جشنواره‌نوشت‌های «نسیم آنلاین»-۸:

تقلید کاریکاتوری از سینمای فرهادی

کدخبر: 2009946

"اژدها وارد میشود" مانی حقیقی از جمله آثاری است که به سبب ساختار منحصربفرد و تدوین خاص و البته تصویرسازی بصری آن هم در  ژانر هارور-رازآمیز  می تواند جزو محصولات واقعا سینمایی جشنواره جای گیرد.

گروه فرهنگی « نسیم آنلاین »- روز هشتم جشنواره از جمله روزهای جشنواره بود که کفه سینمای داستانگو در آن بیشتر بود. در روزهای گذشته آن قدر فیلمهای به اصطلاح هنری مبتنی بر خرده پیرنگ زیاد بود که حضور فیلمهایی مانند "اژدها وارد میشود"، "پل خواب" و "برادرم خسرو" که اندکی بیشتر بار دراماتیک دارند باعث جلب توجه بخش بیشتری از مخاطبان کاخ جشنواره بود.

روز هشتم به مانند هر روز دیگر یک فیلم هنروتجربه ای هم داشت؛ فیلمی به نام "ممیرو" ساخته هادی محقق که به مانند فیلم قبلیش "او خوب سنگ می زند" اثری کم بازیگر ولی این بار کم دیالوگ بود.

"ممیرو" کاملا متاثر از آثار جریان آلترناتیو سینمای ایران و فیلمهای کارگردانانی نظیر سهراب شهیدثالث و عباس کیارستمی تولید شده و البته چون کپی است و اصالت ندارد نمی تواند به اندازه آثار منبع بدعت داشته باشد.

"ممیرو" بلحاظ تصویرسازی قابهای زیبایی از طبیعت ایران دارد و البته که این قابها خیلی خوب انتخاب شده اند ولی از آنجا که خط داستانی اثر خطی کوتاه است این قابها به کار کارگردان نمی آید.

*مبتنی بر روایتی قصه محور

"پل خواب" از جمله آثار روز هشتم جشنواره است که سعی کرده مبتنی بر روایت کلاسیک سینما باشد؛ این اثر با جمله ای از داستایفسکی آغاز میشود و البته که بنا به ادعای کارگردان برداشتی از "جنایت و مکافات" این نویسنده روسی است!

با این حال برخلاف "جنایت و مکافات" که بخش عمده اش به واقعه نگاری و ژرفکاوی روانشناختی، جامعه شناختی و مذهب شناختی پس از جنایت اختصاص دارد در "پل خواب" بیشتر این روند منجر به جنایت است که مرور میشود و البته که بزرگترین گاف فیلم نیز درست در نقطه ای که بناست جنایت روی دهد اتفاق می افتد.

کاراکتر اصلی فیلم به جای اینکه از سفر پیرزنی که رانندگی وی را برعهده دارد، به فرنگ استفاده کند و برای رفع مشکلات اقتصادی به سرقت گاوصندوق وی بپردازد درست قبل از سفر به سراغ پیرزن ثروتمند می رود و با ضربات پتک او را به قتل می رساند و گاوصندوقش را که پر از ارز است خالی می کند و ارز موجود در آن را برای صاف کردن بدهی مورد استفاده قرار می دهد و این ارجحیت آدمکشی بر سرقت تر و تمیز و بی خونریزی است که گاف اثر میشود..

*متاثر از فرهادی

"عادت نمی کنیم" ابراهیم ابراهیمیان به مانند "ارسال آگهی تسلیت به روزنامه" اثریست متاثر از سینمای اصغر فرهادی؛ سینمایی که بخش عمده اش مبتنی بر شک و تردیدهایی است که کاراکترها نسبت به هم دارند و البته مشکل اینجاست که این شکها به جای اینکه عاملی شود برای ایجاد جذابیت داستان به دلیل عدم پرداخت درست از کاراکترها همین شکها هستند که داستان را لو می دهند.

ابراهیمیان پیش خود فکر کرده که اگر کفه شک داستان را به سمت یکی از کاراکترها ببرد و هجمه کاراکترهای دیگر را به سمت این کاراکتر سوق دهد در آن صورت مخاطبان به راحتی فریب او را خورده و منتظر می مانند او باشد که قطب مقابل را به عنوان گناهکار نهایی معرفی کند غافل از آن که همان شک سازی ابتدایی است که مخاطب روزگار ما که هفته ای شش دی.وی.دی هالیوودی می جود را به سمت قطب مقابل می برد و به این ترتیب زودتر از حد تصور دست کارگردان رو میشود.

"برادرم خسرو" احسان بیگلری اثریست که می کوشد براساس کاراکتری که دچار اختلال دوقطبی است و البته موقعیتهای طنزی که به سبب درگیریهای وی با اعضای خانواده و بخصوص برادرش رخ می دهد پیش می رود. طراحی نماهای کمیک برآمده از حضور بیمار دوقطبی در برابر خانواده کمک کرده داستان با ضرباهنگی مناسب پیش برود و برای مخاطب خسته کننده نباشد.

*سینمای ژانر به سبک حقیقی

"اژدها وارد میشود" مانی حقیقی از جمله آثاری است که به سبب ساختار منحصربفرد و تدوین خاص و البته تصویرسازی بصری آن هم در ژانر هارور-رازآمیز می تواند جزو محصولات واقعا سینمایی جشنواره جای گیرد.

در نوع روایت که مقداری اثر را به "بشارت به یک شهروند هزاره سوم" محمدهادی کریمی شبیه کرده ممکن است مخاطب عادت کرده به تماشای روایتهای خطی بی رفت و برگشت که انتظار درک فیلم از هر کجا که با آن همراه شد را دارد نتواند با اثر ارتباط لازم را برقرار کند اما مخاطب حرفه ای سینما قطعا از این ساختار بدیع استقبال کرده و آن را در زمره آثار مطلوب خود قرار خواهد داد.

البته "اژدها..." شیطنتهای نمادگرایانه خاص خود را هم دارد که شاید به هنگام اکران رسمی بشود راحتتر درباره آنها سخن گفت.

ارسال نظر: