اخبار آرشیوی
مدیر گروه زن و خانواده پژوهشکده باقرالعلوم(ع): آقای کلهر در مصاحبه با ویژهنامه "خاتون" هیچ مستند علمی و دینی ارائه نکرده و صرفاً دیدگاه خود را مطرح میسازد و در مواردی هم که به مستندات دینی اشاره داشته، برداشتهای غلطی از منابع دینی ارائه کرده است
حجتالاسلام سیدجعفر حقشناس با اشاره به سخنان مهدی کلهر درباره اینکه چادر مشکی صورت زن را قاب میکند، بیان میکند: جای پرسش از ایشان است که چرا به جای انتقاد از چهرههای باز و بدون حریم زنانی که با انواع آرایش صورت و موها به جلوهگری و خودنمایی میپردازند، ایشان مشکل اصلی را چهرهنمایی زنان چادری پنداشتهاند؟!
فارس نوشت: حجتالاسلام سیدجعفر حقشناس، مدیر گروه زن و خانواده پژوهشکده باقرالعلوم (ع) در یادداشت اختصاصی به نقد مبانی دینشناسی مدعایات یکی از مصاحبهشوندگان ویژهنامه "خاتون" پرداخت. ویژهنامه خاتون ضمیمه رایگان روزنامه ایران در مورخه 22مرداد بخشی از صفحات خود را به گفتوگو با مهدی کلهر مشاور سابق رسانهای رئیس جمهور اختصاص داده است. ایشان در این گفتوگو مطالبی را درباره حجاب و پوشش زنان ایران مطرح ساخته است که در ذیل به نقد و بررسی بخشهایی از این گفتگو میپردازیم. در ابتدا پیش از بررسی محتوای دیدگاههای وی، ذکر دو نکته ضروری است: 1- این مصاحبه به خوبی گویای آن است که اطلاعات مصاحبهشونده در حوزة اندیشه اسلامی ابتدایی و ضعیف است و این مسأله یکی از نقطه ضعفهای مدیریت کشور است که گاه کسانی در مسندها و مسئولیتهای مهم فرهنگی کشور قرار میگیرند که شایستگی چنین مسئولیتهایی را ندارند. کسی در سطح مشاور سابق رئیس جمهور نه تنها میبایست حداقل اطلاعاتِ اسلامی را در حوزههایی که اظهار نظر فرهنگی میکند داشته باشد بلکه باید از اطلاعاتِ نسبتاً سطح بالایی برخوردار باشد. جای این سؤال باقی است که چرا مسئولین و مدیران
کشور اجازه میدهند گاه افرادی در پستهای فرهنگی نظام حضور یابند که از اطلاعاتِ اسلامی اندک و ضعیفی برخوردارند. 2- بر فرض کسانی بدون اطلاعات اسلامی کافی در مصادر امور فرهنگی قرار گیرند، چرا اینان به خود اجازه میدهند در حوزه اندیشه اسلامی اظهارنظر کرده، مطالبی را به دین نسبت دهند که اساساً ربطی به دین ندارد. چرا به اینان اجازه داده میشود به راحتی در مورد احکام و قوانین و معارف اسلامی اظهار نظرهای اشتباه خود را در سطح جامعه مطرح سازند و موجب تشویش اذهان مردم مسلمان کشور گردند. * و اما نقد مدعاهای بدون استناد مهدی کلهر: وی در بسیاری از اظهارنظرها و دیدگاههای خود هیچ مستند علمی و دینی ارائه نکرده و صرفاً دیدگاه خود را مطرح میسازد. در مواردی هم که به مستندات دینی اشاره کرده است، برداشتهای غلطی از منابع دینی ارایه کرده است. بررسی مواردِ مشخصِ نقدهای وی به خوبی نشان از عدم اطلاع کافی وی از مسائل دینی دارد. *لباس نمایی در تمدن اسلامی: وی دربارة فلسفه و کارکرد لباس چنین گفته است: «در تمدن ما که تمدنی دینی است لباس مردان و زنان، اندامنما نیست، لباسنما است یعنی زینت، جسم زن و مرد نیست. در تمدن غرب، لباس بدننماست
یعنی حجم بدن زن یا مرد است که باعث زیبایی شخص میشود و قرار است به نمایش درآید. در تمدن شرقی نیز با تفاوتهایی، همین زیبایی شناسی مبتنی بر بدن نمایی حاکم است.[1]» برخلاف تصور وی، لباس و پوشش در اندیشه اسلامی برگرفته از آیات و روایات، فلسفه پوشاندنِ اندامهای انسان را در برابر دیگران دارد. قرآن کریم، لباس را وسیلهای میداند که اندامهای انسان به ویژه اندام جنسی را از دیدگان دیگران مستور میدارد. قرآن برهنگی را برای زشت و ناروا میداند و از همین روست که میفرماید: «ای انسانها مراقب باشید که همانگونه شیطان لباس پدر و مادرتان آدم و حوا را ربود و آن دو را برهنه کرد شما را نفریبد( ولباس تقوا را از شما نرباید)[2].» فلسفه لباس و پوشش آنچنان که ایشان تصور کردهاند نمایاندن لباس و ارائه زیباییهای لباس نیست. در قرآن کریم، فایده و فلسفه پوشش زنان، محفوظ ماندن از آزارها و مزاحمت جنسی مردان معرفی شده است.[3] همچنین رعایت حریم جنسی میان زن و مرد به عنوان عامل رشد و تعالی بیان شده است یعنی پوشش و کنترل نگاه موجب حفظ سلامت جنسی انسان شده او را رشد و ارتقاء میدهد[4]. البته لباس، کارکردهای دیگری از قبیل پوشاندن بدن در برابر
سرما و آفتاب و آسیبهای طبیعت نیز داراست.قرآن کریم در یکی از آیات خود لباس انسان را به پر پرندگان تشبیه کرده است[5] که برخی از مفسران این را به معنای عاملی برای پوشاندن بدن تفسیر کرده و برخی دیگر گفتهاند لباس موجب زیبایی انسان نیز میشود اما این زیبایی بدین معناست که با پوشیده ماندن اندامها به ویژه اندامهای جنسی، انسان ظاهری مناسب و زیبا پیدا میکند این معنا و مفهوم کاملاً با ادعای ایشان مبنی بر لباس نمایی و لباس را در معرض دیدگان دیگران قرار دادن متفاوت است. خلاصه اینکه در اسلام نمایاندن و جلوه دادن لباس مورد نظر نیست و لباس نمایی هدف نیست. * چادر و رنگ مشکی: وی درباره رنگ مشکی نکاتی را مطرح ساختهاند که بدین قرار است: 1- گفتهاند رنگ مشکيِ متکبرانه را ناصرالدین شاه آورد. اینکه آیا رنگ مشکی در پوشش افراد نشانة تکبر است را ایشان باید اثبات کنند، در کدام منبع دینی و یا منابع و روانشناختی بشری چنین مطلبی آمده است؟ آنچه معمولاگفته میشود مسأله تکبر نیست. بلکه گفته میشود رنگ مشکی رنگ عظمت و بزرگی و شکوه و جلال است و این با تکبر و خود را بزرگ و برتر دیدن متفاوت است. نکته دیگر این که اتفاقاً در سختی از حضرت علی
(ع) آمده است که چند خصلت در مردان وجود دارد که در زنان ضدّ آنها مطلوب است، از جمله آنها تواضع در مردان است که در زنان تکبر در برابر نامحرم مطلوب است. بنابراین بر فرض اگر رنگ مشکی پوشش زنان در مقابل نامحرم نشانة تکبر و عدم تواضع در برابر نامحرم باشد، مورد تأیید دین است. البته تکبر در اینجا معنای عامّ تکبر را ندارد مقصود این است که زن در برابر نامحرم خود را کنار بکشد، صمیمی نشود و به نامحرم راه نفوذ ندهد تا زمینة انحراف اخلاقی و جنسی پدید نیاید. 2- وی گفته است چادر مشکی یک جور اشرافیت بوده است و در گذشته تا زمان شاه چادر مشکی نبوده است بلکه چادرهای گلدار مرسوم بوده است. اولاً وی دلیلی از متون تاریخی بر این ادعای خود ارائه نکرده است. به علاوه به فرض که در گذشته چنین بوده است اما امروز هم آیا چادر مشکی نشان اشرافیت است آیا عرف امروز جامعه ایران چادر را نماد زن مسلمان و پایبند به ارزشهای اسلامی نمیداند؟ همینجا از ایشان و دیگر کسانی که مرتباً به رنگ مشکی چادر میتازند باید پرسید دلیل خصومت شما با رنگ مشکی چادر بانوان مسلمان ایران چیست؟ چه سودی از این کار حاصل میشود؟ آیا این سخنان و اظهار نظرها کمک به گسترش حجاب
و حیا و حفظ حریمهاست یا برخلاف آن؟! 3- وی در بخش دیگری از سخنانش میگوید: از لحاظ فلسفه حجاب که در قرآن آمده که زن خودش را در مقابل تیر نگاه مردان هیز قرار ندهد، قطعاً چادر مشکی بدترین پوشش است، چون چهره زن را قاب میکند یعنی نگاه را به چهرة زن متمرکز میکند. سپس در ادامه میگوید: علمای اسلام چه در ایران و چه در کشورهای غیر شیعی مثل تونس، اندونزی و... به این امر توجه داشتند و لباسنمایی را اصل گرفتند. آن قدر چشمهای شما را گلهای روی لباس و زینتهای لباس به خودش جلب میکند که مرد بر چهره متمرکز نمیشود. متأسفانه آن قدر تحلیلهای اشتباه و بدون دلیل در سخنان ایشان هست که نمیتوان در این فرصت کوتاه به همة آنها پرداخت. ایشان گویا یک مسأله را مسلم گرفتهاند که مدار اصلی در نگاه به زن چهره و صورت اوست و حجاب باید به گونهای باشد که صورتِ زن، جلوهنمایی نداشته باشد در حالی که حجاب و پوشش در زنان برای آن است که به طور کلی جذابیتهای جنسی زن اعم از بصری، کلامی، حجم بدن و حالات و حرکات، موجب جلب نامحرم نشود. بنابراین، اینکه ایشان میگوید جذابیتهای بالای لباس باید به حدی باشد که مرد را متوجه لباس کند نه صورت، علاوه بر آن که
فلسفه حجاب در قرآن این گونه نیست بلکه به طور کلی هیچ عاملی حتی لباس و حالتِ سخن گفتن و صدای خلخالهای پا نباید نامحرم را جلب کند بنابراین سخن ایشان از این جهت صحیح نیست که با لباس آن یک نامحرم را جلب کنیم که صورت زن جذابیتی نداشته باشد. اساساً مگر جلب توجه نامحرم به زن را میتوان این گونه تفکیک کرد. مسأله جلب توجه آن است که یکی از ابعاد وجود زن، اعم از نحوة پوشش، حالات و اندامها و... موجب جلب نامحرم شود به علاوه چه کسی گفته است چهره زن در چادر مشکی جذابتر است؟! دلیل ایشان بر این گفتهها چیست؟ جای پرسش از ایشان است که چرا به جای انتقاد از چهرههای باز و بدون حریم زنانی که با انواع آرایش صورت و موها به جلوهگری و خودنمایی میپردازند، ایشان مشکل اصلی را چهرهنمایی زنان چادری پنداشتهاند؟! در ادامه آوردهاند پیامبر به صراحت فرمودهاند رنگ تیره مکروه است. دربارة کراهتِ رنگ مشکی چند نکته را باید توجه کرد که ایشان متأسفانه از همة آنها غفلت کرده است: مکروه بودن رنگ سیاه که در روایات آمده است: اولاً اختصاص به مردان دارد و شامل زنان نمیشود چنان که بسیاری از فقیهان شیعه به این نکته اشاره کردهاند.[6]ثانیاً بر فرض که
رنگ سیاه برای همگان مکروه باشد، در روایاتی که پوشش سیاه مکروه شمرده شده است چندین چیز استثناء شده است، براساس روایات در کلاه، عمامه، کفش و کساء رنگ مشکی مکروه نیست و کساء، امروزه همان عبا و لباس رو برای آقایان و چادر یا مانتو و یا دیگر لباسهای رو برای خانمها محسوب میشود. باید از وی پرسید کدام عالم شیعی و غیر شیعی در مورد پوشیدن لباسهای گلدار و پوششهای جذاب و لباسنمایی، چنین سخنی گفتهاند؟ * حدود پوشش: وی گفته است: «ببینید ما در مناطق ایران لباسهای مختلفی داریم ـ همان لباس محلی که گفتیم ـ این لباسها متناسب با اقلیم و اعتقادات مردم است و مورد تأیید مراجع است. مورد تأیید افرادی مثل کلینی و صدوق است. چون ما اصلاً در مورد زن گیلک، وقتی که میخواهد نشا کند و مجبور است پاچهی شلوارش را بالا بزند و پایش را در گل فرو کند، استثناء داریم. وقتی که گیلک به شالیزار میرود، اشکالی ندارد، پاچهی شلوارش را بالا بزند، چون زندگیاش به این بستگی دارد، این خیلی بد است که مانتو و اشارپ که اسمشان هم فرنگی است، به عنوان لباس اسلامی مطرح شود، در حالی که اگر کسی با لباس محلی بخواهد به تالار وحدت برود نمیتواند. این یعنی سالها
غربزدگی حتی در لایههای درونی متدینین ما هم رسوخ کرده است. شاید به همین جهت بود که حضرت امام (ره) در سالهای آخر عمر پر برکتشان میفرمود: «اسلام ناب محمدی(ص)» ». وی لباسهای اقلیمهای مختلف کشور را مورد تأیید مراجع و عالمان بزرگی هم چون کلینی و صدوق دانسته که واقعاً عجیب است. شیخ صدوق و کلینی کی و کجا چنین اظهار نظری کردهاند و یا مراجع کی و کجا این لباسها را تأیید کردهاند؟ آنچه علمای اسلام فرمودهاند بیان ضوابط و شاخصههای حجاب و پوشش اسلامی است نه چیز دیگر. وی میگوید زنی که میخواهد در شالیزار کار کند و مجبور است پاچه شلوارش را بالا بزند و پایش را در گل فرو کند استثناء داریم یعنی به زعم ایشان مراجع این نوع پوشش را تأیید میکنند. کدام فقیه و مرجع دینی، بالا زدن پاچه شلوار زنان و آشکار شدن پای زن در برابر نامحرم را جایز میدانند همه فقیهان، تنها وجه و کفین یعنی صورت و دستها تا مچ را در پوشش زنان استثناء کردهاند و پوشش سایر اندام زن را در برابر نامحرم واجب و ضروری میدانند ایشان این حرفها را از کجا آورده و چگونه این مطالب را به مراجع و فقها نسبت میدهد؟ وی در ادامه میگوید: «ما الآن خانم جراحی داریم که به اتاق
عمل میرود، باید دستش تا آرنج باز باشد و مدام استریل کند، هرگز هیچ فقیهی نمیگوید این خانم جراحی را کنار بگذارد، یا للعجب از ادعاهای ایشان و نسبتهای نادرست به فقیهان! در موضوع پوشش خانمها در بیمارستانها و اتاق عمل و موارد مشابه پزشکی، اصل اولیه آن است که تمامی ضوابط پوشش و حریم محرم و نامحرم رعایت شود رؤسا و مدیران و مسئولین وزارت بهداشت و دیگر مسئولین موظفند، شرایطی را فراهم سازند که مرزهای محرم و نامحرم به خوبی حفظ شود. این تصوری عوامانه است که در حوزه درمان و پزشکی احکام محرم و نامحرم کنار میرود». آنچه در فقه داریم این است که در مواردی که درمان بیمار به گونهای است که حتماً باید پزشک مرد، قسمتی از بدن بیمار زن را ببیند و پزشک زن در این خصوص وجود ندارد، در این موارد احکام پوشش تخصیص میخورد اما این تخصیص هم به مقدار نیاز است یعنی اگر با دیدن قسمتی از بدن، کار انجام میشود جایز نیست بیشتر از آن مشاهده شود. در خصوص خانمهای جراح و مانند آنها، آیا نمیتوان با برنامهریزی شرایطی را فراهم کرد که اولاً اختلاط در اتاق عمل به حداقل برسد؟ ثانیاً آیا نمیتوان برای استریل کردن دستهای خانمها و آقایان جای مجزا در نظر
گرفت؟ در همین جا باید بر این نکته تأکید کنیم که وظیفه حکومت اسلامی، کاستن اضطرارهای اجتماعی است در راستای تحقق احکام اولی اسلام نه آن که براساس اضطرارهایی که به دلیل بیتوجهی به احکام الهی پدید میآید دائماً از احکام اضطراری فقه اسلامی استفاده کنیم. چه کسی گفته است تمام مواردی که در بیمارستانها و مراکز پزشکی پدید میآید اضطراری و غیرقابل تغییر است. در بسیاری از موارد، اختلاطها ناشی از بیتوجهی به احکام روابط زن و مرد در اسلام است. در بسیاری از موارد میتوان با برنامهریزی شرایطی را پدید آورد که حدود و حریم شرعی میان زن و مرد در حوزة بهداشت و درمان خدشهدار نشود. بنابراین فقیهان، برهنگی اندامهای خانمهای جرّاح را در اتاق عمل به هیچ روی جایز نمیدانند حال چگونه ایشان به سادگی ادعا می کند که هیچ فقیهی چنین چیزی را نمیگوید. آری هیچ فقیهی نمیگوید این خانم جراحی را کنار بگذارد امّا همه فقیهان میگویند این خانم باید خود را از نامحرم بپوشاند و برای جراحی شرایطی را پدید آورد که نامحرم دستهای او را تا آرنج مشاهده نکند و مسئولین و مدیران مکلفند چنین شرایطی را فراهم سازند. [1] - خاتون، ص 31. [2] -اعراف 27 [3] -احزاب 59 [4]
-نور30 [5] -اعراف 26 [6] ـ ر.ک به: محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 8، ص 235.