صوت:: پاسخ به یک سوال: آیا زمان پیغمبر حجاب اجباری بود؟

کدخبر: 1044426

حجت‌الاسلام حامد کاشانی،  در جلسه هیئت بنی‌الزهرا(س) به بررسی روایی و تاریخی مساله پوشش در عهد نبوی پرداخت/ "حجاب، شعار جامعه اسلامی است/ چرا منتقدین حجاب در مورد سایر قوانین اجباری سخنی نمی‌گویند؟"

به گزارش «نسیم»؛ حجت‌الاسلام حامد کاشانی، استاد حوزه و دانشگاه شنبه 20 آذر ماه در جلسه هیئت بنی الزهرا (س) درباره این پرسش که آیا زمان حضرت محمد (ص) حجاب اجباری بوده است یا خیر، به سخنرانی پرداخت. وی در این جلسه حجاب را یک حکم اجتماعی عنوان کرد و آن را الزام آور و واجب دانست. کاشانی در بخش دیگری از سخنان خود عنوان کرد مسئله اجتماعی حکیمانه است و الزام دارد وقتی الزام دارد بازرس برایش می‌گذارند و حجاب نیز همین گونه است. آنچه در ادامه می خوانید متن کامل سخنرانی وی در روز شهادت امام رضا (ع) است:

بسیاری از محققین معتقدند شهادت پیامبر (ص) دوم ربیع بوده است

بسم الله الرحمن الرحیم

شب آخر مجالس عزاداری ما می‌باشد. البته شب آخر عزای اهل بیت نیست برای اینکه پرونده ماجرا را اگر خودتان نبندید در یک جمله معترضه عرض می‌کنم که به تحقیق بسیاری از محققین شهادت رسول خدا دوم ربیع است، یعنی سفره هنوز جمع نشده و ما کلاً سر سفره اهل بیت می‌باشیم. ولی بالاخره عرف ما دو ماه برای اهل بیت عزاداری می کنیم و خیلی حرف‌ها می‌شود، زد و موضوعات بسیاری می توان بیان کرد.

شاید معمولاً حقیر در شب شهادت معصومین راجع به همان معصوم صحبت می‌کنم، منتهی یک شبهه‌ای در جامعه ما مطرح شد که اوایل فکر می‌کردم که جوابش روشن است و نیازی به جواب نیست و بعد از یک مدت که سؤال‌ها تکرار شد دیدم یک عده‌ای درگیر شدند و پاسخ اجمالی عرض کردم. یکی دو شب اخیر تعداد سوال‌های این موضوع آنقدر زیاد شد که بداهتاً دیشب جایی که محضر یکی از آقایان رسیدم بحثم را در این زمینه بیان کردم و آنچه که دیشب عرض کردم را برای شما می‌گویم.

آیا زمان پیغمبر حجاب اجباری بود؟

صورت سوال این است. آیا زمان پیغمبر حجاب اجباری بود و آیا مشکل ما یک تار مو است؟ پاسخ به این شبهه اگر ثوابی داشت با بی لیاقتی به روح مطهر حضرت رضا هدیه می‌کنم. آنچه که دیشب گفتم را برای شما عرض می‌کنم.

نکته اول اینکه احکام اسلام تابع مصالح و مفاسد است. یعنی وقتی در اسلام حکمی قرار داده می‌شود حتماً مصلحتی دارد ولو ما ندانیم. اگر هم ندانیم چرا چهار رکعت نماز عصر می‌خوانیم، مصلحت دارد؛ چرا که حکیم وضع کرده و حکیم کار عبث و بیهوده نمی‌کند. حکیم کارش سدید است و محکم و سر دارد؛ البته بیان این نکته اول هم دلیل دارد.

نکته دوم این که در احکام اجتماعی و معاملات این حکمت برای ما روشن‌تر است. یک سری احکام عبادی داریم که نیت لازم است. مثلاً شما اگر بدون نیت نماز بخوانید باید نماز را اعاده کنید؛ ولی اگر لباس نجس داشته باشید داخل استخر یا رودخانه بیفتد ولو اینکه نیت نداشته باشید اگر لباس در بیاورید و خون روی آن نباشد پاک می‌شود و نیت لازم ندارد.

مسائل اجتماعی اسلام مثل اینکه ربا نخورید حکمت دارد و وضع این مسئله برای این است که عرصه اجتماع دچار آسیب نشود. حکیم نمی‌خواهد ما را سر کار بگذارد و وضع زندگی‌مان را سخت کند و چاله و چوله بگذارد یا در مسیر زندگی‌مان سرعت‌گیر بگذارد و حکم صادر کند؛ لذا شما می‌بینید در مسائل اقتصادی نیامده جزئیات را بیان کند. فرموده غش در معامله نکن و دروغ نگو و اقراء به جهل نکند ربا نخور و چند نکته دیگر را هم مطرح کرده است. یعنی اگر ربا بخوری اقتصاد کشور خراب می‌شود و ارتباط مردم با هم از ارتباط عاطفی تبدیل به ارتباط خصمانه می‌شود. اگر حکم اجتماعی وضع کرده حتماً برای اصلاح آن اجتماع لازم بوده و اگرنه حکیم این کار را نمی‌کرد.

حجاب یک حکم اجتماعی است؛ چرا که این حکم تنها برای حضور افراد در جمع لحاظ شده است

نکته سوم اینکه حجاب یک حکم اجتماعی است. چون حجاب در جایی صورت می‌گیرد که جمع باشد. یعنی برای یک زن تنها در یک جای تنها حجاب قرار ندادند و برای یک مرد تنها هم در یک جای تنها حجاب قرار ندادند. اصلاً حجاب کی به وجود آمده است؟ وقتی جمعی باشد حجاب هم هست، پس حکم جمعی و اجتماعی است. پس آن دو نکته قبلی مصلحت دارد مخصوصاً در مسائل اجتماعی مصلحت بارز دارد و اگر به آن عمل نکنید آن مصلحت فوت می‌شود و مفسده ایجاد می‌شود و ساختار به هم می‌خورد.

نه در مسائل اسلام که در هر قانون و هر گروهی که قانون وضع می‌کنند، الزام آور است و حجاب نیز همینگونه است ومستحب نیست. حتی شرکت ها نیز یکسری قوانینی برای کارکنانش وضع می کند. البته گاهی عنوان می کنیم که مزید امتنان است اگر فلان کار را انجام دهید که اینجا می توان آن کار را انجام نداد ولی زمانی که حکم الزامی قرار می‌دهند، حتماً برای آن بازرسی می‌گذارند.

به طور مثال دانش‌آموز باید زود برود مدرسه و تاخیر نکند و برای این مسئله ناظم هست. نباید از چراغ قرمز عبور کنیم که برای آن پلیس راهنمایی و رانندگی وجود دارد. شکار بی رویه ممنوع که برای آن هم محیط بان قرار داده اند. در حقیقت اگر یک قانون الزامی قرار بدهند، حتماً عقلا برای تضمین آن بازرس قرار می‌دهند؛ چون این را برای چی الزام کرده برای اینکه یک مصلحتی دارد. برای اینکه اختلال ایجاد نشود، می‌گویند چراغ قرمز را رد نکنیم چون ممکن است آدم کشته شود وتضییع حق می‌شود و وقت مردم تلف می‌شود. یک وقتی می‌گوید مزید امتنان است شما می‌گویید من نمی‌خواهم این امتنان را برای شما انجام بدهم ولی یک وقتی می‌گوید باید این کار را بکنید و لذا جریمه‌ات می‌کند و وقتی حکم اجتماعی واجب داریم باید برای آن گروه قرار داد

خود قرآن می‌فرماید عاقلانه است، یعنی عقلا برای کارهای اجتماعی وقتی قانون الزام آور می‌گذارند حتماً بازرس هم می‌گذارند و به بازرس هم بسط ید می‌دهند. یعنی اینکه چراغ قرمز را رد می‌کنی پلیس می‌گوید بزن بغل ممکن است بگوید برو ماشین را نگه می‌داریم شما می‌گویید من با پول خودم ماشین خریده ام و شما چرا ماشین ام را تصرف می‌کنید؛ آیا عقلای عالم این را می‌پذیرند. خیر. آنها می‌گویند قانون الزام آور گذاشتند ماشین در

پارکینگ خانه‌تان برای شما است ولی وقتی آمدید در خیابان باید قوانین خیابان را رعایت کنید ولو ماشین مال تو باشد می‌گویند بزن بغل و ماشین را می برند پارکینگ

حجاب یک حکم شرعی است که در قرآن درباره آن صحبت شده است

مگر ما حق داریم در اموال مردم تصرف کنیم به چه عنوان در اموال مردم تصرف می کنیم. این تصرف یعنی اینکه پلیس می‌گوید بزن بغل موتور را بگذار روی کفی شما می‌گویی مال من است، برای چی بگذارم روی کفی نمی‌خواهم می‌گوید نمی‌خواهی، نمی‌خواستی نمی‌آوردی در خیابان حالا که آوردی و الزامات خیابان را عمل نکردی من هم تصرف می‌کنم. یعنی فعلاً یک هفته نمی‌خواهد سوار شوی. عقلا این را می‌فهمند می‌گویند نباید بروید و شکار کنید؛ چرا که حیوانی مانند گرگ برای محیط زیست و اکوسیستم مفید است شما هم می‌روید شکار می‌کنید و تفنگ را ضبط می‌کنند به چه عنوان تصرف می‌کنید؟ شما به مامور می گویید من پول دادم و تفنگ را خریدم آنها نیز می‌گویند پول دادی خریدی برای خانه‌ات هست آمدی و شکار کردی تفنگ را از تو می‌گیرم و به دیگر آن را پس نمی دهیم

آیا آیه قرآن داریم برای محیط‌بانی یا چراغ‌قرمز یا بازرس مالیات؟ خیر نداریم؛ ولی هیچ کس هم اعتراض نمی‌کند و خیلی هم مدرن حساب می‌شود وطبیعی هم هست برای حجاب یک حکم شرعی است که سه آیه داریم.

احکام اجتماعی که از سوی خدا وضع شده‌اند، حکیمانه هستند نه عبث

در قرآن برای حجاب حکم اجتماعی الزام‌آور گذاشته و عنوان شده که ای حکم مزید امتنان و مستحب نیست. می‌گوید باید این کار را بکنید؛ پس وقتی می‌گوید باید بازرس داشته باشد. خود قرآن می‌فرماید «ولتکن منکم امه یدعون» یعنی درست است که نهی از منکر کار همه است ولی باید یک سازمان هم

برای نه از منکر داشته باشیم. جالب است شیعه و سنی با این همه اختلافاتی که با هم دارند به این آیه که می‌ گوید ولتکن منکم... باید از شما یک گروهی که یدعون امر به معروف کنند یا نهی از منکر کنند، می رسند عنوان می کنند که وجود یک سازمان لازم است؛ حالا سازمان امر به معروف و نهی از منکر الحمد لله به خواب چند ساله رفته و هیچ صدایی از آن در نمی‌آید. ولی قرآن می‌فرماید باید مسلمانان یک گروهی داشته باشند برای نهی از منکر، یعنی بازرسی و سرکشی نسبت به اجرای احکام الزامی؛ چون این احکام را حکیم قرار داده و حکیم نمی‌خواسته سرعت‌گیر من باشد. به خاطر دارم در مدرسه‌ای که درس می‌خواندیم مدیرمان با بقال سر کوچه کل کل داشت، ده تا سرعت‌گیر به اندازه نصف منار خوابانده بود روی زمین هر روز یکی چپ می‌کرد و این حکیمانه نبود. ولی خداوند وقتی که حکم اجتماعی وضع می‌کند حکیمانه است عبث نیست حکم الزامی وضع نکرده که شما عمل نکنید حکم وضع کرده که عمل کنید و بازرس هم برای آن گذاشته.

می‌رسیم به قسمت اجبار یک اشاره‌ای کردم باید در مسائلی که می‌خواهند این بازرس بیاید و مسائل اجتماعی که حکمت دار بودنش، مصلحت و نبود آن مفسده‌انگیز و مفسده‌زا است، یک گروهی باید بیایند و از آن احکام مراقبت کنند. به طور مثال الآن نیروی انتظامی به من شک می‌کند و ماشینم را می‌گردد مگر حق «الناس مسلطون علی اموالهم» را دارد. مردم به اموالشان مسلط هستند و کسی حق ندارد در جیب من دست بکند؛ ولی نیروی انتظامی حکم از دادستان می آورد و خانه‌ و اطاق خوابم را می‌گردد و حال این سوال ایجاد می شود که چرا و به چه عنوان تصرف در اموال می‌کند؟. این کار به خاطر آن است که نیروی انتظامی آن را انجام می دهد و شما هم می‌گویید طبیعی است. خوب نیروی انتظامی تا وقتی یک اتفاقاتی نیفتد و تا تخلفی رخ ندهد، دست به چنین کاری نمی زند و تنها می خواهد با متخلف برخورد کند. به چه عنوان می‌آید نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی ماشین افراد را در پارکینگ می‌خواباند و در اموال مردم تصرف می‌کند؟ فقها نه فقهای عصر ما از همان قدیم می‌گویند به عنوان نهی از منکر چون نهی از منکر مراتب دارد. یک وقتی شما یک آدم شروری می‌بینید و یک خطاکاری می‌بینید چشم غره می‌روید و لب می‌گزی و نهایت تذکر زبانی می‌دهید و این وظیفه همه است؛ اما یک شروری است که تجاوز به نوامیس می‌کند و پرده‌دری می‌کند و امنیت یک محل را به هم می‌ریزد، آن زمان باید چه کار کرد؟ یک عده لازم است که بروند و مرحله سوم نهی از منکر که مرحله عملیه است را اانجام بدهند؛ لذا پلیس را برای این کار انتخاب می کنند و همه عقلای عالم این کار را می‌کنند و ما از لحاظ شرعی به عنوان نهی از منکر انجام می‌دهیم و می‌گوییم این آدم امنیت این محل را به هم زده بروید و پیدایش کنید و بگیرید و ببریدش ولو هم اگر فرار کرد کتکش هم اگر زدید عیبی ندارد یا اینکه تیر هم اگر خورد عیبی ندارد چاقویش را هم ضبط کنید به عنوان نهی از منکر.

به عنوان نهی از منکر فردی می‌آید و چراغ قرمز می کند و سرعت غیر مجاز می رود این یعنی امنیت را به هم زده است. اصلاً اگر ماشین خریدی 500 میلیون تومان و چندین بار چراغ قرمز رد کردی و نمره منفی گرفتی دیگر حق رانندگی نداری ماشینت را قاب کن بگذار توی پارکینگ و هیچ کس هم به این مسئله اعتراض نمی‌کند؛ حال چرا وقتی به حجاب می‌رسد، می‌گویند اجباری است و نمی‌گویند عین چراغ قرمز اجباری است؟

حکم اجتماعی وقتی لازم الاجراء است، پس باید اجرا شود. حال یک نفر بگوید یک اسپری می خرم و داخلش ویروس ابولا می ریزم و در خیابان ها از آن استفاده می کنم؛ چرا که خودم پول آن را داده ام؛ خوب نمی‌گذارد و می‌گویند می‌خواهد جامعه را آلوده کند. با این حال این سوال پیش می آید که چرا به احکام اسلام می‌رسد می‌گویید اجباری است. شما در جامعه زندگی می‌کنید برو توی غار زندگی کند هیچ اجباری نیست؛ ولی وقتی در جامعه زندگی می‌کنید باید یک سری کارها را انجام دهید؛ چرا وقتی به حجاب می‌رسد می‌گویند اجباری و در بقیه موارد اجباری نمی‌گویند. به نظر می رسد در این مسئله کسی که سؤال دارد در واقع سوال ندارد و باید به این فرد گفت برو احکام اجتماعی را ببین که همه‌ شان اجباری است، ولی تنها با فرد متخلف کار دارند.

گناهان اخلاقی مصداق بارز فحشا است

بخش بعدی قرآن کریم فرموده «ان الله یامرکم بالعدل و الاحسان» و در بخش دیگر هم فرموده «ینهی عن الفحشاء» خداوند نهی از فحشا می‌کند مصداق بارز فحشا این گناهان اخلاقی است. عقلا می‌گویند وقتی یک چیزی واجب است مقدماتش واجب است.

به طور مثال من سرایدار یک مدرسه‌ام به من می‌گویند8 صبح باید صبحانه حاضر باشد حالا 8 صبح که صبحانه حاضر باشد یعنی برو قبل از آن نان بگیر، چای را آماده کن، پنیر را قطعه قطعه کن دیگر همه‌اش را نمی‌گوید می‌گوید صبحانه بده و مقدماتش لازم است من ساعت 8 قرار است که صبحانه بدهم ساعت 8 می‌گویم حالا چکار کنم. خدا می‌گوید باید نماز بخوانی و بدون طهارت هم نماز خواندن فایده‌ای ندارد، البته وضو واجب نیست منتهی می‌گوید اگر خواستی نماز بخوانی و طهارت نداشته باشی نماز باطل است و شما می‌فهمی که وضو گرفتن هم واجب است و این به اصطلاح فقها واجب نفسی نیست، یعنی وضو واجب نیست ولی مقدمه‌ نماز خواندن است.

وقتی می‌فرماید ینهی عن الفحشاء نهی کرده که شما مرتکب فحشا شوید. یعنی جامعه را کلاً رها کنیم هر اتفاقی بی بند و باری افتاد و هر اختلاطی رخ دهد و بعد اگر دور از محضر شما زنا رخ داد برویم افراد خاطی را شلاق بزنیم؟ وقتی می‌گوید السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهم یعنی در بانک‌ها را باز بگذاریم و دزدگیر برقی نگذاریم و دوربین نگذاریم و در گاوصندوقها باز باشد و هر کسی که برداشت دست‌هایش را قطع کنیم؟ خیر، وقتی می‌گوید اموال مردم و بیت المال را حفظ کن، یعنی اگر کسی دزدی کند دستش را بزن ولی از آن طرف می‌گوید دزدگیر برقی هم بگذار پلیس هم بگذارد جلوی درب بانک گاو صندوق هم باشد و مراقبت‌هایت را انجام بده.

خداوند وقتی می‌گوید ینهی عن الفحشاء یعنی وقتی خداوند شما را از فحشا نهی کرده یعنی هر عملی که منجر به فحشا می‌شود را نهی کرده وقتی اصل را نهی کرده مقدماتش را هم نهی کرده به قول طلبه‌ها صغری و کبری اگر بیاید نتیجه آمده نتیجه که از جای جدید نمی‌آید شما اگر مقدماتش را فراهم کنید آن اتفاق می‌افتد شما اگر بی بند و باری را ایجاد کنید به آن چیزی که خدا نهی کرده منجر می‌شود باید جلویش را گرفت این هم از جهت دیگر.

وقتی گناهان جنسی در جامعه زیاد شود، خانواده با مشکل اساسی روبه رو می شود

اما از جهت دیگر می‌گوید یک تار مو اشکال ندارد، من می‌گویم دو تار مو چی؟ سه تار مو چی؟ سر را بی خیال حالا قرآن که امر کرده گردن را چی؟ تا کجا بیایم پاییم اشکال ندارم؟ آن خط را برای من بکش، حد یقفش کجاست؟ می‌گوید یک تار مو مشکل ما نیست؟ حالا چند تار مو مشکل شما است مشکل شما کجاست؟ خط بکشیم بگوییم پایین‌تر از آن خط قرمز است. این حرف عوامانه است انگار بگوییم که چراغ قرمز رد کردنش ممنوع بعد فرد بگوید که تنها سپر ماشین از چراغ قرمز رد شد. مسئله ای که ممنوع شد، ممنوع است، چون اگر بخواهیم برای آن حد بگذاریم آنوقت باید بگوییم کجا؟ حد یقه کجاست؟. شکی نیست که وقتی گناهان جنسی در جامعه زیاد می‌شود خانواده به هم می‌خورد که از مهمترین ارکان جامعه است همه ما اگر سفتیم ریشه‌مان در خانواده‌مان است اگر کسی بی ریشه باشد نه خانواده‌اش را می‌تواند حفظ کند و نه جامعه راازن حرفی که مشکل ما یک تار مو نیست یک حرف عوامانه است خوب مشکل شما چیست؟ کجا مشکل است؟ خط قرمز را کجا قرار بدهیم؟ که شما قبول کنید مشکل است و ما عرض کردیم احکام اجتماعی مصلحت دارد و اینطور نبوده که حضرت حق یکی مثل من باشد و بگوید چون زورم زیاد است و شدم حضرت حق فعلاً این کارها را انجام بدهیم یک سری احکام را اجباراً بر گُرده ما سوار کند؛ اصلا اینگونه نیست بلکه خداوند می ‌خواهد مصلحت اجتماعی حفظ و برقرار شود.

نکته بعدی این است که بگویید یک تار مو مشکل ما نیست. در حالی که «اشد الذنوب ما استخفّ بین صاحبه» یعنی بدترین گناه این است که تو گناه را کوچک بشماری "لا تنظروا الی صغر الذنب" یعنی به خُردی گناه نگاه نکنی "ولکن انظروا الی من اجتنبتم" ببین به چه کسی گستاخی کردی ولی نعمتی که آن چه داری و نداری را داده حالا یک دستوری داده مثل این می‌ماند که بگویندرئیس شرکت گفته که تا ساعت 8 گزارش باید برسد بگویی یک دقیقه عیب ندارد حالا چند دقیقه عیب دارد 10 دقیقه یا ... چه کسی به شما مجوز تأخیر می‌دهد از کجا می‌گویی عیب ندارد؟ می‌تواند مجازاتت بکند منتهی موقعی که رئیس شرکت بگوید 8 معلوم نیست حکیمانه گفته باشد که گزارشات تا 8 می‌آید ممکن است همینطوری گفته باشد ولی اینجا یک حکیم احکام را بیان کرده است.

داشتن حجاب امروزه یک شعار شده است

نکته بعدی این است که الآن حجاب داشتن یک شعار شده است .آیت الله سبحانی گفت گفت الآن آبجی اشتون هم بخواهد بیاید جمهوری اسلامی اگر رعایت کنند باید یک چیزی روی سرش بیاندازند که وی را به خاطر این حرف نابود کردند. اسلام بسیار به شعار توجه دارد؛ البته شعار با شعار فرق می‌کند. یعنی "شعیره" می‌گوید از علامات مؤمن این است که بلند بسم الله بگوید چون یک وقتی می‌خواستند این مستحب را نه واجب را بنی امیه بزنند و شیعیان بلند می‌گفتند برای اینکه یک مستحب از دست نرود از حضرت عسکری (ع) نقل شده که فرموده از علامات مؤمن این است که بلند بسم الله بگوید یعنی شعار شیعه می‌باشد از علامات مؤمن این است که دست راست انگشتر دست کنید این هم از علامات شیعه هست این همه کار مهمتر از انگشتر دست راست کردن است این شعار است و شعیره است و علامت یک گروه مؤمن شده آقای سبحانه (حفظه الله) فرمود امروز حجاب در جمهوری اسلامی شعار شده و حتی آبجی اشتون نا مسلمان هم باید آن را رعایت کند لذا مخالفت با آن گناه اضافی با خود دارد که مخالفت با یک شعیره است که با وی به خاطر این مسئله برخورد کردند.

تا اینجا اگر بخواهم خلاصه بحث عقلایی مسئله حجاب را جمع‌بندی کنم باید بگویم که حجاب مسئله اجتماعی حکیمانه است و الزام دارد. وقتی الزام دارد بازرس برایش می‌گذارند. همان طور که در آلمان بازرس و قاضی مالیاتی آنطور که بنده خبر وثیق دارد، از قاضی جناحی زورش بیشتر است یعنی ببینند کسی مالیات نداده اموالش را نگه میدارند و حق تصرف در مال خودش ندارد عجب زور بازاری است هیچ شخصی نمی‌گوید می‌گوید وفوتبالیستی اگر مالیات ندهی دیگر نمی‌توانید فوتبال بازی کنی. می‌گوید پای خودم هست وهنر خودم هست می‌گوید نمی‌شود باید مالیات بدهی یعنی حکم اجتماعی قرار دادیم برای اینکه مصالح اقتصادی مکان های مهمی را می‌خواهیم اداره کنیم باید مالیات بدهیم و اگر بخواهیم اداره کنیم باید مالیات بدهی و اگر نمی‌خواهی از این کشور برو بیرون و هیچ شخصی صدایش در نمی‌آید بلکه دیگر هر کی هر کی که نیست چه می‌شود که وقتی به حجاب می‌رسد می‌گوید اجبار، عجیب است.

آمدیم در یک کشوری 70 درصد معتاد بودند چه کار می‌کنند آیا قانون را بر می‌دارند می‌گویند 45 درصد راننده‌های چراغ قرمز عبور می‌کنند بگویم پس صورت مسئله را پاک می‌کنیم قانون چراغ قرمز را بر می‌داریم و این همه مجرم نداشته باشیم این کار را می‌کنند؟ می‌گویم فرار مالیاتی در کشور 70 درصد پس کلاً سازمان امور مالیاتی را حذف کنیم این مسئله درست نیست این همه مجرم. نه بلکه در مقابل بازرسان را بیشتر کنند و سرزده سرکشی می‌کنند وجریمه را سنگین می‌کنند.

عقلانی است وقتی یک مفسده اجتماعی قرار است اتفاق بیفتد یعنی مصلحت که رخ ندهد، می‌شود مفسده اینطور نیست. اگر کسوت متخلف زیاد شد بگویند بله جیب برها 40 درصد اضافه شدند پس بیاییم قانون سرقت را برداریم تا 10 میلیون تومان اشکالی ندارد مسئله مملکت ما 3 هزار میلیاد و 25 هزار میلیارد است 5 میلیون و 10 میلیون که پولی نیست آیا عقلانی است؟ چطور به حجاب می‌رسد یک تار و دو تار می‌کنیم خوب بقیه جاها هم بگوییم جیب برها زیاد شدند، مواد روان گردان شیمیایی زیاد شده ایکس تازی آزاد است، حال چرا این مسائل را نمی‌گویید می‌گوییم پلیس فتا را اضافه می‌کنیم نیروها را افزایش دهیم و سرکشی را بیشتر می‌کنیم و جریمه را سنگین می‌دهیم چون عاقلانه است برای اینکه این مفسده است و باید جلویش را گرفت و اگر توسعه دارد باید سریعتر عمل کنیم تا بتوانیم جلویش را بگیریم به حجاب که می‌رسد می‌گوییم که متخلف زیاد است پس رهایش کن برای آن قبلی‌ها یک آدمی معلوم نبود که عادی بوده یا مست بوده اینقدر محترم می‌شمارید اینکه یک حکم اجتماعی است که سه آیه پشت آن هست به اندازه مجلس مثلاً ملی فلان کشور هم قرآن اهمیت ندارد آنجا حکم صادر می‌کنند این همه پشتش هستند ولی اینجا آیه قرآن داریم می‌گوییم بی خیال جمعیت زیاد است چکار کنیم.

