نسبت فرهنگ با هنر تئاتر چیست؟

کدخبر: 1002844

"خانه آقای کرمی"، خانه‌ای نیست که باید باشد؛ باغ وحشی انسانی است که از هر چیزی استفاده کرده تا تو را بخنداند غافل از اینکه این خنده‌های سطحی در بهترین حالت لحظاتی تو را سرخوش و غفلتت را بیشتر می‌کند

گروه فرهنگی «نسیم»، جواد محرمی- خانه آقای کرمی اجرای خود را از روز گذشته در تئاتر خصوصی باران آغاز کرده است. امیر اخوین نویسندگی و کارگردانی این اثر را بر عهده دارد و محمد چرمشیر آنرا دراماتورژی کرده است. جنبه مثبت نمایش خانه آقای کریمی فارغ از محتوای آن این است که از متنی ایرانی برخوردار است و بنا دارد جریان یک زندگی ایرانی را به نمایش بگذارد ولی در ارائه آن از آنجا که بیش از هر چیز انگیزه خنداندن صرف تماشاگر را دارد در همان سطح می ماند و عمق پیدا نمی کند. جنبه مثبت دیگر نمایش باز فارغ از محتوا و فرم الکن آن نوستالژیک بودنش و نیز پررنگ بودن نهاد خانواده ایرانی است اما جنس روابط آن چیزی نیست که باعث شود تو به خاطر ارائه اصالت و منش و عظمت خانواده ایرانی و برجسته گی سنتها و آداب و نشان دادن ظرافتهای چنین سبکی از زندگی که متعلق به سرزمینت است احساس افتخار کنی. از همان شروع نمایش پیش از اینکه بازیگران وارد صحنه شوند از نوع دکور صحنه که تداعی کننده خانه ای متعلق به قشر پایین جامعه است نگرانی شدم که مبادا قرار است با یک نمایش به سبک لاله زاری یا به اصطلاح تئاتر آزاد مواجه شوم. خداخدا می کردم که قرار نباشد با توسل به هر چیزی بخندم و با سرخوشی کاذب از سالن بیرون بروم البته نه اینکه خندیدن در این روزگار پر از مشکلات چیز بدی باشد اما سالهاست که حاضر نیستم و دوست ندارم به هر قیمتی بخندم. دوست داشتم لوده بازی و شوخیهای جنسی رایج محور نمایش نباشد و در صورت وجود در حاشیه باشد. دوست داشتم کارگردان به من احترام بگذارد و به شکلی هنرمندانه با ایجاد ظرافتهای دراماتیک و ابداعات در فرم و فکر روی میزانسن ها و دیالوگها من را شگفت زده کند و نوعی شعف و رضایت هنری را در من ایجاد کند. آرزو می کردم وقتی از سالن بیرون می روم از جنبه های مختلف هنری در ارائه یک سبک زندگی وطنی به شوق آمده باشم. اما همه این آمال از همان لحظات اول فروکش کرد چرا که خانه اقای کرمی خانه ای نبود که باید باشد.؛ من با باغ وحشی انسانی مواجه شدم که از هر چیزی استفاده کرده تا تو را بخنداند غافل از اینکه این خنده های سطحی در بهترین حالت لحظاتی تو را سرخوش می کند ولی آیا کارویژه هنر تئاتر این است. شکل و شمایل صحنه یک خانه سنتی دهه 60 را به ذهن متبادر می کند ولی عناصری مانند موبایل و اندروید نشانه به روز بودن است و این از تناقضهای محتوایی اثر ناشی می شود چرا که عکسهای روی بروشور نمایش نیز نشان از عدم ارتباط داستان با زمان حال دارد و به شدت نوستالژیک است. خانواده ای از قشر پایین که روابط میان اعضای آن از هیچ قاعده و اسلوبی پیروی نمی کند. مادر و پدر با دو پسرشان کنار هم زندگی می کنند و بیش از نیمی از ارتباط گفتاری شان را با ناسزا و فریاد کشیدن پیش می برند. مادر خانواده نقش آشپز و جاروکش و فحش خور مردان را ایفا می کند و سلطه بی رحم مردانه را با بلاهتی احمقانه به جان خریده و انتظار من این بود که حداقل داعیه داران مکتب فمنیسم را که علی القاعده و علی الظاهر باید در جمع پر شور تماشاگران ؛ فراوانی داشتند به واکنش وادارد که مشاهداتم خلاف این را ثابت کرد. زن دیگر داستان که عروس خانواده است نیز در این خانواده به اصطلاح سنتی قشر پایین نوزادی عقب مانده به دنیا آورده که می تواند نمادی از نسل جدید این سرزمین باشد و او هم به شکلی هیستریک از سوی مادر شوهر ناسزا می شنود و کتک می خورد و نمایش در انتها با موسیقی حزن انگیزی به پایان می رسد به اضافه اینکه این ملغمه چرک و کثیف با لوده بازیها و شوخیهای جنسی و رقاصیهای پسرانه عجین شده تا ما یادمان برود تماشاگر چه اثر ناموزون و بی قواره ای هستیم. ضمن اینکه بازیهای نامربوط با فرم از جمله روایت غیرخطی هم به جز اداهای فرمالیستی کمکی به استحکام اثر نمی کند و از دل این هرج و مرج محتوایی نیز چیزی عاید من مخاطب نمی شود. با دیدن نمایش خانه آقای کرمی پاسخ به این سوال ضروری است که آیا هنرمند تئاتر کار فرهنگی می کند یا اصلا تئاتر مقوله ای فرهنگی است و فرهنگ به تئاتر ارتباطی پیدا می کند؟ و اگر ارتباط پیدا می کند آیا تئاتری ها از این مسئله آگاهند که بالاخره به سهم خود در برابر فرهنگ جامعه مسئولند و اگر قرار نیست بر غنای آن بیافزایند حداقل جایز نیست بدن نحیف آنرا لاغرتر از اینی که هست بنمایند و آیا اصلا احساس مسئولیت اجتماعی چیز خوبی هست یا نه؟!

ارسال نظر: