جشنواره‌نوشت‌های «نسیم آنلاین»-۲:

همچنان در انتظار آثاری که مخاطبان را به وجد آورند

کدخبر: 2008646

"جشن تولد" خیلی خوب شروع می شود و البته گره گذاری داستان نیز به موقع انجام می شود اما مشکل زمانی حادث می شود که داستانی دمدستی و ده ها بار تکرار شده برای نقد رفتارهای افراطی استفاده شده است.

گروه فرهنگی « نسیم آنلاین »- روز دوم جشنواره بلحاظ کیفیت آثار به نمایش درآمده در کاخ جشنواره تفاوت چندانی با روز اول نداشت. مشخص نیست این افت کیفی تمامی آثار جشنواره است که باعث شده بعد از دو روز هنوز فیلمی که مخاطبان را به وجد آورد در جشنواره وجود نداشته باشد یا آن که این مساله برآمده از چینش آثار در کاخ جشنواره است و مدیران جشنواره خواسته اند ابتدا روزهای اول را با آثاری متوسط و زیر حد متوسط پر کنند و برگهای برنده خود را نگه داشته اند برای روزهای بعد.

این وضعیت کیفی پایین آثار روز دوم را اگر بخواهیم به صورت موردی بررسی کنیم باید بگوییم دو فیلمی که هر دو با حمایتهای ارگانی تولید شده اند از جمله آثار انتقادبرانگیز جشنواره بوده اند.

"جشن تولد" ساخته عباس لاجوردی که تهیه کنندگی آن را هم مهدی فیوضی یکی از کارگردانان درام "نفوذی" برعهده داشته و البته همکار کارگردانش در آن کار یعنی احمد کاوری هم در اینجا به عنوان بازیگر حضور دارد اثریست که بناست به نقد افراطی گری بپردازد.

فیلم خیلی خوب شروع می شود و البته گره گذاری داستان نیز به موقع انجام می شود اما مشکل زمانی حادث می شود که داستانی دمدستی و ده ها بار تکرار شده برای نقد رفتارهای افراطی استفاده شده است.

"جشن تولد" مورد حمایت انجمن سینمای دفاع مقدس بوده است.

*ای کاش سناریست قوی تری برای کار می آوردند

"دلبری" جلال دهقانی اشکذری که تهیه کنندگی آن را محمود رضوی برعهده داشته دیگر فیلم روز دوم جشنواره بود که با بودجه ارگانی تولید شده اما متاسفانه نتوانست توجه مخاطبان را جلب کند.

نداشتن سناریویی که بتواند اوج و فرودی تعلیق برانگیز پیش روی کاراکتر اصلی "دلبری" قرار دهد و از آن سو داخلی بودن بخش عمده لوکیشنهای فیلم موجب شده است که اثر بیشتر در قامت یک تله فیلم و در جاهایی که دیالوگها زیاد می شود در قامت یک نمایش رادیویی خود را نشان دهد.

"دلبری" با حمایت حوزه هنری تولید شده است.

*تکرار مکررات پیش روی آقای برزگر

"یک شهروند کاملا معمولی" ساخته مجید برزگر هم هرچند یک اثر هنروتجربه ای به شمار می رود اما مشکل اینجاست که چه در انتخاب سوژه و چه اجرا همه چیز بر مدار تکرار مکررات حوصله سربر پیش می رود.

اینکه کارگردانی که مدام از خلاقیت درونی در نوشتن و کارگردانی سخن گفته بخش ابتدایی فیلمش که نمای عصا زدن پیرمرد است را کاملا از سن دیدن سرهنگ بازنشسته فیلم "آرامش در حضور دیگران" گرته برداری کرده است بدون اینکه حتی یک کلمه در این باره در تیتراژ بگوید قابل قبول نیست.

بلحاظ وجه سرگرمی ساز اما این عدم اقبال مخاطبان کاخ جشنواره به "یک شهروند..." بود که خود را نشان داد.

*یک نیمه خوب/یک نیمه بد

"آخرین بار کی سحر را دیدی؟" فرزاد موتمن را باید بهترین فیلم روز دوم جشنواره دانست. البته که این بهترین در مقایسه با آثاری صورت می گیرد که در دو روز ابتدایی در جشواره به نمایش درآمده اند!

موتمن کوشیده با استفاده از ویژگیهای ژانر جنایی، معمایی را خلق کند که تقریبا تا نیمه های فیلم مخاطب را برای حل آن کنجکاو نگه می دارد اما امان از رها کردن فیلمنامه از نیمه به بعد و پیشبرد آن بر دیالوگهایی بی منطق که باعث شده اثری که میتوانست بهترین فیلم موتمن باشد به اثری بدل شود که در پایان بندی که بناست وقت گره گشایی باشد به جای آن که شگفتی مخاطب را موجب شود اسباب خنده او را سبب می شود.

به نظر می رسد"آخرین بار..." اگر تحت تدوین مجدد قرار گیرد و حداقل 20 دقیقه تا نیم ساعت از نماها و دیالوگهای اضافی آن حذف شود بتواند به عنوان یک درام جنایی مورد توجه مخاطبان عام قرار گیرد.

ارسال نظر: