همه چیز درباره مفاد توافق محتمل
«نسیم» در گزارشی ضمن برشمردن مفاد توافق احتمالی ایران و ۱+۵، به بررسی تبعات این توافق بر کاربری سایت فردو، چیدمان سانتریفیوژها، غنیسازی در نطنز، نوع همکاری با آژانس و چگونگی لغو تحریمها پرداخته است
گروه سیاسی «نسیم»؛ سجاد آذری:
توافق محتمل - گزینههای محتمل
میگویند مذاکرات هسته ای به فرجامش نزدیک شده و عنقریب است که وزرای خارجه ایران و آمریکا و پنج کشور دیگر با ژستی پیروزمندانه پشت تریبون بیایند و رسما "خبر خوش" توافق را اعلام کنند و پرونده هسته ای ایران را برای همیشه ببندند...
اما خوشبینترین تحلیلگران و صاحب نظران نیز توقع چنین اتفاقی را ندارند. درست است که طرفین مذاکره، بنا ندارند محتوای مذاکرات شان را برای رسانه ها و افکار عمومی کشورهای خود بازگو کنند - شاید این پنهان کاری برای پیش بردن مذاکرات قابل توجیه باشد- اما "گزینه های توافق" آنچنان مخفی و غیر قابل حدس نیست.
برخی گزینه ها را می شود از لابلای اظهارات مستقیم و غیر مستقیم همان دیپلماتهای فعال در مذاکرات فهمید، برخی دیگر را از گمانه زنی های رسانه ها و بعضی هم از تراوشات اتاق فکرها و اندیشکده های غربی؛ سرجمع، می شود محکمات توافق محتمل را از لابلای همین گمانه ها پیدا کرد... البته با کمی اختلاف در زمانها و درصدها و امتیازات و تعهدات!
- همه گزینه های محتمل
برخی از مفاد توافق محتمل، این روزها توسط طیف گستردهای از رسانههای داخلی و خارجی و به نقل از منابع آگاه و مطلع و دیپلمات نزدیک به مذاکرات و... به بیرون درز پیدا کرده و زیاد هم دور از ذهن نیست آن چیزی که طرفین مذاکره کننده در حال توافق بر روی آن هستند چیزی خارج از دایره این حدس و گمانها باشد.
گفته می شود؛ در توافق محتمل، سایت هستهای فردو که فعالیت غنیسازی در آن انجام میشود، تبدیل به یک "مرکز تحقیقاتی" صرف شده و فعالیتهای غنیسازی به سطح حداقلی در آن کاهش پیدا میکند...
یا آن رسانه آمریکایی میگوید؛ یکی از بندهای مهم توافق، کاهش غنیسازی در نطنز به 6500 سوء در مدت 5 سال و تغییر چیدمان سانتریفیوژها به ردیفهای 84تایی است...
و البته به تواتر شنیده شده که محور دیگر توافق محتمل، ارائه اطلاعات و همکاری گسترده "فراپادمانی" ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی در بازه زمانی 5 ساله به منظور اعتمادسازی است.
از این سوی ماجرا نیز، گفته شده طرف غربی قبول کرده است، در مقابل تعهدات ایران، طی 5 سال تحریمهای هستهای وضع شده علیه ایران را "تعلیق" کرده و در صورت اثبات پایبندی ایران به تعهداتش و اعلام این پایبندی توسط آژانس، در بازه زمانی 5 سال بعدی (دوم) تحریمهای هستهای را "لغو" کند.
- ما و گزینهها
در خصوص موضوع تغییر کاربری فردو باید گفت؛ این سایت هستهای بعد از تهدیدات قدرتهای فرامنطقهای و همچنین رژیم صهیونیستی در خصوص بمباران تاسیسات هستهای ایران در صورت آغاز جنگ احتمالی و به منظور حفظ ظرفیت غنیسازی کشور در حاشیه قم ایجاد شده و اکنون که در حال تغییر کارایی اساسی فردو به یک مرکز تحقیقاتی هستیم (انتقال غنی سازی از فردو به نطنز)، میتوان گفت که ایران مصونیت سابق در خصوص حفظ ظرفیت غنیسازی خود از شر تهدیدات را از دست می دهد.
در خصوص موضوع کاهش ظرفیت غنیسازی در نطنز به 6500 سوء برای 5 سال این نکته قابل توجه است که با چنین میزان غنیسازی رسیدن به محدوده 190 هزار سوئی که به عنوان نیاز قطعی کشور از سوی مقامات عالیرتبه نظام مطرح شده بود سالیان سال به طول خواهد انجامید.
اما مساله آژانس! اینکه اثبات عدم انحراف ایران در مدت 5 سال اول بر عهده آژانسی گذاشته شده که سابقه بدی در مواجهه با پرونده هسته ای ایران دارد، خود جای نگرانی دارد. به اذعان کارشناسان منصف داخلی و خارجی، دیگر هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد که آژانس مدتهاست که شأنیت خود بعنوان یک نهاد مستقل بین المللی را از دست داده و عملا به ابزار دست قدرتهای بینالمللی برای اعمال فشار به کشورهای مستقل تبدیل شده است.
امروز پس از سالهای نظارت آژانس بر فناوری هسته ای ایران، شاهدیم نه تنها هنوز این نهاد میلی به اعلام واقعیات در خصوص برنامه هستهای ایران ندارد بلکه در تعامل سه مرحلهای ایران و آژانس بعد از پاسخ ایران به سوالات این سازمان، آژانس حتی از اظهارنظر در خصوص میزان حل یا عدم حل موضوعات بررسی شده نیز شانه خالی میکند.
در مجموع به راحتی قابل پیشبینی است که بعد از 5 سال نظارت فراپادمانی آژانس از تمامی تاسیسات هستهای و دیگر مجموعههای مرتبط یا غیرمرتبط به برنامه هستهای ایران، با بهانه حل ادعاها درباره ساخت سلاح اتمی در کشور این سازمان بار دیگر با بیان اینکه هنوز چیزی دال بر ساخت سلاح هستهای توسط ایران یافت نشده تاکید کند که قادر به تائید عدم انحراف برنامه هستهای ایران نیست و به همین دلیل نیاز به پاسخگویی به سوالات باقیمانده را برای یک بازه 5 ساله یا بیشتر از آن تمدید دارد که نتیجه آن ورود به دور باطلی به منظور اعتمادسازی ایران در برابر آژانس خواهد بود.
موضوع دیگر تغییر چیدمان سانتریفیوژها از ردیفهای 164تایی به ردیفهای 84تایی است که این اقدام را میتوان ضربه بزرگی به تاسیسات هستهای ایران دانست؛ تغییر چیدمان سانتریفیوژها پاسخی بر درخواست طرف غربی به بهانه افزایش زمان Break out (گریز هستهای) ایران است. طرف غربی در طی مذاکرات موضوعی با عنوان Break out را به بهانه نزدیک بودن زمان دستیابی ایران به سلاح هستهای در صورت اراده این کار توسط ایران مطرح کرده و در طول مذاکرات خواستار آن شده بود این زمان حداقل، بیش از یک سال باشد.
با توافق پیش رو ایران در حالی با تغییر چیدمان سانتریفیوژها به درخواست افزایش موضوع خیالی Break out پاسخ مثبت میدهد که پیش از این مسئولان سیاست خارجی و سازمان انرژی اتمی کشور تاکید کرده بودند این موضوع درخواستی است که صهیونیستها وارد روند مذاکرات کردهاند و سخنگوی سازمان انرژی اتمی در گفتگو با «نسیم»، تاکید کرده بود چون اگر ایران بخواهد براساس Break out عمل کند مثلا باید در میزان ذخیره مواد غنی شده، تعداد سانتریفیوژ و خیلی چیزهای دیگر محدودیتهای را اعمال کند اصلا این موضوع را قبول ندارد.
تغییر چیدمان سانتریفیوژها به ردیفهای 84تایی منجر به این خواهد شد هزینه های گزافی به تاسیسات هسته ای و مجموعه کشور تحمیل شود و همچنین زمان بازگشت به میزان غنیسازی با حدود 9 هزار سانتریفیوژ فعلی در حدود 3-5 سال زمان ببرد.
اما شاید مهمترین امتیازی که غربیها آن را در آستانه دستیابی می بینند، نه موضوعات فنی بلکه امتیاز اطلاعاتی باشد که طرف آمریکایی منتظر است بعد از توافق هستهای بدست آورد؛ امتیازی که از آن به عنوان جشن اطلاعاتی سرویس های آمریکایی و اروپایی در آستانه حصول توافق نهایی تعبیر شده بود.
مدیر اطلاعات ملی آمریکا اخیرا تصریح کرده است که تمرکز من و دستگاههای اطلاعاتی آمریکا بر این است که اگر توافقی حاصل شود، بر اجرای این توافقنامه نظارت داشته باشیم که این اظهارت به شکل واضح نشان از سیطره اطلاعاتی آمریکا بر آژانس به اصطلاح بینالمللی انرژی هسته ای داشته و نشان میدهد آنها خود را محق میدانند که از اطلاعات محرمانه آژانس استفاده کنند.
در این میان اما هرگز نباید فراموش کنیم که ایلات متحده سالهاست که علاوه بر هسته ای، خواسته های زیاده خواهانه و غیر قابل قبولی را از جمهوری اسلامی داشته است. قابل پیشبینی است در صورت شروع فرآیند اعتمادسازی، طرف آمریکایی درخواستهای خود در خصوص موضوعات موشکی و دیگر مسائل نظامی ایران را که پیش از این نیز در طی مذاکرات هستهای مورد مطالبه قرار داده بود مجددا مطرح کند و با گره زدن آنها به مساله هسته ای طی پنج سال دوم بخواهد ایران در این زمینه نیز فرآیند کنونی اعتماد سازی را آغاز نماید. که این را میتوان به عنوان برنامهای جدید برای اضمحلال جمهوری اسلامی دانست و همچنین قابل پیش بینی است به این موضوع روابط گروهها و کشورهای جریان مقاومت با ایران در دایره خواستههای آینده آمریکا پیوند داده شود.
مع الوصف و با همه این توضیحات، سوال این است که بر اساس این دادهها بعد از توقف freeze بخش زیادی از برنامه هستهای ایران که رسانه های غربی مدام خبر از آن میدهند، موضوع برداشته شدن کامل تحریمها که هدف اصلی ایران از ورود به این مذاکرات بوده آیا محقق خواهد شد؟ و آیا میتوان امیدوار بود حتی در صورت ذبح برنامه هستهای ایران و همچنین اعطای اطلاعات استراتژیک به طرف غربی مردم شاهد لغو تحریمها باشند؟
در خصوص موضوع برداشته شدن تحریمها، در حالی که آمریکا در یکسال گذشته باوجود تعهد به عدم تحریم جدید ایران سابقه بسیار بدی در این رابطه دارد و بارها ( قریب به 50 مرتبه) شاهد عهدشکنی دولت این کشور در نقض تعهد خود در توافق سال گذشته در ژنو بودهایم، جای این سوال وجود دارد که چه تضمینی از طرف آمریکایی گرفته خواهد شد تا مثلا در طول بازه زمانی 5 ساله بعد از توافق به بهانه عدم تائید صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران توسط آژانس موضوع تعلیق و نه لغو تحریمها را به تعویق نیندازد؟
باید منتظر ماند...