نگاه «نسیم آنلاین»، به سریال "بیمار استاندارد":

بیماری فرم‌زدگی در شانه‌های تخم‌مرغ

کدخبر: 2020169

با این حال بی توجه به کارنامه بحث برانگیز وی در شش سال اخیر نگارش سناریوی "بیمار استاندارد" به وی سپرده شده و نتیجه هم که پیش رویمان است. انگار نه انگار که یک کارگردان باتجربه نامش در تیتراژ سریال است و انگار نه انگار که در گروه تولید بازیگران صاحب نامی وجود دارند.

گروه فرهنگی «نسیم آنلاین»- سعید آقاخانی کارگردان توانایی است که البته به اندازه ساخت آثار طنزی نظیر "خروس"، "دزد و پلیس" و "خوش نشین ها" و ایفای نقش در کمدی های سینمایی و تلویزیونی نظیر "ضدگلوله"، "متهم گریخت" و "چاردیواری" در کارگردانی و بازیگری در آثاری با درونمایه کاملا جدی مانند "لامپ 100" و "خداحافظی طولانی" هم توانایی قابل قبولی از خود نشان داه است.

آقاخانی در کنار رضا عطاران و مهران مدیری از جمله چهره های برآمده از "ساعت خوش" است که مدیوم تلویزیون را می شناسد و حتی آثار کلیشه شده اش در تلویزیون نظیر "روزهای بد به در" و "زن بابا" نیز حدی متوسط از اله مانهای مفرح را برای مخاطبان داشته است.

با این حال تازه ترین سریالی که این کارگردان-بازیگر-نویسنده با نام "بیمار استاندارد" برای رسانه ملی ساخته است نه فقط در خنداندن مخاطب که در سرگرم کردن او به عنوان یک محصول عیدانه موفق عمل نکرده است. چرا؟

*مشکل از تیم بازیگران است یا کارگردان؟

فارغ از بابک حمیدیان که در سالهای اخیر بازیگری توانا در سینما نشان داده اگر به تیم بازیگران "بیمار استاندارد" نگاه کنیم چهره هایی چون جواد عزتی، علیرضا خمسه و حسین محب اهری را می بینیم که اتفاقا در حیطه طنز آن هم طنز تلویزیونی بازیگرانی صاحب تجربه هستند ولی با این حال "بیمار استاندارد" نه تنها نمی تواند به مانند یک کمدی مخاطب را بخنداند که حتی وجه مفرح بودن هم چنان که باید در اثر دیده نمی شود.

کارگردان هم که تجربیات کاملی دارد پس چرا "بیمار استاندارد" در ارتباط گرفتن با مخاطب این قدر ناتوان بوده؟

مشکل اصلی را باید در متن داستان دانست. متنی که برای "بیمار استاندارد" نوشته شده علیرغم پیچیدگیهای فرمی ظاهری که به آن الصاق شده متنی ساده و بیش از حد سهل الوصول است که بتوان برمبنای آن سریالی را ساخت که دو هفته کشش داشته باشد.

تصویرسازی که از شخصیتهای داستان و از جمله شخصیتی که بابک حمیدیان ایفا می کند و بناست بیمار استانداردی باشد که اسرار دیگران را هویدا کند هم آن قدر کلیشه شده و تکراری است که خیلی خیلی زودتر از حد تصور باعث حدس مخاطب نسبت به افعال بعدی او می شود.

کاراکتری که خمسه ایفا کرده شمایلی مشابه پدرخوانده ای را دارد که پیشتر از او در "مرد هزارچهره" دیده بودیم.

جواد عزتی هم که به مانند همه کارهایش از سینما گرفته تا تلویزیون نقش کاراکتری طناز و سرخوش را ایفا می کند که مدام می کوشد با تکه انداختن و بداهه پردازی مخاطب را بخنداند.

کاراکتر عصبی که از پوریا پورسرخ در سریال می بینیم نیز سالهاست توسط وی در حال بازنشر است و او بی توجه به فضای داستان از "شیروعسل" گرفته تا "چراغ قرمز" و اخیرا "کیمیا" در حال تکرار آن بوده؛ کاراکتری عاصی که آستانه تحملش پایین است و تیکهای عصبی که در چشمان و افعالش ایجاد می شود بناست در مخاطب سمپاتی ایجاد کند!

*نگاه شانه تخم مرغی در پردازش شخصیت

این شخصیتهای تکراری و بی پرداختی تازه قطعا برآمده از متنی هستند که برای "بیمار استاندارد" نوشته شده است. هستند برخی کارگردانان که از همین شخصیتهای تکراری نیز یک سری محصولات ویدیویی موسوم به شانه تخم مرغی برای شبکه خانگی تولید می کنند اما در رسانه ای که بناست با رقبای ماهواره ای که روزبروز هم بر تعدادشان افزوده می شود رقابت کند این نگاه شانه تخم مرغی در پردازش شخصیت یک آفت بزرگ است.

آفتی که سبب ساز گرفتاری سعید آقاخانی در تله ای شده که بناست با پیچیدگی های ساختاری مخاطب را جذب کند ولی به دلیل پوچ بودن منشأ داستانی و نوعی بی هدفی که در نگارش آن به کار رفته نه تنها این پیچیدگی ساختاری به چشم نمی آید که اصلا از جایی به بعد ضرورت فرم گرایی هم از دست می رود.

*کارگردان شکست خورده سینما اینجا چه می کند؟

نویسنده "بیمار استاندارد" بهرام توکلی است؛ نویسنده و کارگردانی که در سالهای اخیر آثار سینمایی اش مرتب در گیشه شکست خورده اند و نتوانسته اند اقبال مخاطبان را موجب شوند.

از "آسمان زرد کم عمق" تا "بیگانه" و بالاخره "من دیه گو مارادونا هستم" بهرام توکلی مدام سعی کرده که با خدمت گرفتن تیم تولید متبحر و بازیگران شناخته شده فیلمهای مقبولی بسازد اما متأسفانه این آثار هیچ کدام گیشه مطلوبی نداشته اند و فیلم آخرش هم که یک کمدی بود به شدت با انتقاد مواجه شد و مخاطبان هم آن را پس زدند.

*انگار نه انگار که یک کارگردان باتجربه سریال را ساخته

اینکه چنین کارگردانی با چنین رزومه ای چطور شده برای نگارش سناریوی یکی از معدود سریالهای نوروزی تلویزیون انتخاب شده مشخص نیست.

مگر مدیران رسانه ملی که در یک سال اخیر با کمبود منابع مالی مواجه شده بودند در گفتگوهای خود بارها بر عدم استفاده از نیروهایی که کارنامه موفق دارند تأکید نکرده بودند پس دلیل استفاده از توکلی چیست؟

توکلی در کل کارنامه سینمایی اش فقط یک فیلم نسبتا موفق با نام "اینجا بدون من" را دارد که از تولید آن هم شش سالی گذشته است.

با این حال بی توجه به کارنامه بحث برانگیز وی در شش سال اخیر نگارش سناریوی "بیمار استاندارد" به وی سپرده شده و نتیجه هم که پیش رویمان است. انگار نه انگار که یک کارگردان باتجربه نامش در تیتراژ سریال است و انگار نه انگار که در گروه تولید بازیگران صاحب نامی وجود دارند.

*ای کاش آقاخانی به سراغ نویسندگان امتحان پس داده می رفت

ای کاش سعید آقاخانی خودش فیلمنامه "بیمار استاندارد" را به تنهایی می نوشت یا به سراغ چهره هایی امتحان پس داده نظیر علیرضا کاظمی پور و سعید جلالی که پیشتر در سریالهایی چون "خوش نشینها" و "زن بابا" به وی کمک کرده بودند می رفت. آنچه توکلی برای آقاخانی نوشته نه تنها مخاطب را پس می زند که حتی باعث شده کارنامه کاری کارگردانی که حداقل در تلویزیون همواره حد استانداردی از محصولات سرگرم کننده را ارائه دهد زیر سوال رود.

ارسال نظر: