اخبار آرشیوی
نامه بسیج دانشکده ادبیات و علوم پزشکی تهران به فرهاد رهبر در خصوص وضعیت حجاب در دانشگاه تهران: آنهایی که متعهد به برهنگی مدرن هستند با احساس امنیت کامل همه جا ظاهر میشوند و کسی لب به اعتراض نمیگشاید
متن این نامه به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم خدایا تو خود شاهد باش که برای اجرای احکام اسلامی و با نیت نهی از منکر و تذکری چندین باره به مسئولان، به پا خاستهایم و مقصودمان توجه به "بند میم وصیت نامه امام روح الله" است و تنها اجرایی شدن منویات مقام معظم رهبری را در برخورد با مسائل ضد فرهنگی جامعه از مسئولین مطالبه میکنیم؛ چه اینکه یقین داریم: «وَ لتَکُن مِنکُم اُمَّه یَدعُونَ اِلَی الخَیرِ وَ یَامُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ اُولَئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ» (آل عمران/١٠٤) جناب آقای دکتر رهبر، رییس محترم دانشگاه تهران امروز برای شما دردنامهای مینویسیم و میخواهیم این جمع را که اندیشه خود را وامدار اندیشه خمینی کبیر میداند نه سیاهنما بپندارید و نه واپسگرا؛ و نه اینکه متهم کنید ما را به سیاسی کاری در فضای سیاست زده دانشگاه. قول به شرافت میدهیم که نه از حب و نه از بغض که از سر دلسوزی برای اسلام و انقلاب بگوییم. این نامه را به طریقت خویش و با الهام از گذشتگان برای امروز و فردا مینویسیم و مخاطب خود را نه تنها شما که همه مسئولان ذی ربط نظام میدانیم. کلاممان را شهیدان و شاهدان این
دانشگاه میشنوند؛ پس هرچند استخوان ما مریدان ولایت را با چاقوی طالبان اصلاح دین آشنا کردهاند اما بیانمان را به ندای مهر در میآمیزیم و از سر درد دین چند کلمهای میگوییم؛ باشد که این بار موثر افتد. جناب آقای رهبر! با گذشت تنها ٣٠ سال از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از تحمل رنجهای بی دریغ و دردهای فراوان مردمان این مرزهای پر شهید برای وصول به آرمانهای اسلامی، به حق شایسته نبود در مکانی همچون دانشگاه که نماد فرهنگ متعالی یک کشور است و به فرموده حضرت امام (ره) باید مبدا تحولات جامعه و کارخانه انسان سازی باشد این چنین شاهد پایمال شدن، کج دهنی و بی حرمتی عدهای هر چند اندک به اعتقادات دینیمان و از آن ناگوارتر، عبور بی توجه مسئولان از کنار آن باشیم. معالاسف هم اینک فضای دانشگاه که باید محیطی سالم، مناسب و مساعد برای رشد علم و اعتقاد باشد آن چیزی نیست که از یک دانشگاه در یک کشور اسلامی انتظار میرود. از دیگر سو تسامح و تساهل مسئولان امر، به حدی رسیده که عدهای از دانشجویان، دانشگاه را تبدیل به جولانگاه مد و ظاهر پرستی خود نموده و فضای عمومی دانشکدهها را با حریم خصوصی خود و یا حتی با جایی دیگر! اشتباه گرفته و
دست به هر کاری میزنند که در بعضی موارد زبان هم از بیان آن شرم میکند. فرصت نیست که از به اوج رسیدن وقاحت و بد حجابی گروهی در کف دانشگاه با شما بگوییم. فرصت نیست با شما بگوییم از آنهایی که متعهد به برهنگی مدرن هستند و با احساس امنیت کامل همه جا ظاهر میشوند و کسی هم لب به اعتراض نمیگشاید. فرصت نیست که از استحاله اندیشه برخی از دانشجویان در همین دانشگاه با شما بگوییم و از آزادی بی حد و از عقیده باطل «هر چه میخواهیم میپوشیم». فرصت نیست که به یادتان بیاوریم علت و ریشه انقلاب فرهنگی را. اما فرصت هست که به یادتان بیاوریم آنچه که یک سال پیش شاهدش بودیم! امروز حدود ١ سال از آن دو نامه سرگشاده جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران خطاب به شما گذشته است. همان دو نامهای که از وضعیت فرهنگی موجود در دانشگاه به شدت انتقاد داشت، و اگر خاطر شریفتان باشد اقدامات مقتضی در حوزه اعتلای فرهنگ و برخورد قانونی با مظاهر علنی فساد و بی بند و باری را خواستار بود. همان دو نامهای که سرگشاده نوشته شده بودند تا بدانید که همگان میدانند بی تفاوتی ایجاد شده در بین دانشگاهیان و بالاخص مسئولان، عدهای از دانشجویان دانشگاه تهران را بر آن
داشته تا با صدای بلند فریاد بزنند: "اینجا دانشگاه است یا ...؟!" در آن روزها و بعد از انتشار آن دو نامه با وجود جمع آوری گسترده امضا و حمایت فراوان دانشجویان، همانانی که خود را حامیان انحصاری آزادی بیان و عقیده در دانشگاه میخواندند با هجمه بی دریغ به این مطالبه فرهنگی سعی کردند هزینه سخن گفتن و انتقاد از هر چیزی که در مسیر سیاستهای خود نمیدیدند را بالا ببرند. جالب آن که این موضوع کاملا شرعی و دغدغه صحیح مذهبی جمعی از همکلاسیهایشان را با تمام موضوعات سیاسی روز گره زدند و قصد آن داشتند که اصل موضوع به دست فراموشی سپرده شود. ریاست محترم دانشگاه! در این بین آنچه بیش از همه، دل ما را به درد میآورد آن که با کمال تاسف و شرمساری باید اذعان کنیم، مسئولان ما خواسته یا ناخواسته به آسیاب اینان آب خاموشی ریختند و گرد فراموشی پاشیدند و با سکوت، انفعال و بی برنامگی خود قطعه گمشده فراموش شدن موضوع را به درستی تکمیل نمودند! اگرچه از سوی مسئولان دانشگاه اقداماتی در این رابطه صورت پذیرفت اما باز هم در کمال ناباوری مشاهده کردیم که تنها ماحصل تمامی این فعالیتها، چیزی جز چاپ شدن بنرهای رنگی و چند برگ پوستر و چند ورق کاغذ با
عنوان "منشور ضوابط رفتاری دانشگاهیان" نبود. براستی آیا در قبال این پدیده خزنده و رو به رشد و برای درمان این فضای آلوده و بیمار، نصب چند طرح گرافیکی بر در و دیوار دانشگاه کفایت میکرد؟! و یا آنکه منشور ضوابط رفتاری، بالذات دارای ارزش و اهمیت است؟! بگذارید این قلم دردمند با این صراحت قلم فرسایی کند شاید این بار گوش شنوایی پیدا شود و دل دردمندی احساس وظیفه کند و مسئولی در فکر چاره و جبران برآید. اگر به یک سال، بی اعتنایی مسئولان به اشاعه بی حجابی توجه شود حقیقت هولناکی پیش چشم هر ناظر بیطرفی خودنمایی میکند و آن اینکه گویا اساسا بخشی از مسئولان ما موافق مبارزه با بی حجابی نبوده و به رغم آنکه قانونا موظف و مکلف به رفع این معضل هستند باز هم در برابر قانون تمرد میکنند. آقای رئیس! دانشجویان متدین و با شرافت دانشگاه از این جریان فاسد، خون دل میخورند و از لوث شدن ارزشها و لجام گسیختگی بی مهار گروهی مفسد در حیرت و شگفتیاند. چرا صدایی که به اعتراض از سینههای دردمند گروهی برخاسته را کسی نمیشنود؟! در این خصوص برای چندمین بار از شما و دیگر مسئولان میخواهیم که ضمن برخورد قانونی با معدود افراد ساختارشکن و اشاعه
فرهنگ متناسب با محیط علمی و دینی، بیش از این اجازه جولان هنجارشکنان را در فضای دانشگاه ندهید. در خاتمه، این کلام معمار کبیر انقلاب را به متولیان امر گوشزد میکنیم که: "اگر دانشگاه را سست بگیریم و از دست برود، همه چیزمان از دستمان رفته است. (صحیفه نور، جلد ٨، صفحه ١٤١) و ما علینا الا البلاغ المبین