صوت/ ای موسی بندگانم را با من آشتی بده!
مرحوم آیتالله حقشناس در یکی از شبهای قدر ضمن تشریح رحمت و رأفت الهی از ماجرای درخواست خدا از موسی سخن گفت؛ «نسیم» این سخنرانی را به مناسبت لیالی قدر منتشر میکند
به گزارش خبرنگار «نسیم»؛ مرحوم آیت الله میرزا عبدالکریم حقشناس فقیه و عارف معاصر شیعه که از علمای تهران به حساب می آید به دستور آیتالله بروجردی به تهران عزیمت کرده و مسئولیت امام جماعت مسجد مسجد امینالدوله بازار تهران را به عهده گرفت. وی سال ها از محضر اساتیدی چون مرحوم سید علی حائری، شیخ محمدحسین زاهد و محمدعلی شاهآبادی بهره برد.این علالم جلیل القدر سرانجام پس از سالها تلاش برای تبلیغ شریعت محمدی، در سال ۱۳۸۶ در تهران درگذشت. متن پیش رو سخنرانی این عالم جلیل القدر در یکی از شب های قدر سال ۱۳۶۸ است.
بسم الله الرحمن الرحیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم انما تنذر من اتبع الذکر و خشی الرحمن بالغیب فبشره بمغفرةٍ و اجرٍ کریمٍ. سه صلوات بفرستید
تقوی، شرط بهرهمندی از قرآن است پروردگار عزیز از این خطابها در قرآن زیاد دارد.
﴿الم ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین﴾. در عین حالی که قرآن برای تمام اهل عالم آمده است؛ اما فقط متقین هستندکه میتوانند از قرآن استفاده بکنند. وقتی بنده هر کار بدی به نظرم میرسد میکنم؛ چه لیاقتی دارم که از قرآن استفاده بکنم؟! قرآن ﴿هدیً للمتقین﴾ است.
قاعدهی کلی این است که «حلاوة الدنیا مرارة الاخرة». هر چه از این دنیا بیشتر استفاده کنی؛ در آن دنیا کمتر خواهی داشت. و به همین جهت حضرت داود(ع) برای اینکه از بیتالمال ارتزاق نکند؛ زره میبافت و خداوند قدرت بافتن زره را به دستان او داده بود. ﴿والنا له الحدید﴾.
جبرئیل عرضه داشت یا رسولالله! شما استثناء هستید. هر چه شما از دنیا استفاده بفرمایید؛ از آخرت شما کم نخواهد شد. یارسولالله! اگر اجازه دهید، این کوه را برای شما طلا بکنم، تا شما از آن بهرهمند شوید.
در شرح نهجالبلاغهی ابن میثم وارد شده است که حضرت از پذیرفتن این پیشنهاد ابا کردند! جبرئیل عرض کرد: «یارسولالله! وفقت بکل خیرٍ». این قبول نکردن شما، کلید تمام خیر است.
دعای پیامبر(ص) در شب نیمه شعبان: خشیتت را نصیبم کن! نبیاکرم(ص) که از پذیرفتن گنجینههای زمین خودداری کردند، در دعای شب نیمهی شعبان- که ریشهی شبهای احیای ماه رمضان است- میفرماید: «اللهماقسم لیمنخشیتک». ای پروردگار عزیز! خشیتت را نصیب من کن!
﴿وقل رب زدنی علما﴾. آن روزی که آفتاب غروب کند و بر علم من زیاد نشود؛ آن روز مبارک نباشد.
بفهمید داداشجون! که پیغمبر در این شب عزیز چه چیزی از خدا خواست، پیغمبری که فرمود: «اول ما خلق الله نوری». صلواتی بفرستید.
«احفظ الله یحفظک احفظ الله تجده امامک». باید مقررات پروردگار را حفظ کنید؛ تا پروردگار هم شما را حفظ کند. اگر او «اشد المعاقبین» است؛ ولیکن «ارحم الراحمین» هم هست؛ اما هرکدام در موضع خودش.
رحمت الهی برای بندگان با تقوی است پروردگار میفرماید: رحمت من سبقت میجوید به آن اشخاصی که باتقوی هستند و ملاحظهی مرا میکنند.
به موسیبنعمران(ع) خطاب شد: ای موسی! مرا با بندگانم آشتی بده! حضرت عرضه داشت: پروردگارا! چگونه آشتی دهم؟ خطاب آمد: نعمتهای ظاهری و باطنی مرا به آنها تذکر بده! یاموسی! اگر یک بنده را با من آشتی دهی؛ بهتر از این است که یکسال شبها شبزندهداری و روزها روزهدار باشی. «ذکرهم نعمائی». آنها را متذکرکن به خدایی که نعمتهای ظاهری و باطنی داده است، عقل داده است، عزیز من!
«یا اهل الدنیا هلموا الی کرامتی و مصاحبتی و مجالستی و مؤانستی آنسوا بی أؤانسکم و اسارع الی محبتکم». (چقدر این عبارت قشنگ است) آی اهل دنیا! بیایید و با من مصاحبت بکنید، با من انس بگیرید، من سرعت میگیرم به انس با شما.
رو آر سوی ما که به سوی تو رو کنیم وقتیچند ماه قبل به مشهد مقدس مشرف شدم، عرض کردم: پروردگارا! این دفعه یک مطلب تازهای از ثامن الحجج(ع) نصیب من شود. همینکه چشمم را روی هم گذاشتم این بیت را خواندند: رو آر سوی ما که به سوی تو رو کنیم وز غیر ما به سوی تو رو آورد بلا بنده یا رو به قبلهی حقیقت هستم، یا پشت به قبله و این مسئله را باید استاد تشخیص بدهد که من مقبل هستم یا مدبر. رو آر سوی ما که به سوی تو رو کنیم آنوقت تمام مشکلات حل میشود. پروردگار﴿علیم بذات الصدور﴾ است. یعنی تمام خطورات ذهنیهی شما در محضر و حضور پروردگار است. یک صلوات بفرستید. اگر یک قدم بیایی؛ من ده قدم میآیم ما با توأیم گر تو ز ما میروی به قهر باز آ هر آنچه هستی برآشتی گرای
اگر یک قدم بیایی؛ پروردگار ده قدم میآید کسی که ملک و ملکوت و تمام ذرات ممکنات همه در حیطهی تصرف اوست، چنین کسی بگوید: ناز ار کنی به ناز تو ما راست اشتیاق معشوق نازکش که بود غیر من تو را پروردگار دائم شما را میخواند. ﴿ والله یدعو الی دار السلام ﴾. «فارفضوا ما انتم علیه منغرورها». تا عمر باقیاست، غرور دنیا را رها کنید.غرور همان پستانکی است که در دهان بچه میگذارند. آن بچه این پستانک را میمکد و تصور میکند که پستان مادر است!
﴿ما ینفع الناس فیمکث فی الارض﴾. کسی که وجودش نافع باشد، نگهش میدارند، انشاءالله. حال اگر شما ورزش بکنید و یک آدم فوقالعادهای از جهت جسمانی شوید؛ آیا از اسلام و معنویات هم برخوردار هستید؟ یک روز صبح، دیگر نمیتوانی از پله بالا بیایی! تا به بیمارستان برسی؛ دیگر کار تمام شده است! پیغمبر گرامی اسلام(ص) هم میفرماید که «السعادة کل السعادة طول العمر فی طاعة الله».
اگر راه عترت را بپیمایید؛ به آبادانی خواهید رسید یک عبارتی دیدم از مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره) که خدا قسم میخورد و میفرماید: من شما بندگانم را دوست دارم؛ اما ایها الناس! اگر شما طریق واضح -که راه عترت است- را بپیمایید؛ به آبادانی میرسید. «من سلک الطریق الواضح ورد الماء و من خالف وقع فی التیه». تا آخر عمرت همینطور میروی! عمرت میگذرد!
پروردگار میفرماید: «یابن آدم کن لی اکن لک». برای من باش؛ تا من هم برای تو باشم.
یک کسی خیره سری کرد و کرد و کرد و ده سال نماز شب نخواند تا اینکه یک شب در خواب دید این آیه را قرائت میکنند: ﴿الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله﴾. آیا وقت آن نرسیده است که قلبتان خاشع بشود؟! ده سال از سعادت محروم ماندی!
اگر حال هم نداری؛ بیدار شو! بالاخره حال پیدا میکنی، داداشجون!
یک کسی نقل کرد که میخواستم بروم زیارت ثامنالحجج(ع)، شب در عالم رؤیا دیدم در حرم مطهر هستم و حضرت درون ضریح نشسته است، هر چه من به طرف حضرت میرفتم؛ حضرت روی مبارکشان را از من بر میگرداند! مبادا اینطوری بشود عزیز من!