اخبار آرشیوی
نشست بررسی برنامه "ماه عسل"/۴- حسامالدین آشنا: "ماه عسل" از لحاظ اخلاق حرفهای زیرسوال است/ اگر مجری مجرد نبود و زیاد حرف نمیزد شاید برنامه روانتر جلو میرفت؛ باید به احترام علیخانی کلاه ازسر برداشت/ رسانه ملی استانداردها را چنان ماورایی میکند که علما هم باید بخود شک کنند
به گزارش خبرنگار «نسیم»، این کارشناس در ادامه افزود: - وقتی از وظایف رسانه صحبت میشود راجع به بسیجگری اجتماعی دم میزنیم یعنی تلویزیون باید در یک زمان خاص هم افکار عمومی حول یک مسأله را تجمیع و انرژی اجتماعی را آزاد کند که این ر هم در دوران جنگ و انتخابات هم دیده ایم. - بحث امروز دنیا در حوزه تلویزیون این است که آیا وظیفهاش صرفا بسیج گری اجتماعی است یا میتوانیم به سمت جنبشهای اجتماعی رسانه هم برویم؟ - آیا "ماه عسل" را باید آغاز یک جنبش اجتماعی تلقی کنیم یا نه؟ شاید هم فقط یک حس و آن و لحظه ای تاریخی قلمداد شود؟ اگر به این سمت برویم که رویکرد تلویزیون در جهت رویکرد جنبشهای اجتماعی است و "ماه عسل" هم طلایهدار این چنین حرکتی است، باید استقبال کرد و به تلویزوین امید داشت و حتی آفرین گفت. اما چگونه فقط با یک برنامهای که 30 شب عواطف و احساسات را بمباران میکند جنبشهای جتماعی آیا شکل میگیرد؟ این برنامه باید در طول سال طرح شود و با استمرار، جنبش اجتماعی ایجاد کند. - گاهی استاندارهای را صدا و سیما آنچنان بالا تعریف میکند که آیت الله جوادی آملی هم باید فکر کند که آسیا در حد استاندارهای اینها هست یا نه! رسانه
ملی یعنی به رسمتی شناختن تنوع ها و همه سلیقه ها و کلام رهبری که فرمودند؛ بدحجابها یک نقص دارند و میتواند برطرف شود اما تلویزوین با برنامههایی که دارد برخلاف مطالبات رهبری حرکت میکند. -اگر تولید برنامه خوب کند، ماهواره به گرد پای برنامههای ما هم نمی رسد. برنامه ای مثل "ماه عسل" از لحاظ اخلاق حرفه ای زیر سوال هستند وبرای جذب سازی، درون زندگی افراد ولو با رضایت خودشان، فاش میکنند. عواقب این بازگشایی معلوم نیست چه تأثیری در آینده این افراد و مهمانها دارد - چیزی که از این برنامه دیدم گزارشاتی آرشیوی و نه اختصاصی بود و یا مستندهای کوتاه محض. باید ببینیم این برنامه مجری محور بود یا مهمان محور یا حضارمحور و یا ترکیبی از اینها. - متأسفانه به دلیل سوء تدبیرهای صدا و سیما همواره ستارهکشی تلویزیونی را شاهد بودیم و تلویزیون برنتافت که یک ستاره بدرخشد. چون ترسیدیم پررو شود و حتی گاها با پخش فیلمهای خصوصی، ابروی صدا و سیما برود. نمونه خود علیخانی است که رابطه اش با صدا وسیما به نحوی قهر و آشتی بود. - اگر مجری این برنامه مجرد نبود و زیاد حرف نمیزد شاید برنامه راحت تر و روانتر جلو میرفت. علیخانی از عمیقترین و پرشورترین
مجریانی است که من اگر کلاه داشتم به احترامش کلاهم را برمیداشتم. - من به دکتر روحانی خیلی اصرار کردم که در آخر "ماه عسل" به آن بیاید؛ توضیح که دادم گفت که با آمدن من در این برنامه، حال مردم را خراب نکنید بگذارید خوش باشند. -به نظرم این برنامه اگر زنده نباشد و بصورت ضبط شده و کوتاه تر روی آنتن برود، جذابیتش بیشتر خواهد میشد.