به بهانه برگزاری جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
بایدها و نبایدهای سینمای مقاومت ایران، سینمای مقاومت جهان
در آستانه برگزاری چهاردهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، خوب است نگاهی به شالوده اساسی سینمای جنگ در جهان بیندازیم، اگرچه که سالهاست جشنواره مقاومت با ابعاد بینالمللی یک سر و گردن از سینمای جنگ بالاتر رفته است.
گروه فرهنگی « نسیم آنلاین » ؛ منوچهر اکبرلو- سینمای جنگ (یا آن گونه که ترجیح مىدهم به کار ببرم، سینمای مقاومت ایران) بخشى از سینمای مقاومت جهان است. در مقابل سینمای ضد جنگ که در جایى به وجود مىآید که کشورى تجاوزگر و بعد، مغلوب باشد. به این دلیل است که معتقدم در ایران سینمای ضد جنگ نداریم. چون نه مغلوب بودهایم و نه متجاوز. در این حالت، بیان تلخىها، فیلم را ضدجنگ نمىکند.
سینمای مقاومت در جهان (از جمله در ایران) انسانى است، جهان شمول و سرشار از امید. این سینما از آن سرزمینهایى است که فرهنگ مقاومت در آنها نهادینه شده است. به این سبب است که ریشه سینمای مقاومت و در شکل عام، ادبیات و هنر مقاومت را در ادبیات و فرهنگ کهن پارسى مىدانم و جداسازى آن را آن گونه که بیندیشیم پس از انقلاب اسلامى خلق شده، نادرست مىدانم. این ادبیات برگرفته از فرهنگ قومى است. فرهنگ هم که یکباره خلق نمىشود.
این سینما (سینمای مقاومت را مىگویم) مخصوص فرهنگهایى است که روحیه پایدارى دارند و منتظر قضا و قدر نمىشوند و به جبر قائل نیستند. گیریم که دغدغه انسانها از اضمحلال جهان( که همواره در تیررس تهدیدهاست) همیشگى بوده است.اما آنان که در مقابل این تهدیدها ایستادهاند، «سینمای مقاومت» دارند. همیشه هم دارند. پس از جنگ هم دارند تا تداعىگر حماسهها، مانع تکرار فاجعه و آمادهسازى نسل بعد براى مقابله با فاجعه مشابه باشد. جنگى مشابه که اجتنابناپذیر است چرا که انتظار پایان جنگ بیهوده است. چرا که تعارض تفکرات جهانبینىها و حاکمیتها همواره آتش جنگ را خواهد افروخت.
جوهره موضوعى سینمای مقاومت بیان تعارض حق و باطل است، نفى سلطهپذیرى است. اعتراض هم که مىکند (و با تسامح نام ضدجنگ بر آن مىنهیم) بر بسترى نوستالژیک حرکت مىکند.آه و ناله از آنچه بود و آنچه باید باشد - و نیست - .
سینمای مقاومت در جهان، احساسات و عواطف انسان را در موقعیت جنگ نشان مىدهد و این به معناى حاکمیت سانتىمانتالیسم بر سینمای مقاومت نیست. سینمای مقاومت احساسات را به گونهاى سازمانبندى مىکند که نوعى اندیشه را در خواننده به وجود مىآورد. سینمای مقاومت، مقاومت را بخشى از ارزشهاى فراقومى و جهان شمول آدمیان مىپندارد.
سینمای دفاع 8 ساله ، زیر شاخهاى از ادبیات و هنر مقاومت فرهنگ ایرانى است و جلوتر که برویم، بخشى است از سینمای مقاومت در جهان.
گیریم که در جهانبینی، بر بنیاد ارزشهاى دینی و ملی حرکت مىکند. سینمای مقاومت ، حماسى است و در کنار سینمای ضد جنگ (که تراژیک است)؛ مىکوشد ، انسان را از تهدیدها برحذر دارد.
حال به این مسئله هم برمیخوریم که سینمای مقاومت، باید امیخته با زندگی انسان باشد، که در سینمای مقاومت ایران این اتفاق به وفور یافت می شود.
درام با زندگی انسان درآمیخته شده است و به این سبب، تحولاتی که در دورههای مختلف پیش میآید. موضوع و مفهوم برداشت شده از درام را تغییر میدهد؛ یعنی پدیدههای اجتماعی بر درام تأثیر میگذارند و تجربیاتی را در عرصه درام جاری میسازند که تا پیش از آن وجود نداشته است.
مسئله بعدی اینکه آیا پدیده جنگ میتواند درام -و در اینجا سینمای- ویژه جنگ را ایجاد کند؟ باید پذیرفت که این گونه سینما، به عنوان یک فرآیند مستقل، وجود خارجی ندارد و با دیگر گونههای سینمایی از حیث ساختار و تکنیک، اشتراک دارد. به سینمای جنگ باید از دید محتوایی نگریست. هر چند در شکل اجرایی نیز، گروهی به خصوصیات مختص به سینمای جنگ معتقدند.
نیاز به تضاد، کنش و واکنش، اساس درام (حداقل بنا به تعریف کلاسیک آن) است. این چالش در سینمای جنگ با شدت بیشتری خود را نشان میدهد، چرا که در این جا خودِ مضمون بر تضاد استوار است.
آیا سینمای جنگ الزاماً باید با خشونت همراه باشد؟ پاسخ صحیح به این پرسش، پس از تعریف دقیق واژه خشونت مشخص خواهد شد. آیا شهادت، جلوهای از خشونت است یا برعکس، این لطافت آن است که نمود بیشتری دارد؟ در این جاست که سینمای دفاع مقدس از سینمای جنگ جدا میشود. دفاع مقدس با خود انبوهی از مفاهیم را به همراه میآورد که از دیدگاههای دیگر اصولاً قابل تعبیر نیست.
این اندیشه که سینمای جنگ در مناسبتی خاص به وجود آمده باید در همان مناسبت ها خلاصه شود و در نتیجه نمی تواند زیربنای قابل تاملی برای بعدها داشته باشد، از اساس دچار اشکال است. باید به تبدیل شدن آن به یک حرکت فکری اندیشید که تاثیرش میتواند به شکل یک جوهره بر تحولات بعدی مشهود باشد.
چه کسانی باید وارد عرصه سینمای دفاع مقدس بشوند؟ فقط هنرمندان رزمنده ؟آیا آنان که فقط از دور دستی بر آتش داشتهاند، چون با آن ارزشها نیامیختهاند و واقعاً به باور فرهنگ جبهه دست نیافتهاند، ممکن است نقض غرض کنند و سینمای دفاع مقدس را از جوهره آن دور سازند؟ اگر گروه اول دانش لازم برای خلق درام موثر را نداشته باشند، چه؟
سینمای دفاع مقدس چگونه باید باشد؟ حماسی یا تراژیک؟ تعریف رایج از تراژدی چیست؟ در تراژدی نسبت به شخصیتی، احساس تأسف داریم. زیرا به خاطر آرمانی که دارد، فنا میشود و آن آرمانها به نتیجه متعالی نمیرسند؛ چون قهرمان اشتباه میکند. اشتباهی برگرفته از ضعف (هامارتیای) او و این، وی را از تعالی نهایی باز میدارد.
اما در حماسه این گونه نیست. ارزش حماسه در این است که قهرمان آن، به آرمان نهاییاش دستیابی دارد. قهرمان حماسه به آن دگرگونی متعالی میرسد و پس از آن، مرگ سر میرسد و آرمان او در قهرمان بعدی تجلی مییابد.
در تراژدی اگر قهرمان میتواند انتخاب کند، از آن جایی که انتخابش خالص نیست با شکست روبهرو میشود، اما در حماسه، انتخاب ناب است.
سینما، این شایستگی را دارد که مقدسات را در خود جای دهد.از غرب آمده ولی میتواند بومی شود.
سینمای امروز این مرز و بوم باید تأثیرات دفاع مقدس را نیز به همراه داشته باشد و به تجربه روی آورد تا کردار و بینشی را نمایش دهد که فقط پایی بر زمین دارد و جایی در آسمان.