انتقاد تند و صریح بهروز غریب پور از روشنفکران ایرانی

کدخبر: 1026421

این پژوهشگر و کارگردان تئاتر گفت: متاسفانه تاریخ نشان داده که روشنفکران ایرانی همواره به آنچه در کشور خودمان اتفاق افتاده بی‌اعتنا بوده‌اند و چیزی که ورای مرزهای سرزمین خودمان بوده برایشان ارزش تلقی شده است

به گزارش «نسیم» خبرگزاری ایسنا نوشت: کتاب‌فروشی نشر «هنوز» در هفتمین شب خود میزبان بهروز غریب‌پور بود که ابتدا اسد‌الله امرایی با اشاره به خدمات فرهنگی بهروز غریب‌پور و نقش او درباره کاربردی کردن فضای مرده همچون کشتارگاه تهران به فرهنگسرا یا تبدیل یک پادگان قدیمی به خانه هنرمندان ایران سخن گفت و در ادامه خاطره آشنایی خود با غریب‌پور که همزمان با نمایش «کور اوغلو» بود را برای حاضران تعریف کرد .

غریب پور در این نشست سخنان جالبی در نقد رویکرد های ضد ملی روشنفکران ایرانی ایراد کرده که سرفصل برخی از آنها از این قرار است.

روشنفکران ایرانی هرگز نگاه مثبتی نسبت به تعزیه نداشته‌اند

در بسیاری از موارد روشنفکران از مردم عادی عقب مانده‌اند

روشنفکران ایرانی در شناخت تعزیه از مردم عادی عقب مانده‌اند

اگر همین امروز هم یک تعزیه ضعیف اجرا شود مردم چنان به آن اقبال نشان می دهند که باور کردنی نیست

زمانی که در سال 1349 خیمه شب بازی را به دانشگاه تهران آوردم با نقد روشنفکران مواجه شدم

سال‌های زیادی وقت گذاشته‌ام تا تعزیه را زنده کنم

میان تعزیه و اپرا اشتراکات بسیاری وجود دارد

از بزرگترین معظلات ما ایرانی‌ها در 150 سال اخیر بی‌اعتنایی به گنجینه‌های خودمان است

کارگردان‌های تئاتر تنها به شرکت در فستیوال‌ها فکر کنند

در ادامه مشروح سخنان غریب پور از نظرتان می گذرد.

در بسیاری از موارد روشنفکران از مردم عادی عقب مانده‌اند

بهروز غریب‌پور نیز با بیان این مطلب که در بسیاری از موارد روشنفکران از مردم عادی عقب مانده‌اند، گفت: در جامعه ما روشنفکران آنقدر دچار شک و تردید می‌شوند که با این شک‌ها همواره دیگران را قربانی می‌کنند. هربار که من یک فضای مُرده را تبدیل به یک فضای فرهنگی کردم، با انتقادهای کورکورانه روشنفکران روبرو شدم و نخستین حرفی که درباره من بر زبان می‌آوردند این بود که غریب پور خودش را فروخته است و مرا در مقام یک انسان فرصت‌طلب پایین می‌آوردند که واقعا این رفتار دردناک است. من مدتی است که در ویژه‌نامه "کرگدن" روزنامه اعتماد درباره مسائل فرهنگی می نویسم و هفته آینده نیز درباره این موضوع که «کشتارگاه فرهنگ کجاست» یادداشتی نوشته‌ام .

روشنفکران ایرانی هرگز نگاه مثبتی نسبت به تعزیه نداشته‌اند

او با اشاره به تاریخچه تئاتر در ایران بیان کرد: همه تاریخ تئاتر در ایران را با میرزا فتحعلی آخوند‌زاده می‌شناسند، اما اگر کمی دقیق نگاه کنیم تاریخ تئاتر ایران به 500 سال پیش از آن و نمایش‌های تخته‌حوضی بازمی‌گردد. برای تخته حوضی روشنفکران ایرانی ارزش قائل نشدند، اما روشنفکران غربی بر اساس تخته‌حوضی تئاترهای مولیری را بنیان نهادند. متاسفانه تاریخ نشان داده است که روشنفکران ایرانی همواره به آنچه در کشور خودمان اتفاق افتاده بی‌اعتنا بوده‌اند و چیزی که ورای مرزهای سرزمین خودمان بوده برایشان ارزش تلقی شده است. به طور مثال روشنفکران ایرانی هرگز نگاه مثبتی نسبت به تعزیه نداشته‌اند و آن را هنری عوام‌فریبانه عنوان کرده‌اند. امیرکبیر کسی بود که به اهمیت تعزیه پی برد و قصد داشت از آن خرافه‌زدایی کند و دستور داد متن 120 تعزیه را بیالایند و در تکیه دولت اجرا کنند که متاسفانه عمر او قد نداد .

روشنفکران ایرانی در شناخت تعزیه از مردم عادی عقب مانده‌اند

غریب‌پور با بیان این مطلب که روشنفکران ایرانی در شناخت تعزیه از مردم عادی عقب مانده‌اند، گفت: در تعریه به چنان پیشرفتی رسیده بودیم که تیمور لنگ یا منصور حلاج هم به جهان تعزیه دعوت شده بودند و تعزیه‌ای داریم به نام «شاه شهید» که در این تعزیه ناصرالدین شاه را تشبیه کرده‌اند به شمر. من قبول دارم که متن تعزیه فاخر نیست، چون روشنفکران ما هیچ وقت به تعزیه از منظر انتقادی و اصلاح‌گر نگاه نکرده‌ و درصدد این نبوده‌اند که تعزیه را اصلاح کنند، اما اگر همین امروز هم یک تعزیه ضعیف اجرا شود مردم چنان به آن اقبال نشان می دهند که باور کردنی نیست .

زمانی که در سال 1349 خیمه شب بازی را به دانشگاه تهران آوردم با نقد روشنفکران

وی ادامه داد: در دوره قاجاریه در کنار تعزیه، تئاتر های خانگی زنانه داشتیم که امروزه به شکلی دیگر در ایران اجرا می‌شود، تئاترهای خانگی زنانه. اگر به تحقیقات علی بلوک‌باشی توجه کنید متوجه می‌شوید که تئاترهای خانگی زنانه نقدی اجتماعی بود به نگاه مرد سالارانه حاکم بر جامعه و نقد روابط غلط زناشویی، اما پژوهشگران ایرانی کمتر به این موضوع توجه کرده‌اند .

غریب‌پور با اشاره به این‌که برای من عجیب است که کسی واقعا قصد روشنفکری داشته باشد، اما خودش نقاطی تاریک در زندگی‌اش داشته باشد، اظهار کرد: زمانی که در سال 1349 خیمه شب بازی را به دانشگاه تهران آوردم با نقد روشنفکران و استادان دانشگاه روبرو شدم، چون آن زمان بازار تقلید از تئاترهای غربی داغ بود، اما امروز خوشحالم که با تلاش‌هایم توانستم عروسک مبارک را به ثبت جهانی برسانم و همه امروزه مبارک را بشناسند .

میان تعزیه و اپرا اشتراکات بسیاری وجود دارد

به گفته او میان تعزیه و اپرا اشتراکات بسیاری وجود دارد و اپرا نوعی نمایش دراماتیک است که موسیقی در تمام شاکله اثر حضور دارد و خواننده - بازیگر به جای بازیگران خوانندگی می‌کند .

سال‌های زیادی وقت گذاشته‌ام تا تعزیه را زنده کنم

وی افزود: من سال‌های زیادی وقت گذاشته‌ام تا تعزیه را زنده کنم و تعزیه‌ی عاشورا یکی از کارهایی بود که اجرا کردم؛ مثلا اگر اپرای شمس و مولانا را به شیوه پاوراتی اجرا می کردم چه چیزی به فرهنگ ما اضافه می کرد و اصلا چه مناسبتی میان این دو بود، آیا شعر مولوی به این شکل می‌توانست بر جان ما تاثیر بگذارد؟ در واقع چون تعزیه در معرض نابودی بود من به شکل دیگری از آن در اپرا بهره گرفته‌ام. با این که همه فکر می کنند صادق هدایت نسبت به همه چیز نگاه انتقادی دارد، اما هنرمندی بود که معتقد بود باید به چشمه‌های فولکور توجه کرد و باید اعتراف کنم در احیای خیمه شب بازی پیرو صادق هدایت هستم. هدایت نخستین کسی بود که پس از غربی‌ها درباره خیمه شب بازی نوشت .

از بزرگترین معظلات ما ایرانی‌ها در 150 سال اخیر بی‌اعتنایی به گنجینه‌های خودمان است

این کارگردان تئاتر معتقد است: یکی از بزرگترین معظلات ما ایرانی‌ها در 150 سال اخیر بی‌اعتنایی به گنجینه‌های خودمان و رو آوردن به تقلید است، همین نگاه موجب شده که کارگردان‌های تئاتر تنها به شرکت در فستیوال‌ها فکر کنند و مخاطبان‌شان را از دست بدهند. باید اعتراف کنم ملتی که اعتماد به نفس ندارد، فرهنگ خود را از دست می‌دهد و متاسفانه ما در چنین وضیعتی قرار داریم. ما حتی اگر از نگاه غربی‌ها به میراث خود نگاه کنیم متوجه می شویم که میراث ارزشمندی داریم. اگر همه ما احساس مسولیت کنیم و با دستگاه ضبط صدا و تصویر به سراغ پیرمرد و پیرزن‌ها برویم شاید بتوانیم بخشی از این میراث را از معرض نابودی نجات بدهیم .

آثار نمایشی تنها مورد توجه مخاطبان خاصی قرار می‌گیرد

غریب پور در ادامه سخنانش جامعه تئاتری‌ها را جامعه نفرین‌شدگان عنوان کرد و گفت: وضیعت تئاتر در ایران آن چنان خوشایند نیست و آثار نمایشی تنها مورد توجه مخاطبان خاصی قرار می‌گیرد که اگر یک ماه وقت بگذارید و تئاتر ببینید متوجه می‌شوید که با همه این افراد آشنا شده‌اید، به نظر من در چنین وضیعتی باید به تئاتری‌ها عنوان نفرین‌شدگان را بدهیم .

او در ادامه با اشاره به نگاه آخوند‌زاده نسبت به فرهنگ ایران بیان کرد: آخوند‌زاده حتی سعدی را قبول نداشت و معتقد بود که دوره او گذشته و نوشته هایش سرشار از خرافه است، این در حالی است که در زمان زندگی آخوند‌زاده حتی نمایشنامه‌هایش روی صحنه نمی رفتند، اما سعدی همچنان مورد اقبال قرار می‌گیرد. به نظر من از دوره مشروطه به این سو کمر به قتل خودمان بستیم و تصمیم گرفتیم که شناسنامه جدیدی برای خود بگیریم، اما اگر به غربی‌ها به ویژه انگلیسی‌ها نگاه کنیم متوجه می شویم که آن‌ها حتی ساده‌ترین جشن‌های خود را بازسازی کرده و نگذاشته‌اند تاریخ و فرهنگ‌شان به فراموشی سپرده شود .

وی در ادامه با اشاره به اپرای خیام که این روزها در مرحله پژوهش قرار دارد، گفت: با این که درباره ریاضیات اطلاعاتی ندارم، اما وقتی نوشته‌های ریاضی او را می‌خوانم حیرت می‌کنم و فکر کنید امروزه بخواهیم با نگاهی به نوسازی فرهنگ چنین مفاخری را به فراموشی بسپاریم. ما باید یاد بگیریم که به ارزش های خودمان اعتماد کنیم، تا زمانی که این حس در ما بوجود نیاید نمی‌توانیم میراث‌مان را حفظ کنیم و آن‌ها را معاصرسازی کنیم. غربی‌ها توانسته‌اند سرمایه‌های ما را خوب کشف کنند و به گونه‌ای دیگر به خودمان تحویل بدهند .

ارسال نظر: