اخبار آرشیوی

کدخبر: 335350

حجت‌الاسلام محسن اراکی، استاد حوزه علمیه: در جامعه اسلامی،‌کارهای هنری، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باید بر مبنای تقوا باشد/ در این جامعه، سلسله مراتب بر اساس تقواست وکسانی که باتقواتر باشند، باید بالاتر قرار گیرد

به گزارش «نسیم» به نقل از روابط عمومی حوزه علمیه قم، در دومین نشست از سلسله نشست های قفه اجتماعی که در سالن اجتماعات حضرت امام خمینی(ره) مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) برگزار شد، حجت‌الاسلام محسن اراکی در آغاز سخن، با تبیین قائده‌های فقه‌الاجتماع، اظهار داشت:‌ موضوع احکام فقهی، در فقه‌الاجتماع، مکلف در خود جامعه یا فرد مقید با اجتماع است. وی در تبیین انواع اجتماع در نگاه فقهی، گفت: گاهی جامعه‌ای دارای قانون و حاکمیت واحد است که وحدت چنین جامعه‌ای، وحدت اعتباری است؛ همچنین جامعه دیگر، جامعه حقیقی است که مقدمه جامعه اعتباری می‌باشد. حجت‌الاسلام اراکی با بیان این که موضوع فقه‌الاجتماع، «جامعه اعتباری» است، افزود:‌ اعتباری که جامعه قرآنی و الهی دارد،‌ به دلیل میثاقی است که افراد جامعه با خداوند دارند و آن اطاعت از خداست. به این معنی کسی که لااله الاالله و اشهد ان محمد رسول‌الله می‌گوید،‌ وارد میثاق اطاعت از خدا و رسول خدا می‌شود. وی با بیان این که چنین میثاقی با میثاق و قرارداد اجتماعی در جوامع سکولار (دموکراسی لیبریایی و...) تفاوت دارد، اظهار داشت:‌ میثاق با خداوند، دارای الزام عقلی، ولی قرارداد اجتماعی در جامعه سکولار،‌ مبتنی بر این الزام نمی‌باشد. وی افزود:‌ اگر کسی در جامعه سکولار بخواهد از قوانین سرپیچی کند، هیچ میثاق عقلی برای بازداشتن او وجود ندارد،‌ ولی در میثاق الهی، منشأ قرارداد،‌ فوق انسانی است. قوانین الهی احکامی است که عقل انسان را به عمل نمودن به آن، وا می‌دارد. رئیس مجمع اندیشه اسلامی در تبیین دیگر تفاوت‌های میثاق الهی و میثاق جوامع سکولار اظهار داشت: میثاق اجتماعی فقهی مبنای تکوینی دارد،‌به این معنی که انسان در دورن خود،‌ به صورت فطری احساس می‌کندکه در برابر قوانین الهی مسئول است و حق تجاوز از آنها را ندارد. وی ادامه داد: همچنین میثاق اجتماعی فقهی میثاقی مرکب از دو میثاق است؛ نخست میثاق انسان با خداوند است که شامل همه انسان‌ها از رسول و رهبر گرفته تا، عامه مردم، می‌باشد. میثاق دیگر میان رسول و امام با مردم است. الزام اطاعت از هر دو میثاق از سوی خداوند تبیین شده است. وی با تأکید بر این که جامعه فقهی دارای هدف است،‌ تصریح نمود:‌هدف جامعه فقهی، ایجاد جامعه حقیقی که از لحاظ روح وهویت اجتماعی، دارای هویت متقّین و اطاعت از پروردگار باشد، است و در این جامعه،‌ آنچه حکومت می‌کند، تقوای الهی است. استاد حوزه علمیه قم در ادامه، درباره قواعد کلی فقه‌الاجتماع اظهار داشت: نخستین قاعده در فقه‌الاجتماع،‌ «حق الاطاعه عقلی» است که خداوند مطاع می‌باشد و اطاعت او بر همگان واجب است. در این جامعه، هر پیوند و کاری که صورت می‌گیرد، باید منطبق با اطاعت خداوند باشد. وی «حق الاطاعه شرعی» را دیگر قاعده فقه‌الاجتماع معرفی کرد و گفت: بر اساس این قاعده، همه در برابر اطاعت خداوند مسئول هستند و اطاعت از رهبر جامعه را بدون چون و چرا عمل می‌نمایند. این که گاهی از سوی برخی مطرح می‌شود که در ابتدا باید علت یا فلسفه یک حکم را بفهمیم تا از آن اطاعت نماییم، این کار اطاعت نیست. مسئله اطاعت، مسئله‌ای نیست که مختص اسلام باشد،‌بلکه در کشورهای غیر اسلامی نیز مسئله اطاعت وجود دارد. حجت‌‌الاسلام اراکی افزود: زمانی که ثابت شد رسول، رسول الهی است و اطاعت از رسول و امام و صاحبان امر لازم است،‌ بنابراین، آنچه او امر می‌کند، مطاع است. وی در تبیین دیگر قواعد فقه‌الاجتماع اظهار داشت: قاعده دیگر، هدف و غایت جامعه فقهی است که آن تحقق جامعه‌ای آرمانی می‌باشد. جامعه‌ای که در آن ، ملاک وحدت، تقوای الهی است و مردم، گروه‌ها،‌احزاب،‌ مؤسسات، نهاد‌ها و...، همگی باید بر مبنای تقوا باشند. وی خاطرنشان کرد: در جامعه اسلامی،‌کارهای هنری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...،‌باید بر مبنای تقوا باشد؛‌ بنابراین، اطاعت خدا و رسول و صاحبان امر، منتهی به شکل‌گیری جامعه‌ عابدین، متقین و صالحان می‌شود. رئیس مجمع اندیشه اسلامی ادامه داد: قاعده دیگر در این جامعه، رابطه متقابل رهبر و مردم است. در این جامعه، رابطه نهادهای قدرت با مردم، مبتنی بر تقوا می‌باشد و رهبر، ‌امری غیر از تقوا ندارد. رهبر باید پاسدار تقوا در جامعه باشد، پس، مردم نیز باید از او اطاعت نمایند. وی با بیان این که در جامعه اسلامی و فقهی، رابطه مردم با یکدیگر نیز بر مبنای تقوا شکل‌ می‌گیرد، اذعان داشت:‌ در این جامعه، سلسله مراتب بر اساس تقواست وکسانی که باتقواتر باشند، باید بالاتر قرار گیرد.
ارسال نظر: