مزارشریف، فیلم سینمایی یا یک "دراما مستند"
اهمیت ساخت تازه ترین اثر سینمایی حسن برزیده این است که منجر شد موضوعی مهم و فراموش شده نه در حد باز شدن جعبه سیاه بلکه در حد طرح دوباره آن پس از ۱۷ سال از وقوع صرفا نبش قبر شود/ روایتی تک بعدی از فاجعه ای چند بعدی
گروه فرهنگی «نسیم»-سلمان صالحی- ساخت فیلمی درباره شهدای دیپلمات مزارشریف به خودی خود و فارغ از کیفیت فیلم امر قابل تقدیری محسوب می شود چرا که اصولا پرداخت به وقایع تاریخی در سینمای ایران که به واسطه بروز انقلاب اسلامی و تبعات ناشی از این پدیده از حجم بالایی برخوردار است همواره مورد کم مهری و بی اعتنایی قرار گرفته است.
حوادث تلخی از این دست که منجر به از دست دادن بخشی از نیروهای مخلص و خدوم انقلاب در جریان انقلاب اسلامی شده به وفور وجود دارد اما عدم پرداخت به این حوادث به خصوص در حوزه سینما که از قابلیت بازنمایی بالایی برخوردار است باعث شده تا ایران با وجود قرار داشتن در میان کشورهای صاحب سینمای ملی با تولیدات نسبتا بالا سهم ناچیزی از پرداخت مضامین ملی و میهنی را به خود اختصاص دهد.
با این مقدمه ساخت فیلم مزارشریف فی نفسه اتفاق خوبی در سینمای ایران است چرا که مضمون فیلم نسبت معینی با انقلاب اسلامی پیدا می کند و موضوعی مهم و فراموش شده را البته نه در حد باز شدن جعبه سیاه بلکه در حد طرح دوباره آن به عرصه زمان حال می آورد.
اما به نظر می رسد مزارشریف نخواسته از این حد گذر کند و پا بر عرصه های جدیدی متناسب با موضوع بگذارد چرا که با انتخاب محافظه کارانه ترین رویکرد به حادثه مزارشریف ورود پیدا کرده است هر چند انتخاب چنین مضمونی برای کار شاید خودش احتیاج به خارج شدن از لاک محافظه کاری داشته اما کارگردان حاضر نشده پس از بیرون آمدن از این لاک گامهای بلندتری بردارد.
فیلم بیشتر بازنمایی همان روایت رسمی از حادثه مزارشریف است که در خلاصه ترین عبارت تصرف مزارشریف توسط طالبان و هجوم تعدادی از آنها به درون کنسولگری ایران و قتل عام ایرانیها، زنده ماندن معجزه آسای یکی از آنها و فرار همراه با دشواری و کمک یک زن افغان به او است به علاوه اشاره هایی حاشیه ای چون آمادگی نیروهای ایرانی برای یورش به خاک افغانستان و بازجویی از دیپلمات نجات یافته که در کل شاکله داستانی فیلم را می سازد.
روایت برزیده تقریبا شبیه به بخشی از همان روایتی است که در مستند چه کسی ما را کشت محمد حسین جعفریان دیده ایم که از زبان الله مدد شاهسون تنها بازمانده این حادثه به توصیف ماجرا می پردازد و اطلاعاتی درباره کیفیت حادثه در لحظات ماجرا می دهد و بباقی قضایا نیز به مصائب فرار تنها بازمانده این حادثه از مزارشریف به سمت ایران می پردازد.
برزیده حادثه شهادت دیپلماتها و خبرنگار ایرانی در مزارشریف را بیشتر مستندگونه روایت می کند به گونه ای که اگر قرار بود یک مستند نمایشی یا "دراما مستند" درباره این ماجرا ساخته شود پلانهای برزیده بسیار مناسب استفاده در چنین اثری بود. شیوه ای در ساخت فیلم مستند که در آن رویدادها بر اساس واقعیت بازسازی می شود.
ورنر هرتسوک در دنیای سینمای مستند ، از چهر های شناخته شدة "داکیو درام" است. شیوه ای که بیشتر به امور اجتماعی و سیاسی میپردازد و نمایشی شدۀ زندگی واقعی و یا وقایع تاریخی است .
این شیوه ساخت فیلم مستند به شدت بر پایه رمزگشایی از میان پیچیدگیهای یک حادثه واقعی بنا نهاده شده و ماجرا را به شکلی دراماتیزه روایت می کند
برای مثال در سال 1990 مستند نمایشی« چه کسی در بیرمنگام بمبگذاری کرد؟» دربارة 6 مردی بود که در سال 1974 به بمبگذاری در دو میفروشی بیرمنگام متهم شده بودند و فیلم توانست دربارة اتهام آنها، تردید ایجاد کند. نخستوزیر انگلیس مارگارت تاچر، اعلام کرد که یک برنامة تلویزیونی، چیزی را تغییر نمیدهد. اما همانطور که آلن رزنتال،صاحب کتاب داکیو دراما نتیجه میگیرد، تاچر اشتباه کرده بود زیرا فیلم بر پژوهش مبتنی بود و سرانجام به آزادی متهمان منجر شد.
مجموعه "آخرین روزهای زمستان" نمونه ایرانی چنین رویکردی در سینمای مستند است که از سیما پخش شد و با استقبال بسیاری نیز مواجه شد.
پلانهای برزیده برای ساخت چنین اثری در سینمای مستند مناسب تر بود تا یک فیلم سینمایی چرا که اصولا مزارشریف به لحاظ برخورداری از مولفه های یک فیلم سینمایی با کمبود جدی مواجه است.
مزارشریف گرچه داعیه یک فیلم سینمایی را دارد اما به دلیل ضعف در داستانگویی و درام و نیز عدم شخصیت پردازی کاراکترهای اصلی و شیوه روایی معمولی اش در سطح می ماند و مخاطبش را درگیر خود نمی کند.
در واقع فیلم مزار شریف نه اطلاعات چندان تازه ای به مخاطبش می دهد نه او را به درگیری در روایتی جذاب و دراماتیک دعوت می کند و نه با وجود در اختیار داشتن 9 شخصیتی که هر کدام می توانست جذابیت منحصر به فردی داشته باشد کاراکتری ویژه پرداخت کرده تا تماشاگر را با دنیای خود همراه کند.
به نظر می رسد پیرامون فاجعه مزارشریف گفتنی های بسیاری وجود دارد که بی تردید به مرور لازم است فضا برای طرح ابعاد مختلف آن در فضای سیاسی کشور ایجاد شود. مطالبه ای که بیش از همه خانواده های شهدای مزارشریف خواهان آن هستند.