یادداشت/
آیا لغو کنسرتها، ناشی از ضعف تصمیمسازی در کادر فرهنگی دولت است؟
به نظر میرسد که تاخیر دولت و خصوصا وزیر ارشاد در رفع این مشکل، نشاندهندهی عجز مدیریت فرهنگی در حل اختلافهای ساده و بدیهی باشد که تبعات آن در حوزههای اجتماعی، به صورت خطری بالقوه برای سلب اعتماد از ساختارهای برنامهریز نظام بروز خواهد یافت.
گروه فرهنگی « نسیم آنلاین »- علی جنتی، وزیر ارشاد، 26 مرداد: «با تمام توان به خواسته مردم برای اجرای کنسرتها در شهرهای سراسر کشور احترام گذاشته و برای تحقق آنها تلاش خواهیم کرد.»
نوشآبادی، سخنگوی وزیر ارشاد، 1 شهریور: «نظر وزیر ارشاد این بود که به دلیل حرمت بارگاه امام رضا (ع) و حفظ حریم این بزرگوار کنسرتی در مشهد برگزار نشود و اظهارات برخی مقامات مذهبی این شهر دخیل در این ماجرا نبوده است.»
انصاری، معاون حقوقی رئیس جمهور، 1 شهریور: «اگر کنسرتی مجوز قانونی دریافت کند هیچ شخص و شخصیتی در کشور حق ندارد اجرای این کنسرت را لغو کند چرا که این مسأله به هرج و مرج اجتماعی منجر میشود. اگر افرادی در کشور درباره برگزاری کنسرتها و موسیقی نظر فقهی دارند باید بدانند در کشور ما قانون حاکم است.»
روحانی، رئیس جمهور، 1 شهریور: «یک جا میخواهد کنسرتی برگزار شود مجلس قانون گذاری شکل میگیرد در حالی که ما مجلس شورای اسلامی داریم و هرکسی که صبح بیدار میشود و یک تریبون پیدا میکند نمیتواند قانون گذاری کند، و وزیر نیز نباید تبعیت کند چرا که وزیر باید تابع قانون باشد.»
جنتی، وزیر ارشاد، 4 شهریور: «11 سال است که در مشهد کنسرت موسیقی اجرا نمیشود و ما خواستیم این کنسرتها را برگزار کنیم اما امام جمعه مشهد مانع اصلی در این زمینه است.»
این اظهارات، تنها بخشی از حرفهای ضدونقیض روزهای اخیر کادر دولت است که نشان از ضعف تصمیمسازی، حتی در سطوح بالای مدیریت دولتی دارد. درحالی که در ماههای اخیر شاهد گسترده شدن دامنهی تبعات این بیبرنامگی و شلختگی در میان بخشهایی از مردم در برخی شهرهای کشور بودهایم، انفعال کادر دولت روزبهروز موضوع را بیشتر به سمت مرحلهی بحران پیش میبرد.
درحالی که عجز دولت از ارائهی راهکاری فرهنگی برای حل معضل کنسرتها آشکار میشود، ناتوانی برای تصمیمگیری به سایر بخشها سرایت کرده و تدریجا موضوع به یک بحران فرهنگی-اجتماعی تبدیل میشود که فضا را برای برداشتهای آزاد و بهرهبرداریهای سیاسی در آستانهی انتخابات آماده میکند.
سؤال آن جاست که اگر وزیر ارشاد، مطالبهای برای برگزاری کنسرت در شهر مشهد داشته است چرا پس از سه سال از شروع به کار دولت، و به قول خودش 11 سال از لغو همهی کنسرتها در این شهر مقدس، اقدام به رفع این مشکل کرده است؟ آیا حقیقتا راههای سادهای چون رایزنی با ائمهی جمعهی معترض یا تدبیر راهکارهایی چون ارائهی لایحهای از سوی دولت برای حل قانونی این معضل به مجلس شورای اسلامی، تشکیل شورایی متشکل از نمایندگان دادستانی، تصمیمسازان فرهنگی، صنف موسیقیدانان و نمایندگانی از نهادهای مربوط به ایشان، رسانهها و سایر تشکلهای مرتبط دیگر، سختتر از آنند که دولت به فکر آنها افتاده باشد؟ آیا این انفعال، ناشی از ضعف تدبیراندیشی در حوزههای فرهنگی و اجتماعی است یا روندی خودخواسته است که منافع گروهی را در قبال دیگری تضمین میکند؟
به هر صورت به نظر میرسد که تاخیر دولت و خصوصا وزیر ارشاد در رفع این مشکل، نشاندهندهی عجز مدیریت فرهنگی در حل اختلافهای ساده و بدیهی باشد که تبعات آن در حوزههای اجتماعی، به صورت خطری بالقوه برای سلب اعتماد از ساختارهای برنامهریز نظام بروز خواهد یافت.