اخبار آرشیوی
دومین مراسم اهدای نشان ویژه "نیکوکاری" شب گذشته با حضور جمعی از هنرمندان و خیرین نیکوکار و اعطای این نشان به "رخشان بنیاعتماد" در سالن اصلی اریکه ایرانیان برگزار شد
در این مراسم نشان ویژه نیکوکاری به "رخشان بنیاعتماد"، کارگردان، "سعیده قدس"؛ موسس خیریه "بهنام دهشپور"، "عباس موسوی رهپیما"؛ خیر مدرسهساز اعطا شد.
در ابتدای این مراسم "مانی رهنما" به همراه دخترش عقیق به اجرای قطعهای برای کودکان ایران زمین پرداخت. حضور فرزاد حسنی به عنوان مجری از نکات جالب این مراسم بود. حسنی از حاضران خواست تا برای احترام به زنده یاد ناصر حجازی با هدیه یک صلوات چند دقیقه بی وقفه این قهرمان فوتبال را تشویق کنند. مجری برنامه در ادامه از افرادی که در مراسم دو سال قبل نشان نیکوکاری دریافت کردند از جمله عزت الله انتظامی - علی پروین- اشرف قندهاری- حسن ماهوچیان یاد کرد و برای ادای احترام به انتظامی به انتهای سالن رفت. عزت الله انتظامی با تشکر از حاضران و عذرخواهی از اینکه به دلیل شرایط جسمانی نامناسب نمی تواند روی سن بیاید گفت: همان طور که در گذشته هم گفته بودم ما احتیاج به کمک داریم در گذشته مهرورزی ها بیشتر بود اما الان مهرها کمتر شده است. آقای عرصه بازیگری ادامه داد: آرزو دارم این انجمن ها را تایید کنید و هر طور که می توانید برای نگه داری موسسات خیریه فعالیت کنید. در ادامه از مینو کلانتری ، ابراهیم طلایی، اردلان مومنی و نمایندگان شرکت میتوبیشی ژاپن برای حمایت هایشان در عرصه نیکوکاری تجلیل شد. اولین نشان ویژه نیکوکاری هم به سعیده قدس
موسس خیریه بهنام دهش پور اهدا شد که پوران درخشنده لوح و نشان نیکوکاری را به بهناز آسینگری نماینده ایشان اهدا کرد. همچنین مهندس اکبریان ، مهندس سیامی بازرس ویژه شهرداری تهران و شبنم قلی خانی نشان سعیده صباغ ، حمیدرضا مختاریان، شهرام فخار ، حسین سلیمی را اهدا کردند. دومین نشان ویژه مهرآفرین به دلیل فعالیت در حوزه ساخت و ساز مدرسه و دانشگاه به عباس موسوی ره پیما اهدا شد که این جایزه را علی مقدم، جهانگیر کوثری، ساسان فیروزه ای و پیام کوهن دژ روی صحن اهدا کردند. در ادامه برای اعطای نشان نیکوکاری به کسانی که در دو سال گذشته به دامنه تبلیغات مهر آفرین افزوده اند از این افراد تجلیل شد فریبا قوامی پیروز از شرکت رویای سبز پیروز، حسین فخری از تصویرسازان روز، علیرضا بیطرفان شرکت نورد آسیا، احمد حسینی آرام شرکت قلام نور، سیروس غفوریان برگزار کننده بزرگترین همایش ها در ایران. اجرای شش قطعه توسط رضا یزدانی یکی دیگر از قسمت های برنامه روز گذشته بود که حس خوبی را به حاضران منتقل کرد. آخرین نشان مهرآفرین نصیب رخشان بنی اعتماد شد که در این قسمت رضا درستکار منتقد سینما در تجلیل از بنی اعتماد گفت: برای امر فرهنگ فعالیت های جدی
انجام شده و برای جذب نیروی فرهنگ انرژی زیادی لازم است این زن تابه حال شخصیت های زیادی ساخته و همه این شخصیت ها باور پذیر بوده اند . وی ادامه داد: یک سینماگر مهم در این مملکت کاری می کند که ما به سینما علاقمند شویم و مشخص می شود انتخاب ایشان درجشن ها و مراسم های مختلف به عنوان بهترین فیلمساز بی دلیل نیست. همچنین فریبرز عرب نیا در تجلیل از بنی اعتماد گفت: خود را ملزم می دانم مقدمه کوتاهی بگویم دلم می خواهد به همت نیکوکارانی که حضور پیدا کردند در جهانی که قلب کودکان فروخته می شود حضور شما عزیزان را پررنگ تر ببینیم. بیتا فرهی ، دکتر محمد سریر، فاطمه دانشور و ملینا زارعی و جهانگیر کوثری و فریبرز عرب نیا برای اعطای نشان به رخشان بنی اعتماد روی سن حضور یافتند. رخشان بنی اعتماد ضمن سپاسگذاری از موسسه مهرآفرین گفت: از ته دل میگویم که خودم را لایق چنین تشویقی نمیبینم. باور کنید در مقابل کسانی مانند خانم دانشور و بسیاری از افراد دیگر که کسی نام آنها را در این گونه فعالیتهای خیرخواهانه نمیبیند خجالت میکشم.این کارهای کوچک من، در برابر انرژی عظیمی که توسط برخی از افراد برای کارهای خیر در این کشور انجام میشود، هیچ
نیست. این کارگردان با انتقاد از متولیانی که باید به بعضی از امور رسیدگی کنند، ادامه داد: متاسفانه هرچه سنم بیشتر میشود، میبینم که دامنه رنجهای برخی از مردم نیز افزوده میشود. متاسفانه این مساله به دلیل غفلت، خوابزدگی و رخوت برخی از نهادهای اجتماعی و برخی از دولتمردان است که توجهی به بعضی از امور نمیکنند. ما باید برای همه مشکلات دلمان را خوش کنیم که هنوز آدمهایی هستند که دلشان برای کار کردن میتپد. تشکلهای غیرانتفاعی که در این زمینهها فعالیت میکنند، کمکهای شایانی انجام دادهاند، اما گردن گرفتن مسئولیت این مشکلات اجتماعی به هیچ وجه ساده نیست که بتوان ساده از کنار آن عبور کرد. بنی اعتماد با بیان اینکه «روزی گفتم امیدوارم زمانی بیاید که سوژهای برای ساخت نداشته باشم» اظهار کرد: از اینکه آدمهایی که ما را به حریم خودشان راه میدهند و از دردهایی میگویند که هیچ جایی برای گفتن آنها ندارند و آنجایی که ما باید دوربینهایمان برای گفتن فاجعه زندگی آنها روشن باشد، خاموش است، متاسفم. در این حالت بلایی به سر شخصیتهای داستانهای ما میآید که اکنون میبینیم.