قهرمان "اشیا از آنچه در آیینه میبینید..." خیلی سفید نیست
نشست نقد و بررسی فیلم "اشیا از آنچه در آیینه میبینید به شما نزدیکترند" در خانه هنرمندان برگزار شد و آبیار کارگردان این اثر سینمایی درمورد شرایط ساخت اولین فیلمسینماییاش سخن گفت
به گزارش «نسیم»، نشست نقد و بررسی فیلم «اشیا از آنچه در آیینه میبینید به شما نزدیکترند» عصر دیروز (8 شهریور 1394) با حضور نرگس آبیار (کارگردان)، محمدحسین قاسمی (تهیهکننده) و آنتونیا شرکا (منتقد) در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. در ابتدای این نشست آنتونیا شرکا به عنوان منتقد برای اکران این فیلم ابراز خوشحالی کرد: «این فیلم در جشنواره سه سال پیش به نمایش درآمد و در همان روزها به این فکر میکردم که چقدر خوب است فرصت اکران پیدا کند. زیرا چنین فیلمهایی که مانند «دفترچه خاطرات نویسی زنان» است مانند فیلم «به همین سادگی» و یا فیلمهایی که در آن روزها زیاد ساخته میشد و نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور هم مورد توجه قرار گرفته بودند، جذاب بود. من همان سال که فیلم را دیدم خانم آبیار را به عنوان کارگردان حرفهای سینما نمیشناختم و با خودم فکر کردم علاقهمندم که فیلمهای بعدیشان را ببینم و جز آن دسته از افرادی هستم که فیلم اول خانم آبیار را بیش از فیلم دوم میپسندم. حتی وقتی «شیار 143» را دیدم انتظارم چیز دیگری بود، چون فیلم اول را خیلی بیشتر دوست داشتم البته این اتفاق خوبی نیست که وقتی فیلمهای دوم یک کارگردان اکران میشود و انعکاسی دارند، بعد از آن اقدام به اکران فیلمهای اول آن کارگردان که مهجور مانده بودند بشود. البته ما در شرایطی هستیم که هرفیلمی اکران میشود باید خدا را شکر کنیم. خوشبختانه این فیلم بعد از سه سال اکران شدن هنوز جذابیتها و ارزشهای خودش را دارد و اینطور نیست که بگوییم بعد از سه سال به نمایش درآمدنش، به آن لطمه خورده است.» در ادامه نشست آبیار درباره شکل گیری ایده فیلمش توضیح داد: «در اطرافم اتفاقات کوچکی میافتاد و برای خودم هم به شکل دیگری این اتفاق افتاده بود که به نظرم خیلی پیش پا افتاده میآمد و بعدا به یک دغدغه بزرگ تبدیل میشد. این اتفاقات شاید خیلی معمولی رخ دهد اما کمکم بزرگ میشود. راستش قضیه از آنجا شروع شد که یک اتفاق تقریبا مشابه به قصه فیلم، برای یکی از بستگانم افتاد و من هم از همان جا هسته اولیه قصه را گرفتم و پرورش دادم و طرحش را نوشتم. این طرح پیش من ماند تا در سال 90 فیلمنامه اشیا… را نوشتم. به جز فیلمنامه اشیا… سه فیلمنامه آماده داشتم و قبلش با آقای پورمحمدی و قاسمی کار مستند میکردم، از آنها خواهش کردم که بین طرحهای من یکی را انتخاب کنند تا کار را شروع کنیم و من به عنوان کسی که تا به حال کار بلند سینمایی انجام نداده بود اشیا… را انتخاب کردم و اینطور شد که کار را شروع کردیم.» در ادامه آبیار در پاسخ به این سوال که عنوان فیلم چگونه انتخاب شد گفت:« شاید عنوان طولانی زیاد رایج نباشد اما در قصه یک زن خانهدار داریم که در یک فضای آرام و کم استرس است، در این فضای آرامشبخش خانه، یک زن بیتجربه شهرستانی پایش به بازار تهران و آن فضای شلوغ شهری باز میشود و اتفاقات پشت سر هم برای او میافتند. او متوجه میشود جهان آنقدر بیخطر که او فکر میکرده نیست و اتفاقات در کمین هستند که در همین حین ناگهان با جملهای که در آیینه ماشین نوشته شده روبه رو میشود و فکر میکند که شاید این یک جور هشدار یا خظر است.» همچنین قاسمی تهیهکننده این فیلم از تجربه همکاری با آبیار گفت: «ما مستندهای زیادی ساختیم، اعم از آیین شهر یزد یا شیمیاییهای سردشت و موضوعاتی از این قبیل… بر اساس شناختی که از کارهای قبلی خانم آبیار در زمینه مستند داشتیم تمایل داشتم در خارج از فضای مستند هم همکاری ما ادامه داشته باشد و ایشان هم تمایل ورود به حوزه فیلم سینمایی داشتند. البته با یک فضای خاصتر. شاید فضایی که نزدیک به مستند باشد و فیلم اشیا… بسیار به فضای ذهنی ما نزدیک بود و کاملا آن را میشناختیم. » آبیار در ادامه صحبتهای محمدحسین قاسمی درباره قهرمان فیلم خود اضافه کرد:« قهرمان این فیلم خیلی سفید نیس