نگاه «نسیم آنلاین» به تغییر و تحولات مدیریتی در خانه سینما

یک کارگردان دولتی رفت/ یک تهیه‌کننده دولتی آمد

کدخبر: 2048206

اینکه در ماههای باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری به ناگاه مدیرعامل خانه سینما که نزدیکترین چهره به رییس دولتی سینما بود و البته فیلمسازی کاملا متکی به منابع دولتی، از خانه سینما کنار رفته و به جایش تهیه کننده ای می نشیند که او نیز اغلب با سرمایه های دولتی فیلم تولید کرده چه پیامی دارد؟

گروه فرهنگی « نسیم آنلاین » ؛هادی صداقت نژاد- اینکه در ماههای باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری به ناگاه مدیرعامل خانه سینما که نزدیکترین چهره به رییس دولتی سینما بود و البته فیلمسازی کاملا متکی به منابع دولتی، از خانه سینما کنار رفته و به جایش تهیه کننده ای می نشیند که او نیز اغلب با سرمایه های دولتی فیلم تولید کرده چه پیامی دارد؟ اینکه استعفای میرکریمی اسفندماه سال قبل تسلیم هیات مدیره شده بود ولی بر سر معرفی جانشین او چهار ماه تعلل صورت پذیرفت چه پیامی دارد؟ اینکه میرکریمی در عین مورد تأیید بودن مدیران دولتی سینما و البته همراهی آنها، در ماههای حضورش در خانه سینما نتوانست حتی یک حرکت جامع برای بهبود اوضاع معیشتی صنف انجام دهد و استعفا داد بدون اینکه بیلانی ارائه دهد از آنچه باید برای بهبود اوضاع بدنه صنف می کرد و نکرد چه پیامی می‌تواند داشته باشد؟ اینکه گفته شده میرکریمی در جهت نزدیکی بیشتر با شهردار وقت تهران که احتمالا از جمله کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری 96 است قید مدیرعاملی خانه سینما را زده چه پیامی دارد؟

یک میلیارد برای بازسازی ملک استیجاری؟؟

اینها سوالاتی است که بدنه صنف سینما بعد از شنیدن خبر جابجایی شاهسواری با میرکریمی مدام از یکدیگر می پرسند و البته که سعی می کنند برمبنای شنیده های خویش نیز پاسخ این سوالات را بدهند. از منظر رسانه ای اما اگر بخواهیم پاسخ این پرسشها را دهیم باید از انتها شروع کنیم. یعنی از شایعه نزدیکی هرچه بیشتر مدیرعامل سابق با شهردار تهران. این شایعه چرا طرح شد و چرا جدی شد؟ دلیل اصلی طرح این شایعه نه فقط شبهه های پیرامون حمایتهای پنهانی شهرداری از سران خانه سینما بلکه یکی از گفتگوهای تفصیلی اخیر شخص میرکریمی است. میرکریمی در این گفتگو به صراحت از حمایت یک میلیاردی شهرداری تهران از مرمت خانه سینما سخن گفت! بله، یک میلیارد تومان فقط هزینه بازسازی!!! بازسازی ساختمان شماره 1 خانه سینما که مالکیت آن هم در اختیار اشخاصی حقوقی است. یعنی شهرداری تهران یک میلیارد تومان در اختیار خانه سینما قرار داده و روسای خانه سینما و از جمله شخص میرکریمی هم این یک میلیارد را صرف بازسازی ملکی استیجاری کرده اند در چه شرایطی؟ در شرایطی که در بدنه سینمای ایران اعضایی هستند که لنگ یک وام یک میلیون تومانی هستند.

کدام مدیر صنفی است که چند میلیارد را صرف یک جشنواره بی‌مخاطب کند؟

درباره عدم ارائه بیلان کاری درست از سوی میرکریمی قطعا این اعضای هیأت مدیره خانه سینما هستند که باید پاسخگو باشند. میرکریمی مدیرعامل خانه سینما شد تا اصلی ترین معضل پیش پای سینماگران که نداشتن یک نظام جامع بیمه است که از بیمه بیکاری تا بیمه درمانی آنها را شامل می شود حل کند. اما میرکریمی هم آمد و چند ماهی ماند و عاقبت رفت بی آن حرکت مثمرثمری در این مسیر دیده شود. میرکریمی در جهت بهبود اوضاع صنف کاری نکرد و از آن سو داعیه دار ادامه برگزاری جداگانه و مهجور بخش بین الملل فجر شد. او به جای آن که به مدیران سینمایی توصیه کند در شرایطی که سینماگران ایرانی حتی یک نظام بیمه درمانی جامع ندارند خرج بودجه چندمیلیاردی برای جدایی بین الملل از فجر پول دور ریختن است خود عاملی شد برای امتداد برگزاری جداگانه این جشنواره. او دبیری جشنواره ای به نام بین الملل فجر را با بودجه میلیاردی در اختیار گرفت و کوشید با تیم 27 نفره مدیر، معاون و مشاور خود که البته نام فرزند جوان و بی تجربه اش هم در میان آنها دیده می‌شد(!) مرتب تلفات بودجه ای این جشنواره بی مخاطب پر شده از محصولات پیشتر دیده‌ شده را توجیه کند. فقط باید درنظر گرفت که با همین چند میلیارد بودجه برگزاری بین الملل فجر می شد چند مرکز درمانی ویژه فقط برای صنف سینما ایجاد کرد تا دریابیم چقدر کار صنفی کردن راحت است و چه ناشیانه برخی از مدیران صنفی مسیر انحرافی را می روند.

آقای تبریزی شما چرا سکوت کردید؟

پیرامون تعلل هیأت مدیره در معرفی جانشین باز هم این هیأت مدیره است که می بایست پاسخگو باشد. چرا کسی علاقه ای به ماندن به عنوان مدیرعامل ندارد و استعفای خود را هم اعلام می کند اما چهار ماه زمان تلف می شود تا جایگزین او معرفی شود؟ امثال کمال تبریزی و شادمهر راستین که در هیأت مدیره هستند و البته بیش از بقیه با درد اعضای صنف آشنا بوده اند چرا در برابر این تعلل موضعی از خود نشان ندادند؟ کمال تبریزی که سریال خود را به خاطر یک نقد صریح از سوی مسعود فراستی تعطیل کرد چرا در برابر انفعال هیأت مدیره پیرامون استعفای میرکریمی کلمه ای حرف نزد؟

نشانه ای از دولتی بودن خانه سینما

همه اینها را که کنار بگذاریم می رسیم به پاسخگویی به پرسش اول و آن هم اینکه جابجایی دو سینماگری که هر دو محصول سیکل مدیریتی دولتی هستند در رأس خانه سینما، چه پیامی دارد؟

مگر نه اینکه خانه سینما بنا شد در جهت حل مشکلات رفاهی-صنفی اهالی سینما؟ و مگر نه اینکه سینماگرانی متکی بر بدنه خصوصی سینما بهتر از دردهای اهالی سینما آگاهند پس چرا در سیکل مدیریتی خانه سینما مرتبا مدیرانی جابجا می شوند کاملا محصول بخش دولتی؟ آیا جابجایی متوالی سینماگران دولتی قرارگرفته در رأس خانه سینما کاملا در تناقض با ادعای گردانندگان خانه سینما نیست که این نهاد را کاملا خصوصی می دانند؟ و آیا عدم حل مشکلات بنیادی صنف سینما به دلیل قرارگیری مدام سینماگران مرفه محصول بخش دولتی در رأس آن نیست؟

ارسال نظر: