقآمیزی مانند "بازگشت آیتالله"، "هاشمی میآید" و .... حاکی از اهمیت حضور و رأی آوردن هاشمی برای جریان خاصی است که رسانههای زنجیرهای، بنگاههای خبری آنها در جامعه به حساب میآیند. رپورتاژهای تبلیغاتی سنگین چند روز اخیر برای هاشمی یادآور تبلیغات بسیار گسترده میلیاردی سالهای 84 و 92 بود که با همراهی سایت شخصی رئیس مجمع تشخیص و حتی حساب کاربری هاشمی رفسنجانی در شبکه اینستاگرام که شب قبل از انتخابات از همراهی گسترده اعضا و رأیآوری قطعی هاشمی خبر داده بود، حیاتی بودن رأی آوری هاشمی در انتخابات خبرگان رهبری را برای این جریان آشکار میکرد.
با همه این توصیفات و بر خلاف فضای رسانهای، صبح دیروز جوی بسیار آرام مانند همیشه بر مجلس خبرگان حاکم بود. آیتالله هاشمی شاهرودی در سخنانی سرشار از عواطف برانگیخته از نبود یار دیرینش، آیتالله مهدوی کنی(ره)، یاد و خاطره وی را گرامی داشت و از جایگاه علمی و عملی وی در دوران انقلاب مجددا تقدیر کرد و سپس طبق دستور انتخابات ریاست خبرگان رهبری برگزار شد.
در این انتخابات که مانند همیشه با تلاش قریب به اتفاق اعضا، به دور از حواشی سیاسی و حسب تکلیف محوری برگزار شد، از میان آیتالله مومن، آیتالله یزدی، آیتالله هاشمی رفسنجانی و البته آیتالله هاشمی شاهرودی که انصراف خود را اعلام کرده بود، آیتالله محمد یزدی از مبارزین انقلابی و از علمای وارسته که ریاست مجمع مدرسین حوزه علمیه قم را نیز بر عهده دارد، به سمت ریاست خبرگان برگزیده شد.
در این میان اما آرامی فضای انتخابات نتوانست پیام چینش آرای اعضای خبرگان را پنهان کند. آرای که نشان از رأی منفی بالای آیتالله هاشمی رفسنجانی در میان علمای حاضر در مجلس خبرگان رهبری داشت. کسب تنها 24 رأی در دو مرحله انتخابات و انتقال تمامی آرای آیتالله مومن به سبد رأی آیتالله یزدی در مرحله دوم انتخابات نشان داد که ظاهرا علمای بلاد همچنان از رفتار سالهای اخیر و البته دوران کنونی آیتالله هاشمی رفسنجانی دل خوشی ندارند و با رأی معنیدار خود نشان دادند که حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی از برخی گروههای خاص و سخنان معنیدار وی در برهههای گذشته را قبول ندارند و علاقهای نیز به ریاست وی نشان نمیدهند.
اعضای خبرگان به نوعی با آراء خود نشان دادند که فتنه همچنان خط قرمز و هرگونه مماشات به آن میتواند دوری فردی با سابقه را از محوریت تفکر سلیم انقلابی به همراه داشته باشد.
در این بین اما نکته جالبی هم در بیرون از فضای مجلس خبرگان وجود دارد که قطعا از آن هم نمیتوان چشمپوشی کرد. رسانههایی که تا دیروز با تلاش گسترده تلاش میکردند از واقعه مهمی در خبرگان خبر دهند و با تیترهای خود به زور، هاشمی رفسنجانی را به کرسی ریاست مجلس بنشانند، قریب به اتفاقشان امروز یا در سکوت به شدت معناداری فرو رفته بودند که انگار نه انگار که اتفاقی در جمهوری اسلامی افتاده است و یا از شدت ناراحتی به "لاپوشانی" اتفاق بزرگ دیروز پرداختهاند. تیترهایی مانند "هاشمی سپر بلای این و آن شد" و از آبروی خود برای دولت و مردم هزینه کرد و یا بهانهجویی و نسبت دادن شکست فاحش هاشمی به سفر شب قبل از انتخابات یکی از اعضا به قم، همه و همه عباراتی است که تلاش میکند این شکست سنگین و البته چندباره را با برخی اوهام و هجویات درهم کند تا که شاید مرهمی بر زخم دیروز باشد و با آن حداقل، ذهن خود را از ماجرای طرد دیروز بیان کنند. این درد امروز این رسانهها شاید دردیست که نه امروز بلکه 5 سال پیش باید از آن پیشگیری میکردند و امروز تنها با گذشت زمان تسکین مییابد و لاغیر.