پایان تفحص «شهدا» در داخل خاک ایران
تفحص داخل ایران تمام شده، ولی ممکن است حدود یک درصد از آن باقی مانده باشد.
در شرایطی که آگاهانه یا ناآگاهانه ارادهای در پی پاککردن نام شهدا از شهرند، اما از آن طرف گروههایی وجود دارند که پس از گذشت سه دهه از اتمام دفاع مقدس، با تمام وجود در پی یافتن پیکر شهدا هستند. در نخستین روزهای هفته دفاع مقدس سراغ موضوع جستوجوی مفقودین دفاع مقدس رفتیم. حوزهای که دستمایه داستانها و آثار تصویری متعددی قرار گرفته است و از لحاظ دراماتیک قابلیتهای بالایی دارد. گفتوگوی ما با سردار محمد باقرزاده، مسئول کمیته جستوجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح را در ادامه بخوانید. هر چه از دفاع مقدس فاصله میگیریم شبهات زیادی مطرح میشود و از آنسو هم بخشهایی از نسل جدید، ارتباطات خوبی با شهدا و جنگ برقرار میکنند، مخصوصا با کتابها و فیلمهایی که درباره شهدا هستند. درباره این نگاهی که در حوزه دفاع مقدس بین جوانان و نوجوانان شکل گرفته صحبت کنیم. آیا فاصله بعیدی بین نوجوانان امروز و دفاع مقدس وجود دارد؟
این مباحث جدید نیست و بارها بیان شده است. اینکه بعضا گفته میشود انقطاع میان نسلی، از نظر قواعد فلسفی و هم از بعد جامعهشناسی و مغرضات اجتماعی رد شده است. آنچه الان ظهور و بروز دارد این است که نسل جوان همان نسلی که نسل دفاع مقدس را نمایندگی میکند؛ الان مسیر را ادامه میدهند و شاید مثال بارز آن هم شهدای مدافع حرم هستند. اینها با همه موانعی که برای آنها وجود داشت در یک مقیاس کوچکتر از عرصه دفاع مقدس خود را به جبههها رساندند، یعنی اصلا بسیج عمومی نداشتیم و اصراری برای رفتن نبود که اینها حتما باید بروند، ولی مدافعانحرم خودجوش به هر شکلی که بود مسئولان را تحت فشار قرار دادند و رفتند و شاهد بودید که بالغ بر دو هزار و خردهای نفر شهید شدند، اما نشان دادند نسل دفاع مقدس زنده و پویاست، یعنی نسلی که از دامن دانشگاه دفاع مقدس بیرون آمده، تداوم پیدا کرده و قطع نشده است. ما زایندگی داشتیم و این زایندگی هم در مقیاس وسیع بوده است. البته این یک نشانه است ولی نشانههای بارزتر آن پیشرفتهای علمی است که در صنایع مختلف از جمله صنایع دفاعی داشتیم. باز این مساله را هم همین بچههای جوان دنبال کردهاند و خواستههایی را که در زمان جنگ داشتیم فراتر از آن سطح و عالیتر به نتیجه رساندند و الان شاهد هستید در حوزه موشکی، موشکهای کروز و بالستیک داریم که در مقیاس پیشبینی شده جواب دادهاند و موشکهای نقطهزن که خیلی هم مهم هستند. هر کدام از اینها میتواند برای اثبات این مدعا کافی باشد. ما در مسیر دفاع مقدس آن چیزی که امام ترسیم کرده بودند، مثلا سالروز نیروی هوایی، زمینی و دریایی داشتیم و این با فرمان امام شروع شد و شکل گرفت، اما الان در صنعت هوا و فضا و در حوزه پهپاد و پدافند چقدر پیشرفت کردهایم. من فقط پیشرفتهای مربوط به حوزه دفاعی را بیان میکنم، درصورتیکه مردم پیشرفتها در حوزه صنایع پزشکی، نانو و سلولهای بنیادین را اطلاع دارند. این نسل دفاع مقدس، نسلی است که نفس امام به آن خورده و از قبل آن برکات هدایتهای امام و در تداوم آن هدایتهای مقام معظم رهبری مسیر خود را خوب تشخیص داده است. جریان مقاومتی که در کشورهای اسلامی و منطقه شکل گرفته نشانه همین زایندگی است. امام یک زمانی فرموده بودند هستههای حزبالله را در سراسر دنیا تشکیل دهید. شما از فردا اگر در هر یک از کشورهای اروپایی یا آمریکا علم یاحسین را برافراشته دیدی، نباید تعجب کنید. بالاخره پیشگامان رهایی ملتهای در بند رفتند و اینها سر پلها را در جاهای مختلف گرفتند. اگر لازم شود در وقت مناسب وظایف خود را بهدرستی انجام خواهند داد. در حوزه معارف انقلاب یک حرکت فردی-شخصیتی همانند علامه شیخ زکزاکی در کشور نیجریه چه میکند؟ این نوع حرکات را در مقیاسهای دیگر در نقاط دیگر دنیا داریم که افرادی به اسلام گرویدند و مکتب انقلابی تشیع را توانستند معرفی کنند و دوستداران زیادی جذب شدند. این تداوم خط انقلاب و خط سرخ عاشورایی اباعبدالله یک حقیقت انکارناشدنی است و آنهایی که ما را رصد میکنند بهخوبی میدانند انقلاب تا چه مرزهایی پیشرفت کرده است. هر چه جلوتر میرویم از این نشانهها و فضاهای خاطرات دفاع مقدس فاصله میگیریم یا خاطراتی که در کتابها میخوانیم هنوز وجود دارد؟ در حوزه تفحص هنوز اتفاقاتی رخ میدهد؟
تفحص بخش اخیر دفاع مقدس است که هنوز جاری است. هنوز اگر به ظاهر جنگ 8 ساله تحمیلی تمام شده باشد ولی هنوز یک بخشی از این دفاع ادامه دارد و آن انتقال پیکرهای طیبه شهداست که همکاران و دوستان من درحال انجام آن هستند. این کار دشواریهای خاص خود را دارد و در صحنه عمل عنایات و الطاف الهی را همانطور که در صحنه جنگ شاهد بودیم، در این کار هم مشاهده میکنیم. گاهی اوقات، موانعی در کار ایجاد میشود که بر حسب عادات ظاهری قابل حل نیست. مثلا چندی پیش در منطقه حاجعمران کار میکردیم. حاج عمران در استان اربیل عراق است. در ارتفاع 19/25 داخل خاک عراق مقری داشتیم و آنجا کار میکردیم. داخل آبادی و روستایی مستقر بودیم. با اولین سرمایی که به منطقه وارد میشود، در ارتفاعات برف میآید یعنی نقاطی که مورد کاوش بود، برف آمد. داخل آبادی هم باران سنگینی آمد و هوا سرد شد. بچهها به آبادی برای خرید نفت رفتند. مرکزی که مسئول توزیع نفت بود، گفت هنوز نفت نیامده که توزیع کنیم. فعلا نفت نداریم. بخاری بچهها بدون نفت بود، اما دوستان من، آن روز به بالای ارتفاعات رفتند درحالیکه آن منطقه مورد تفحص، سنگرهای فروریخته زمان جنگ و تماما پوشیده از برف بود. بیل مکانیکی شروع به کار کرد و بهصورت عجیبی از داخل یکی از این سنگرهایی که برای یافتن پیکرهای شهدا کاوش میشد دوستانم یک گالن سالم پر از نفت را در زیر خاک پیدا کردند. این به چه مفهومی است؟ نفتی که از زمان جنگ داخل سنگر باقی مانده بود، بهصورت عجیبی پیدا میشود و اینها از همان نفت استفاده میکنند. از این مدل اتفاقات بسیار است که من از اینها بهعنوان نشانههایی از عنایت خدا و شهدا تعبیر میکنم یا در جزیره عمالرصاص درحال کاوش بودیم و بیل مکانیکی در نقطه باتلاقی فرو میرود و امکان خارج شدن آن نبود. بیل مکانیکی دیگری را بچهها منتقل میکنند که بتوانند این بیل را خارج کنند. بیل دوم هم متوقف میشود بهخاطر اینکه باتلاق بود و نهایتا بولدوزر سنگین دی8 به حرکت درمیآید تا این بیلها را با بوکسل خارج کند. این حرکت هم مستلزم این بود که قدری خاک جمعآوری کرده و جادهای درست کند تا بتواند به بیل نزدیک شود و از نزدیک بتواند از فاصله 20 متری آن را از داخل باتلاق بیرون بکشد. بولدوزر مقداری خاک جمع میکند و جادهای را میسازد، اما 100 متر جلوتر نمیتواند برود، یعنی فاصله با بیل 100 متر بوده است. ما سیم بوکسلی به طول 100 متر با ضخامت مناسب در اختیار نداشتیم و اساسا حملونقل آن بسیار دشوار است، ولی به صورت کاملا معجزهآسایی در خلال جستوجویی که بچهها در جزیره داشتند یک سیم بوکسل به طول 100 متر که برای عراقیها بود و از زمان جنگ، جا گذاشته بودند، پیدا میشود و این را میآورند و به بیل وصل میکنند و بولدوزر، این بیل را از باتلاق خارج میکند. وقتی دل به کاری بسته و بر آن معتقد باشید هیچ بنبستی نداریم. در جنگ هم بنبست نداشتیم. بنبست در افکار کسانی هست که قائل به مقاومت نیستند، قائل به استقامت نیستند والا آن کسانی که اهل استقامت هستند خدای متعال راه را برای آنها باز کرده است. این از وعدههای حتمی حضرت حق است که ملتی که در مسیر خداوند تلاش میکنند و به نتیجه میرسند. این درسهای فعلی تفحص در واقع درسهای دفاع مقدس است و اینها را میبینیم و به ما تذکر میدهد که در مواجهه با مشکلات و سختیهایی که در تحریمها و مشکلات اقتصادی در سیاست بینالملل مواجه هستیم نباید از خط دفاع مقدس عدول کنیم. قلمرو تفحص و تحقیق ما چند سال است که از ایران خارج شده است؟
ما در زمان صدام تفاهمات و قراردادهایی داشتیم که داخل خاک عراق کار میکردیم. زمان صدام سه منطقه را کار کرده و بعدا توسعه دادهایم. پس از سقوط صدام با دوستان عراقی وارد مذاکره شدیم و الان محدودیتی برای کاوش نداریم. در همه محورها کار میکنیم. فقط در عراق است و به کشورهای مرزی دیگری نرفتهایم؟
خیر، فعلا در خاک عراق هستیم البته در نقطهای از کویت یعنی در جزیره بوبیان که محتمل است تعدادی جنازه شهدا باشد، براساس حدسی که زده شده و اطلاعاتی که از جانب مردم در گذشته رسیده است، علاقهمند بودیم که کار کنیم، متاسفانه دولت کویت حتی برای شناسایی اجازه فعالیت نداده است. یکی از شبهاتی که بیان میشود درباره آزمایشهای DNA و تکههای استخوانی است که میآید. این آزمایشها به چه صورت انجام میشود؟ روال این مساله چقدر دقیق است؟
پیکرهایی که جستوجو میشود مبتنیبر اطلاعات زمان جنگ است یعنی در هر نقطهای که وارد میشویم اطلاعات قدیمی داریم که شهدای ما کجاها ماندند و در کدام محدوده قرار داشتند. یگان عملکننده چه یگانهایی بودند، گسترش و استعداد آنها چقدر بوده، گسترش تا کجا بوده و ترکیب آنها چه بوده است. اینها را دقیقا داریم. وقتی وارد این قسمتها میشویم، اولین پیکری که پیدا میشود، نخستین سوال برای ما این است که ملیت این فرد چیست؟ قبل از اینکه هویت را بخواهیم مشخص کنیم باید معلوم شود ملیت این فرد ایرانی است یا عراقی. بعد باید هویتش مشخص شود، یعنی این فرد کیست.
در وهله اول در بخش هویت ملی یعنی ملیت لباسها و تجهیزات ظاهری اجساد بهدست آمده، باقیمانده و از بین نرفته است. فرض کنید لباس و اونیفرم، مدارکی که همراه افراد است مثلا شهیدی که تمثال حضرت امام به سینه او نصب شده، دستخطهایی که بعضا همراه اینهاست، کیف پول ایرانی، سکههای ایرانی، کفش ملی، بلا و وین، همه نشانه است. در حالی که عراقیها پوتینهای خاصی داشتند که صنعت عراق روی آنها نصب شده بود. ما از این موارد کاملا استفاده میکنیم. فرض کنید کتاب دعای ایرانی با ترجمه فارسی است برخی از عراقیها اهل کتاب دعا نبودند اگر هم که کتاب دعایی داشتند با کتابهایی که ما چاپ میکردیم، تفاوت داشت و ترجمه فارسی هم نداشت. هر کدام از اینها که همراه پیکرها باشد برای اثبات ملیت فرد کافی است. 23 شاخص وجود دارد که اگر یکی از اینها باشد، کافی است. گاهی 6-5 شاخص همراه فرد است که یقین میکنیم ایرانی است، مثلا درجات و علائم نظامی برادران ارتش ما با علائم نظامی ارتش عراق تفاوت داشت و همین الان هم تفاوت دارد. این لباس ارتشی بر تن پیکر شهید ایرانی معلوم میکند که ایرانی است. بعد هویت میماند که مبتنیبر دو شاخص است. یکی شاخصهای آناتومی که مرتبط با همان پیکر است و دو آنتروپولوژی که بحث DNA است. پلاکی که وجود دارد را در حوزه آناتومی لحاظ میکنیم. پلاک، کارت هویت و... که وجود داشته باشد فرد شناسایی میشود. مثلا اسم او زیر یقه پیراهن نوشته شده است.
خیلی مواقع اسامی مشخص است. اینها را شناسایی میکنیم و نیازی به DNA ندارد. وقتی پلاک دارد یا کارت شناسایی همراه او است که در پلاستیک بوده و فقط ممکن است قدری رطوبت گرفته باشد ولی خواناست، این افراد شناسایی میشوند. درصدی از اینها میماند که شناسایی هویت آنها مستلزم این است که باید از طریق آزمایشهای DNA یا ژنتیکی شناسایی شوند. منتها در بحث DNA برخلاف آنچه تصور میشود که با DNA حتما میتوان همه را شناسایی کرد، ولی در بعضی موارد امکانپذیر نیست، برای اینکه اولا پیکری که در گذشته در معرض تابش آفتاب قرار داشته یا در زمین قلیایی که نوعا زمینهای کشور در مناطق جنوبی در خاک عراق و خاک خودمان، نمکزار است و محیطی قلیایی است که در این محیط زنجیره DNA گسسته میشود که این نکته مهمی است. تا الان 10 درصد نمونهگیریهای انجام شده توسط دوستان ما در مرکز تحقیقات پزشکی کوثر شناسایی شدند، یعنی DNA اینطور نبوده که برای همه مشخص کننده باشد. این جواب کسانی است که میگویند DNA داریم پس چرا عدهای گمنام میمانند چون به این دلیل است. شاهد مثال برای شما بزنم که در قبرس حدود 47سال پیش جنگی بین یونان و ترکیه شد. ترکیه حمله کرد که جزیره قبرس را بگیرد. به بخش ترکیهنشین وقتی حمله کرد توانست تصرف کند و یکسوم جزیره قبرس در کنترل ترکیه قرار گرفت و دوسوم دیگر یونانینشین هستند و الان تفکیک شده و مرز قراردادی دارند که زیر نظر سازمان بینالملل تقریبا آتشبسی آنجا حاکم است. بنا به دعوت صلیب سرخ آنجا رفتیم. برای بازدید هم از عملیات کاوش که هنوز انجام میشود، در آن جنگ دو هزار نفر مفقود شدند، یک تیمی متشکل از ترکیهایها، یونانیها و سازمان ملل و صلیبسرخ آنجا کاوش میکنند، آنجا تا این لحظه از دو هزار نفرمفقود شده، هزار نفر را پیدا کردند و از این میزان 600 نفر را توانستند شناسایی کنند. بهرغم اینکه اینها پیشرفتهترین دستگاههای مرتبط با علم ژنتیک را در اختیار دارند. نزدیک به چهار مرکز مهم آنجا را دیدیم. دستگاههای بسیار پیشرفته در اختیار داشتند. ما این امکانات را در اختیار نداریم که بهدلیل تحریمهاست، ولی امکانات آنها کامل است و هیچ مشکلی از نظر دستگاه و امکانات ندارند. مدل آمریکایی، اروپایی، کرهای و همه نوع دستگاه آنجا بود اما تا الان 400 نفر را هم نتوانستند شناسایی کنند. جالب این است که بخشی از اینها که شناسایی شدند این نمونهها را به آمریکا فرستادند و آمریکا برای هر نمونه 500 دلار دریافت کرد تا شناسایی کند و بخشی از اینها را هم آمریکاییها نتوانستند شناسایی کنند. در کشور ما هم تقریبا وضعیت به همین صورت است. آزمایش DNA نتوانسته بهدلیل عوارضی که بیان کردم، یعنی بهدلیل قرار گرفتن در محیط قلیایی و تابش خورشید، جواب دهد. نکته آخری که در این بخش باید بیان کنم این است که فرض کنید پیکرهایی پیدا میکنیم که اساسا همه لوازم آنها تجزیه شده و هیچ مدرکی نیست و فقط جنازه معمولی با استخوان است، حتی نمیتوانیم مشخص کنیم که ملیت این فرد چیست. طبق دستور شرعی که به ما دادند این افراد باید در قبرستان مسلمین دفن شوند، بدون اینکه اینها را در مسیر تشییع شهدا قرار دهیم. معمولا آنهایی که در عراق پیدا میشوند در خود عراق دفن میکنیم و در ایران هم جاهای خاصی که خودمان اطلاع داریم، دفن میکنیم و اساسا در مسیر تشییع شهدا قرار نمیدهیم. نقطه آخر و پایان تفحص شهدا چه زمانی است و تا چند سال دیگر ادامه دارد؟
طبق دستور حضرتآقا موظف هستیم و تا آخرین پیکر باید ادامه دهیم. برای رسیدگی به پایان کار تفحص، دستور حضرتآقا را داریم که تلاش کنیم تا آخرین پیکری که محتمل است پیدا شود، تلاش شود. تا الان بالغ بر 41 هزار شهید پیدا شده و حدودا سه هزار شهید دیگر باید کاوش شود که عمدتا اینها در خاک عراق هستند و ما تلاش میکنیم اینها را ردیابی کنیم. یعنی داخل ایران تمام شده است؟
تفحص داخل ایران تمام شده، ولی ممکن است حدود یک درصد از آن باقی مانده باشد.
«روزنامه فرهیختگان»