بی حجابی زیاد شده است می‌گوییم ماشین حریم شخصی حساب می‌شود صورت مسئله را پاک کنیم آیا این عقلایی است؟ می‌گوییم در ماشین دزدی هم حریم شخصی حساب می‌شودبه نظر می‌رسد آن جریانی که دنبال شبهه‌افکنی هست نمی‌خواهد به حق برسد و اگر نه خیلی واضح است فرق این مسئله اجتماعی با سایر مسائل اجتماعی که من مثال زدم آقا طرح می‌رود یک گرگ می‌گیرد می‌زند به سمتش شلیک آزاد است و تیر می‌زند به سمت.

وقتی بدحجابی و بی‌عفتی رواج پیدا کند، فضای معنوی جامعه از بین می‌رود

همه هم قبول می‌کنند و من هم قبول می‌کنم و می‌گویم عقلایی است و برای اکو سیستم مفید است حالا یک نفر می‌گوید من نذر کردم سم بپاشم توی جوی‌های تهران جلویش را می‌گیرند خوب آقا در مسائل معنوی هم همینطور است وقتی بد حجاب و بی عفتی و چشم‌چرانی رواج پیدا کند فضای معنوی جامعه را نابود می کند. قلب معنوی جامعه را از بین می‌برد. به عبارت دیگر این گناهان از ابولا هم بدتر است؛ چرا که با ابولا فرد میمیرد؛ البته نمی‌گویم در این مسئله سفت نگیرند، چرا باید این مئسله را هم جدی گرفت، اما اینجا اصلاً معنویت از بین می‌رود چرا شل می‌گیرید از چی می‌ترسید؟ غرب برداشته چند لفظ را برای ما باردار کرده که ما بترسیم. یکی اجبار است خوب این همه اجبار خودتان دارید، شما اگر می‌خواهید در فرانسه گوسفند قربانی کنید جلوی درب خانه با تو برخورد می کنند، چرا هیچ شخصی اعتراض نمی‌کند؟ می‌گویند بالاخره مملکت بی صاحب که نیست مثل ما که امام زمان اداره نمی‌کند حساب و کتاب دارد خوب اینجا هم خدا یک حرفی زده چرا رهایش می‌کنیم از اجبار...

هر قانون اجتماعی اجبار دارد یقه همه را که نمی‌گیرند فقط متخلف را می‌گیرند؛ چرا از متخلف می‌ترسید؟ مثل همه جاها هست یک وقتی 95 درصد مردم ما کمربند نمی‌بستند جریمه‌اش چند برابر شد حالا می‌بندند چرا اینجا نمی‌گویی اجبار است ماشین را خودم خریدم 100 میلیون پدرم در آمده و این کلاه و آن کلاه کردم می‌گوید اگر بیمه شخص ثالث نگیری نمی‌گذارند رانندگی کنی بیمه‌ای که معمولاً به درد هم نمی‌خود هیچ کسی هم اعتراض نمی‌کند می‌گویند انتظام امور است چرا اینجا نمی‌گویی اجبار بد است؟ به حجاب که می‌رسد اجباری. بله اجباری، دزدی نباید کرد اجباری اگر کسی بخواهد جلویش را بگیرد بخواهد خلاف عمل کند می‌گیرنش حجاب هم همینطوری است از چه چیزی می‌ترسید؟ مثل خشونت می‌ماند، البته مردم عادی نباید خشن بود با قاچاقچی و متجاوز با نوامیس و تخریب کننده امنیت باید خشن بود و کدام کشور است که این برخوردها را نداشته باشد؟ پلیس هر کشور تفنگ به کمرش هست یعنی خشونت چرا از این خشونت نمی‌ترسی به ما که می‌رسند می‌گویند خشونت بله خشونت منتهی این خشونت با مردم عادی نیست که با متخلف است باردار کرده بعضی الفاظ را که ما بترسیم.

الآن در کشور ما ربای تأخیر می‌خورند از رهبر کشور تا همه مراجع می‌گویند حرام است ولی اجباری ربا می‌گیرند و کسی هم صدایش در نمی‌آید. بانک ها حرام خدا را مرتکب می‌شوند اما آنجا نمی‌گویند اجبار ولی به حجاب می‌رسند همه می‌گویند اجبار.

اما چند مثال تاریخی عرض کردم اینها را دیشب بداهه گفتم مطالعه کنید بیش از این مصداق تاریخی پیدا می‌کنید.

آیات ابتدایی سوره توبه چطور نازل شده؟ تنها سوره‌ای که بسم الله اول آن نیست، چی شد نازل شد؟ ممکن است برای ما سوال پیش بیاید که در این کشور بعضی‌ها مسلمان نیستند آنها چرا اجباری برخی کارها را انجام می دهند؟ حجاب قانون است ولی نه قانونی که فرد بگذارد بلکه قانونی است که خدا قرار داده است.مانند همان قربانی کردن گوسفندی که در فرانسه ذبح آن ممنوع است؛ ولی این قانون را آدم وضع کرده و می‌گوید که میکروب دارد و خون آن باعث آلایندگی می‌شود ولی اینجا خداوند فرمود و یک آدم عادی نگفته اینجا اعقل عقلا فرمود.

نا مسلمان هم هست در خانه‌اش هر طور که می‌خواهد باشد ولی در جامعه همانطور که جامعه بود باید عمل کنند واگر نه نمی‌گویند که چراغ قرمز رد کردن برای لرها اینقدر جریمه دارد و برای ترک‌ها آنقدر جریمه دارد قانون، قانون است.

چرا آیات ابتدایی سوره توبه نازل شده است ؟

حال این سوال پیش می آید که چرا آیات ابتدای سوره توبه نازل شد؟ وقتی اسلام قوت پیدا کرد و فتح مکه در سال 8 هجری و بت‌ها را زدند شکستند کمر بت پرستان شکست، سال 10 هجری پیغمبر خدا با خبر شد بت پرستان هم می‌آمدند خانه خدا چون آنها که مقدس می‌دانستند اما بت‌هایشان را شکسته بودند ولی می‌آمدند زیارت می‌کردند یک عده که آمدند اینجا بت پرستان دور خانه خدا زیارت کنند در مسجد الحرام یک خانمی هر چی داشت صدقه داد و حتی لباس‌هایش را صدقه داد به نیابت از بتش برهنه شد و هیچی ندارد و گفت حالا که تا اینجا آمدم یک طواف بکنم و برگردم برهنه آمد سمت خانه خدا آیه نازل شد که بس اسن دیگر جمع کنید. تمام قوانینی که شما یک طرفه نقض کردید ما هم نقض می‌کنیم "فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم" آمدید در عرصه اجتماع بی بند و باری درست کردید در مسجد الحرام لخت آمدی حالا طرف با آن خانم بت‌پرست با قوانین خودش به دینش عمل می‌کند و لباسش را صدقه داده ولی در جامعه مسلمین زندگی می‌کرده لخت آمده چه چیزی را هتک حرمت می‌کنید در جامعه مسلمانان لخت راه می‌روید؟

آیات ابتدای سوره توبه تا 27 توبه را ببینید شاید کمتر جایی این خشونت را شما می‌بینید این لحن تند را چون عقلایی هم هست آن زن لخت آمده در شهر مثل این می‌ماند که کسی ویروس ابولا در شهر پخش می‌کند و باید سریع جلویش را گرفت نیروی مخصوص باید جلویش را بگیرد و مانع پخش آن شود و مانع از تکرار پرده‌دری شود. پس فرمود پس حالا که شما حرمت ما را رعایت نکردید ما هم دیگر حرمت شما را رعایت نمی‌کنیم. تمام عهدنامه‌هایی که بسته بودیم باطل شد چون حرمت ما را شکستید.

قبل از پیامبر (ص) هم مردم حجاب داشتند و برهنگی را قبول نمی‌کردند

طرف هم می‌گوید آیا زمان پیغمبر حجاب واجب بود قبل از اینکه حجاب واجب شود حجابشان از امروز مردم ما بهتر بود "یتقرعن خلف آذانهم" یعنی روسری سرشان بود و پشت گوششان می‌انداختند گردنشان پیدا بود و اسلام آمد و فرمود پشت گوش را بردار و روی گردنت را هم بپوشان لخت نمی‌آمدند اصلاً بد می‌دانستند و برهنه را فاحشه حساب می‌کردند وقتی اینطور بود لخت نمی‌آمدند اما کوچکترین مخالفتی مثل این نمونه که الآن چند تای دیگر می‌شد بلا فاصله پیغمبر واکنش نشان می‌داد، نبوده است. سوال را یک جوری انتخاب کرده که مشکلی پیش نیاید آیا حجاب زمان پیغمبر اجباری بود؟ آیا رد نکردن چراغ قرمز ممنوعیتش در زمانش پیغمبر مگر بود؟ آیا این حکم خدا هست یا نیست؟ چیه حالا یک دفعه تاریخ دوست شدید که زمان پیغمبر بود یا خیر؟ مگر زمان پیغمبر بانک‌، بیمه بود؟ مگر پرسپولیس و استقلال زمان پیغمبر بود؟ چرا به این یکی که می‌رسد یک دفعه مخالفت عجیب و غریب می‌شود؟

برای این مسئله که حجاب چطور نازل شده است؟ دوتا روایت از شیعه و یکی از اهل سنت عرض می‌کنم.

یک جوانی در خیابان می‌رفت از دور یک تصویر خوبی دید و این محو این تصویر شد یک کمی آن طف تر خانم یقه‌اش باز بود وقتی این دو از کنار هم رد شدند این همینطور که محو شده بود سرش را گرددند و با نگاهش خانم را بدرقه می‌کرد و متوجه نشد که کجا می‌رفت و اشتباهی جاده پیچید این نپیچید ورفت توی یک کوچه‌ای و دیوارها خیلی صیقلی نیست یک شیشه یا استخوانی از دیوار آمده بیرون وگیجگاهش خورد و خونی شد و همینطور که از سرش خون می‌چکید رفت پیش پیغمبر آیه نازل شد که ای پیغمبر به مؤمنین بگو که چشم‌هایشان را درویش کنند و میدان دید را کم کنند و به همسرانت ودخترانت و زن‌های با ایمان بگو که مقنعه را از پشت گوش رد نکنند و از رو رد کنند این در تفسیر قمی و منابع دیگر در شیعه آمده است.

آن زمان هم زمینه برای چشم چرانی و شهوت‌رانی فراهم شده بود اسلام تا قوت گرفت خوب اسلام و خمس را هم روز اول نگفته و احکام تدریجی به وجود آمده است. مگر زمان پیغمبر چقدر فرصت بود؟ بعد زمینه فراهم بود چون خطا بود، آیه نازل شد که مراقبت کنید و واجب هم هست که مراقبت کنید. بعد الآن می‌گویند آیا لازم است؟ حریم شخصی است. آیه نازل شد روسری سرشان می‌کردند گاهی لباسشان ممکن بود تنگ باشد شب‌ها که می‌خواستند برای نماز جماعت بروند مسجد بعضی از جوانان سر کوچه می‌ایستادند و تیکه می‌انداختند و خانم‌ها اذیت بودند هم برای ادب کردن آنها کارهایی کرد آیه 59 احزاب نازل شد که یدنین علیهن من جلابیبهن از جلباب استفاده کنید یعنی ثوب واسع یعنی پارچه‌ بلند ملحفه پارچه بلندی که از سر تا پا را بگیرد حالا می‌خواهی چادر بگذارید یا پارچه بگذارید یعنی یک بار اجرا شد دید کافی نیست البته تدریجی هم صادر می‌شود یک مرحله هم بیشتر کرد. خوب اصلاً زمان پیغمبر حکمش نازل شد دیگر حالا زمان پیغمبر بود یا نبود؟ اگر این حکم زمان پیغمبر بود می‌گفت مزید امتنان است. ولی حکم شرعی و نهی محکم می‌کند یعنی الزام.

مثل بعدی این است. سال دوم هجری هنوز اسلام زوری نداشت و هنوز بدر و احد وفتح مکه اتفاق نیفتاده بود با یهودی‌ها قرارداد بسته بودند که شما راپورت ما را به بت پرستان ندهید و علیه ما خیانت نکنید با هم زندگی می کنیم.

جنگی که میان پیامبر و یهودیان به خاطر بی‌حجابی رخ داد

یک خانمی رفته بود بازار خرید کند تازه هنوز حکم وجوب حجاب صادر نشده ولی زن‌ها درخیابان لخت نمی‌رفتند یکی از تجار یهودی پایین لباس زن را دوخت و تا آمد جا به جا شود لباسش رفت کنار و بخشی از بدنش پیدا شد و گفت یا للمسلمین ناموس اسلام است و یکی از مسلمین آمد و آن یهودی را کشت بازاری‌های یهودی هم این مسلمان را کشتند حالا شما باشید یا پیغمبر می‌گفتید که یک کمی از بدن این زن پیدا شد کشتن نمی‌خواست ولی حضرت اعلام جنگ فرمود و گفت حرمت می‌شکنید اینها هم جریمه دادند و هم از مدینه اخراج شدند واگرنه پیغمبر می‌گفت که یک تیکه از بدن زن پیدا شد، کشتن نمی‌خواست.

حالا آن کسی که پرسیده که آیا زمان پیغمبر حجاب اجباری بود هم باید توضیحات اولیه ما را بشنود و هم از این مثال‌ها کم نیست.

مثال دیگر: الآن حکومت اسلامی داریم آیا زمان صاحب جواهر حکومت اسلامی داشتیم؟ صاحب جواهر در جلد دوم جواهر چاپ جامعه مدرسین در قسمت جهاد بخش خراج می‌گوید یهودیان و مسیحیان در کنار مسلمانان مالیاتی می‌دهند و زندگی می‌کنند می‌گوید آیا حق دارند سالی یک کلیسا اضافه کنند؟ می‌گوید نه خیر. می‌گوید آیا اینها حق دارند به اعمال عبادی خودشان بپردازند می‌گوید آن قسمتی که مفسده انگیز نباشد در کلیسا عیب ندارد مگر نه شرابخواری باشد. البته در زمان بنی امیه ‌موکب می‌زدند و شراب می‌دادند. موکب‌های بین راه کنیساهای یهود بود نزدیک کوفه شراب می‌دادند و آدم جذب می‌کردند می‌گوید اینها شراب بدهند مثلاً مادران مقدسشان جذب مشتری کنند و مسیحی پروری کنند می‌فرماید نمی‌شود عقل این را می‌فهمد که نمی‌شود نیازی نیست که صاحب جواهر بگوید اینها فقط کارهایی می‌توانند بکنند که ضربه به جامعه اسلامی نزنند. اگر قرار باشد حجاب نداشته باشند در خانه‌هایشان برهنه هم می‌خواهند باشند به ما ربطی ندارد اما اگر قرار باشد جزیه بدهد بعد لخت بیاید در خیابان اسلام که حجاب را که حکمش این است که فساد را از بین ببرد، نمی توانند این کار را کنند. نه اینکه مسلمانان در چادر بروند بعد یک عده غیر مسلمان لخت ببریم در جامعه بچرخانیم آیا این عقلایی است؟ حکیمانه است؟ از این نمونه‌ها زیاد است که من عرض کردم که اصلاً بحث تاریخی معنی ندارد و نیاز ندارد.

حکم اجتماعی یک حکیم آن هم حکیم علی الاطلاق صادر کرده انشاء الله امید داریم که حضرت رضا به یک شبهه به اندازه توان محدودمان پاسخ دادیم از ما پذیرفته باشد.

ارسال نظر: