اخبار آرشیوی

کدخبر: 560032

مجموعه تلویزیونی"شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" ویژه ماه رمضان۹۲ همچنان آخرین مراحل تولید را در شبکه تهران پشت سر می‌گذارد/ تاکنون ۱۸ اپیزود از این مجموعه به تهیه‌کنندگی اکبر تحویلیان و با حضور چندی از کارگردانان تصویربرداری شده است + شرح اپیزودها

به گزارش «نسیم»، این مجموعه تلویزیونی به تهیه کنندگی اکبر تحویلیان و احمد معظمی ، افشین صادقی و نوید میهن دوست و..کارگردانی می شود و تاکنون 18 اپیزود تصویر برداری شده اند. در ادامه جزئیات این اپیزودها آمده است: آخرین پل این اپیزود "آخرین پل" به کارگردانی امیر مسعود آقابابائیان است و نویسندگان این اپیزودنیز محمد محمود سلطانی و مسعود کرمی بر اساس طرحی از مرتضی علیزاده هستندو خلاصه داستان این اپیزود درباره پسری 28 ساله به نام جواد است که او از چاپ‌خانه جعفرآقا اخراج شده، دنبال کار می گردد. او از طریق دوستش، وحید درمی‌یابد که حاج‌حسین، صاحب چاپ‌خانه‌ای‌ بزرگ، به یک کارگر نیاز دارد. وحید به جواد پیشنهاد می‌کند به مسجد محله برود و با مذهبی نشان‌دادن خودش توجه حاج‌حسین را جلب کند. به این ترتیب می‌تواند دل او را به دست آورد و در چاپ‌خانه‌اش مشغول به کار شود. جواد به مسجد می‌رود، اما اتفاق دیگری می‌افتد به این صورت که‌ توجه حاج ناصر، مرد متشرع دیگری به جواد جلب می‌شود و از آنجایی که‌ در این مدت او را زیر نظر داشته و از او خوشش آمده، در موبایل‌فروشی خودش او را استخدام می‌کند. جواد همچنان برای این که توجه هر چه بیش‌تر حاج‌ناصر را به خود جلب کند، به تظاهرش به مذهبی بودن ادامه می‌دهد. پس از مدتی حاج ناصر که فریب جواد را خورده تمام امور مغازه را به او می‌سپارد تا جایی که حتی دخترش را برای ازدواج به جواد پیشنهاد می‌دهد. جواد خیلی خوشحال است تا روز خواستگاری ماجرایی پیش می آید که نمی‌تواند به آنجا رود. در ادامه ... ایمان صفا در این اپیزود بازیگر نقش جواد و دیگر هنرمندانی مانند بهزاد داوری در نقش وحید، محمد عمرانی در نقش حاج ناصر، اکبر مددی‌مهر در نقش ریاحی، آهو تعلیمی در نقش بهاره،محمد جباری در نقش مش اسماعیل، داود مقدادی در نقش حاج حسین،جعفر خلقی در نقش طوافی، لیلا عزیز در نقش مادر هر دیگر بازیگران این مجموعه هستند. آسان ترین راه این اپیزود " آسان ترین راه" به کارگردانی حسین فلاح است و خلاصه داستان این اپیزود درباره جوانی به نام فرهاد که دارای یک اغذیه فروشی ‌ست به تازگی و با آمدنِ پیتزاییِ دیگر، در همان خیابان، فروش‌اش کم شده است و رو به ورشکستگی‌ می‌رود. فرهاد می‌ترسد که نامزدش و پدر زنش با فهمیدنِ این موضوع، در پذیرفتنِ او به عنوان داماد پشیمان بشوند. بهروز که از دوستان نزدیک اوست و در پیتزافروشی مشغول به کار است، به او پیشنهاد می‌دهد با توجه به این که پدر همسرش و با جناق‌اش در بیمه هستند، یک آتش‌سوزیِ صوری راه بیندازند تا از این طریق بتوانند پول زیادی به دست اورند و یک مکان دیگر را برای پیتزافروشی دایر کنند. فرهاد قبول می‌کند و آن‌ها با کلکی که سوار می‌کنند، موفق می‌شوند مبلغ زیادی از بیمه برای خسارت بگیرند اما باجناق فرهاد یعنی فرید، به او مشکوک است. درست روزی که فرهاد پول بیمه را می‌گیرد، شخص ناشناسی به او زنگ می‌زند و می‌گوید که از همه چیز باخبر است و اگر می‌خواهد پدر همسرش و باجناق‌اش از موضوع خبردار نشوند، باید او صد میلیون بدهد. فرهاد با بهروز موضوع را در میان می‌گذارد و آن‌ها تازه متوجه می‌شوند که شخص باج‌گیر، سیروس؛ کارگرِ سابق پیتزافروشی‌ست که اخراج شده است و در ادامه ... آغاز تلخ اپیزود "آغاز تلخ ب"ه کارگردانی احمد معظمی تصویر برداری شده است و خلاصه داستان این اپیزود درباره زوجی جوان به نام " احسان و لیلا است " که در اوج اختلاف زن و شوهری به سر می‌برند، برای راه چاره، مدتی‌ست نزد مشاور خانواده می‌روند. حمید؛ مشاور خانواده، از دوستان نزدیک هر دو آن‌هاست و با تمام تلاشی که می‌کند به این نتیجه می‌رسد که آن‌ها نمی‌توانند با هم کنار بیایند. قرار می‌شود که احسان و لیلا به صورت توافقی از یکدیگر جدا شوند. اما لیلا می‌گوید مهریه‌اش را می‌خواهد. احسان می‌گوید تمام اموال‌اش را به نام کسی زده است. در نهایت قرار می‌شود ماه به ماه، به او یک سکه بدهد. این در حالی‌ست که متوجه می‌شویم احسان با زنی به نام سمانه، از قبل از طلاق آشنا شده و می‌خواهد با او ازدواج کند. لیلا که متوجه این موضوع می‌شود، نزد حمید می‌رود؛ هم این موضوع را به حمید اطلاع می‌دهد و هم می‌گوید از او انتظار نداشته که با احسان همدستی کند و تمام اموال را قبول کند که به نام حمید بخورد. حمید درمی‌یابد که احسان چند ماه پیش او را فریب داده و به بهانه‌ای دیگر، اموال خود را به نام او زده است. حمید در حال رانندگی و در حین بحث با احسان (تلفنی) تصادف می‌کند و جان می‌بازد. احسان پس از مرگ حمید، سراغ حامد؛ برادر معتاد او می‌رود اما حامد می‌گوید که برادر مرحوم‌اش یعنی حمید، این اموال را از او خریده و در ادامه ... عمار تفتی در نقش احسان، امین ایمانی در نقش حمید، پیمان مقدمی در نقش حامد، ترانه کوهستانی در نقش لیلا، مینا کریمی در نقش سمانه، سعید نورالهی در نقش حجت، سیامک راشدی در نقش صالح بازیگران این اپیزود هستند. بار کج اپیزود بارکج را احمد معظمی کارگردانی کرده است و خلاصه داستان این اپیزود درباره شخصیتی به نام صادق انباردار شرکتی وارداتی و 40 ساله است. او در آستانه‌ی از دست‌ دادن بینایی چشم‌هایش است و اگر تا چند روز دیگر بیست میلیون تومان پول عمل قرنیه‌ی چشمانش را نتواند جور کند، برای همیشه کور می‌شود. کاظم که برادر کوچک‌تر اوست، به صادق پیشنهاد می‌دهد برای آن که مفت و مجانی چشمانش را عمل کند، باید نقشه‌ی او را پیاده کند. نقشه‌ی کاظم از این قرار است که شبی با چوب در یک صحنه‌سازی به سر صادق بزند و مقدار قابل توجهی از جنس‌های انبار را بدزدد. در این صورت وقتی نیروی انتظامی برای شناسایی دزد‌ها، صادق را به چهره‌نگاری می‌برد، صادق عنوان کند بینایی چشم‌هایش به خاطر ضربه‌ای که دزد‌ها بر سرش زده‌اند از دست داده است. به این ترتیب بیمارستان نیروی انتظامی چشم‌های او را رایگان عمل می‌کند تا صادق بتواند با مامور چهره‌نگاری همکاری کند. صادق که چاره‌ای‌ ندارد نقشه‌ی کاظم را قبول می‌کند و این تازه آغاز ماجراست زیرا همان شب دزد‌های واقعی با چوب توی سر صادق می‌زنند و تمام جنس‌های انبار را که چند میلیارد ارزش مالی دارد می‌برند. و در ادامه ... علی سلیمانی بازیگر نقش صادق است و بازیگران همچون مهرداد فلاحتگر در نقش مقدم. حمید یزدانی در نقش تابـش. هنگامه برهانی در نقش ظریفه. فرناز احمدی در نقش عظیمـه. شهرام مهدی‌زاده در نقش فربـد. مجید عسگری در نقش شریف. هوشنگ اشراف‌زاده در نقش سرهنگ آگاهی. تقی محمودی در نقش صاحب‌کارِ شریف. فرشاد حقایق در نقش زندانـی. پیمان صادقی در نقش دکتـر. کیانوش گرامی در نقش اســی لـو لـو هریک به ایفای نقش می پردازند. برنده خوشبخت اپیزود " برنده ی خوشبخت "محسن منشی زاده کار گردانی کرده است و داستان آن درباره شخصیتی به نام مرتضی است. مرتضی، که تعمیرکار لپ تاپ است و به دنیای اطرافش با محاسبات علمی و ریاضی­وار دو دو تا چهار تا می‌نگرد. او همیشه به نگار، همسرش می‌گوید متوجه عدالت خدا نمی‌شود چرا که خیلی از آدم‌هایی که اهل نماز و روزه نیستند مال و منال فراوانی دارند. اما او هر چه می‌دود، کم­تر گیرش می‌آید. در همین ‌بین، از بانک با مرتضی تماس می­گیرند و خبر می‌دهند که برنده­ی یک ماشین صد‌ میلیون ‌تومانی شده است. پدر و مادر مرتضی برای شکرگزاری این لطف خدا به مرتضی پیشنهاد می‌دهند با ماشینی که از بانک برنده شده، به مشهد بروند. سفر آنها هنوز در جاده شروع نشده، در تصادف سختی ماشین آتش می گیرد و پدر مرتضی به کما می‌رود. حالا مرتضی بیشتر از قبل به همه چیز دنیا شک می‌کند تا جایی که با نگار رابطه‌اش تیره و تار می‌شود. مرتضی در تنگنای مالی قرار می گیرد و مجبور می‌شود پراید قدیمی و ارزان قیمتش را بفروشد و خرج دوا و درمان پدرش کند. در سوی دیگر مادر مرتضی و نگار در تلاش هستند تا نذر هر ساله ی پدر مرتضی را که اینک در کما است ادا کنند. درست یک شب قبل از ادای نذر، پدر مرتضی از کما بیرون می‌آید اما این تازه آغاز ماجراست زیرا دکتر خبر از سرطان کشنده ی پدرمرتضی می‌دهد و در ادامه ... در اپیزود " برنده ی خوشبخت " نفیسه روشن در نقش نگار، رضا مولایی در نقش مرتضی، خسرو احمدی در نقش پدر، سعیده عرب در نقش ماد، تقی محمودی در نقش بذرافشان و.... به ایفای نقش می پردازند. بهشت همین نزدیکی اپیزود "بهشت همین نزدیکی" را احمد معظمی کارگردانی کرده است و خلاصه داستان آن درباره پسری به نام بهزاد 26 ساله است،او چند ماهی است مادر خود را از دست داده و قصد ازدواج با دختر دایی‌اش، فریده را دارد. پدر فریده، که دایی کوچک بهزاد است، برایش شرط گذاشته درصورتی به ازدواج بهزاد و فریده رضایت می‌دهد که بهزاد یک شغل آبرومند پیدا کند. حالا پس از گذشت یک سال نه تنها بهزاد بی‌کار است بلکه با واسطه‌گری در کارهای نه چندان معقول سعی در پول در آوردن دارد که همین مسئله باعث می‌شود پدرفریده راضی به ازدواج آن دو نشود. بهزاد که همه چیز را تمام شده می‌بیند به سراغ دایی بزرگترش، جلال، که در خارج شهر زندگی می‌کند می‌رود. بهزاد از جلال می‌خواهد پاپیش بگذارد و فریده را برای او خواستگاری کند. جلال که ناراحتی قلبی دارد همان شب قلبش درد گرفته و در مقابل چشمان بهت‌زده بهزاد فوت می‌کند. بهزاد چند دقیقه قبل از مرگش، بریده بریده از وصیت‌نامه صحبت می‌کند. بهزاد که گمان می‌کند دایی‌اش قصد وصیت دارد. این ایده به فکرش می‌رسد که یک وصیت نامه جعل کند و انگشت دایی‌ مرده‌اش را پای آن بزند. پس از مراسم خاک‌سپاری وصیت نامه جعل شده پیدا می‌شود و همه در عین شگفتی متوجه می‌شوند که دایی ‌جلال تمام مال و اموالش را به بهزاد بخشیده است این در حالی است که وصیت‌نامه واقعی دایی‌جلال پیدا می‌شود، در ادامه .... بنا بر این گزارش ، در این اپیزود هنرمندانی همچون بابک انصاری در نقش بهزاد، حسن اسدی در نقش دایی جلال، ولی‌ا... پیرهادی در نقش دایی جواد، مروارید رمضانی در نقش خانم به‌منش، مرتضی ضرابی در نقش نادر، یوسف قربانی در نقش غضنفر، ساحره بهرامی در نقش فریده، محمد حاج‌ حسین در نقش حاج حسین و..... به ایفای نقش می پردازند. پیک عروس اپیزود" پیک عروس" به کارگردانی احمد معظمی کلید خورده است و داستان آن درباره مجید جوانی بیست و هفت هشت ساله‌ که به تازگی پدرش زمین گیر شده، خرجی خانواده را به عهده گرفته است ... خانواده‌ی مجید تصور می‌کنند که مجید با موتورش در پیک کار می‌کند. این در حالی‌ست که ما درمی‌یابیم مجید کیف‌قاپ است... او به همراه دوستش شهرام که هم سن و سال اوست با شیوه‌ی خاصی مقابل بانک می‌ایستند کیف آدم‌های پولدار را که از بانک پول نقد گرفته‌‌اند می‌دزدند... مجید یک روز خیلی اتفاقی وقتی بسته‌ای را در قالب پیک برای یک مزون عروس جا به جا کرده با محبوبه آشنا می‌شود و یک دل نه صد دل عاشق او می‌شود تا جایی که از او خواستگاری می‌کند... مجید به دوستش می‌گوید او می‌خواهد کیف ‌قاپی را کنار بگذارد و از روز بعد از خواستگاری زندگی شریف و سالمی را شروع کند... این در حالی‌ست که مجید نمی‌داند آخرین سوژه‌ی دزدی آنها که در حال تعقیب آن هستند زندگی‌اش را از این رو به آن رو خواهد کرد. نفیسه روشن در نقش محبوبه، سعیده عرب در نقش جواهر، ارسطو خوش‌رزم در نقش شهرام،سیما مطلبی در نقش خانم یاوری، کریم قربانی در نقش اسماعیل در این اپیزود به ایفای نقش می پردازند. پیش از آن که بدانی ، مرده ای اپیزود "پیش از آن که بدانی، مرده‌ای" به کارگردانی امیرمسعود آقابابائیان مقابل دوربین رفته است. اردشیر مردی چهل و سه چهار ساله چندین بار تمامی پولش را در قمار از دست داده است و هر بار پدرش برای آن که تنها بچه‌اش به خاطر بدهکاری چند صد میلیونی به زندان نیفتد دست او را می‌گیرد ... اردشیر که دوباره قمار کرده و چهار صد میلیون چک کشیده این بار نمی‌داند چه کند؟ این در حالی‌ست که همسر او و پدرش گمان می‌کنند او برای همیشه قمار را کنار گذاشته است. اردشیر برای این که از شر طلبکاران خلاصی پیدا کند نقشه‌ای می‌کشد به این ترتیب که: دختر چهل ساله‌ی یکی از بدهکارانش را راضی می‌کند تا برای مدت کوتاهی همسر پدرش شود تا از به اجرا گذاشتن مهریه‌ای که تعیین کرده بتواند پول بدهی‌هایش را جور کند ... درست از روز بعد از عروسی پدر اردشیر که پیش از این که هم دیدیم حافظه‌اش مشکل داشته دچار آلزایمر می‌شود ... حالا اردشیر به ایده‌ی جدیدی می‌رسد؛ بالا کشید کل اموال پدرش با ثابت کردن این مطلب که پدرش صلاحیت نگه‌داری از مال و زندگی‌اش را ندارد و در ادامه ... مجید واشقانی در نقش اردشیر، هستی رضایی در نقش تینا، علی برقی در نقش خسرو، ساغر عزیزی در نقش نازنین، مرجان شکوفکی در نقش مریم، محمدعلی ساربان در نقش علی، جواد طوسی در نقش دکتر کمالی، محسن یگانه در نقش مرد اول و مهدی سزاوار در نقش مرد دوم به ایفای نقش می پردازند. چند روز معمولی اپیزود " چند روز معمولی " را نوید میهن دوست کارگردانی کرده است. داستان آن درباره دو شخصیت به نام محسن و بابک است که خرج زندگیشان را از ساندویچی متوسطی در می آورند. محسن که بیشتر در آمدش را خرج تهیه آمپول دخترش شش ساله‌اش یلدا می‌کند. در تنگنای مالی قرار دارد. قصه از جایی شروع می‌شود که عماد ، صاحب‌‌مغازه محسن و بابک ، مبلغ زیادی را برای تمدید اجاره تعیین می‌کند. بابک و محسن از او وقت می‌خواهند. اما عماد که مستاجر بهتری گیرش آمده ، خلف وعده کرده و با دروغی که میگوید بین ، محسن و بابک اختلاف می‌اندازد. نتیجه این اختلاف جدایی محسن و بابک است. حالا محسن برای اینکه بتواند پول آمپول هفتگی سرطان دخترش را جور کند با موتور ، سراغ مسافرکشی می‌رود. اما خرج و دخل محسن جور در نمی‌آید و طی سه سال گذشته تمام پس اندازش را خرج کرده ، از هرکسی توانسته پول قرض گرفته است. حالا مستاصل مانده و هر روز حال یلدا دخترش بدتر می‌شود. تا جاییکه کار یلدا به بیمارستان می‌کشد. در ادامه ...... بنا بر این گزارش ، مهدی صبائی در نقش محسن. مروارید رمضانی در نقش نرگس. رضا ناصحی در نقش بابک. رضا نجفی در نقش عمادی. روح‌الله محرابی در نقش کمال بازیگران این اپیزود هستند . حلوای نقد حلوای نقد به کارگردانی نوید میهن دوست است و خلاصه داستان این اپیزود درباره جوانی به نام امید است که در یک مبل‌فروشی، نزد حاج فرمان؛ مردی متدین کار می‌کند، او برای این که استاندارد زندگی‌اش پایین‌تر از دیگران نباشد، از روی چشم و همچشمی، قصد دارد به هر طریقی شده چهل میلیون پول به دست بیاورد و آن را به باجناق‌اش بدهد تا ماهانه سود آن را بگیرد و برای این که این پول نزول هم حساب نشود، برای خودش توجیه‌هایی می‌کند. اما به هر دری می‌زند، نمی‌تواند پول را تهیه کند تا این که در یکی از جا به جایی‌‌ها، چهل و پنج میلیون پولِ حاج فرمان را به حساب بانکی نمی‌ریزد و به شاهین؛ باجناق‌اش می‌دهد تا ماهی سه میلیون تومان سود آن را بگیرد. حاج فرمان هم گویا متوجه واریز نکردنِ پول نمی‌شود. ماه‌ها می‌گذرد و امید با سودی که از اصل پول گرفته، کلی وسایل و خرت و پرت و هدیه برای همسرش می‌خرد. امید به شاهین تلفن می‌کند و می‌گوید او دیگر اصل پول را می‌خواهد، اما شاهین که مدرکی به امید نداده، زیر همه چیز می‌زند. این در حالی‌ست که امید می‌خواهد با چهل و پنج میلیونی که به شاهین داده، کسریِ خرید خانه را جبران کند. امید چند شَــّر خـر اجیر می‌کند و در ادامه ... کاوه سماک‌باشی در نقش امید، فرهاد قائم مهدوی در نقش فرمان، رها خدایاری در نقش زن امید، مجید علمدار در نقش شاهین بازیگران این اپیزود هستند. خود کرده را تدبیر نیست اپیزود" خود کرده را تدبیر نیست "به کارگردانی احمد معظمی تهیه و تولید شده است . سوده؛ همسر مهیار وقتی از سفر خارج کشور برمی‌گردد متوجه ارتباط همسرش با زنی می‌شود، او را تعقیب می‌کند و ماجرا را این طور به نظر می‌رسد که مهیار به او خیانت کرده است، سوده پس از آن که چند دلیل محکم به دست می‌آورد خانه را ترک می‌کند و به خانه‌ی محمود و ویدا که از دوستان صمیمی آن‌ها هستند می‌رود. محمود دوست مهیار به سراغ او می‌آید، مهیار عنوان می‌کند که او دست از پا خطا نکرده و حتماً کسی برای او پاپوش درست کرده است. محمود که اطمینان دارد مهیار آدم وفاداری است سعی دارد به او کمک کند تا بی‌گناهی‌اش را ثابت کند هر چند خودش به ارتباط بین نازنین؛ منشی تازه استخدام شده‌ی شرکت با مهیار مشکوک است. در ادامه، نازنین منشی شرکت در برابر چشمان همه یعنی سوده، محمود، همسرش ویدا و خود مهیار می‌گوید که چند وقت پیش به صیغه‌ی مهیار درآمده است اما ماجرا به آن جا ختم نمی‌شود و مهیار کشف‌های جدیدی می‌کند و درمی‌یابد که ...امیرمحمد زند، بهار کاتوزی، حدیثه تهرانی، لیلا عزیزی، عباس حبیبی، آسیه ضیایی، اصغر حسینی، حسین فلاح‌نژاد، پاتریشیا شربیانی به ایفای نقش می پردازند. در سراشیبی در سراشیبی به کارگردانی شاهین باباپور تهیه و تولید شده است. خلاصه داستان آن درباره زوجی جوان به نام های مسعود و مهسا است که به دلیل مشکلات اقتصادی به مشکل برخورده اند . مسعود صاحب خانه ای ارثیه است که پدرش در وصیت نامه خود قیدکرده در زمان حیاتِ مادرش، حق فروش آن را ندارد. در این گیر و دار، مسعود با یک عابر پیاده تصادف می‌کند و اتفاقات ناخوشایندی گریبان‌گیرش می‌شود؛ از این رو، به اجبار، تلاش می‌کند به هر ترفندی خانه‌ی پدری‌ را برخلاف وصیت‌نامه‌ی پدرش، بفروشد که ...شهناز شهبازی در نقش مهسـا،اتابک نـادری در نقش مسعود،زویا امامـی در نقش مادر مسعود، علـی رحمتی در نقش بنگـــاهی و.... بازیگران این اپیزود هستند. دل شکسته نباید داشت دل شکسته نباید داشت را احمد معظمی کارگردانی کرده است و داستان این اپیزود درباره دختری چهل ساله به نام پروین است که به خاطر نگهداری از مادرش که زمین‌گیر شده هیچ گاه به خواستگارانش جواب مثبت نداده است. برادرهای او ، داوود و مجید که هریک پی زندگی خود رفته اند، حالا دندان طمع برای خانه‌ای که پروین و مادر در آن زندگی می‌کنند، تیز کرده اند. مجید و داوود سعی دارند تا با فیروز ، صاحب‌کار آنها ازدواج کند. آنها از این ازدواج دو هدف را در سر دارند اول اینکه بتوانند خانه را بفروشند و به سهم الارث‌شان برسند دوم آنکه بواسطه فیروز پول بیشتری بدست بیاورند. در همین اثنا مادر پروین فوت می‌کند. پروین تنها می‌شود و با فروش خانه برادرهایش او را در تنگنا قرار می‌گذارنددر این میان مقدار ارثی هم که از فروش خانه به او رسیده ، دزدیده می‌شود. پروین به صورت موقت به خانه برادرهایش می‌رود. اما اذیت و آزار برادرها و تهمت‌های زن برادرهایش طاقت او را تمام می‌کند. پروین بر سر این دو راهی قرار می‌گیرد که زن فیروزی شود که حرام و حلال سرش نمی‌شود یا زندگی مستقلی را در پیش بگیرد که بسیار سخت است و.... آناهیتا اقبال‌نژاد در نقش پروین. پروین مُلکی در نقش ماه منیر. محمد اعلایی در نقش داود. آزاده موحد در نقش توران. رضا اخلاقی راد در نقش مجید. بیتا کریمخانی در نقش الهه. نیلوفر پارسافر در نقش فرخنده و.... بازیگران این اپیزود هستند . دو راهی اپیزود دو راهی را احمد معظمی جلوی دوربین برده است و خلاصه داستان این اپیزود درباره دختری به نام شبنم است که او یک سالی است پدر خود را ازدست داده و با مادرش زندگی می کند. شبنم مدیریت شرکت پدرش را به عهده دارد. جوانی به نام رضا که در شرکت با شبنم آشنا شده، به او علاقه‌مند است اما درست روزی که رضا قصد دارد از شبنم خواستگاری کند، مادر شبنم به دور از چشم او سراغ رضا می‌رود و به او می‌گوید که از زندگی دخترش بیرون برود. مادر شبنم معتقد است که رضا برای دخترش کیسه دوخته است. (رضا خیلی پولدار نیست و بازیگر تئاتر است). شبنم که متوجه مخالفت مادر می‌شود، تمام تلاش خود را می‌کند و بالاخره مادرش را برای وصلت با رضا راضی می‌کند اما درست روز عقد، در یک تصادف، نیمی از صورتش می‌سوزد. حالا شبنم رضا را بر سر این دو راهی می‌بیند که آیا حالا که صورت نامزدش سوخته همچنان حاضر است با او ازدواج کند یا رهایش می‌کند؟ در ادامه متوجه می‌شویم که رضا ... بنا بر این گزارش ، آناهیتا افشار در نقش شبنم. شیلان رحمانی در نقش مژده. فاطمه واحدی در نقش همکلاسی رضا. آناهیتا اقبال‌نژاد در نقش فریبا. سجاد دیـرمینــا در نقش رضا در این اپیزود به ایفای نقش می پردازند. غفلت اپیزود غفلت را امیر مسعود آقابابائیان کارگردانی کرده است .این اپیزود درباره دختر جوانی به نام نیلوفر است که به تازگی پدر خود را از دست داده و با مادرش زندگی می کند . او پس از مرگ پدر جواهر فروشی پدرش را اداره می‌کند. قصه از جایی شروع می شود که نیلوفر که خیلی اتفاقی دوست دوران دبیرستانش ، مهتاب را ، به همراه پسری جوان به نام حامد ، در رستوان می بیند. نیلوفر گمان می کند مهتاب و حامد زن و شوهر هستند. بین نیلوفر و مهتاب شماره موبایل رد و بدل می‌شود و قرار می شود به زودی با یکدیگر ملاقات کنند. در سمت دیگر کیف مادر مهتاب ، در خیابان و مقابل جواهر فروشی مورد سرقت دو موتور سوار قرار می‌گیرد و حامد که خیلی اتفاقی از آنجا رد می‌شود ، موفق می‌شود کیف را از دزدان پس بگیرد. اما خودش مجروح می‌شود. نیلوفر پس از خبر دار شدن وقتی به بیمارستان می آید متوجه می‌شود شخصی که به مادرش کمک کرده حامد است. حامد هم از این قضا و قدر تعجب می‌کند. نیلوفر ، حامد و مهتاب را برای تشکر به خانه‌شان دعوت می کند اما حامد تنها می‌آید و نیلوفر متوجه می‌شود مهتاب و حامد زن و شوهر نیستند و در ادامه ... علیرضا اشکان، رها خدایاری، مینا وحید،افسانه ناصری، جواد زیتونی، و.... بازیگران این اپیزود هستند. فریاد رس اپیزود " فریاد رس " را داریوش یاری کارگردانی کرده است و خلاصه داستان آن درباره دختر جوانی به نام پروانه یکتا است که با دوستش سیما خانه مجردی دارند. آنها با نقشه‌ای از پیش تعیین شده قصد دارند ده میلیون تومان از یک موسسه خیریه بگیرند. اما در این بین اتفاق دیگری می‌افتد و هادی؛ پسر روح‌انگیز، مدیرعامل موسسه خیریه، از پروانه خوشش می‌آید و از او بدون اطلاع مادرش خواستگاری می‌کند. روح‌انگیر در ادامه دور از چشم هادی، با پروانه قرار می‌گذارد و به او می‌فهماند که پایش را از زندگی‌ پسرش بیرون بکشد. پروانه در ادامه تصمیم می‌گیرد هر طور شده با هادی ازدواج کند تا پس از ازدواج، مهریه‌اش را اجرا بگذارد و از این طریق بتواند پول زیادی به دست آورد. درست سر آخر آخرین قرار با هادی، روح‌انگیز از راه می‌رسد و با مجادله‌ای که بین او و پروانه بوجود می‌آید حال پروانه بد می‌شود. هادی و مادرش، پروانه را به بیمارستان می‌برند و می‌فهمند او یک غده سرطانی در سرش دارد و چند روز بیش‌تر تا آخر عمرش باقی نمانده است. در ادامه ... افسانه ناصری در نقش مادر، مانا پاک‌نژاد در نقش پروانه، حمید شریف‌زاده در نقش هادی،سیما خضرآبادی در نقش سیما، پریسا بادران در نقش قنواتی، محمد پویا در نقش دکترو.... بازیگران این اپیزود هستند. کپی برابر اصل اپیزود " کپی برابر اصل "را حسین فلاح مقابل دوربین برده است و این اپیزود درباره جوانی سی و چهار ساله به نام " شاهین گرجی " است. او آن قدر زرنگ است که نبض بازار را در دست دارد و با ارتباطاتی که دارد می‌داند قیمت چه جنسی بالا و پایین می‌شود. او خیلی زود با دستمایه چند صد میلیونی که از پدرش به او ارث رسیده است، توانسته مال و منالی به هم بزند. داستان از جایی شروع می‌شود که شاهین با خبر می‌شود تا چند روز آینده قیمت حبوبات افزایش بیست درصدی دارد. او برای پیش خرید چند تن حبوبات، سه میلیارد پول نیازد دارد اما مشکل این جاست که یک میلیارد و نیم بیش‌تر ندارد. در همین وقت برادر دوقلوی او، پدرام، که خیلی به او شباهت دارد و کپی برابر اصل اوست، پس از چند سال دلخوری و قهر به سراغش می‌آید. شاهین متوجه می‌شود پدرام سرطان دارد و برای درمان به تهران آمده است. شاهین برادر را تا بیمارستان همراهی می‌کند. در آن جا پدرام به کما رفته و دچار مرگ مغزی می‌شود. شاهین از شباهت چهره‌‌اش با پدرام سوء استفاده می‌کند، به کارخانه‌ی او می‌رود و خودش را به جای برادرش جا می‌زند و در همان روز اول متوجه می‌شود پدرام، برادرش، بیش‌تر از آن که او گمان می‌کرده، مال و منال دارد و تصمیم می‌گیرد با جعل امضا و فروش کارخانه، تمام اموال برادر مرده را بالا بکشد. اما زمانی که جهانگیر، مردی هیکلی، که از طلبکاران پدرام است او را به جای پدرام گروگان می‌گیرد، تازه درمی‌یابد در چه هچلی افتاده است. در ادامه .... یه لقمه دروغ یه لقمه دروغ به کارگردانی نوید میهن دوست تهیه و تولید شده است. داستان این اپیزود درباره پسری به نام " شهراد " است که در شرکتی مشغول به کار است، شهراد برای پیش بردن کارهایش و توجیه دیر آمدن هر روزش به شرکت، مدام دروغ می‌گوید. او تا جایی پیش رفته که دورغ‌گویی جزئی از زندگی او شده است و اگر یک روز دورغ نگوید، آن روز به شب نمی‌رسد. الهام، دختر دایی شهراد؛ که در آستانه‌ی ازدواج با اوست، برای ازدواج‌شان شرطی را تعیین می‌کند. شرط الهام این است که شهراد یک ماه روزه‌ی واقعی بگیرد. به این معنی که در این یک ماهی که روزه می‌گیرد، به هیچ عنوان دروغ نگوید. شهراد که نگران بوده الهام شرط سخت‌تری بگذارد با اطمینان می‌گوید از پس این شرط بر می‌آید. اما وقتی روز اول ماه رمضان می‌رسد متوجه می‌شود که چقدر عمل ‌کردن به این شرط سخت است. شهراد تا جایی پیش می‌رود که اگر در یک جلسه مهم کاری دروغ نگوید چند صد میلیون تومان، به رئیس شرکت ضرر می‌زند و این تازه آغاز ماجراست. شهراد بر سر این دو راهی قرار می‌گیرد که چه کند. در ادامه .... بنا بر این گزارش، این مجموعه اپیزودی قصد دارد تا مکافات رفتار و اعمال انسان ها را به تصویر بکشد و بازتاب رفتار و اعمال افراد در گذشته و تاثیر آن برای زندگی آینده را نشان دهد. این مجموعه تلویزیونی در یک ماه رمضان به مدت 40 دقیقه از آنتن شبکه تهران نمایش داده می شود.
ارسال نظر: