گزارش «نسیم آنلاین» از تناقض های یک کارگردان

چگونه می توان "طبقه حساس" ساخت و از اخلاق سخن گفت؟

کدخبر: 2038526

تمسخر مرتب الگوهای اخلاقی و عرفهای متداول هموطنان توسط کارگردانی که مرتب هم سعی کرده خود را روشنفکر بنامد چه معنایی دارد جز دچار شدن به همان رفتار خلاف عرفی که وی دیگران را به آن متهم می کند؟

گروه فرهنگی « نسیم آنلاین »، هادی صداقت نژاد- «افخمی فکر می کند می تواند با مطرح کردن مسائل "منافی عفت، کلام و اخلاق" برنامه اش را پربیننده کند فکر می کند این آزادی است! در صورتی که این آزادی از نوع غربی است.»

این جملات برآمده از بخشی از تازه ترین گفتگوی کمال تبریزی است و در ادامه گفتگوهایی از او که با محوریت واکنش نسبت به نقد فیلمش در یک برنامه تلویزیونی صورت می گیرد. (اینجا)

*از "پاداش" تا "طبقه حساس" مرتب به رطب خوردگی دچار شدید!

تبریزی از طرح مسائل منافی عفت، کلام و اخلاق گلایه کرده است و این روش را نمادی از آزادی از نوع غربی اش دانسته است موضعی که اتفاقا ستوده و قابل تقدیر است؛ در همه این سال ها منتقدان برخی آثار همه حرفشان همین بوده که "عفت و اخلاق" در آثار هنری رعایت شود با این حال در خصوص آنچه تبریزی از آن دلخور است یعنی "طرح مسائل منافی اخلاق"؛ به نظر می رسد خود وی در آثار مختلفش و بخصوص آن دسته از آثارش که زمینه طنز دارد پیشرو بوده است. اگر آثارش را مرور کنیم کم کاراکتر و دیالوگ نمی بینیم که منافی عفت عمومی باشند.

از "پاداش..." بگیرید که در آن به صراحت برخی مناسک مذهبی را دست انداخته بود تا "طبقه حساس" که در آن ورای شوخیهای اروتیک حتی آداب اسلام درباره مردگان را هم به چالش کشیده بود و از آن بدتر سعی کرده بود تا می تواند کاراکتر مرد داستان خود که نمادی بر مرد مسلمان است را شخصیتی ابله نشان دهد آثار متاخر تبریزی پر بوده اند از مفاهیم ضداخلاق.

هر که یادش برود تبریزی دیگر نباید فراموش کرده باشد در "طعم شیرین خیال" شان به صراحت یکی از مفاهیم استراتژیک سالهای اخیر مملکت ما که دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای است زیر سوال رفته بود.

کمی به عقبتر هم که برویم به "همیشه پای یک زن در میان است" و "خیابانهای آرام" برخورد می کنیم که در اولی تا حد ممکن از طعنه ها و اشارات اروتیک برای جلب نظر استفاده شده بود و در دومی بخشی از تاریخ سیاسی کشور به صراحت زیر سوال برده شده بود.

اگر بیشتر هم به عقب برویم و سوابقی که این کارگردان در سینمای دفاع مقدس دارد را مرور کنیم به فیلمی به نام "در مسلخ عشق" می رسیم که به جای آن که تصویرگر صادقانه جنگ باشد چنان تصویر اگزوتیک و تیره ای از آن روزگار را به نمایش می گذارد که باعث می شود حتی همان نمایشهای معدود جشنواره ای اثر هم با انتقاد صریح مواجه شود.

آخرین فیلم اکران شده این کارگردان هم "دونده زمین" است؛ محصولی که تا می تواند از زشتی های ایران می گوید و می کوشد ایرانیان را مردمانی نشان دهد که به بدوی ترین شکل ممکن زندگی می کنند و این یک غیرایرانی است که باید به کمک آنها آمده و آنها را نجات دهد.

*ای کاش یک سوزن هم به خودتان بزنید

طبیعی است که اگر از تبریزی بخواهید درباره چنین مصادیق بی عفتی در آثارش سخن بگوید او سعی می‌کند با تکیه بر کلیدواژه نقد اجتماعی-سیاسی از زیربار پاسخگویی برهد اما کیست که نداند کمترین ربطی میان نقد و ولنگاری وجود ندارد؟ چنین تصویرسازی های اغراق آمیز و البته تمسخر مرتب الگوهای اخلاقی و عرفهای متداول هموطنان توسط کارگردانی که مرتب هم سعی کرده خود را روشنفکر بنامد چه معنایی دارد جز دچار شدن به همان رفتار خلاف عرفی که وی دیگران را به آن متهم می کند؟

این کارگردان اگر بر مدار انصاف پیش می رفت و می کوشید به همان اندازه که طرف مقابل را نقد می‌کند نیم نگاهی هم به کارنامه خویش داشته باشد و به اصطلاح سوزنی هم به خودش بزند آن گاه قطعا دست به عصاتر سخن می گفت و عمل می کرد.

ارسال نظر: