اقبال واحدی: هم و غم امروز صداو سیما باید "توسعه نشاط" باشد

کدخبر: 964756

این مجری در نشست «نسیم» افزود: متأسفانه تدارکات‌چی‌های تلویزیون شده‌اند تهیه‌کننده؛ واقعا آفت است/ برنامه‌های خودی دنبال کپی از هم هستند؛ شده‌ایم رقیب هم/ در حجم نیروهای ستادی باید تجدید نظر کرد چون دیگر چابک نیستند

خبرگزاری «نسیم»-محسن غلامی(قلعه‌سیدی)، علیرضا ملوندی // رسانه ملی با تغییر مدیریت و آمدن محمد سرافراز، نوید روزهای پرتحولی را می‎دهد؛ از جایگزین مدیران جدید شبکه‌ها و معاونت‌ها اینطور که برمی‌آید چابک‌سازی جدیتر از قبل، در دستور کار است.

در همین مدت اخیر خیلی‌ها در این سازمان عریض و طویل و البته حساس آمدند و رفتند تا شاکله جدیدی در رأس مدیریت شکل گیرد و در نهایت شاهد تولیدات و جریانسازی رسانه‌ای بهتر و تأثیرگذارتری که به درد مردم داخل و خارج بخورد، اتفاق بیفتد.

با تجربه‌ها از ضعف‌های این چند دهه می‌گویند تا دیگر محل آزمون-خطای دوره جدید نباشد. روی کار آمدن محمد سرافراز را همه مثبت می‌دانند از جمله "اقبال واحدی" که از مجریان و تهیه‌کنندگان باسابقه تلویزیون است. آنچه در ادامه می‌آید بخشی است از تجربیات او که در نشستی با خبرنگاران «نسیم» مطرح شد.

*شما چندین سال در صداوسیما مشغول بکار بردید و دوره‌های مختلف مدیریت را هم به چشم دیده‌اید. تمام تلاشهایی که شکل گرفت تا هم کمیت و هم کیفیت برنامه‌ها برای جذب مخاطب، موثر باشد. خصوصا در این 10 سال اخیر تغییرات خیلی به چشم آمد اما بالاخره همچنان ضعف‌هایی داریم. شما ببینید در همین یکی دوماه اخیر نوید تغییرات اساسی در رسانه ملی هم داده شده. اما بپردازیم به مشکلات فعلی.

من فکر می‌کنم نیروهای ستاد ما در رسانه ملی، بزرگ‌تر و بیشتر از نیروهای صف ما بعنوان تولیدکننده برنامه‌ها هستند. انسان‌هایی که خدمات می‌دهند به کسانی که عملیاتی هستند باید خیلی کمتر باشند ولی الآن متأسفانه یک فضایی ایجاد شده که بزرگ است و به خاطر همین آن چابکی را ندارد.

چون هزینه هم دارند یک مقدار از هزینه‌ها جذب آن فضا می‌شود. سازمان به این بزرگی یک سری از هزینه های اضافی نیز باز در پی دارد حتی درختکاری و گلکاری! البته بد نیست ولی زمانی ارزشمند است که بشود از آن خروجی خوبی خارج شود یا ساختمان سازی خوب است ولی تا چه حد و کجا؟

*پس یعنی چابکی لازم را ندارند.

حس می‌کنم نیروهایی که باید به ما سرویس بدهند تا ما خوب کار کنیم و دغدغه تولید نداشته باشیم، یک مقدار از آن چابکی‌اش کم شده است.

بحث ستاره‌سازی در صدا و سیما را دست کم نگیرید. صدا و سیماهای دنیا را نگاه کنید مثلا ستاره سازی یکی از بحث‌های بسیار مهم آنهاست یعنی ستاره‌هایی را مطرح می‌کنند چه از نظر بازیگرها و چه مجری‌ها و چه حتی فوتبالیست‌ها و ورزشکاران. اینها می‌شوند انگیزه‌ها و سرمایه‌های یک رسانه.

تلویزیون در کنار فوتبال و فوتبال در کنار تلویزیون معنی پیدا می‌کند حتی به سینما هم تلویزیون کمک می‌کند. می‌دانید یکی از پول‌سازترین آدم‌ها در تلویزیون‌های جهان، مجری‌ها هستند حتی از نظر قیمتی خیلی بالاتر از ستاره‌های سینما و فوتبالیست‌ها.

*شاید بخاطر اینکه خود شما هم سالیان سال مجری بوده‌اید، این را مطرح میک‌نید!

این را چرا بیان می‌کنم؟ به خاطر اینکه ما یک مقدار از ستاره‌سازی وحشت داریم. چون می‌گویند شاید در جایگاهی قرار بگیرد و بعد نشود که کنترلش کرد.

البته بودند همچین آدم‌هایی که نشود کنترلش کنند ولی اصلاً وحشتی ندارد درست مثل تصادف ماشین است شما نمی‌توانید به خاطر اینکه تصادف نکنید رانندگی را حذف نمی‌کنید بلکه سعی می‌کنید درست رانندگی کنید و می‌شود حلش کرد.

*یکی از جدیترین مباحث صداوسیما، بحث رقابت است. رقابت شبکه‌های خودی با خودی و همچنین با بقیه که دیگر شبکه‌های خارجی باشد. چه کار می‌شود، کرد؟

رسانه بدون رقابت باز قدرت خودنمایی ندارد رقابت طوری پیش می اید که چندتا سازمان تلویزیونی جدا باشد مثل سینما یک فیلمی خوب فروش می‌کند و یک فیلمی بد فروش می‌کند.

این نشان می‌دهد که اگر رقابت باشد، سعی می‌کند آن گروه هنرپیشه‌ و سناریوی بهتری بگیرد و در حال بازسازی خودش گام بر می‌دارد.

*اگر می‌شود مصداقی وارد شویم.

شما یک برنامه "صبح به خیر ایران" که مثلاً آن همه مخاطب داشت را به راحتی می‌توانید از دست بدهید. حالا درست است که یک سری اسپانسر مد شده که این هم باید آسیب شناسی شود ولی به هر حال رقیب خوب است. ولی متأسفانه شبکه ها در تولید این برنامه ها، خودمان رقیب خودمان شدیم مثلاً همین برنامه "صبح به خیر ایران" که ما داشتیم باعث شد که بیننده‌ها برنامه‌های صبح را جدی بگیرند و این خیلی جالب بود.

همینطور هم "سفرنامه صبا" که شروع شد خیلی جواب داد به خاطر اینکه شهرستانی‌ها دیدند که این برنامه کاملاً ایرانی اجرا می‌شود و فقط برای تهران نیست و این دارد در اوج کار خودش را می‌کند.

اما یک دفعه شبکه‌های دیگر می‌آیند رقیب این برنامه می‌شوند یعنی خود سازمان می‌شود رقیب خودش و بعد بیننده نمی‌داند که کدام شبکه را ببیند. وقتی که این برنامه دارد کار خودش را می‌کند چه لزومی دارد رقیبی برایش بتراشید.

حتی حالا ما در شبکه خبر هم "صبح با خبر" داریم حتی شبکه آموزش هم برنامه دیگری دارد یعنی با اسم‌های مختلف تنها یک برنامه را روی آنتن می‌برند.

ما الآن می‌بینیم در شبکه‌های خارج از کشور کل شبکه درگیر یک گروه است یعنی نه تنها رقیب هم نمی‌شوند بلکه همدیگر را پوشش می‌دهند که شما با مجری‌شان دوست شوید.

* چطور؟

اینطور که همان گروه صبح برنامه پخش می‌کنند ظهر پخش می‌کنند و... چرا؟ برای اینکه شما اسمش را یاد بگیرید و با چهره‌اش اشنا شوید و یواش یواش صمیمی شوید و از نظر عاطفی با آن درگیر می‌شود.

این یک کار رسانه‌ای است ولی ما متأسفانه در مورد رسانه ملی ممکن است حتی بخشنامه‌ای بیاید که مثلاً فلان مجری که در یک برنامه است در برنامه دیگری نباشد به خاطر اینکه آدم‌های زیادی هستند.

اگر نه چه اشکالی دارد که یک مجری که موفق است مثلاً در شبکه بچرخد و بیننده آن را ببیند. یکی از علت‌های موفقیت "صبح به خیر ایران" چون مخاطب زیادی هم داشت شناخت مردم با مجری‌هایش بود. حتی برنامه را به اسم ما می‌شناختند و این نکته خیلی برای یک برنامه خوب است.

اینها مسائلی است که تلویزیون باید خیلی روی آنها حساب باز کند حداقل در حیطه کاری خودم به نظرم باید به این سمت برود. در بحث کلان سازمان صداوسیما دیگر در توان من نیست و اصلاً سواد این کار را ندارم.

*آمارسنجی خود شما روی چه اساسی است مثلا بخوهید بفهمید برنامه خود شما مورد استقبال بوده یا نه؟

وقتی من می‌بینم مثلاً از یک سریال، عمه و خاله بقیه خوششان می‌اید؛ می‌فهمم که لابد چیزی دارد که مثلاً مادر هشتاد ساله من دوستش دارد بعد مثلا پسردایی هجده‌ساله من همینطور. این خودش آماری برای میزان استقبال از یک برنامه است.

*بالاخره در این ده سال اخیر حولاتی رخ داد. در کلیت این ارتقاء را دیدم یا نه؟ به نظر من تنوع‌سازی خوبی حدقل در حوزه تولیدات انجام شد یعنی اینکه این همه شبکه راه انداختیم و برنامه‌های مختلفی روی آنتن بردیم و مخاطب زیادی هم جذب کردیم.

وظیف مدیر رسانه ملی همین است. مثل این می‌ماند که وزیر راه و شهرسازی بگوید که ما جاده ساختیم خوب کارش این است. یک مدیر شبکه تلویزیونی یا صداوسیما باید بگوید که من کار خوب انجام دادم جز وظایفش است و از پول بیت المال هم خرج میکند.

خوشبختانه آقای ضرغامی چون که از خانواده رسانه‌ای و از نظر معلومات هم خیلی قوی بود توانست خیلی کار خوب انجام دهد.

همین تعداد شبکه‌ها؛ مثلاً شبکه قرآن یک شبکه بسیار موفقی است البته در ژانر خودش و بقیه شبکه های تخصصی هم اینطور است. از همه مهمتر در زمانی که هزاران کانال تلویزیونی و ده‌ها کانال تلویزیون به زبان فارسی پخش می‌شود باید زمانی را پر کند مخصوصاً با دیجیتال کردن فرستنده‌ها و کیفیت خیلی خوبشان؛ پس این امکانات را اصلاً نمی‌شود کنار گذاشت.

شبکه‌های برون مرزی ما خیلی قوی عمل کردند چون برای مخاطبین ما این شبکه‌ها بسیار مهم است. بعضی از مخاطبین ما می‌گفتند که ما اصلاً نیاز نداریم که شبکه جام جم یک شبکه‌ای باشد که برای ما جنگ و شو بگذارد ما به اندازه کافی در خارج از کشور از این چیزها داریم اتفاقاً ما دنبال دعای ندبه هستیم و... پس آن را دوست داشتند.

می‌گفتند اگر ما می‌خواهیم شو نگاه کنیم کانال‌های مختلف هست؛ ولی کمبودهایی داریم مثلاً در محرم ما با دیدن عزاداری انگار دنیا را به ما می‌دهند یا در نوروز با دیدن سفره هفت سین، کیف می‌کنیم چون هیچ شبکه‌ای در دنیا اینطور به نوروز نمی‌پردازد.

*بنابراین خوب عمل کردند این شبکه‌های برون مرزی.

شبکه‌های برون مرزی ما بسیار موفق بودند و خیلی خوب کار کردند و انشاء الله وضع بودجه تلویزیون خوب شود تا بتوان کارهای زیادتری هم انجام داد.

*گویا سدی شده این بودجه برای صداوسیما که همه هم ناله می‌کنند چه مدیر باشد و چه برنامه‌ساز.

یکی از مشکلات ما همین بحث بودجه است. قبلا نیروهای شهرستان مثل استانداری ها هم در تولیدات، کمک می‌کردند. مثلا یک زمانی که گروه ما می‌رفت به شهرستان‌ها، هزینه گروه ما را نیز آنها متقبل می‌شدند الآن آنها هم دچار مشکل هستند که انشاء الله با بهبود بحث بودجه‌ها شاید یک فرجی حاصل شود.

*به نظرم هم خوب است که مدیری از جنس رسانه ملی و مدیریت این رسانه بر سرکار آمد. تأکید داشتید روی شبکه‌های برون مرزی و عملکرد مثبتی که دارند. اتفاقا تجربه 20 ساله آقای سرافراز، خیلی به این جریان کمک می‌کند.

اگر کسی از بیرون از سازمان برای مدیریت آن انتخاب می‌شد، باید آزمون-خطاهایی که مدیران قبل در بیست سال کرده‌اند، دوباره شروع می‌کرد تا به جایی برسد. به نظر من اینهایی که در حوزه مدیریت کار کرده‌اند سرمایه ما هستند.

دکتر سرافراز مشکلات فنی و پرسنلی را می‌داند و با دانستن اینها الآن با کوله‌باری از تجربه آمده در مدیریت؛ سازمان هم چون سیستم دولتی دارد مثلا ربطی ندارد که یک سرمایه‌گذار جدید و پولدالتری بیاید!

کسی مثل آقا سرافراز خاک صحنه خورده و به نظر من انتخاب خوبی بود چون اگر فردی از جای دیگری می‌آمد مثل این می‌ماند که چون بچه‌های سازمان سوادش را نداشته‌اند، مجبور شدند که از جای دیگر مدیری برای ریاست صداوسیما بیاورند.

یادم هست در یکی از برنامه‌های خارجی دو تا فرانسوی بحث می‌کردند و میگفتند که شما ایرانیها در کشورتان واقعاً دارید معجزه می‌کنید چون شما چاشنی‌هایی مثل موسیقی، سکس، تجملات و غیره اصلاً ندارید و دارید برنامه‌های جذاب می‌سازید. می‌گفت شما بحث اعتقادتان و شرعیات و قوانین محدودوتان کرده با این حال دارید جذب مخاطب می‌کنید، دارید معجزه می‌کنید.

درست هم می‌گفت بچه‌های تلویزیون، خیلی کارهای خوبی انجام می‌دهند. بحث من این است ما اگر می‌خواهیم مخاطبمان پای تلویزیون بنشیند باید دست‌خط‌هایمان را تغییر دهیم و مثل روزنامه و سینما باید شبکه‌هایی با چارچوب و قوانین خاص خودش مثلا به صورت خصوصی تأسیس شود تا بقای خودش را در بقای مخاطب ببیند.

باید بتوان با این ضوابط برنامه خوب تولید کرد درست مثل فوتبال ما چون باشگاه‌های اصلی ما با زیر نظر بودجه دولتی هستند همیشه بحث و جدل در آن وجود دارد ولی باشگاهی که خصوصی‌تر است راحت‌تر جلو می‌رود.

* البته در قانون ما چنین چیز تعریف نشده و در عین اینکه نیاز به ساز و کار دارد. سخت است چون به هرحال صداوسیما یک مرجع بالای سر خود دارد. بخش خصوصی این نظارت را نمی‌بیند و ممکن است هزار اتفاق بیفتد.

مردم! باید به آنها اعتماد کرد چون مردم ما مردم متدین و با فرهنگ هستند و خودشان انتخاب می‌کنند. به نظرم یک سری شبکه دیگر مثلا به شکل خصوصی، بیایند مسابقه را هیجان‌انگیزتر می‌کند بعد نظارت روی اینها بگذارند. با خلافکار هم کاملا برخورد کنند. شاید بتوان بازار فرهنگی کشور را ارتقاء داد.

*همین الان هم ما کم شبکه نداریم. هر استانی خودش یک شبکه دارد.

شبکه‌های استانی خیلی جای خوبی برای کار دارند. از نظر تعداد نیز شبکه‌های ما خیلی خوب هستند ولی من با یک صدایی اینها مشکل دارم نه با تعداد آنان. مردم تنوع را دوست دارند.

شما ببینید سر انتخابات 24 خرداد سال گذشته بالاترین سم پاشی‌ها و برنامه‌های هدفمند از شبکه‌های آن ور آبی انجام شد ولی باشکوه‌ترین راهپیمایی و انتخابات در آن سال بود. پس مردم ما می‌فهمند و می‌دانند که سر و ناسره چیست و می‌دانند که فلان حرف مغرضانه است پس نباید وحشت کرد.

مردم ایستاده‌اند پای نظام؛ مگر 9 دی یادمان رفته مردم چقدر خوب جواب دادند و اصلاً یک حماسه بود بدون تبلیغات. مردم با حس مسئولین آمدند وسط میدان واگر عاشورا آن قضیه اتفاق نمی‌افتاد مردم اینطور نمی‌آمدند چون مردم دین و اعتقاداتشان را دوست دارند و این چیزها در خون ماست.

*در بیوگرافی شما مشخص است که خود شما از خانواده روحانی بوده‌اید و چه بسا بهتر سبک زندگی درست را تجربه کرده‌اید. بویژه اینکه زیاد هم برای کارتان در سفر بودید و جاهای مختلفی بویژه روستاها و شهرهای کوچک رفته‌اید. برگردیم به تولیدات رسانه ملی! اینکه چقدر نمود همین سبک زندگی ایرانی-اسلامی ماست؟

در قدیم بخاطر فشاری که ایجاد شد تهران و شهرهای بزرگ شده بودند الگو متأسفانه! دهاتی را فحش می‌دانستند درحالیکه اتفاقا باید اسم دهاتی را با افتخار آورد و آن را ارزش دانست. در تلویزیون ما هم این اتفاق و این فضا ایجاد شد.

گرچه همه آن تقصیر تلویزیون نبود چون بحث معماری ما هم همینطور است معماری ما سردرگم است نه تنها الآن بلکه 30 سال است که ما می‌گوییم ولی متولی پیدا نمیشود که جواب. ما که خودمان را دوستدار این فضاها می‌دانیم اصلاً حساسیت نداریم!

هر روز یک مدل ساختمان سازی مد میشود؛ جالب اینجاست که این شده از نظر ما موقعیت اجتماعی آدم‌ها! درگیر مسائل حزبی شدیم و سیاسی شدیم؛ من آن سالی که اقای خاتمی می‌خواست رئیس جمهور شود و آقای ناطق نوری نیز بود یک گروه می‌گفتند توسعه اقتصادی اولویت دارد و یک گروه می‌گفتند توسعه سیاسی.

من آن زمان در تلویزیون مطرح کردم که قبل از همه اینها ما به توسعه نشاط نیاز داریم نشاط به معنی امید است حتی ما بعد از یک روضه دلچسب که گریه می‌کنیم یک نشاط داریم ما اگر این نشاط راداشته باشیم هم در سبک زندگی تأثیر دارد.

ما در حال حاضر آدم‌های پولداری داریم که خانه‌شان دکور دارد ولی نشاط ندارد و در روستا هم همچنین کشاورزی دارد و مثلاً خربزه را دانه‌ای مثلاً ده هزار تومان می‌فروشد و انار را مثلاً کیلویی پنج هزار تومان می‌فروشد ولی باز می‌بینی یک چیزهایی کمبود دارد.

روی این مسئله باید کار کرد که انسان به حال خوش برسد خودمان برای خودمان جوک درست نکنیم و تا یک چیز خراب دیدیم نگوییم ایرانی است دیگر. به چیزهایی خوب بگوییم ایرانی. همانطور که به فرش ایرانی، زعفران ایرانی و... افتخار می‌کنیم.

*سهم تلویزیون چقدر است پس؟ سیما و رادیو چه کاری کرده است؟

یکی از بزرگترین آفت‌های تلویزیون، نداشتن تهیه کنندگان حرفه‌ای است. تهیه کننده‌ای که تلویزیونی نباشد به نظر من اصلاً نباید اجازه بدهند که تهیه‌کنندگی کند. چون تهیه کنند‌گی بالاترین سطح تولید تلویزیون است همانطور که کارگردان در سینما اینگونه است.

پس یکی از ضعف‌هایی ما بحث تهیه کنندگی است ولی متأسفانه در دانشگاه‌ها رشته‌ای بنام تهیه کنندگی تلویزیونی ما نداریم. خیلی مهم است که تهیه کننده فیلمبرداری و عکاسی بلد باشد و زیباشناسی بداند و فضای اجتماعی کشورش را خوب بلد باشد و بعد در قسمت‌های مختلفی تهیه کننده شود. ما الآن تدارکات‌چی را می‌کنیم تهیه کننده.

*الان تهیه کننده مساوی سرمایه گذار شده!

بله و این در سینما البته بیشتر دیده می‌شود.

*کم هم نیستند مجریان جوانی که حتی تهیه‌کنندگی برنامه خودشان را هم در دست می‌گیرند متأسفانه.

تدارکاتچی با تهیه‌کننده تفاوت دارد؛ تهیه کننده باید 25 سال کار کرده باشد و شوخی نیست این کار و به همین دلیل که شما می‌بینید سبک زندگی تغییر نمی‌کند چون تهیه کننده‌های ما کاردرست‌کن کار هستند یعنی می‌داند هنرپیشه از کجا بیارد و دوربین از کجا اجاره کند و... درحالیکه این کارها را باید مدیر تهیه و تدارکات انجام دهد.

*پس وظیفه دیگر عوامل چیست.

اصلاً مدیر گروه در شبکه ها زیاد مهم نیستند؛ مدیر گروه سیاست‌های کلی گروه را می‌گوید و این تهیه کننده است که باید همه کارها را انجام دهد. کسی که متن را می‌شناسد و مخاطب را می‌شناسد و همه اینها را باید بداند و بلد باشد.

در کل این را بگویم و جمع بندی کنم که بعضی از تهیه کنندگان در دنیا در کارتلویزیونی بسیار انسان‌های بزرگی هستند. یعنی آدم‌های دانشمند باید تهیه کننده شوند بویژه در بحثهای معارفی و اجتماعی ولی ما در این زمینه کمبود داریم.

ارسال نظر: