پرویز امینی

برخی گفتنی‌ها درباره سلحشور فرهنگ و هنر

کدخبر: 2015180

سلحشور همانطور که در سبک کار متفاوت بود، به لحاظ فردی نیز متفاوت و فقط شبیه خودش بود. در واقع همانی بود که می‌نمود و ملاحظه فضای غالب و متعارف سینما را نمی‌کرد و مواضع خود را و آنچه بیان می‌کرد و طرح می‌کرد را تحت تاثیر آن فضا سانسور و حتی تعدیل نمی‌کرد.

گروه فرهنگی «نسیم آنلاین» - پرویز امینی، جامعه‌شناس طی یادداشتی که به مناسبت درگذشت کارگردان متعهد و انقلابی، زنده‌یاد فرج‌الله سلحشور در اختیار « نسیم آنلاین » قرار داد، نوشت: فرج‌الله سلحشور هم رفت. بخشی از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی‌ام از سینما متعلق به نقش‌آفرینی فرج‌الله سلحشور خصوصا "توبه نصوح" مخملباف و "پرواز در شب" ملاقلی‌پور است. "توبه نصوح" هنوز یادم هست و تاثیری که از یاد مرگ در انسان ایجاد می‌کرد و "پرواز در شب" که جزء اولین کارهای سینمایی درباره دفاع مقدس بود که به واقعیت جنگ و بچه‌های جنگ و روایت عاشورایی آن نزدیک بود. درباره فرج‌الله سلحشور و آثارش حرف‌های گفتنی کم نیست، اگرچه کم گفته شده است و بیشتر وقت‌ها وارونه و بد گفته شده است. حرف‌هایی که اگر درباره هر یک از ما صدق می‌کرد، نسبت ما را با دیگران و مسائل احتمالا تغییر می‌داد.

چند سال پیش "سید حسن نصرالله" قهرمان و فخر شیعه و عرب و لبنان گفته بود قوی‌ترین کار فرهنگی که جمهوری اسلامی تا کنون انجام داده است، مجموعه "یوسف پیامیر" است و من لوح‌های فشرده یوسف را به نوه‌هایم کادوی تولد داده‌ام و آنها از شب تا صبح پی در پی مشغول تماشای آن بودند. یا سیدحسن نصرالله خود شخصا به مرحوم سلحشور گفته بود که 11 قسمت اول سریال را در یک روز به همراه خانواده دیده‌ است و تا سریال تمام نشد، حتی غذا هم نخوردیم. یا در برخی از صحنه‌های فیلم مثل شفا یافتن زلیخا آنچنان خودم، همسر و فرزندانم تحت تاثیر قرار گرفتیم که می‌ترسیدم همسرم از گریه بمیرد. یا سید گفته بود که یکی از مهم‌ترین کارهای این سریال این بود که خباثت اجداد بنی‌اسرائیل را خوب نشان داد. شاید جاهای دیگر دنیا این خباثت را خوب نفهمند اما ما لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها این خباثت را خوب می‌فهمیم. نکته دیگری که سیدحسن نصرالله در همین ملاقات به مرحوم سلحشور گفته بود این بود که سخنرانی‌ها و منبرهایم به اندازه برد شبکه المنار مخاطب دارد. با این همه وقت سخنرانی خودم را به پخش سریال حضرت یوسف(ع) دادم و گفتم سخنرانی مرا بعد از سریال پخش کنید. یوسف، بین‌المللی‌ترین کار نمایشی ایرانی از نظر حجم مخاطب است و بارها و بارها خصوصا در کشورهای عربی و اسلامی پخش و بازپخش شده است. من خودم نظرات برخی از بینندگان غیر ایرانی را درباره این سریال دیده‌ و شنیده‌ام. یکی از آنها گفته بود دیدن سریال یوسف مثل نعمت چشم باز کردن من به جهان بود.

سبک کار سلحشور یک نوع هنجارشکنی در سنت متعارف کارهای نمایشی بود، مثلا با میدان دادن به برخی جذابیت‌های مادی ولو مشروع برای دراماتیزه کردن کار نمایشی سر سازگاری نداشت. بنابراین "زلیخا" که استعداد ایجاد یک نقطه عطف نمایشی را دارد در حاشیه یوسف در مجموعه یوسف پیامبر طرح می‌شود در حالیکه در مجموعه "امام علی" برای تولید فضای نمایشی، "قطام" در مرکز درام است تا حدی که کاراکتر نقش اول مثبت سریال یعنی "مالک اشتر" که قرار است بازتاب امیرالمومنین حضرت علی(ع) باشد نیز در حاشیه اوست. اهمیت کار سلحشور نیز از همین بابت است. او یوسف پیامیر را در خصلت‌ها و جذابیت‌های غیر مادی مثل پاکدامنی، عداالت‌خواهی، مردمی بودن، مبارزه با طاغوت و ظلم، مدیریت عقلانی و ... به تصویر کشید. بنابر همین فضا و سبک کار است که یک بازیگر مثل خانم "کتایون ریاحی" گفته تحت تاثیر فضای معنوی سریال یوسف با بازیگری خداحافظی کرده است.

سلحشور همانطور که در سبک کار متفاوت بود، به لحاظ فردی نیز متفاوت و فقط شبیه خودش بود. در واقع همانی بود که می‌نمود و ملاحظه فضای غالب و متعارف سینما را نمی‌کرد و مواضع خود را و آنچه بیان می‌کرد و طرح می‌کرد را تحت تاثیر آن فضا سانسور و حتی تعدیل نمی‌کرد. بنابراین «خود خودش» بود و چون این خود با فضای متعارف فاصله داشت، ادبیاتش و مواضعش ساختارشکنانه جلوه می‌کرد. این اتفاقی است که برای هر کسی که بخواهد تنها خودش باشد، خواهد افتاد. اما عموم ماها برای این که ساختارشکنانه جلوه نکنیم، از خودیت خود دست بر می‌داریم و عجبا که این انصراف از خود، «امتیاز» است!

با نثار صلوات و فاتحه دعا می‌کنیم که رحمت و رضوان بی‌پایان خداوند نصیبش گردد. انشاالله

ارسال نظر: