اخبار آرشیوی
معاون تبلیغات مرکز تخصصی مهدویت: متولیان فرهنگی در گسترش فرهنگ مهدویت کوتاهی کردهاند/ در حالیکه هالیوود هر سال ۷۰۰ حلقه فیلم برای از بین بردن فرهنگ مهدویت میسازد، واقعاً رسانههای ما چند فیلم آخرالزمانی ساختهاند؟
برهان نوشت: وقوع هر انقلابی در جهان با فراهم آمدن شرایط و زمینههای آن محقق میگردد. قیام و انقلاب جهانی امام مهدی(عج) نیز که بزرگترین انقلاب جهانی است نیاز به زمینه سازی دارد که تحقق این امر با گسترش فرهنگ غنی مهدویت و مبارزه با موانع و انحرافات توسط دولت اسلامی و افراد جامعه محقق خواهد شد در این رابطه با حجت الإسلام محمدرضا نصوری، معاون تبلیغات مرکز تخصصی مهدویت به گفتگو نشستهایم: با توجه به اینکه تحقق انقلاب جهانی موعود مانند تمامی انقلابهای دیگر نیاز به زمینه سازی در ابعاد مختلف دارد، وظیفه دولتهای اسلامی درتحقق این زمینهسازی چیست؟ بحث مهدویت و نجات منجی از دغدغههای جدی بشر امروز به شما میآید. سؤالات بسیاری ذهن بشر امروز را به خود مشغول کرده است، مانند اینکه آینده من به کجا میرسد؟ منجی کی ظهور خواهد کرد؟ و یا اینکه آیا زمان ظهور منجی آغاز زندگیست و یا پایان آن؟ در حقیقت فرد منتظر با توجه به این نگاه و امید همیشه زنده است و سعی میکند که برنامهها و دستوراتش را طوری طراحی کند که با نگاهی سرشار از امید زندگی کند و اگر امید نباشد طبیعی است که انسان دچار یأس و نا امیدی میگردد، در مقابل هنجارها
میایستد و همه جا را تاریک میبیند و هیچ گاه در پی عدالت اجتماعی، رفاه اجتماعی و مسایلی که باید با آنها به آرزوها و امیالش برسد نخواهد بود. در اینجا با توجه به آرمانهایی که بر دوش دولت مردان است و تعاریفی که برای آن ارایه میکنند، جامعهای جامعهی عدالت محور است که سراسر پر از رفاه و امنیت باشد به طوریکه در آن فقر وجود نداشته باشد. با این شعارها وقتی که انسان وارد یک عرصه میشود آیندهی خوبی را برای خود تصور میکند و با این نگاه میتواند به یک سمت و سوی خوب حرکت کند یعنی به نوعی اگر دستاوردهای حکومت امام زمان(عج) و منجی برای فرد روشن شود طبیعی است که با امید زندگی میکند. شعارهای دولت مردان ما هم در همین راستا است. بحث عدالت فراگیر است ما در روایات منسجم از ائمه در مورد امام زمان(عج) داریم که میفرمایند: «به خدا قسم عدالت را در خانههای مردم خواهد برد آنچنان که گرما و سرما به درون خانهها نفوذ کند» خوب این نشان میدهد که ایشان چنین جامعهای را میخواهند و دولت مردان در بحث عدالت معمولاً در شعارهایشان ادعا میکنند که در جامعهی اسلامی ما هم به همین شکل بوده و هست. امام راحل با توجه به نوع نگاهی که به بحث
حکومت دارند میفرمایند: « ارایه نظریهی ولایت فقیه همین ولایتی است که برای رسول و ائمه در تشکیل حکومت و اجرا و تصدی حکومت است » یعنی همان نگاه اصلاح طلبانه که میخواهد عدالت اجتماعی را گسترش دهد یعنی به نوعی وقتی که این جامعه را با جامعهی آرمانی مقایسه میکنند، میبینند که وضع موجود بر اساس عدالت نیست و مردم تشنهی بحث عدالتاند و به همین دلیل معمولاً دولت مردان به آن سمت سوق میدهند که در آن راستا حرکت کنند. در حال حاضر وظیفهای که دولتها به ویژه دولت اسلامی دارد این است که در نگاه اول باید خودش را با نگاه و دیدگاههای آرمانی امام زمان(عج)، علما و بزرگان دینی هماهنگ کند، زیرا آنان متولیان و مرزبانان دینی ما هستند و اگر با علما، بزرگان دینی و ولایت فقیه همسو و هماهنگ شود طبیعی است که عدالت، اقتصاد، آموزش، فرهنگ و تمام برنامههای دولت در آن راستا خواهد بود. البته جامعهی ما انتظار ندارد که آن نگاه آرمانی به طور کامل توسط دولت مردان محقق شود اما حداقل باید در همان راستا باشد زیرا با این نگاه است که میتوان گفت در جامعهی آرمانی ربا نیست پس ما هم باید روز به روز ربا را کم کنیم، در جامعه ریا نیست پس ما هم باید
روز به روز ریا را کم کنیم، در آن جامعه بیعدالتی نیست و عدالت به طور کامل حکمفرماست پس باید سعی کنیم در این جامعه بیعدالتی نکنیم پس در آن راستا انشاءا... حرکت کنیم. اگر با نگاه آرمانی در آن راستا حرکت کنیم اینکه آیا توانستهایم به طور کامل موفق باشیم یا نه اهمیت ندارد زیرا که طبیعی است که انسان تمام آن ظرفیتهای لازم را ندارد بلکه باید با حرکت در آن راستا یک دولت زمینه ساز برای ظهور شویم و انشاءا... انقلاب اسلامی ایران هم این شعار را دارد و می تواند به آن جامعهی آرمانی برسد. چه راهکارهایی را در گسترش فرهنگ مهدویت پیشنهاد میکنید؟ در نگاه اول تصور میکنم در حال حاضر متأسفانه مهدویت در جامعه اسلامی ایران و به طور کلی در دنیا روح حاکم بر جوامع نیست، یعنی مهدویت کاملاً در حاشیه رفته و فقط زمانی که مناسبتها پیش میآیند به اسم امام زمان حرفی زده می شود و یک مطلبی را میگویند و بحث درهمین حد باقی میماند و دوباره فراموش میشود. بنده تصور می کنم اگر برنامههایمان را براساس نگاه آرمانی امام زمان(عج) پیش ببریم خیلی از مشکلات حل خواهد شد. به طور مثال ملاحظه کنید اگر مهمترین ویژگیهایی که در حکومت امام زمان(عج) است
را به طور اجمالی بررسی کنیم؛ مثلاً رساندن جامعه به کمال مطلوب با برقراری عدل و قسط در جامعه، اداره و سازماندهی جهان نوین با نگاه ایمان به خدا یعنی براساس سنتی که رسول خدا آورده است، تدبیر صلح و امنیت جهانی یعنی بیاییم در مقابل جنگ و ستیز و ظلم و ستم بایستیم حالا اینکه موفق میشویم یا نه بحث دیگری است یا نجات دنیا از چنگال جباران و فاسدان و کسانی که اصلاً یکتا پرست نیستند. ما باید در مقابل نگاه اومانیستی و انسان محوری که در حال حاضر بر غرب حاکم است، نگاه الهی و اولوهیت را پیش ببریم و از آن طرف آیین توحیدی را ادامه دهیم و دولت کریمه را با نگاه حکومت امام زمان(عج) تشکیل دهیم. پس ویژگی دولت حکومت جهانی امام زمان(عج) کاملاً مشخص است اما متأسفانه دولت مردان ما این نگاه را نگاه جزء و کم اهمیت میدانند و اگر هم خدماتی در این زمینه انجام شود خالصانه نیست و هر کسی میخواهد خودش را مطرح کند. در حالیکه این منیت در جامعهی امام زمانی معنا ندارد. منیت یعنی آغاز انحراف و خرافات آغاز سقوط پس باید در آن راستا با محوریت قرآن و عترت برنامههایمان را پیش ببریم و بررسی کنیم که در بعد آموزش چه چیزی را میخواهیم. متأسفانه اتاق فکر
برای رسیدن به آن جامعه آرمانی نداریم و جدا از این از ابزار روز هم استفاده نمی کنیم. مسؤولین و متولیان فرهنگی ما واقعاً در گسترش فرهنگ مهدویت و مقابله با توطئههای دشمنان داخلی و خارجی کوتاهی کردهاند به طور مثال واقعاً رسانههای ما چند فیلم آخرالزمانی ساختهاند در حالیکه هالیوود هر سال 700 حلقه فیلم برای امام زمان(عج) و از بین بردن فرهنگ مهدویت میسازد. در حقیقت آنها براین اساس که دیدگاههای آخر زمان چه میگوید و همچنین دولت مردان چه میخواهند، فیلم میسازند. در حالیکه خوشبختانه ما افراد توانمندی در عرصه رسانه و فیلم سازی داریم و باید از این ابزار استفاده کنیم. 30سال از انقلاب گذشته است اگر واقعاً میگوییم که جامعهی ما امام زمانی است خوب با این ادعا تا به حال چند تا فیلم برای امام زمان ساختهایم؟ چند تا نقد اساسی در زمینهی حضرت مهدی(ع) داشتهایم؟ شبکههای ما چند تا فیلمهای امام زمانی دارند؟ یک برنامهی بسوی ظهور بود که در آستانه نیمه شعبان تعطیل شد. در متون آموزشیمان هم این نقصها وجود دارد در متون آموزشی باید روی جوان و نوجوان وکودکمان تربیت مهدوی انجام دهیم و به پدرها و مادرها آموزش دهیم که در جامعهی
آرمانی امام زمان(عج) بچه باید دارای این ویژگیها باشد و در این راستا باید تربیت شود. در حقیقت هم خود پدر و مادر باید به این مسآله دقت کنند و هم بچه باید مسایل را ببیند و عمل بکند و این برمیگردد به آن روح حاکمی که در نظام آموزشی ما متأسفانه بسیار کمرنگ است الان میبینیم که متأسفانه حتی بسیاری از معلمان دینی ما هم دینی نیستند. خوب اگر این نقص وجود دارد باید به معلمی که نیاز به یک ارتقای معرفتی دارد آموزش دهیم. در دانشگاههایمان هم به همین صورت است. در دروس معارف اسلامی دانشگاه بحث امام زمان کجاست ؟ در معارف 1 که اصلاً خبری از مباحث مهدوی نیست، در معارف2 هم یک قسمت بسیار کمی است که این واقعاً یک خلآ بزرگ است. در حالیکه در دانشگاهها به اسم عطرآگین امام زمان(عج) تشنه هستند. جوانان ما بسیار به موضوع مهدویت علاقهمند هستند. در فضای حوزه هم به همین صورت است. ما به حوزی میگوییم سرباز امام زمان(عج) در حالیکه در بین حوزویان هم خیلیها امام زمان(عج) را ببه خوبی نمیشناسند. خوب این نشان میدهد که دغدغه امام زمان(عج) در جامعهی ما وجود ندارد. باید مقداری نگاه آرمانیمان را با نگاه زمینی خود منطبق کنیم بر این اساس همه
مثل یک پازل باید کنار هم باشند نه اینکه به صورت جزیره جزیره باهم کار کنند این نتیجه نمیدهد این یک موج سرابی است میآید و میرود و متأسفانه به همین شکل هم باقی خواهد ماند. اگر واقعاً شعارمان این است که در راستای اهداف آقا امام زمان(عج) حرکت کنیم همه چیزمان باید امام زمانی باشد انشاءا... اگر بخواهیم موانع احتمالی تحقق فرهنگ مهدویت و راهکارهای مقابله با آن را بررسی کنیم به نظر شما به چه مواردی میتوان اشاره کرد؟ در موانع چند آسیب جدی داریم؛ یکی برداشتهای انحرافی است که ناشی از نوع نگاههایی است که به امام زمان(عج) پیدا میکنند و ایشان را به عنوان چهرهای قهرآمیز معرفی میکنند در حالی که کار امام زمان(عج) تعلیم و تربیت است و امام زمان(عج) عقول انسانها را کامل میکند. امام زمان(عج) اهداف بسیار بلندی دارد ولی ما متأسفانه امام زمان را بد معرفی میکنیم و به به همین دلیل تعاریف غلط برداشتهای انحرافی از نگاه مهدوی و نگاه انتظار صورت میگیرد. برخی میگویند افضل اعمال انتظار فرج است و دیگر نباید بگوییم امام زمان کی ظهور میکند و تنها وظیفه داریم که گوشهای بنشینیم و دعا کنیم. خوب این حالت ایستایی، تنبل و سستی
میاورد در حالی که یک منتظر واقعی باید پویا و فعال باشد، جریان داشته باشد، حرکت کند، در حقیقت افضل اعمال انتظار فرج است نه افضل حالات. از آسیبهای دیگری که در بحث ظهور وجود دارد این است که یک عده شیاد زمان ظهور را تعیین میکنند که مثلاً آقا در فلان تاریخ میآیند. خوب این با مبنا و ملاکهای اسلامی ما سازگاری ندارد مبنای ما این است که زمان ظهور مهدی (ع) را نمیتوان تعیین کرد و در این زمینه روایت هم داریم که اگر کسی زمان ظهور را تعیین کرد:«کذب الوقاطون» دروغ گو است. خوب این مبنای صحیح اسلام است چرا خرابش میکنیم و از آن طرف هم گاهی افراد بعضی از نشانهها و علایم ظهور را بر افراد تطبیق میدهند و تعیین مصداق میکنند که مثلا فلان مرجع تقلید سید خراسانی است، فلانی سید یمانی است یا آن فرد شعیبابنصالح است که این کارها عواقب بسیار بدی دارد زیرا اگراین اتفاقات و روایاتی که گفتیم منطبق بر آن فرد نبود و ظهور هم محقق نشد مردم دچار یأس و ناامیدی میشوند. مقام معظم رهبری هم در صحبتهای اخیرشان فرمودند تطبیق و تعیین مصداق در ظهور غلط و یک جریان انحرافی است. خوب در حالیکه مقام معظم رهبری به ما مبنا داده و روایات هم به ما
مبنا دادهاند چرا این کار را میکنیم آیا واقعاً میتوانیم به این افراد بگوییم در راستای امام زمان(عج) حرکت میکنند؟ این در واقع بد تعبیر کردن است که دست آویزی میشود برای دشمنانمان. یک مشکل دیگر که در عرصهی مهدویت وجود دارد این است که برخی سعی دارند مردم را از مسایلی که با رعایت آنها باید برای ظهور حضرت مهدی(عج) زمینه سازی کنند جدا میکنند. مثلا میگویند باید فرهنگ ملاقات گرایی داشته باشید و به دنبال دیدن امام زمان(عج) باشید. باید به این افراد گفت که خیلیها در زمان اهل بیت(علیهماالسلام) امام را میدیدند ولی در مقابل امام میایستادند، پس دیدن امام با اینکه لطف است و باعث خوشحالی ما میشود، اما مردم را نباید تشویق کنیم که فقط وظیفه این است که آقا را ملاقات کنیم. خوب به فرض اینکه ایشان را ملاقات کردیم واقعا چه اتفاقی میافتد؟ وظیفهی ما چیز دیگری است وظیفهی ما خودسازی است تا جامعه ساخته شود وظیفه ما دعوت به خدا است نه دعوت به خود.برخی افراد شیادند و اصولاً مردم را به سوی خودشان دعوت میکنند. به نظر بنده برای مقابله با این افراد و تفکراتشان ابتدا باید یک کار علمی انجام شود به صورتی که سطح معرفتی جامعه را
بالا ببریم و دوم این که شاخصههایی را برای تشخیص افراد شیاد و غیر شیاد به مردم معرفی کنیم و بگوییم که اگر کسانی این کارها را کردند شیادند و شاخصههای درست را هم بدهیم که اگر عدهای این کارها را کردند افراد درست و صادقی هستند که می توان به حرف آن ها اعتماد کرد. سوم اینکه باید یک سری راهکارها و طراحی مهندسی در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (عج) با محوریت اخلاق- تربیت و مسایل عدالت اجتماعی داشته باشیم و مرحله بعد مردم را پرهیز بدهیم از بعضی از بدعتها و خرافات طالع بینی، انرژی درمانی، نور درمانی، روح درمانی، قرآن درمانی و... زیرا اینها هیچ کدام جنبه علمی، فقهی و شرعی ندارند بلکه باید به دنبال عقلانیت، استقلال برویم که در حال حاضر دنیا تشنهی این جریان است و نسل امروز ما تشنه است. یک راهکارعملی باید انجام دهیم اول اینکه افشا گری کنیم و افراد شیاد را از طریق رسانه و منبرها و تریبون ها بدون تعارف و ملاحظهای معرفی کنیم و در این راه باید همه با هم دست به دست هم دهیم تا این برنامه به خوبی انجام شود. دوم اینکه باید الگوهای زمینی و ملموس به نسل امروز معرفی کنیم و شیوههای زندگی مهدوی را به جوان بگوییم مثلاً ما در روایت
داریم که زمانی که امام زمان(عج) بیاید این کارها را انجام میدهد. باید به جوان بگوییم این کار را انجام بده تا بتوانی در آن جامعه لذتش را ببری. امام زمان(عج) میفرماید: «من در زمان غیبتم دفع بلا میکنم از شیعان خودم» باید به جوان بگوییم که امام زمان(عج) از تو دفع بلا میکند پس زمانی که ظهور کند خیلی بیشتر از تو حمایت و دفع بلا میکند زیرا ایشان امام رحمت و امام خوبیهاست. باید ادبیات و قرائتمان را از امام زمان مقداری تغییر دهیم و زمینی معرفی کنیم تا جوان ما بتواند انشاءا... به نحو احسن استفاده کند. بعنوان آخرین سوال به نظر شما چگونه می توانیم فرهنگ غنی مهدویت را از متن دین و سیاستمان به عرصه زندگی انتقال بدهیم؟ همان طور که عرض کردم باید در مرحله اول دغدغههای دینی خودمان را پررنگ کنیم من یک روایت بگویم: شخصی آمد خدمت امام صادق عرض کرد که چرا شما به سلمان علاقه دارید؟ حضرت فرمودند سلمان سه کار انجام میداد به همین دلیل به او علاقه دارم اول این که به علما احترام می گذاشت، دوم اینکه به فقرا اهتمام می کرد و سوم اینکه هر وقت میخواست کاری انجام دهد ابتدا میسنجید که آیا منطبق با قول خدا و امام زمانش است یا نه، اگه
منطبق با قول خدا و امام زمانش نبود سلمان این کار را انجام نمی داد. ما هم باید قبل از اینکه اقدام به هر کاری کنیم ابتدا بسنجیم که آیا واقعا امام زمان آن کار را میپسندد؟ اگر احساس میکنیم مورد رضایت ایشان است انجام بدهیم و اگر احساس میکنیم از آن کار خوششان نمیآید انجام ندهیم. خیلی از مسایل حرام و حلال در فقه ما آمده است که همان مسایل و مبناهایی است که بر اساس آنها امام زمان(عج) میگویند که انجام دادن و یا ترک کاری خوب است و موجب رضایت و خوشحالی ماست و ما هم باید همان کار را انجام دهیم. و در عرصه سیاست ما متأسفانه تقوای در مسایل سیاسیمان خیلی در حال کمرنگ شدن است. به راحتی تهمت، به راحتی غیبت، به راحتی دروغ، خوب اینها آفتهای مسایل دینی است زیرا مهدویت چیزی غیر از دین ما نیست. هر هفته در نمازجماعات از عبادت، تقوا، نظم و...میشنویم خوب اینها را باید عملیاتی کنیم و بر همین اساس و در همان راستا بچهها را تربیت کنیم. از همه مهم تراین است که ما باید روحیهی اطاعت پذیریمان را بالا ببریم. اگر بچهها در منزل یاد بگیرند که از پدر و مادر خود اطاعت کنند، مثلاً زمانی که پدر به او گوشزد میکند که نماز بخواند و او هم
به این دلیل که نماز یک واجب الهی است و اکنون هم پدر به او یادآوری کرده اطاعت کند، به این شکل روحیه اطاعت پذیری او از همان ابتدا بالا میرود و در جامعه هم از ولایت فقیه اطاعت میکند، وقتی هم که از ولایت فقیه اطاعت کند قطعاً در دوران امام هم از امام اطاعت خواهد کرد و اینگونه در مسایل سیاسی؛ تقوا و روحیه اطاعت پذیری به وجود میآید و رعایت میشود. در حقیقت دوران غیبت کبری دوران تمرین و اطاعت است. امام زمان(عج) میفرمایند: « هر زمان امر ما را برجان و مال خودتان مقدم کردید آن موقع به سراغ ما بیایید» باید روحیهی اطاعت پذیری را در منزل تمرین کنیم تا آداب اجتماعیمان درست و در راستای هنجارهایی که از نظر امام زمان(عج) زیبنده و خوب است باشد تا انشاءا... بتوانیم در آن راستا حرکت کنیم و این نسل را به سمت و سویی ببریم که مورد عنایت و لطف امام زمان(عج) باشد. با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار برهان قرار دادهاید